صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سرمقاله اطلاعات/ ضرورت حمايت از دولت

حمايت از دولت تنها در ارائه گزارش يا عناوين فعاليت‌هاي مثبت آن نيست، حمايت از دولت با شاخص «همدلي» و «همراهي»، نقد اشتباه‌ها، کمبودها و خسارت‌هاي گذشته و پذيرش راهکارهاي تصحيح آن به دست مي‌آيد. حمايت از دولت نيازمند زمان شناسي و حضور نخبگان فکري در صحنه نظر پردازي‌ها است. سياست‌زدگي و تلاش براي تثبيت جزميت‌هاي تشکيلاتي گروهي و باندي در يک کلام «تفرقه» آفت حمايت از دولت است؛ دولتي که هر بار تکرار مي‌کند که «دولتي حزبي» نيست و نمي‌خواهد در حصار عناوين رايج تشکل‌هاي سياسي خود را محبوس کند. در کنار تجديد‌نظر در مديريت کلان گذشته، تجديدنظر در شاخص‌هاي حمايت از دولت يازدهم نيز نياز ضروري امروز ما است.

کد خبر: 2771

«ضرورت حمايت از دولت» عنوان يادداشت روز روزنامه اطلاعات به قلم ابوالقاسم قاسم زاده است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

دولت‌ها نيازمند حمايت‌اند و هيچ دولتي بدون حمايت مراکز قدرت، همچنين جريان‌هاي سياسي و به‌خصوص مردم، نمي‌تواند برنامه‌هاي خود را اجرا کند. دکتر روحاني دولت يازدهم را با نمايه «اعتدال» به مردم معرفي کرد و براي تحقق آن نهادينه کردن روش‌ «تدبير و اميد» را انتخاب کرد.

فرآيند تدبير و اميد دو ساحت را در بر مي‌گيرد. ساحت نخست، باز گذاشتن ميدان انديشه‌ورزي براي برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري عقلاني است. براي تحقق تدبير جامع و البته قابل اجرا، تضارب آراء و تحمل نظرهاي مخالف نياز ضروري است. جامعه و دولتي آنگاه صاحب «تدبير» مي‌گردد که دو شاخص در آن ديده شود، اول، نخبگان آن جامعه، ترس از ارائه انديشه خود نداشته باشند و نقد تفکر دچار سياست زدگي يا صلابت مجازات امنيتي نگردد. دوم، ابزارهاي ارتباط عمومي و رسانه‌اي در حيطه جزميت‌هاي سياسي نباشند و تا مرز تکفير انديشه مخالف نتازند.

«تدبير» امري سيال است و حيات آن به آزاد انديشي نخبگان وابسته است. هر جا که تدبير باشد اميد نيز مي‌آيد و نااميدي نخبگان از تدبير، جامعه را نااميد مي‌سازد.

همين معادله، معادله روابط نخبگان با دولت و مردم است که در جامعه شناسي سياسي مي‌گويند، دولتي که حمايت نخبگان رانداشته باشد، دولت موفقي نخواهد بود.

ساحت دوم، در گستره امور کلان در مديريت کشور اعم از اقتصاد، سياست (داخلي و خارجي)، فرهنگ و هنر و تمامي مسايل اجتماعي، نياز به «تدبير» است که با دو اصل برنامه‌ريزي و مديريت همه دولت‌ها فعاليت‌هاي خود را تنظيم مي‌کنند. در بسياري از کشورها نقد دولت‌ها بر مدار نقد برنامه ريزي‌ها و چگونگي مديريت آنان مي‌چرخد. ادبيات تدبير، ادبيات پرخاشگرانه و شخص محور نيست. با «مجيز‌گويي» و يا «مچ‌گيري» فاصله بسيار دارد و همواره از مسير «نقد سالم» جامعه و دولت را اميدوار و شاداب نگه‌مي‌دارد.

حمايت از دولت را همه قبول دارند و مخالف يا موافق خود را حامي دولت نشان مي‌دهند. پرسش اين است که چرا همچنان دولت خود را نيازمند حمايت مي‌داند و دکتر روحاني در اغلب سخنراني‌هاي خود از همه مي‌خواهد که از دولت حمايت کنند؟ نگاه به بستر عمومي کنش‌ها و واکنش‌ها در مجامع گوناگون نشان مي‌دهد که خطوط برجسته در راستاي ترميم کشوري ويران و نقد منفي از دولت است و البته ادعاي حمايت از دولت با ارائه انبوهي از نقد منفي يا دروغ‌گويي است يا سياست بازي! در جامعه‌اي که نخبگان آن سکوت يا بي‌تفاوتي را ترجيح دهند و بگويند «سري که درد نمي‌کند دستمال مبند» در جامعه‌اي که اخبار منفي، خبر داغ خوانده شود و مدار مطبوعات و رسانه ملي بر پخش و تفسير اخبار منفي مي‌چرخد، در شرايطي که «اختلاس»، «فساد»، «دزدي»، «چپاول ثروت ملي»، «قتل»، «غارت»، «سوء استفاده از قدرت»، «ورشکستگي»، «رکود»، «مرگ توليد»،‌ «ضرر و زيان‌هاي تحريم»،‌ «سقوط قيمت نفت»، «صعود قيمت دلار»، «رونق دلالي و زمين‌خواري»، «سانسور»، «مميزي»، «پول‌شويي»، «اسيدپاشي»، «سقوط امنيت‌ عمومي» و… چرخه خبري و نگارش مطبوعات و گزارش‌هاي رسانه‌ملي و دهها «سايت» و بنگاه‌هاي خبري را شکل مي‌دهد، حمايت از دولت شعار و شعارزدگي بيش نخواهد بود.

نگارنده اغلب جلسات عمومي مجلس را از راديو گوش مي‌کنم. سخنراني اغلب نمايندگان مجلس بر مدار برجسته‌سازي کمبودها و نااميدي جامعه است هر شنونده‌اي که اين «نطق‌ها» از سوي نمايندگان مردم را گوش کند، اگر بر حال و احوال کشور خود نگريد و تأسف نخورد و از دولت بيزار نگردد، جاي پرسش و سؤال دارد! آيا نمايندگان در مجلس خودبخشي از دولت نيستند که گمان مي‌برند براي مقبوليت مردمي بايد تا آنجا که مي‌توانند، کشور را ويرانه و دولت را فاقد برنامه و قدرت اجرايي نشان دهند!؟ آيا چنين روش و به‌کارگيري چنين ادبياتي حمايت از دولت است؟ و مي‌توان آنرا نقد سالم و دلسوزانه ناميد که موجب رشد تدبير و اميد مي‌گردد و کشور را بر مدار «اعتدال» مي‌آورد؟

حمايت از دولت تنها در ارائه گزارش يا عناوين فعاليت‌هاي مثبت آن نيست، حمايت از دولت با شاخص «همدلي» و «همراهي»، نقد اشتباه‌ها، کمبودها و خسارت‌هاي گذشته و پذيرش راهکارهاي تصحيح آن به دست مي‌آيد. حمايت از دولت نيازمند زمان شناسي و حضور نخبگان فکري در صحنه نظر پردازي‌ها است. سياست‌زدگي و تلاش براي تثبيت جزميت‌هاي تشکيلاتي گروهي و باندي در يک کلام «تفرقه» آفت حمايت از دولت است؛ دولتي که هر بار تکرار مي‌کند که «دولتي حزبي» نيست و نمي‌خواهد در حصار عناوين رايج تشکل‌هاي سياسي خود را محبوس کند. در کنار تجديد‌نظر در مديريت کلان گذشته، تجديدنظر در شاخص‌هاي حمايت از دولت يازدهم نيز نياز ضروري امروز ما است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر