صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

آيا دولت به گفتمان رقيب نيازمند است؟

اگر نظر خاتمي را در اينجا بپذيريم، گفتماني به نام اعتدال معني نمي‌يابد و لاجرم گفتمان يا روش اعتدال بايد بر همان عناصر گفتماني اصلاحات سوار شود و «تداخل گفتماني»، «گفتمان عاريتي»‌يا «گفتمان اجاره‌اي» جايگزين اعتدال شود اما به روش اعتدال بيان شود.

کد خبر: 2936

«آيا دولت به گفتمان رقيب نيازمند است؟» عنوان يادداشت روز روزنامه جوان به قلم دکتر عبدالله گنجي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

مهم‌ترين شرط ظهور يک گفتمان وجود حداقل يک گفتمان ديگر است و اصولاً گفتمان‌ها در فضاي تخاصم شکل مي‌گيرند. بدون ‌غيريت و مرزبندي، هيچ گفتماني ظهور نمي‌کند و تداوم نمي‌يابد. شرط پويايي گفتمان هماوردي و رقابت است. در عرصه سياسي نبود يک گفتمان رقيب منجر به افول انسجام درون‌گفتماني و به هم ريختن مرز‌ها و در نهايت موجب بي‌اعتباري يا از دسترس خارج شدن گفتمان خواهد شد. در جوامع مردمسالار گفتمان رقيب لازم‌تر و ضروري‌تر است.

دولت جديد گفتمان خود را «اعتدال» قرار داد اما بلافاصله اصلاح‌طلبان از جمله سيدمحمد خاتمي واکنش نشان داد که اعتدال يک روش است و نبايد آن را گفتمان ناميد اما اصلاحات يک گفتمان است.

اگر نظر خاتمي را در اينجا بپذيريم، گفتماني به نام اعتدال معني نمي‌يابد و لاجرم گفتمان يا روش اعتدال بايد بر همان عناصر گفتماني اصلاحات سوار شود و «تداخل گفتماني»، «گفتمان عاريتي»‌يا «گفتمان اجاره‌اي» جايگزين اعتدال شود اما به روش اعتدال بيان شود.
دولت مستقر که خود را مبرا و متمايز از دو جناح عمده کشور مي‌بيند به صورت طبيعي نمي‌تواند عقبه اجتماعي خود را به صورت انسجام‌يافته برآورد نمايد چرا که نمي‌تواند يا نمي‌خواهد خود را در مقابل قطب‌بندي‌هاي موجود و شناخته‌شده قرار دهد. از سوي ديگر چون تشابه عناصر گفتماني با گفتمان‌هاي موجود دارد، رقابت با آنان نيز بي‌معني است. همچنين دولت هم به انسجام طرفداران نيازمند است و هم تلاش مي‌کند حاميان را در انتخابات‌هاي آتي افزايش دهد، لذا با توجه به وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم چه کاري بايد انجام دهد؟ آقاي رناني از اساتيد اقتصادي و اصلاح‌طلب معتقد است رأي به دولت مستقر رأي سلبي است و در اعتراض به وضع اقتصادي موجود (اواخر دولت قبلي) جهت‌گيري شده است، لذا اگر مطالبات آنان برآورده نشود به صورت ملايم ريزش خواهند کرد.

اين رأي عصبيتي از جنس رأي جليلي و احمدي‌نژاد و حتي خاتمي ندارد، بنابر اين به نظر مي‌رسد دولت براي انسجام و حفظ طرفداران يا بايد اقدام کارگشا انجام دهد و اين کارگشايي فراتر از رسانه و سخنراني فهم شود يا بايد غيريتي بتراشد و در مقابل هواخواهان به عنوان کيسه بوکس از آن استفاده نمايد تا اين رقيب يا دشمن مشترک موجب انسجام دروني شود، بنابر اين جريان مستقر در دولت نيز همانند هر جريان ديگري نياز به رقيب‌خواني و هماورد دارد. در جامعه ديني ايران براي به در کردن رقيب از ميدان دو صفت سلبي بسيار مؤثر است؛ اول فساد اخلاقي است و دوم فساد اقتصادي. الحمدلله هنوز مسئولان ما به اين درجه از کم‌تقوايي نرسيده‌اند که مسائل اخلاقي براي هم بتراشند اما فساد اقتصادي اکنون به محور مرزبندي گفتماني براي انسجام دروني تبديل شده است و عوام‌گرايي مدرن هر روز در مسئله‌اي مي‌دمد که مسئله مردم نيست.

دو روز پيش که رئيس جمهور بحث رفراندوم را طرح کرد، بلافاصله بي‌بي‌سي فارسي محور‌هاي احتمالي مدنظر رئيس‌جمهور را در برنامه «نوبت شما» به رأي گذاشت. برخي رفراندوم را براي تغيير اصل نظام مي‌دانستند و برخي ديگر طرح آن را براي اهداف سياسي توصيف کردند اما يک نفر از کساني که تلفني گفت‌وگو مي‌کرد از مجري پرسيد: «چرا هر موقع روحاني مطلبي را طرح مي‌کند، شما برنامه ويژه براي تبيين آن مي‌گذاريد؟» و مجري که دستپاچه شده بود گفت: فرق نمي‌کند اگر آيت‌الله خامنه‌اي هم موضوعي را طرح کند ما بدان مي‌پردازيم...

رئيس‌جمهور به عنوان دبير شوراي امنيت ملي تجربه رفراندوم‌خواهي اصلاح‌طلبان را ديده و شنيده است و بازتاب اين سخنان را نيز به خوبي مي‌داند اما علت اصرار بر بيان آن حتي بدون اشاره به يک موضوع خاص براي چيست؟ طبيعتاً همه سلايق موجود در کشور يک برداشت از آن ندارند و بسياري آن را در راستاي کم‌کاري يا عبور از مشکلات حال کشور مي‌دانند. از آنجا که طبق اصل 59 قانون اساسي سازوکار رفراندوم خارج از اختيارات قوه مجريه است، مي‌توان اين سؤال را طرح کرد که چرا مسئولان فعلي دولت همين مطالبه را قبل از ورود به قدرت و به عنوان يک شهروند طرح نکردند. آيا مشکل خاصي در اين مدت پيش آمده يا مسئله‌اي قديمي مدنظر است؟ اگر مسئله جديد باشد مي‌توان قضاوت کرد که رفراندوم را در حد اجراي سلايق پايين آورده‌ايم زيرا سياست‌هاي کلي نظام مشخص است و دولت مستقر با علم به آن به ميدان آمده است.

نگارنده به عنوان دانش‌آموخته علم سياست، برگزاري رفراندوم در کشورهاي مختلف را بررسي نموده‌ام. در توسعه‌يافته‌ترين کشورها، رفراندوم براي مسائلي مانند اصلاح قانون اساسي، تجزيه از يک کشور، الحاق يک منطقه به يک کشور يا پيوستن به واحد پول اتحاديه‌ها برگزار مي‌شود. هيچ کشوري را نمي‌توان يافت که سياست خارجي يا يک مسئله اقتصادي را به رفراندوم گذاشته باشد.

اما اينکه مسئله اصلي مردم چيست، روشن است. نبايد مانند دوران اصلاحات براي مردم مسئله توليد کنيم، به طور مثال زمان اصلاحات همه هم و غم دولت افزايش روزنامه‌ها بود که تا تيراژ سه‌و‌نيم ميليون هم رسيد. گيريم اين سه و نيم ميليون روزنامه را 10 ميليون نفر هم مطالعه مي‌کردند اما مسئله 50 ميليون نفر ديگر معيشت بود. براي پاسخ به اين نياز عمومي و بحق مردم (معيشت) نمي‌توان يک نهاد يا يک جمشيد بسم‌الله يا يک دشمن فرضي را پيدا کرد و با عبارت «بعضي» و «عده‌اي» مردم را سر کار گذاشت. دولت بزرگ‌ترين سرمايه‌دار کشور است و هيچ فرد و نهادي توان رقابت يا بر زمين زدن دولت را در حوزه اقتصاد ندارد. اما حمله به ديگري در چنين مواردي در متن توده مؤثر است و اين همان کاري است که احمدي‌نژاد در سال‌هاي آخر دولتش به وفور انجام مي‌داد.

گيريم که سازوکار رفراندوم به عهده دولت باشد، اگر بخواهيم سؤالات قابل رفراندوم را از خود مردم بگيريم، چه مي‌گويند؟ نبايد به سؤالات در ذهن خود نعل وارونه بزنيم، به طور مثال مي‌گويند مذاکره با امريکا را به رفراندوم بگذاريم.

مذاکره با امريکا اصالت ندارد زيرا مسئله مردم چيز ديگري است، بنابر اين اگر در رفراندوم پرسيده شود: آيا رابطه با امريکا مشکل اقتصادي کشور را حل مي‌کند؟ ‌مردم چه خواهند گفت؟ اگر سؤال شود اي مردم آيا تورمي که دولت هر روز کنترل آن را گوشزد مي‌کند، شما در زندگي خود حس کرده‌ايد؟ چه خواهند گفت؟ اگر سؤال شود آيا اگر ما مراکز هسته‌اي‌مان را از ته جارو کنيم، مشکل ما و امريکا حل مي‌شود؟ مردم چه خواهند گفت؟ اگر در رفراندوم سؤال شود که آيا لازم است يارانه ثروتمندان قطع شود؟ مردم چه خواهند گفت؟ ‌اگرچه مردم ايران يک بار به ديدگاه دولت در يک رفراندوم «نه» گفته‌اند. آنجا که دولت از مردم خواست براي يارانه ثبت‌نام نکنند اما هيچ کس و حتي آنان که به دولت مستقر رأي داده بودند، وقعي به اين مطالبه نگذاشتند.

اکنون فضاي سياسي کشور آرام است و مانند دوران رياست جمهوري آيت‌الله هاشمي حتي نقد جدي و جرياني به دولت صورت نمي‌گيرد اما ظاهراً بايد هر روز و در هر مراسمي به کسي حمله شود و افکار عمومي به جاي «نخود سياه» به دنبال «نخود چند رنگي»‌بروند. اميد است دولت محترم و مستقر مسيري را طي نکند که مردم بگويند خدا پدر قبلي‌ها را بيامرزد. متأسفانه در فرهنگ ما گذشته هر قدر هم بد باشد در اذهان عمومي شيرين‌تر از امروز و امروز شيرين‌تر از فردا خواهد بود.
اين شاخص را هم بايد در برنامه‌ريزي‌هاي سياسي، اقتصادي و گفتماني لحاظ نماييم.

در جمع‌بندي اين وجيزه بايد گفت لازمه سياست‌ورزي هم فاصله گرفتن از روشنفکري است و هم قرار گرفتن در مقابل گفتمان رقيب، بنابراين دولت مي‌تواند به جاي حاشيه‌گردي و ابهام‌سازي، « گفتمان معيشت» را به عنوان گفتمان رقيب قرار دهد و پس از پيروزي بر آن مجلس و دولت آينده را نيز تصاحب نمايد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر