صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

ابراهيم اصغرزاده در گفت‌وگو با «اعتماد»:

ابراهيم اصغرزاده : روحاني بايد مردم را اميدوار کند / پاشنه آشيل دولت آقاي روحاني يأس مردم است

پاشنه آشيل دولت آقاي روحاني يأس مردم است و معتقد است دولت روحاني جز احترام به افکار عمومي راه ديگري ندارد. بخش مهمي از افکار عمومي را روشنفکران، نخبگان، فرهيختگان جامعه و اليت جامعه مي‌سازند.

کد خبر: 2830

متن پيش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

حسن روحاني همچنان شجاعانه حرف مي‌زند، از احياي همه‌پرسي و لزوم پرداخت ماليات توسط نهادهاي خاص اقتصادي مي‌گويد. او روز گذشته در کنفرانس اقتصاد ايران صراحتا اعلام کرد که «نمي‌شود يک نهاد کار اقتصادي بکند و ماليات ندهد اما تا مي‌گوييم فلان نهاد بايد ماليات بدهد بساطي درست مي‌شود. اما اين دولت در هر موضوعي که بداند مصالح مردم است بدون واهمه از هيچ کس و هيچ نهادي موضوع را به مردم خواهد گفت». از قضا فعالان سياسي اصلاح‌طلب نيز خواسته‌شان از رييس‌جمهوري همين است که مراقب حراست از پايگاه اجتماعي‌اش باشد و نگذارد اين محبوبيت و مقبوليت دچار آسيب شود. ابراهيم اصغرزاده از همان افرادي است که اين گونه مي‌انديشد. او در گفت‌وگو با «اعتماد» مي‌گويد: پاشنه آشيل دولت آقاي روحاني يأس مردم است و معتقد است دولت روحاني جز احترام به افکار عمومي راه ديگري ندارد. بخش مهمي از افکار عمومي را روشنفکران، نخبگان، فرهيختگان جامعه و اليت جامعه مي‌سازند.

دغدغه‌هاي دولت روحاني چقدر با استمرار دولت او ارتباط دارد؟

به عقيده من آقاي روحاني دغدغه‌هاي جدي پيش رو دارد و مهم‌ترين آن از دست ندادن مشروعيت اخلاقي دولت است. مشروعيت اخلاقي دولت آقاي روحاني به معناي وفاداري به شعارها و احترام به کساني است که به او راي داده‌اند.

آيا او تا امروز به شعارهايش وفادار بوده است؟

اگر دولت روحاني تئوري بقا را در پيش بگيرد به اين معني که سعي کند به هر دليلي باقي بماند و توجهي به هواداران و کساني که به او راي داده‌اند نداشته باشد، فرصت‌هاي آينده را نيز از دست خواهد داد. بنابراين مهم‌ترين دغدغه دولت روحاني حفظ اميد در مردم و نگه داشتن پايگاه اجتماعي و راي او است. او نه‌تنها بايد پايگاه اجتماعي خود را حفظ کند بلکه بايد در تقويت آن پايگاه اجتماعي نيز بکوشد. اگر دولت روحاني براي حفظ پايگاه اجتماعي دست به کارهايي بزند که نماد و نمود رويه‌هاي پوپوليستي باشد، زمينه را براي دولت بعدي نيز از بين خواهد برد.

اما با توجه به ميراثي که احمدي‌نژاد برايش باقي گذاشته تحقق آن شعارها چقدر امکان‌پذير است؟

بايد توجه داشته باشيم که دولت آقاي احمدي‌نژاد زمين سوخته را تحويل آقاي روحاني داد. دولت پيشين تلاش مي‌کرد به هر طريقي از امکانات موجود استفاده کند و چه در توزيع منابع ملي و چه در بذل و بخشش‌هاي نگاه پوپوليستي خود و ماجراجويي‌ها در تريبون‌هاي بين‌المللي منجر به ايجاد شرايطي در کشور شد که کاملا نمود تحويل يک زمين سوخته به دولت بعدي بود. آقاي روحاني بايد بداند که پايبندي به اصول کاملا ضروري است. اين اصول شامل همان مواردي است که آقاي روحاني در نقد دولت احمدي‌نژاد به کار برد و در سخنراني‌هاي انتخاباتي خود به آنها اشاره کرد. به عقيده من اگر آقاي روحاني براي افکار عمومي و حفظ پايگاه اجتماعي خود برنامه‌ريزي مناسبي در طول دو تا سه سال آينده داشته باشد باعث اميدواري مردم به او و دولت او خواهد شد و اين فرصت‌هاي خوبي را براي برنامه‌ريزي آينده دولت نيز ايجاد خواهد کرد. در واقع ايجاد اميد در مردم راه دولت روحاني را براي ادامه مسير خود باز‌تر خواهد کرد.

به عقيده شما مهم‌ترين برنامه دولت براي سال آينده چه مي‌تواند باشد؟

مهم‌ترين برنامه دولت در يک سال آينده انتخابات مجلس است و اين انتخابات محصول زحمات دولت آقاي روحاني در ماه‌هاي باقيمانده به انتخابات خواهد بود. بنابراين مهم‌ترين برنامه دولت آقاي روحاني در داخل کشور ايجاد سازو کار لازم براي يک انتخابات منصفانه، رقابتي و دموکراتيک براي مجلس دهم است. اگر دولت بتواند اين برنامه را عملي کند و دستگاه‌هاي اجرايي و فرمانداري‌ها از دخالت سياسي در امور انتخابات باز دارد و جلوي دخالت نيروهاي غيرسياسي در انتخابات را بگيرد، در اين صورت مجلسي که تشکيل مي‌شود مجلس مقتدري خواهد بود که در برنامه دولت نيز وقفه ايجاد نخواهد کرد. بنابراين يکي از برنامه‌هاي مهم دولت انتخابات پيش رو و ايجاد زمينه براي برگزاري يک انتخابات رقابتي و سالم است. آزادي مطبوعات، فعاليت احزاب و ايجاد شرايط و بستر مناسب براي افراد داراي صلاحيت در انتخابات مجلس از وظايف مبرم دولت آقاي روحاني است. به خصوص جلوگيري از مداخلات دستگاه‌هايي که الان با قدرت مالي که پيدا کرده‌اند به راحتي مي‌توانند تاثيرگذار باشند بسيار مهم است. به عقيده من پاشنه آشيل دولت آقاي روحاني يأس مردم و ناتواني دولت در برگزاري انتخابات نسبتا دموکراتيک است. اينکه مي‌گويم نسبتا دموکراتيک به اين معنا نيست که انتخابات ايران دموکراتيک نيست اما به خاطر دخالت برخي نيروها و وجود نظارت استصوابي معمولا بخشي از جامعه از انتخاب کانديداي واقعي خود در انتخابات محروم مي‌شوند.

شما اشاره کرديد که يکي از چالش‌هاي اساسي دولت روحاني ايجاد يأس بين مردم است. روحاني چگونه مي‌تواند راه خود را از ميدان مين‌گذاري شده برخي گروه‌ها باز کند؟

به عقيده من اعتدال به معناي انفعال يا ندانم‌کاري يا ناکارآمدي نيست. اعتدال به معناي استفاده از تمام فرصت‌ها براي جلب‌توجه مردم و افکار عمومي به سرنوشت کشور است. آقاي روحاني خود محصول نگاه اهميت دادن به افکار عمومي است. شعارهاي روحاني در انتخابات نيز جز احترام به خواست و مطالبات افکار عمومي چيز ديگري نبود. دولت روحاني که نمي‌خواست شق‌‌القمر کند او در سخنراني‌هاي خود از مطالبات عمومي مردم دفاع کرد بنابراين اکنون هم دولت روحاني جز احترام به افکار عمومي راه ديگري ندارد. بخش مهمي از افکار عمومي را روشنفکران، نخبگان، فرهيختگان جامعه و اليت جامعه مي‌سازد. بخش ديگري از حاميان اصلي روحاني اصلاح‌طلبان هستند. آقاي روحاني از وجود هنرمندان، فرهيختگان، نيروهاي اصلاح‌طلب و نيروهاي تحول‌خواه جامعه بايد به عنوان يک فرصت استفاده کند. نگاه او بايد طوري باشد که آنان را از خود نراند. اگر پشتيباني و حمايت آنان را از دست بدهد بر افکار عمومي نيز نمي‌تواند تاثير بگذارد و نيروهاي تندرو و افراطي راست فرصت پيدا مي‌کنند تا افکار عمومي را عليه دولت روحاني تحريک و آنها را از دولت آقاي روحاني نااميد کنند. آقاي روحاني با کمک به نيروهاي اصلاح‌طلب به بهبود اوضاع در افکار عمومي ياري رسانده است.

فکر مي‌کنيد تاثير نخبگان و روشنفکران جامعه در افکار عمومي چيست؟ نظر مردم نسبت به دولت روحاني چطور تحت تاثير نخبگان جامعه است؟

طبيعتا افکار عمومي يا حوزه‌هاي مربوط به جامعه مدني مانند مطبوعات، احزاب، ان جي او‌ها يا شبکه‌هاي اجتماعي اگر آگاه و قدرتمند باشند و بتوانند حرف بزنند و تقويت شوند و از دولت روحاني دفاع کنند، شاهد بسيج مردم به نفع دولت او خواهيم بود. اما اگر آقاي روحاني پاي ميز بده بستان‌هاي کاسبکارانه با جناح اصولگراي تندرو يا گروه‌هاي راست افراطي بنشيند، حمايت نيروهاي خود را از دست مي‌دهد و ديگر افکار عمومي هم به سمت او جذب و جلب نخواهند شد. در حال حاضر مي‌بينيم که در اين دوره کوتاه دولت آقاي روحاني با وجود اينکه راديو و تلويزيون را در اختيار نداشته و آنها هم به صورت مداوم نقد دولت او را مي‌کرده‌اند اما هنوز مردم به دولت روحاني اعتماد دارند، هنوز افکار عمومي اميد دارند که او تغييراتي را ايجاد کند. بنابراين با وجود اينکه راديو و تلويزيون مخالف دولت روحاني است ولي مي‌بينيم که دولت او افکار عمومي را در اختيار دارد. دليل آن اين است که اليت و نخبگان جامعه و گروه‌هاي اصلاح‌طلب را هنوز به عنوان حامي خود دارد. بنابراين جلب اعتماد نخبگان و روشنفکران و اليت جامعه به دولت آقاي روحاني به جلب رضايت افکاري عمومي از دولت او کمک کرده است و حمايت مردم را نيز براي دولت او ايجاد کرده است اما اگر در ماه‌هاي آينده اين حمايت کم شود و اصلاح‌طلبان يا گروه‌هاي تحولخواه جامعه احساس کنند که دولت و استانداري‌ها و فرمانداري‌ها قادر به ايجاد انتخابات خوب و سالم براي مجلس آينده نيستند و حمايت خود را از دولت کم کنند، افکار عمومي به ضرر آقاي روحاني خواهد شد.

به عقيده شما دولت روحاني با چه مشکلاتي رو به رو است؟ و چه برنامه‌هايي را براي جلب افکار عمومي بايد داشته باشد؟

دولت آقاي روحاني در سال ٩٤ و در واقع سال آينده ميلادي با مشکلات جدي‌تري روبه‌رو است. يکي از اين مشکلات کسري بودجه است. به هر حال اين دولت در بودجه خود کسري دارد. قيمت نفت پايين آمده و هنوز تحريم‌ها برداشته نشده است و بنابراين در پرداخت يارانه به دهک‌ها تحت فشار قرار مي‌گيرد و مجبور به محروم کردن دهک‌هاي بالا مي‌شود. حذف دهک‌هاي بالا نسبت به دهک‌هاي مياني چالش اجتماعي بزرگي به وجود خواهد آورد. همچنين تفکيک دهک‌هاي بالا نيز براي دولت کار سنگيني است اما آقاي روحاني ناچار است که آن را عملي کند. مساله ديگر فساد است که او هم چند بار به آن اشاره کرده است. فساد تا به حال متوجه دولت قبل بود. افکار عمومي هم معتقد بودند که دولت احمدي‌نژاد باعث ايجاد فساد‌هاي زيادي بوده است و آقاي روحاني هم در صحبت‌هاي خود به آن اشاره مي‌کرد اما اخيرا مي‌بينيم که آقاي روحاني به فاش کردن بخش ديگري از فساد مي‌پردازد. او بيان مي‌کند که فساد در دستگاه‌ها و دخالت برخي نيروهاي غير اقتصادي در اقتصاد و رانت‌ها در کشور به وجود آمده است. اين طور نيست که تبعيض و فساد و اقتصاد زيرزميني را تماما به دولت قبل منسوب کنيم. اکنون دولت روحاني براي از بين بردن اقتصاد زيرزميني بايد برنامه ارايه دهد.

اين کار چگونه بايد انجام شود؟

آقاي روحاني براي اينکه اين شعارها را تقويت کند و شفاف سازد بايد جامعه مدني و نظام‌هاي مدني را تقويت کند. بودجه‌يي که مردم از جيب خود به برخي نيروها مي‌دهند نبايد صرف کارهايي شود که مردم خواهان آن نيستند.

دولت تمرکز ويژه‌يي بر سياست خارجي دارد آيا در اين حوزه مي‌تواند وعده‌هايش را عملياتي کند؟

در حوزه سياست خارجي مهم‌ترين کار دولت خارج کردن پرونده ايران از شوراي امنيت است که به عقيده من بزرگ‌ترين مشکلي است که دولت احمدي‌نژاد در دوره خود به بار آورد و به کشور و منافع ملي ايران ضربه زد. بعد از خارج شدن پرونده ايران از شوراي امنيت مساله تحريم‌ها، گفت‌وگو با امريکا و پرونده هسته‌يي و مذاکرات با ١+٥ داراي اهميت است که دولت روحاني بايد آنان را پيگيري کند. به عقيده من فرصت‌هاي خوبي براي دولت روحاني در عرصه خارجي ايجاد شده است که دولت روحاني بايد از آن استفاده کند و آن مساله داعش است. پيدايش نيروهاي تکفيري در جهان اهل سنت و در کشورهاي منطقه موقعيت ممتازي را در ايران براي مبارزه با تروريسم ايجاد کرده است. امريکا و کشورهاي غربي نياز به همکاري ايران دارند و مي‌دانند که هيچ يک از دولت‌هاي منطقه نظير دولت ترکيه، عربستان، مصر و پاکستان براي مبارزه با جنبش بنيادگرايي تکفيري که رو به گسترش است و بخش‌هايي از آفريقا و خاورميانه را دربرگرفته، مناسب نيستند اما ايران به اين دليل که خود قرباني تروريسم بوده و به اين دليل که شيعه اساسا با تروريسم مخالف است و در هيچ يک از عمليات انتحاري و تروريستي هيچگاه شيعه دخالت نداشته است، کشور قابل اعتمادي است و دولت روحاني از اين فرصت مي‌تواند استفاده کند.

در حوزه سياست داخلي گويي نوعي تغافل وجود دارد. در اين خصوص نظر شما چيست؟

البته پيدا کردن راه‌حل‌هاي منطقي و آشتي‌جويانه براي آزاد کردن زندانيان سياسي و پايان دادن به حصر نيز مهم است. اين مساله هم يکي از دستور کارهاي مهم دولت روحاني است. آقاي روحاني رييس‌جمهور کشور است و نمي‌تواند خود را به نديدن بزند و اعلام کند که مسوول اين موضوعات نيست. بالاخره رييس‌جمهور رييس شوراي عالي امنيت ملي هم هست. دولت روحاني با چالش‌هاي ديگري هم روبه‌رو است. مثلا تندروها و محافظه‌کاران سعي مي‌کنند مردم را تحريک کنند و خصوصا شرايط اقتصادي امکان دارد که با کاهش قيمت نفت در ماه‌هاي آينده سخت‌تر شود. بنابراين عده‌يي از افراطيون مردم را تحريک خواهند کرد و دولت روحاني را زير سوال مي‌برند اما اين چالش‌ها به عقيده من در مراحل بعدي قرار دارد. چالش‌هاي اصلي همان است که اشاره کردم.

برخي اصلاح‌طلبان اشاره کردند که دولت روحاني مناسب براي دوران گذار از دوره‌يي است که کشور قبلا با آن مواجه بوده است. به عقيده شما اين دوره گذار چهار ساله است يا ٨ ساله؟

آقاي روحاني بايد بداند که زمين سوخته را تحويل گرفته است و جامعه مدني ايران توسط دولت احمدي‌نژاد در هم شکسته شده است. تيراژ مطبوعات پايين آمده و نهاد‌هاي مدني با بحران روبه رو بوده‌اند، فعاليت احزاب مختل شده است و تفکرات پوپوليستي و خرافه‌گرايي رواج پيدا کرده است. نوعي پوپوليسم رشد کرده است. پوپوليسم اقتصادي که مبتني بر توزيع منابع ملي بوده به وجود آمده است. دولت آقاي روحاني در وضعيت آشفته و بحراني در حوزه اجتماعي دولت را تحويل گرفته است. بنابراين دولت روحاني اگر در آينده کمک به تقويت جامعه مدني کند و انتخابات خوبي را براي مجلس برگزار کند قطعا دولت تداوم پيدا خواهد کرد اما اگر قادر به ايجاد اين شرايط نباشد و موجي از بدبيني و دلخوري و نااميدي، بي‌اعتمادي و دلزدگي جامعه را فرا بگيرد دولت آقاي روحاني نمي‌تواند به راحتي به چهار سال دوم برسد.

دولتي که با حمايت اصلاح‌طلبان به قدرت رسيد با کارشکني تندروها مواجه است. چگونه بايد ميان مطالبات مردم و کارشکني تندروها به يک تعادل رسيد که هم مردم راضي باشند و هم افراطي‌ها موفق نشوند؟

دولت آقاي روحاني محصول اميدواري مردم توسط اصلاح‌طلبان بود. اصلاح‌طلبان مردم را به صندوق راي اميدوار کردند. در دولت آقاي روحاني، فرمانداران و وزارت کشور بايد به گونه‌يي عمل کنند که در انتخابات مجلس آينده کساني را که نااميدند و رايي که به روحاني دادند اشتباه مي‌دانند، دست بالا را نداشته باشند. من اطمينان دارم که اگر دولت آقاي روحاني قادر نباشد در حوزه‌هاي داخلي و خارجي برنامه‌هاي خود را جلو ببرد، دست کساني بالا خواهد بود که مي‌گفتند راي دادن به روحاني در سال ٩٢ اشتباه خواهد بود چون ما دچار بن‌بست سياسي هستيم و تکليف حصر مشخص نخواهد شد و تا تکليف دولت احمدي‌نژاد و خطاهاي او در انتخابات ٨٨ روشن نشود نبايد به صندوق راي رجوع کرد. ديديم که اصلاح‌طلبان با تصديق مردم از انتخابات ٨٨ عبور و کمک کردند مردم پاي صندوق راي بيايند و آقاي روحاني را انتخاب کردند. نبايد بگذاريم انتخابات مجلس آينده دوباره با رد صلاحيت‌ها و جوسازي که رسانه‌هاي همگاني و مراجعي که از بيت المال تغذيه مي‌کنند شروع به تبليغ جناح و افراد خاصي کنند اين مساله همان بحران‌ها و مشکلاتي را به وجود مي‌آورد که در گذشته ايجاد کرد و متاسفانه در آن دوران کشور ما بسيار ضربه خورده است. بايد کساني که دست‌شان به قدرت مي‌رسد و مقامي دارند بي‌طرفي خود را در انتخابات اعلام کنند. به خصوص شوراي نگهبان نبايد اشتباهي را که در سال ٨٨ مرتکب شد، تکرار کند. در آن سال ديديم که برخي اعضاي شوراي نگهبان رسما و به صورت آشکارا از بعضي کانديداها حمايت و براي آنها تبليغات کردند. قداست نهاد شوراي نگهبان با بي‌طرفي بايد حفظ شود و تمامي نيروهاي نظامي و امنيتي، بايد از فعاليت سياسي باز داشته شوند و اين وصيت رهبر فقيد انقلاب است. دولت روحاني مسوول است که شرايط را براي يک انتخابات سالم و رقابتي مهيا کند و هرچه او در اين زمينه تلاش بيشتري داشته باشد اميد مردم و اعتماد مردم را به خود بيشتر خواهد کرد. اعتماد و اميد مردم سرمايه اجتماعي بسيار گرانقدري است که ارزش آن به مراتب از منابع نفتي و منابع اقتصادي کشور بالا‌تر است. اين سرمايه اجتماعي نبايد دچار فروپاشي شود. جامعه ما از شکاف دولت و ملت رنج مي‌برد. الان که اين شکاف ميان دولت و ملت تا حدودي ترميم شده است بايد کاري کنيم که اين شکاف به حداقل خود برسد.

جمله‌هاي کليدي

به عقيده من آقاي روحاني دغدغه‌هاي جدي پيش رو دارد و مهم‌ترين آن از دست ندادن مشروعيت اخلاقي دولت است.
اگر دولت روحاني براي حفظ پايگاه اجتماعي دست به کارهايي بزند که نماد و نمود رويه‌هاي پوپوليستي باشد، زمينه را براي دولت بعدي نيز از بين خواهد برد.
مهم‌ترين برنامه دولت در يک سال آينده انتخابات مجلس است و اين انتخابات محصول زحمات دولت آقاي روحاني در ماه‌هاي باقيمانده به انتخابات خواهد بود.
به عقيده من پاشنه آشيل دولت آقاي روحاني يأس مردم و ناتواني دولت در برگزاري انتخابات نسبتا دموکراتيک است.
اگر آقاي روحاني پاي ميز بده بستان‌هاي کاسبکارانه با جناح اصولگراي تندرو يا گروه‌هاي راست افراطي بنشيند، حمايت نيروهاي خود را از دست مي‌دهد و ديگر افکار عمومي هم به سمت او جذب و جلب نخواهند شد.
پيدا کردن راه‌حل‌هاي منطقي و آشتي‌جويانه براي آزاد کردن زندانيان سياسي و پايان دادن به حصر نيز مهم است.
قداست نهاد شوراي نگهبان با بي‌طرفي بايد حفظ شود و تمامي نيروهاي نظامي و امنيتي، بايد از فعاليت سياسي باز داشته شوند .

نظرات بینندگان

ارسال نظر