صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سرمقاله اعتماد/ اقتصاد نفتي و فرهنگ

وقتي که درآمدهاي بادآورده نفتي زياد است، موارد جديدي براي پرداخت بودجه مثل قارچ مي‌رويد که هيچ دليل بودجه‌يي براي پرداخت به آنان وجود ندارد ولي پس از چند سال اين رديف‌هاي بودجه‌يي به پاي ثابت اخذ بودجه تبديل مي‌شوند و در زمان کاهش درآمدهاي نفتي نيز همچنان مطالبه بودجه مي‌کنند. کافي است که به رديف‌هاي بودجه پيشنهادي دولت در بخش فرهنگ براي سال آينده نگاهي بيندازيم. بيش از نيمي از رديف‌هاي بودجه‌يي بخش فرهنگ در گذشته بودجه‌يي نمي‌گرفته‌اند و ساختار وظايف آنها در قالب وظايف دولت تعريف نمي‌شود ولي حدود نيمي از بودجه فرهنگ به آنان اختصاص يافته و همين مساله موجب تاثيرگذاري بر فعاليت‌هاي فرهنگي جامعه و نيز اين‌گونه موسسات غيرپاسخگو شده است.

کد خبر: 2780

«اقتصاد نفتي و فرهنگ» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

درباره زيان‌هاي اقتصاد نفتي و رانتي زياد گفته شده است ولي اکنون که در فصل بودجه‌نويسي هستيم، بد نيست که فارغ از برخي جزييات موجود در رديف‌هاي لايحه پيشنهادي بودجه، به نکته مهمي اشاره شود و اينکه رابطه اقتصاد نفتي و فرهنگ چيست؟يک تفاوت مهم اقتصادهاي نفتي با ساير اقتصادها در تغييرات سريع آن است. به يک‌باره درآمدهاي دولت چند برابر مي‌شود، يا در موقعيتي ديگر چند برابر کاهش مي‌يابد. در اقتصاد غيرنفتي اين پديده به ندرت ديده مي‌شود و افزايش و کاهش بودجه دولت‌ها در حد معقول رشد اقتصادي است ولي در اقتصادهاي نفتي قضيه فرق مي‌کند. در سال ١٣٥٢ که درآمدهاي نفتي شاه چند برابر شد، به يک‌باره با بودجه‌يي انبساطي مواجه شد. پرسش اين است که اين بودجه‌ها چگونه صرف مي‌شود؟ از اتلاف و فساد که بگذريم، بخش فرهنگ و دفاع متورم مي‌شوند چون اينها مواردي هستند که به راحتي مي‌توان در آن هزينه کرد ولي اين هزينه کردن لزوما به نفع فرهنگ نيست زيرا بودجه فقط يک وجه فرهنگ است که اگر اين وجه به‌صورت رانتي چاق و فربه شود، از وجه خلاقيت آن کاسته مي‌شود. اين‌گونه تورم بودجه‌هاي فرهنگي موجب اختلال در توليدات فرهنگي مي‌شود زيرا اين بودجه‌هاي زياد سبب شکل‌گيري گرايش‌هاي رانتي در توليدات فرهنگي مي‌شود.فرهنگ ارتباط خود را با متن جامعه و مطالبات مردم از دست مي‌دهد و به کالايي لوکس و مختص طبقه حکومتي از نوع رانتي آن تبديل مي‌شود. نمونه مشهور آن جشن هنر شيراز بود که در زمان رژيم گذشته برقرار و بودجه آن وصل به درآمدهاي حاصل از لوله‌هاي نفتي بود و در نهايت هم همان برنامه بي‌ارتباط با متن جامعه يکي از بهانه‌هاي مهم مردم براي قيام عليه آن رژيم شد. بنابراين اقتصاد نفتي، موجب تورم بودجه فرهنگي و شکل‌گيري فرهنگ رانتي و سطحي و مبتذل و حتي خرافي مي‌شود. کساني عهده‌دار توليد فرهنگ مي‌شوند که توليدات آنها در بطن جامعه متقاضي ندارد و هر کس به قدرت تقرب بيشتري دارد، از اين خوان يغما بهره‌مندتر مي‌شود. توليدات فرهنگي سفارشي و بي‌روح مي‌شوند. هرچند در ميان اين توليدات مي‌توان موارد فاخر و ارزشمندي هم ديد ولي اينها استثناست. در اين شرايط اقتصاد و فرهنگ دچار اختلال مي‌شوند ولي مشکل مهم‌تر و ديگر وقتي رخ مي‌دهد که درآمدهاي نفتي ناپديد مي‌شوند و درآمدهاي دولتي به‌شدت کاهش پيدا مي‌کند. در اين مرحله نيز نخستين جايي که بودجه‌هاي آن انقباضي مي‌شود فرهنگ است و کاهش بودجه فرهنگ با شدت بيشتري نسبت به ساير زمينه‌ها انجام مي‌شود و فرهنگ و توليدات آن را در وضعيت رکودي شديدي قرار مي‌دهد. کاهش سرمايه‌گذاري و هزينه‌هاي نگهداري تاسيسات و اماکن فرهنگي و حتي ناتواني در تامين حقوق کارکنان اين حوزه موجب مي‌شود که فشار مضاعفي براي درآمدهاي اين بخش وارد شود و مصرف فرهنگي مردم را دچار مشکل کند. اتفاقي که در سال‌هاي کاهش درآمدهاي نفتي در ايران شاهد آن بوده‌ايم. نمونه روشن آن وابستگي شديد صداوسيما به درآمدهاي خاص خود است، به‌طوري که براي برنامه‌هاي غيرتبليغاتي نيز کسب درآمد مي‌کند! و اعتبار رسانه را مخدوش کرده‌اند. يا فروش امکانات و خصوصي‌سازي براي تامين درآمد و جبران کسري بودجه، شيوه ديگري است که در بخش فرهنگ به اجرا درمي‌آيد و اين نيز عوارض خاص خود را دارد.
در اين مرحله مشکل ديگري نيز گريبان دولت را مي‌گيرد. وقتي که درآمدهاي بادآورده نفتي زياد است، موارد جديدي براي پرداخت بودجه مثل قارچ مي‌رويد که هيچ دليل بودجه‌يي براي پرداخت به آنان وجود ندارد ولي پس از چند سال اين رديف‌هاي بودجه‌يي به پاي ثابت اخذ بودجه تبديل مي‌شوند و در زمان کاهش درآمدهاي نفتي نيز همچنان مطالبه بودجه مي‌کنند. کافي است که به رديف‌هاي بودجه پيشنهادي دولت در بخش فرهنگ براي سال آينده نگاهي بيندازيم. بيش از نيمي از رديف‌هاي بودجه‌يي بخش فرهنگ در گذشته بودجه‌يي نمي‌گرفته‌اند و ساختار وظايف آنها در قالب وظايف دولت تعريف نمي‌شود ولي حدود نيمي از بودجه فرهنگ به آنان اختصاص يافته و همين مساله موجب تاثيرگذاري بر فعاليت‌هاي فرهنگي جامعه و نيز اين‌گونه موسسات غيرپاسخگو شده است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر