صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

صحبت در مورد محاکمه فرماندهان بعد از جنگ بي‌اخلاقي است

دوستاني که در دولت هستند تحرک ندارند به لحاظ کهولت سن واقعا اين طور نيست من کمتر همکاري را مي‌دانم از خود آقاي روحاني تا بقيه که در شبانه روز کمتر از چهارده ساعت کار بکنند من خودم معمولا پنج مي‌آيم هشت نه شب و ده شب مي‌روم بيشتر از هفده هجده ساعت نمي‌شود کار کرد بقيه هم همين طور هستند مهم اين است که ما امروز قادر باشيم

کد خبر: 256

وزير دفاع گفت: صحبت در مورد محاکمه فرماندهان بعد از جنگ بي‌اخلاقي است.

سردار حسين دهقان وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران ميهمان اين هفته برنامه «شناسنامه» به سردبيري محمدحسين رنجبران و محمد صراف بود.

وي در اين برنامه به موضوعاتي همچون تشکيل حزب‌الله لبنان در زمان فعاليتش در لبنان، بي‌اخلاقي‌ها و دعواهاي سياسي در مورد انتشار خبر محاکمه برخي فرماندهان بعد از جنگ و فتنه 88 اشاره کرد.

سردار دهقان گفت: بعد از اينکه در لبنان توفيق خدمت پيدا کردم در اولين گام تلاش کردم يک نوع وحدت و يکپارچگي در مجموعه‌هاي وابسته يا در ارتباط با جمهوري اسلامي ايجاد کنيم تا بتوانيم يک آهنگي در عمل را به وجود بياوريم و توان موجود در آنجا را در جهت مقابله با اشغال اسرائيل به کار بگيريم. ذهنيت شکل‌گيري حزب‌الله و تشکل حزب‌الله از همين جا شروع شد.

وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: صحبت در مورد محاکمه فرماندهان بعد از جنگ ناشي از دعواهاي سياسي نا به جايي است که در کشور مي‌شود. اين بيشتر بداخلاقي است تا اينکه بخواهد دفاع باشد يا رعايت حقوق باشد. وقتي ما در نظام جمهوري اسلامي در زمان جنگ که اگر کسي بخواهد فرار کند بايد اعدامش کنيم، احدي را اعدام نکرديم چطوري بعد جنگ کسي را اعدام کنيم.

وزير دفاع درخصوص فتنه 88 گفت: تخطي کردن يا خروج کردن يا نپسنديدن يا هر اسمي که رويش بگذاريم از حکم ولي‌فقيه يک جفا در حق نظام و مردم يا اسلام است. هر کسي بخواهد باشد مهم نيست و اين ثابت شده است. در گذشت زمان در اين سي و چند سال، آن عنصري که همواره در گردنه‌ها و عقبه‌هاي جدي انقلاب و خطرات، اين نظام را عبور داده شخص ولي‌فقيه بوده است.

مشروح اين برنامه را مي‌توانيد در ادامه بخوانيد:

مجري: بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين. سلام عرض مي‌کنم خدمت شما بينندگان عزيز و ارجمند بعد از ظهر جمعه‌ي شما بخير. شناسنامه‌ اين هفته در خدمت يکي از خدمتگزاران نظام جمهوري اسلامي است که در عرصه‌هاي مختلف انقلاب و نظام حضور داشته، به خصوص عرصه‌هايي که مرتبط با اقتدار و امنيت نظام جمهوري اسلامي بوده را با پوست و گوشت و استخوان درک کرده. يکي از سوابق ميهمان ارجمند امروز ما فرماندهي شان در سپاه تهران در سال 61 در آن بحران شديد منافقين و گروه‌هاي مختلف الحادي بود که توانست با درايت خودشان و کمک دوستان شان امنيت تهران را به عنوان پايتخت ايران اسلامي حفظ کند، آن هم در سن 25 سالگي. او در عرصه‌هاي مختلف صنعت دفاعي و پيشرفت‌هاي صنعت دفاعي کشورمان هم از ديروز حضور داشته تا به امروز و انشاءالله در آينده هم سايه‌شان بر سر اين پيشرفت‌ها باشد و در کنار همه‌ دانشمندان اين عرصه حضور داشته باشند. او امروز در راس وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح قرار دارند. ما امروز ميهمان سردار دکتر حسين دهقان هستيم. سلام عرض مي‌کنم و خيلي ممنون که وقت داديد.

دهقان: سلام خواهش مي‌کنم.

مجري: از اين جا شروع کنيم که براي بينندگان ما جذاب تر باشد. شما نخستين فرمانده سپاه جمهوري اسلامي در سوريه و لبنان بوديد در سال61، مي‌شود بگويد چه شد که رفتيد آن جا. چطور انتخاب شديد؟ آن جا يک پادگان به نام حضرت ابوالفضل عباس در بقاع تشکيل داديد و آموزش رزمندگان حزب الله را شروع کرديد.

دهقان: بسم الله الرحمن الرحيم عرض سلام و ادب دارم خدمت همه‌ بينندگان عزيز. اين را توفيقي مي‌دانم که خدمت شان هستم. در رابطه با مسائلي که مطرح مي‌شود توضيحي را عرض کنم.

بعد از عمليات بيت‌المقدس، اسرائيل حمله کرد و لبنان را به اشغال خودش در آورد. به دنبال آن اين تصميم را فرماندهان گرفتند که يک تيپ از سپاه و يک تيپ از ارتش راهي لبنان شود.

اين مسئله براي مقابله با اين اشغال در آن شرايط و گفتار ماندگار امام‌خميني(ره) که راه قدس از کربلا مي‌گذرد، مطرح شد. دشمن اقدامي انجام داده بود که توجه فرماندهان ما را از جبهه‌ اصلي که جبهه‌ جنگ است برگرداند.

برخي دوستان برگشتند ولي تعدادي از بچه‌هاي سپاه آن جا ماندند براي اين که کار آموزش و سازماندهي نيروهاي انقلابي لبنان را انجام دهند تا آنها خودشان بتوانند با به عهده گرفتن مسئوليت دفاع از سرزمين‌هاي خودشان به آرمان‌هاي خودشان عمل کنند.

من اولين فرمانده نبودم. اولين فرمانده آقاي شهيد متوسليان بودند. بعد از يک مدتي آقاي کوچک محسني مسئوليت بچه‌هاي سپاه را داشت. بعدا آقاي کنعاني بودند و بعد از آن من رفتم.

آن دوره، دوره‌ خاصي بود. از يک طرف اسرائيلي‌ها تا بيروت آمده بودند و نيروهاي فرانسوي - آمريکايي تا سور سيدا آمده بودند. در خود بيروت آمريکايي‌ها و فرانسوي‌ها مستقر بودند.

يک اشغال تمام عيار از طرف همگان بود. ضمن اينکه خود آمريکايي‌ها از درياي مديترانه بعضا به بيروت حمله مي‌کردند. جنگ داخلي هم بود. آن موقع هنوز تشکلي به اسم حزب‌الله شکل نگرفته بود.

ما چندين گروه‌ سياسي داشتيم که فعاليت مي‌کردند و به يک نوعي هم با جمهوري اسلامي ارتباط داشتند ولي انسجام و يک پارچگي نبود که بگوييم اينها به عنوان يک مجموعه در جهت‌گيري خاصي حرکت مي‌کنند.

آن موقع بچه‌هاي دعوه بودند، بچه‌هاي امل بودند، يک سري از دوستان ديگر تشکل‌هاي مختلف بودند. در همان زمان شهيد سيد عباس موسوي آقاي سيدحسن نصرالله و تعدادي از دوستاني که از امل جدا شده بودند خودشان تشکلي را داشتند.

تشکل امل اسلامي هم بود که آقاي ابوهشام در آن بود. اينها گروه مستقلي بودند که بيشترين ارتباط را با ايران داشتند و همکاري مي‌کردند. سپاه يک مرکز آموزشي راه انداخته بود در خود لبنان که به آنها آموزش داده مي‌شد و در عين حال تسليح هم مي‌شدند که بتوانند عمليات انجام دهند.

بعد که آنجا توفيق خدمت پيدا کردم در اولين گام تلاش کردم يک نوع وحدت و يکپارچگي در مجموعه‌هاي وابسته يا در ارتباط با جمهوري اسلامي ايجاد کنيم تا بتوانيم يک آهنگي در عمل را به وجود بياوريم و توان موجود در آنجا را در جهت مقابله با اشغال اسرائيل به کار بگيريم.

ذهنيت شکل‌گيري حزب‌الله و تشکل حزب‌الله از همين جا شروع شد. با تمامي سران و مسئولان سياسي که در راس اين گروه‌ها بودند، تک تک نشستيم صحبت کرديم و ضرورت اينکه بايستي يد واحده بود و کساني که رهبري امام را پذيرفتند خودشان را در ادامه‌ انقلاب اسلامي بينند و بايد در تشکل واحدي خودشان را منسجم کنند و کار را جلو ببرند گفتيم. زماني طول کشيد.

آن موقع آقاي شيخ‌الاسلام در وزارت خارجه در زماني که آقاي ولايتي وزير خارجه بودند خيلي کمک کرد. در مسائل سياسي وزارت خارجه را او معاون سياسي بود و پيگيري مي‌کرد.

در لبنان موفق شديم اين وفاق عمومي را ايجاد کنيم. يک شورايي تشکيل شد به نام شوراي حزب‌الله. تقريبا تمامي مسئولين اين گروه‌هاي مختلف را سعي کرديم در آن شورا جا دهيم که کسي از دايره بيرون نماند. خود اينها را گفتيم که انتخاب کنند.

آقاي شيخ صبحي طفيلي شد دبيرکل حزب‌الله در آن زمان که بعدا جدا شد و شهيد سيدعباس موسوي آمد و بعد هم که آقاي سيدحسن نصرالله آمد.

اين تشکل که شکل گرفت بايد اقدامات بعدي را انجام مي‌داديم. گفتيم شما تشکل هستيد پس يک نامي بايد داشته باشيد که شد حزب‌الله. بعد گفتيم اين تشکل نمي‌تواند بدون زبان و ارگان باشد.

يک نشريه به اسم هفته‌نامه عهد راه انداختيم. بعدا تغييرات در آن دادند و اين هم شد نشريه‌اي که هفتگي مواضع حزب‌الله را اعلام مي‌کرد. گفتيم نمي‌شود سخن‌گو نداشته باشيد يکي باشد که مواضع شما را اعلام کند که هر کس از طرف شما صحبت نکند.

يک سخنگو هم انتخاب شد. گفتيم نمي‌شود بايد يک رسانه هم باشد. يک راديويي هم بايد داشته باشيم که راديو حزب‌الله را راه انداختيم. اين در زماني بود آقاي هاشمي در صدا و سيما بود.

بچه‌هاي صدا و سيما خيلي کمک کردند. آقاي حيدران مسئول اين کار بودند. کم کم حزب‌الله شکل گرفت. بعد گفتيم شما نشان و علمي هم مي‌خواهيد. پرچم حزب‌الله را آن موقع يکي از دوستان سپاهي خودمان طراحي کرد و تکثير کرد و در همه جاي لبنان با همان رنگ سبز و کلمه "ثوره الاسلاميه في لبنان" که بعدا کردند المقاومه الاسلاميه في لبنان.

در دوران دبيرکلي سيدحسن نصرالله براي پوشش عام براي همه‌ جريان‌هاي مقاومت همگان زير نويسش عوض شد.

مجري: آن موقع سيد حسن نصرالله نسبت به بقيه مشخصه‌اي داشت؟

دهقان: سه چهار ويژگي همان موقع داشت. يکي جواني و پرنشاطي و شادابي‌اش بود يکي ذهن بسيار باز و روشني که داشت. قدرت تحليل مسائلي که بود و يکي هم اينکه در هر حوزه‌اي که قرار بود کار بکند خيلي راحت کار مي‌کرد. مثلا همان زمان قبل از اين که من بروم آنجا مسئولين اين قطعات و جاهاي مختلف که در بقاع بود بچه‌ها ايراني بودند.

من رفتم نگاه کردم يک لبناني بود که آن لبناني را گذاشتند مسئول و ايراني را گذاشتند مشاورش. سيدحسن نصرالله را گذاشتيم مسئول خود بُقا بعدا به بيروت فرستاديم شد مسئول بيروت. بعد شد معاون اجرايي، بعد شد عضو شوراي حزب‌الله، بعد شد دبيرکل حزب‌الله.

مجري: برخي‌ها زير سوال مي‌برند چنين سياست‌گذاري را و مي‌گويند ما چه احتياجي داريم براي منطقه‌اي مثل لبنان و فلسطين و بازوي مقاومت کار بکنيم، حمايت بکنيم و آشکارا حمايت بکنيم. اوج اين تفکر را در 88 شاهد بوديم. شعاري که مي‌دادند نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران. مي‌خواهم بگويم اگر ما واقعا اين کار را نمي‌کرديم الآن کجاي راه بوديم؟ چه ضعف‌هايي داشتيم؟ اين کارهايي که داشتيم چه نفعي براي ما داشته.

دهقان: اين برمي‌گردد به ديدگاه و منظري که افراد به پديده‌ سياسي يا اجتماعي مي‌کنند. ما که از نگاه امنيت ملي نگاه مي‌کنيم به موضوعات مي‌بينيم که وضع امنيت لبنان يا سوريه يا عراق جزء امنيت ما محسوب مي‌شود.

به طور طبيعي ما در جهت تامين امنيت خودمان بايد اقدام کنيم. اين امر شناخته شده و مورد اذعان همه است نه اينکه ما در جمهوري اسلامي چنين حرفي مي‌زنيم.

من نمي‌خواهم خودمان را با کشورهايي که تجاوز کارند يا سلطه‌طلب هستند مقايسه کنيم. چنين چيزي در مباني اعتقادي و باورهاي ديني و حکومتي ما نيست، اما از آن طرف اين بحث وجود دارد.

اگر قرار باشد ايران اسلامي ما اسلام را به عنوان اصل حاکميت خودش قرار بدهد پس دفاع از حريم اسلام جز منافع ملي و مسائل امنيتي‌اش است. حالا هر جايي که اين بخواهد به يک نوعي مورد خدشه قرار بگيرد ما بايد دفاع کنيم چه به لحاظ فرهنگي چه به لحاظ دفاعي بايد از اين حريم دفاع کنيم.

حضور ما در لبنان يا عراق يا سوريه حضور مستقيم به يک معنا نبوده و نيست. به اين معناست که آنها جريان‌هايي وجود دارد به صورت رسمي فعاليت‌هايي را انجام مي‌دهند چه به صورت رسمي از طريق دولت‌هايشان چه به صورت مستقل کمک‌هايي را از ما مي‌خواهند ما در بادي امر در وادي معنوي آنها را حمايت مي‌کنيم، تشويق مي‌کنيم، تامين مي‌کنيم.

در جاهاي مختلف از آنها حمايت مي‌کنيم، اين طبيعي است، پس از اين وقتي وارد ميدان عمل شوند که ديگران معمولا همواره عليه اينها اقدام کردند طبيعي است ما بايد کمک کنيم تا از خودشان دفاع کنند.

مجري: در خاطرات يکي از دوستان مي‌خواندم آن زماني که شما در سوريه و لبنان بوديد يک تيمي از سپاه پاسداران مي‌آيند براي آموزش‌هاي موشکي در سوريه به سرپرستي حاج حسن مقدم. ارتباط شما از آن موقع شروع شد يا از قبل؟

دهقان: خير، با آقاي مقدم که در دوران دفاع مقدس بود. خدا رحمت کند شهيد شفيع‌زاده و آقاي مقدم در توپخانه بودند. يک زماني بنا بر اين شد که وارد فضاي موشکي شويم. تعدادي از دوستان متولي اين امر شدند آن موقع آقاي سردار شهيد مقدم بود سردار حاجي‌زاده که الآن فرمانده هوايي سپاه هستند، آقاي موسوي که جانشين فرمانده نيروي هوايي سپاه هستند.

اين مجموعه با تعدادي ديگر از دوستان شدند هسته‌ اوليه‌اي که بحث موشکي را راه‌اندازي کنند. آن موقع موشک نداريم بحثي بود که در آينده بسازيم و اينکه بخواهيم بخريم.

آن موقع سوري‌ها هم موشک‌هاي کوتاه برد هم اسکاد داشتند. ما موفق شديم از ليبيايي‌ها يک مجموعه موشکي را در اختيار بگيريم. اين تيم آمدند براي آموزش در سوريه که آموزش ببينند براي اينکه به کارگيري کنند اين سيستمي که از ليبي براي ما در اختيار گرفته بود آن موقع آموزش مي‌دادند من هم فرمانده بودم در خدمت دوستان بوديم و کمک مي‌کرديم که آموزش‌ها را خوب ببينند و برگردند بيايند ايران.

مجري: سوري‌ها نقطه‌ آغاز ما همان آموزش سوري‌ها بود.

دهقان: در زمينه آموزش موشک‌ها سوري‌ها انجام دادند.

مجري: مي‌خواندم که رابطه‌ خوبي با سيدحسن نصرالله داريد. الآن هم اين رابطه محفوظ است؟

دهقان: رابطه‌ ما رفاقتي است. اين توفيق را دارم هر بار ايشان تشريف بياورند ايران يا من بروم لبنان حتما مفصل معمولا اين طور مي‌شود از مغرب مي‌رويم نماز صبح را با هم مي‌خوانيم مي‌آييم ايشان استراحت مي‌کنند.

مجري: خاطره‌ خاصي از ويژگي‌شان نداريد؟ جايي گفته‌ايد يک ويژگي‌هاي شخصيتي شهيد سيدعباس موسوي داشت. يک ويژگي‌هاي خاصي هم سيدحسن نصرالله داشت.

دهقان: من اين را بگويم وقتي ما رفتيم لبنان و تشکل حزب‌الله را مي‌خواستيم راه بيندازيم معمولا احزاب و تشکل‌ها اساسنامه و راهبردي مي‌نويسند به اضافه‌ اين که براي خود تشکيلات حزب‌الله بايستي کاري مي‌کرديم.

آن موقع کسي هم نبود بخواهد اين کار‌ها را بکند. من اسم همه را نمي‌برم. آقاي سيدحسن نصرالله يکي از کساني بود که مسئوليت اين کار را خواهش کردم انجام بدهند.

ايشان با دو تا از بچه‌هاي ايراني و دو تا از بچه‌هاي لبناني يک جايي را گرفته بوديم يک غرفه‌اي را که من گفتم تا صبح هم که شده بنشينيد اينها را تحويل من بدهيد. ما هم عربي خيلي مسلط نبوديم. اينها عربي مي‌نوشتند. من بايد اصلاح مي‌کردم که خودش داستاني بود.

بالاخره اساسنامه‌ حزب‌الله را نوشتيم. راهبرد‌ها را نوشتيم. براي ميدان عمل و تشکل حزب‌الله را هم سازماندهي کرديم که تقريبا همان است به جز اصلاحاتي که در بعضي جاها شده، بقيه‌اش فکر مي‌کنم تغييري نکرده است.

مجري: شما از دانشجويان پيرو خط امام تسخيرکننده لانه جاسوسي بوديد. در سال 58 چطور چنين تصميمي گرفتيد؟ به تبعاتش فکر کرده بوديد؟ فکر مي‌کرديد امام حمايت کنند؟

دهقان: خير، آن موقع من در سپاه بودم و در دانشگاه نبودم. با دوستانم در ارتباط بوديم. روزي که قرار بود لانه را اشغال کنند جمعه بود.

نمازجمعه بوديم و داشتيم مي‌آمديم. بچه‌ها گفتند ما مي‌رويم آنجا وارد شويم. گفتم مي‌رويم در سپاه هواي‌تان را داريم. من خودم در لانه روز اول براي اشغال نرفتم، بعد چون همه‌ رفقاي دانشجو و دانشگاهي بودند. اينکه ما برويم بچه‌ها بروند بمانند و چه اتفاقاتي بعدش بيفتد اين نگاه نبود ولي بعد که اتفاق افتاد امام گفتند "انقلاب بزرگ‌تر از انقلاب اول."

مجري: يعني شما بعد از تسخير به دانشجو‌ها اضافه شديد؟

دهقان: خير، من از قبل بودم. دوستان خود ما بودند. آن روزي که از ديوار بالا رفتند در را باز کردند من آن روز سپاه بودم. از نمازجمعه من به آن سمت رفتند دوستان از آن سمت رفتند دائم بعد سرکشي مي‌کرديم نماينده مي‌برديم.

مجري: الآن بعد از 35 سال که از آن موقع گذشته فکر مي‌کنيد اگر انجام نمي‌شد چه اتفاقي مي‌افتاد؟

دهقان: سوال‌هاي سخت مي‌کنيد شما. تاريخ را که ورق زدن به عقب به معناي اينکه اگر نمي‌شد چه مي‌شد الآن شده کاريش نمي‌شود کرد ولي من فکر مي‌کنم انقلاب اسلامي بايد اثبات مي‌کرد که اولا در هيچ شرايطي سر سازش با نظام سلطه در راسش آمريکا را ندارد و دوم جلوگيري کند از ذهنيت‌هاي داخلي که تمايل به آن طرف داشتند و سه طمع آنها را از اينها قطع کند.

طبيعي است در اعتراض به يک چنين فضايي يک چنين اتفاق اين چنيني بيفتد بعد که آنجا اشغال شد يکي از الطاف خفيه الهي نيست اينکه معلوم شد سفارتخانه نبود جاسوسخانه بود.

اينکه آمريکايي هر جا حضور دارند دنبال منافع ملي آن ملت نيستند تحت سلطه کشيدن آن ملت به نفع خودشان هستند و از اين بگذريم هيمنه‌ آمريکايي‌ها در ذهن جهانيان شکست چون آمريکايي‌ها هيچ حيثيتي ندارند جز اينکه مي‌خواهند هويت هر ملتي را بگيرند و منافع را دريافت کنند رياست هم کنند تا زماني که آن نظام سياسي همراهش است.

مجري: چرا بعضي‌هايي که در آن ماجراي تسخير بودند به ترديد يا پشيماني افتادند؟

دهقان: فکر مي‌کنم اگر امروز با ايشان صحبت کنيد ديگر ترديد دارند چون دارند مي‌گويند درست بود. ترديد ندارند به اين معنا.

من نمي‌دانم با آنها بحث نکردم ولي فضايي يک مقطعي از زمان در کشور به وجود آمد که اين فضا يک سري عقب گردهايي را در خودش مي‌خواست نشان دهد به دليل مشکلات مسائلي که در اراده‌ کشور در اثر محدوديت‌هايي که به وجود آمده ولي ما به آمريکايي‌ها هيچ وقت نمي‌توانيم با نگاه دوست نگاه کنيم يا يک کشوري که ما مي‌توانيم با او همکاري آن چناني بکنيم چون ماهيت ماهيت نظام ما نيست.

البته ما هيچ جنگي با آمريکايي‌ها نداريم آنها با ما جنگ دارند اگر جنگ کردند پاسخش را دريافت مي‌کنند ولي قاعدتا اگر کسي آمريکا را ماهيتش را بشناسد گذشته‌ تاريخي‌اش را مطالعه کند در اين پنجاه سال اخير آنچه که به سر اين کشور آورده اينها را ببيند قاعدتا نمي‌تواند از اين کار يا اقدام عليه آمريکا اظهار پشيماني کند.

مجري: سال 61 در اوج بحران منافقين شديد فرمانده سپاه تهران چه کسي به شما پيشنهاد داد و چه جرئتي داشتيد؟

دهقان: من خودم شخصه ورودم را به سپاه يک جور ديگر شروع کردم به عنوان پاسدار عادي وارد سپاه شدم از نگهباني انتظامات شروع کرديم بعد رفتيم پذيرش بعد شديم مسئول بعد فلان بعد شديم فرمانده اين طور نبود از گرد راه من را بگذارند آنجا به طور طبيعي اين اتفاق افتاد آن موقع مجموعه‌هايي بودند بررسي مي‌کردند افراد را براي صلاحيت‌هاي فرماندهي يا معاونت‌ها شانس ما خورد بشويم فرمانده اين که ما تلاشي بکنيم و اتفاقي بيفتد نه.

مجري: مسئوليت خطيري هم بود.

دهقان: آن موقع ما جوان بوديم ما هر کاري را قبول مي‌کرديم. بحث اين بود که هنوز هم من خودم شخصا اين‌گونه‌ام هر مسئوليتي به من پيشنهاد شود اگر احساس کنم از عهده‌اش بر مي‌آيم نه نمي‌گويم چون مهم نيست چه باشد کجا باشد.

مجري: مقطع سختي بود هنوز نيروهاي نظامي شکل نگرفته بودند امنيت جا نيفتاده بود.

دهقان: به همين دليل آنها اين کار را شروع کردند. آن موقع بچه‌هايي که در بخش اطلاعاتي کار مي‌کردند بچه‌هاي پاي کار سرزنده و فعالي بودند اطلاعات سپاه اطلاعات قوي بود ابتدائا آن‌ها مخلفي نبودند علني بودند بعدا وقتي که رفتند در فاز نظامي کارهاي مخفي را انجام دادند در آن موقع در تربيت معلم در مفتح است آقاي ابريشمچي جلسه مي‌گذاشت سخنراني مي‌کرد بچه‌هاي طرفدار منافقين مي‌آمدند يا در دانشگاه شريف آقاي رجوي برنامه مي‌گذاشت همه مي‌رفتند سمپاد‌ها در خيابان‌ها پيدا بودند مجله مجاهد دست‌شان بود يا سرتيم‌هايشان روشن بودند بعد که در فاز مخفي رفتند کار سخت مي‌شد.

از آن موقعي که وارد فاز مسلحانه شدند مخفي هم شدند آن طرف هم اساسا من فکر مي‌کنم ملت ما بايد اين را باور کنند چون من خودم با گوشت و پوست اين را باور دارم که يک دستي همواره پشت سر اين انقلاب بوده و او بوده که حمايت کرده نگهداري و حفظ کرده است.

مجري: به عنوان کسي که در عالي‌ترين مقاطع بعد از انقلاب مسئوليت امنيتي تهران را داشتيد فتنه‌هاي 78 و 88 از اهميت وافري برخوردار بودند از لحاظ بعد امنيتي چطور ديديد عملکرد همکاران خود را در جمع کردن خود فتنه؟

دهقان: بحث منافقين را که نبايد با اين دو ماجرا يکي کرد يا از يک منظر نگاه کرد. آنها اساسا آمده بودند که براندازي کنند. اينها به يک مسيري کشانده شدند. اين دو بحث است يعني اگر خاطرتان باشد يا برگرديد به تاريخ يک زماني آقاي رجوي گفته بود مي‌خواهيم برويم خدمت امام و امام به ما وقت نمي‌دهد.

امام در سخنراني علني‌شان فرمودند اگر من به اندازه يک ذره سايه‌ آفتاب احتمال هدايت به اين آقايان داشتم، من مي‌رفتم پيش‌شان.

اين فاتحه‌اي بود که براي منافقين خوانده شد. حالا ماهيت آنها جدا بود، ضدنظام بودند، برانداز بودند، اقدام مسلحانه کرده بودند، بعدا هم معلوم شد و رفتند در دل صدام و آمريکا و الآن هم نوکري‌شان براي نظام سلطه و غرب براي همه آشکارست.

ولي اگر ما يک چيز را بپذيريم که هر نظام سياسي فارغ از اينکه نوع آن مکتب حاکم بر آنچه باشد حتما دو وظيفه‌ اساسي و بنيادين دارد. اول استقرار نظم در جامعه و بعد استقرار امنيت براي آحاد مردم.

هر کسي در هر مقامي که اين نظم را به هم بزند يا امنيت را مخدوش کند اين به حکم قانون محکوم است. هر کسي مي‌خواهد باشد اگر قانون محترم شمرده شود و نظم را هم به عنوان يک اصلي که اگر نباشد، زيست جمعي ممکن نيست بپذيريم.

من هميشه به خودم يک فکري مي‌کنم و مي‌گويم اگر انقلاب اسلامي را امام هيچ کاري نکردند جز اينکه اصل بحث ولايت فقيه را در نظام سياسي ما مستقر کردند براي همه چيز کافي است.

وقتي ما در کشوري هستيم نظامي داريم در راسش يک مجتهدي است که صاحب شرايط کامل است و اين مسئول کليت اين نظام است تخطي کردن يا خروج کردن يا نپسنديدن يا هر اسمي که رويش بگذاريم اين يک جفا در حق نظام و مردم يا اسلام است هر کسي بخواهد باشد مهم نيست و اين ثابت شده در گذشته‌ زمان در اين سي و چند سال آن عنصري که همواره در گردنه‌ها و عقبه‌هاي جدي انقلاب و خطرات اين نظام را عبور داده شخص ولي‌فقيه بوده و آن تبعيتي که مردم با رهبري داشتند در اين دو مقطع هم اين اتفاق افتاد يک عده از اين مسير خارج شدند.

مجري: به لحاظ بعد تئوريک قشنگ اشاره کرديد ولي به لحاظ امنيتي مي‌گويم بچه‌هاي سپاه خوب از پس کار بر آمدند در اين دو مقطع؟

دهقان: ما بايد بگوييم مردم خوب از عهده اين کار برآمدند چون اگر حضور مردم نباشد چنين مسائلي قابل جمع و جور کردن نيست.

در اين فضايي که مردم به اين کيفيت نسبت به انقلاب حساسيت دارند يقينا هر جرياني که بخواهد مخالف جريان عمومي مردم باشد يا حذف مي‌شود يا نادم مي‌شود يا حصر مي‌شود.

مجري: شما يکي از فرماندهان بوديد در هشت سال دفاع مقدس و نقش ويژه‌اي داشتيد چه ميزان اختلاف نظر داشتند سياسيون و فرماندهان جنگ براي پايان جنگ. چرا اين اختلاف نظر ايجاد شد آيا وقت‌هايي که ما قطعنامه را پذيرفتيم از منظر آقاي دکتر دهقان بهترين مقطع بود.

دهقان: من فکر مي‌کنيم يکي از اشکالاتي که دارد در جامعه‌ ما دامن زده مي‌شود طرح اين سوالات است. من باورم بر اين است هر مقطعي از زمان کساني که مسئول هستند هر تصميمي مي‌گيرند تصميم است که با آن شرايط وفق دارد يک چيزي يادمان باشد.

هيچ نظامي در هيچ شرايطي پرچم سفيد بالا نمي‌برد دليلش آمده سربازي کند دليلش وجودش براي اين است که از امنيت مردم دفاع کند و جانش را در اين راه بدهد و الا مردم چه دليلي دارد که يک عمري مردم به او نان و آب بدهند که يک روز مي‌خواهد بجنگد و آن روز هم نجنگد معني ندارد.

لذا هيچ نظامي در هيچ شرايط در هر سختي هيچ وقت تن به تسليم در برابر دشمن نبايد بدهد چون شرف سربازي يعني همين من نظامي هيچ وقت نمي‌گويم من نمي‌جنگم اما تصميم در رابطه با جنگ و ادامه‌ جنگ تصميم سياسي است نظامي نيست يعني سياست مداران و مسئولين کشور بايد تصميم بگيرند که ادامه بدهيم يا ندهيم ولي من بايد با همان يک فشنگي هم که دارم بجنگم فشنگ نداشتم با قنداق تفنگ نشد با سرنيزه نشد با سنگ من به عنوان يک عنصر نظامي بايد بجنگم.

مجري: چون بعضي از سياسيون مي‌گويند بعد از درخواستي که نوشته شد که مثلا ما اين تجهيزات را بخواهيم بعدش مي‌گويند ما ايستاده ايم تا آخرين قطره‌ي خون اين يک تعارف است.

دهقان: خير اين طور نيست. من مي‌گويم وارد اينها نشويم چون فردي مي‌شود و کل ماجرا را ببينيم بهتر است.

واقع مطلب اين است که فروش نفت ما قيمت نفت ما وضع بودجه کشور محدوديت‌هايي داشتيم از بين رفتن زيرساخت‌ها و غيره واقعيت‌هايي هم است که بود نمي‌شود گفت نگفت ادامه‌ جنگ هم بعد از آنکه وقتي که از عمليات بيت‌المقدس مي‌آييم به اين طرف همه‌ دنيا با همه‌ ظرفيتش مي‌آيد طرف صدام ما با همه‌ دنيا داريم مي‌جنگيم فرانسه انگلستان شوروي.

آن زمان آمريکايي‌ها اسرائيلي‌ها همه داشتند با ما مي‌جنگيدند غربي‌ها و شرقي‌ها تامين تسليحات مي‌کردند. آمريکا پشتيباني اطلاعاتي مي‌کرده و جنبه‌هاي سياسي را پوشش مي‌داد.

ما يک طرف بوديم دو کشور بودند يک مقدار با ما کار مي‌کردند سوريه و ليبي که اينها خودشان هفت‌شان به هشت‌شان گرو بود. در اين فضا ما صدامي را در مقابل خودمان داريم که بيشترين سلاح را دارد پنجاه لشکر مسلح هليکوپتر هواپيما توپ همه‌ مرزهاي حقوقي را زير پا مي‌گذارد شيميايي گاز اعصاب و ساردين را به کار مي‌گيرد.

ما هم اين طرف داريم مي‌جنگيم با آن چه در اختيار خودمان است وقتي جنگ کلاسيک مي‌کنيد موازنه‌ي قوا مطرح است تو چه داري من چه دارم وقتي ما مي‌خواهيم با آن نظام و لشکر آن چناني بجنگيم حالا مي‌خواهيم اراده‌ي خودمان را غالب کنيم و مي‌خواهيم تا مرز نبود صدام يا رژيم صدام هم جلو برويم اين پشتوانه‌ي تسليحاتي مي‌خواهد ملت آمدند در صحنه سازماندهي مي‌شوند اما بايد مسلح شوند بايد اين کار را بکنيم من نظامي مي‌گويم اين امکانات را مي‌خواهم براي اين که با آن نظام مقابل بجنگم اگر من کاستي داشته باشم يا نداشتن داشته باشم مي‌روم ديوار گوشتي در مقابل گلوله و توپ چه چيزي دست من مي‌آيد؟ اين جا بايد تصميم گرفته شود که آيا امکان پشتيباني براي چنين اقدامات و عملياتي وجود دارد يا نه. من مي‌گويم من با هر آن چه که دارم مي‌جنگم اگر مي‌خواهم کاملا بجنگم اين امکانات را مي‌خواهم حالا آن طرف بايد تصميم بگيرد که قادر است اين امکانات را بدهد يا نه. اين که بگوييم فرماندهان نامه نوشتند گفتند اين چيزها را بخواهيم که در اصل تقصير را گردن سياسيون بيندازند تا سياسيون بگويند نمي‌شود اين حرف غلطي است چون اين تصميم بود که ما اگر بخواهيم جنگ را براي بازه‌ي زماني ادامه بدهيم که فلان هدف را بگيريم فلان جا را تحت کنترل بگيريم اهداف عمليات روشن بود اين کار را بکنيم که گامي برداريم در جهت سقوط صدام يک چنين امکاناتي را مي‌خواهيم در عين حال جنگ که يک مقطع نداشته يک مرحله اين بود ما متجاوز را از کشورمان بيرون کنيم که تا عمليات بيت المقدس ادامه پيدا مي‌کند بعد بحث اين بود که ما بازدارندگي ايجاد کنيم کاري کنيم که دشمن نخواهد تجاوز مجددي را بکند يا چون نظام سياسي دنيا کل مجامع حقوقي حاضر به اين نبودند که صدام را تنبيه يا محکوم کنند ما متجاوز را خودمان تنبيه کنيم و بعد اين بود که اهداف عالي جنگي را ادامه دهيم در هر مقطعي شرايط و راهبرد و طراحي خاص خودش را داشته و مسئولين همه بودند اين طور نبوده که بودند ولي دست آخر اين که آيا مي‌شود اين امکانات را تهيه کرد يا نه بحثي است ديگر نه مي‌شود گفتتامين نکردند که آن اتفاق بيفتد نه مي‌شود گفت که نامه نوشتند تا آن اتفاق بيفتد.
مجري: شما ماشاء الله زيبا تحليل مي‌کند آدم دوست دارد بيشتر بپرسد. يک چيزهايي اتفاق مي‌افتاد شما بعضي مواقع مي‌گوييد هر چيزي در مقطع اش اتفاق افتاده اتفاق افتاده اما نسل جوان بايد بدانند. هم زمان با هفته‌ي دفاع مقدس يک موجي اتفاق افتاد تلخ هم بود يک سري‌ها اظهار نظر کردند که بعضي از فرماندهان جنگ قرار بود بعد از پايان جنگ محاکمه شوند و بعضي‌ها آمدند جلوي محاکمه را گرفتند خيلي خبر رساني کردند رسانه‌هاي معاند که چند تا از آقايان که در عرصه‌هاي سياسي بودند جلوي محاکمه و اعدام برخي از فرماندهان جنگ را گرفتند واقعا اين طور بوده؟
دهقان: من از شما مي‌شنوم.
مجري: به صراحت هم گفته شد اسم من نمي‌برم کدام شخصيت که فلاني گفته بود اگر من وساطت نمي‌کردم طرف محاکمه شده بود بعد از جنگ.
دهقان: اين‌ها دعواهاي سياسي نا به جايي است که در کشور مي‌شود اين بيشتر بد اخلاقي است تا اين که بخواهد دفاع باشد يا رعايت حقوق باشد. وقتي ما در نظام جمهوري اسلامي در زمان جنگ که اگر کسي بخواهد فرار کند بايد اعدامش کنيم، احدي را اعدام نکرديم چطوري بعد جنگ کسي را اعدام کنيم. که چي؟
مجري: چه مثلا گفتند يک سري از فرماندهان وظيفه‌اي را انجام نداند و تصميم گيري اشتباه داشتند.
دهقان: نه من قبول ندارم من که امروز در وزارت دفاع نشستم هيچ وقت نمي‌خواهم خيانت کنم يا تصميم غلطي بگيرم ولي عقل و درک و فهم من با امکاناتي که در اختيار دارم يک اقتضائاتي دارد من يک تصميمي مي‌گيرم شما از بيرون که نگاه مي‌کني بگويي اين تصميم غلط است اشکال ندارد معلوم نيست شما اگر اين جا مي‌نشستي اين تصميم را نگيري ولي بيرون نشستي موقعيت من را شرايط من را درک نمي‌کني ملموس نيست مي‌گويي فلاني معلوم نيست به نا کجا آباد مي‌رود ولي من فکر مي‌کنم به يک آبادي مي‌روم تصميم من از منظر من درست است از منظر شما قابل تحليل است حالا اين که ما بگوييم يک کسي در عمليات فلان طراحي فلان کرده عقلش را مجموعه علم و دانشش اين بوده.
مجري: بعضي از خانواده‌ها به ما مراجعه مي‌کنند اکثر خانواده‌ها شهيد دادند. بعضا ممکن است يک آقايي در ارگان نظامي هم باشد با يک بنده خدا مشکل فکري داشته باشد طرح چنين مسائلي روحيه‌ي مردم را تحت تاثير قرار مي‌دهد.
دهقان: من فکر مي‌کنم يکي از برگ‌هاي زرين تاريخ حيات سياسي ملت ما دفاع هشت ساله است براي اولين بار در طول تاريخ اين ملت جنگي واقع شده هشت سال طول کشيده يک وجب از خاک اين ملت جدا نشده به استقلال اين کشور آسيب نرسيده نظام توانسته خودش را پايدار نگه دارد و مردم هم هيچ نقطه انفکاکي و يا فاصله‌اي با نظام سياسي شان پيدا نکنند اين خيلي برکت است خيلي افتخار است ما نبايد اجازه بدهيم اين افتخار و نقطه‌ي اوج تبديل به يک مناقشه‌ي سياسي شود کساني که اين جفا را در حق اين ملت و شهدا و جانبازان مي‌کنند به اعتقاد من کارشان با کرام الکاتبين بايد باشد.
مجري: شما اين قدر سمت‌هاي مختلف داشتيد که به هيچ کدام نمي‌توانيم برسيم. براي من لبنان و فرماندهي تهران و جنگ هم همين طور خيلي جذاب بود. سال 75 بنياد تعاون رفتيد. شش ماه. قبلا بنياد تعاون تاسيس شده بود؟
دهقان: سال 63 تاسيس شده بود.
مجري: مي‌گويند سپاه از دهه 70 رفت سمت کارهاي اقتصادي. خيلي انتقاد در مورد اين کارهاي اقتصادي سپاه است. از کجا شروع شد چقدر اين انتقاد‌ها را وارد مي‌دانيد.
دهقان: بنياد تعاون در زمان جنگ بود تشکيل شد براي اين که به پرسنل سپاه خدمات مسکن و رفاهيات بدهد بر همين مبنا هم شکل گرفت به طور طبيعي آن جا وارد يک حوزه‌هاي فعاليت اقتصادي شد که در آمد‌هايي را کسب کند که پشتيباني مسکن کند وام بدهد اين تا آخر جنگ هم بود هنوز هم هست تغييري نکرده بعد از اين که جنگ تمام شد شما اين را به ياد داشته باشيد تقريبا تمامي ظرفيت نخبگي انقلابي کشور در سپاه جمع شده بود چون اگر ما اين را مي‌پذيرفتيم که مسئله‌ي اول کشور مسئله‌ي جنگ است هر کسي که با اين زاويه نگاه به انقلاب و نظام مي‌کرد وسط جنگ بود بسياري از بچه‌هاي شهيد دانشجو بودند فلان بودند مسئولين عموما اين خصلت را داشتند يا بعدا در سطوح مختلف مديريت کشور نگاه کنيد در همين حالا اگر بخواهند آدم جمع کنند براي وزير و معاون وزير و فلان پر است. اين استعداد انساني آمده بود ظرفيت‌هاي سازماني خوبي ايجاد شده بود اين که نمي‌توانست معطل باشد اين بايد در خدمت سازندگي کشور قرار مي‌گرفت از همين منظر مجموعه‌هاي مهندسي سپاه آمدند وارد برنامه‌هاي سازندگي شدند در دولت آقاي هاشمي همان اوايل دولت آقاي هاشمي در اين ورود در طول زمان توسعه‌ي سازمان داند ابزار و تجهيزات و مديريت و تخصص کسب کردند و به عنوان قوي ترين بخش الآن در خدمت سازندگي کشور هستند هيچ اشکالي ندارد بعضي‌ها مي‌گويند اين‌ها آمدند 40.00 رانت گرفتند از رانت استفاده کردند محيط کسب و کار را محدود کردند براي بخش خصوصي نه اين طور نيست الآن فرض کنيد اعلام شد که چهار هزار شرکت بخش خصوصي دارد با سپاه همکاري مي‌کند پس بخش خصوصي هم است البته اگر بخش خصوصي ما توان پيدا کند کار کند اولويت با اين است که بخش خصوصي کار کند نيروهاي مسلح بخش فعاليت‌هاي اقتصادي شان با دو منظور انجام مي‌شود يک اين که دولت اعلام نياز مي‌کند و مي‌خواهد که اين‌ها وارد شوند و دوم منطق محرومي که آن جا ظرفيت‌هاي انساني يا زيرساخت‌هاي لازم وجود ندارد که بخواهند براي مردم کاري بکنند با اين دو شاخص نيروهاي مسلح فعاليت‌هاي سازندگي و عمران را انجام مي‌شوند.
مجري: آن موقع هم دنبال حواشي هستند پارسال يادم است آقاي روحاني در جمع فرماندهان صحبت کردند دعوت کردند سپاه بيايد در طرح‌هاي بزرگ کمک بکند امسال از يک صحبت ايشان در همين همايش آمدند يک چيزي برداشتند.
دهقان: ما دوباره برمي‌گرديم به همان که چرا ما مسائل را مي‌آييم موضوع دعواي سياسي مي‌کنيم مي‌شود اين طور هم نگاه نکرد ولي وقتي نگاه مي‌کنيم مي‌گوييم دعوا هيچ بهانه‌اي نمي‌خواهد شما در خيابان يک طعنه بزن برمي‌گردد دعوا مي‌کند اين که هزينه‌اي نداشت ما در فضاي سياسي کشور دنبال بهانه مي‌گرديم که دعوا کنيم.
مجري: به عنوان آدمي که ساليان سال در سپاه بوديد رابطه‌ي سپاه و دولت رابطه‌ي خوبي است؟
دهقان: چرا بد باشد؟ نه.
مجري: با دولت‌هاي قبلي هم مطلوب ديديد؟
دهقان: سپاه هميشه خواسته خودش را در خدمت نظام قرار بدهد به ميزاني که دولت‌ها اين ظرفيت را به کار گرفتند گرفتند نگرفتند هم نگرفتند.
مجري: بعضي‌ها مي‌گويند سپاه کار سياسي مي‌کند از آقاي رحيم صفوي از آقاي جعفري پرسيدم همه جواب‌هاي يکسان پرسيدند که در مقاطع‌هاي انتخاباتي خيلي حاشيه درست مي‌شود که نظر سپاه فلان است.
دهقان: سپاه يک برداشتي از قانون تاسيس خودش دارد که خودش را حافظ انقلاب مي‌داند و دستاورد هايش از اين منظر سپاه را يک واحد نظامي کسي تلقي نمي‌کند سپاه خودش يک واحد سياسي نظامي فرهنگي را نوشته اند از اين منظر آن جايي که کليت نظام مطرح باشد به طور طبيعي حضور پيدا مي‌کند سپاه و سپاهي من سپاهي با شماي سپاهي نه يک مشرب سياسي واحد داريم نه يک موضع واحدي نسبت به مسائل داريم ممکن است از بيرون از سازمان که برويم من بروم فلان جا تبليغ شما را بکنيم ايشان تبليغ فلان کس را اين اتفاقات مي‌افتد ما نبايد از يک نهاد انقلابي انتظاري داشته باشيم که صفر و صدش در يک خط يک کاري بکند نه افراد آزاد هستند مي‌روند در مسجد محله فلان صحبت مي‌کنند اين سپاهي است به عنوان سپاه تلقي مي‌شود.
مجري: سال 76 تا 82 شديد قائم مقام آقاي شمخاني در وزارت سپاه چطور به شما پيشنهاد شد اصلا آن جا فعال بوديد؟
دهقان: نه ما که يک تيپ بچه‌هاي اوليه‌ي سپاه که رفاقت‌هايي از آغاز تاسيس سپاه داريم آقاي شمخاني تشريف بردند نيروي دريايي پيشنهاد داشتند من آن جا جانشين شان شوم آمدند اين جا گفت چون مي‌شناسيم رفيق بوديم ديدگاه هايمان به هم خيلي نزديک است و به طور طبيعي همکار هستيم من، آقاي رضايي، آقاي شمخاني رفيق هستيم.
مجري: سال 78 سر قضيه‌ي 18 تير يک سري از سرداران سپاه نامه‌اي امضا کردند براي آقاي خاتمي شما جز امضا کننده‌ها نبوديد؟
دهقان: نه.
مجري: 84 شما جز ستاد کسي نبوديد؟ آقاي احمدي نژاد؟ آقاي لاريجاني؟
دهقان: نه من هيچ وقت جز هيچ گروه سياسي نبودم.
مجري: در آن انتخابات از منظر شما چه شد که آقاي احمدي نژاد راي آورد.
دهقان: جامعه‌ي ما يک جامعه‌ي زنده است اين که بگوييم کسي آمد آقاي احمدي نژاد را رئيس جمهور کرد چيز غلطي است اين جامعه‌ي زنده همواره متناسب با نياز خودش در هر مقطعي به کسي گرايش پيدا مي‌کند فرض کنيد در همان 76 انتخاب آقاي خاتمي پاسخي بود به آن چه که در دوران آقاي هاشمي اتفاق افتاده بود ملت اين فضا را مي‌خواست عوض کند به آقاي خاتمي راي داد چون آقاي ناطق را در ادامه‌ي آقاي هاشمي مي‌ديد در دوران اصلاحات ملت حس کرد که يک سري از جنبه‌هاي مورد توجه اش مغفول واقع شده به آقاي احمدي نژاد راي داد بعد از آقاي احمدي نژاد يک سري از جنبه‌ها را در آقاي روحاني ديد به او راي داد يعني اين پويا و زنده بودن جامعه است حالا بعضا مي‌خواهند اغراق کنند که نظام تصميم گرفت آقاي رنجبران شود رئيس جمهور بعد آقاي رنجبران نمي‌شود چون ملت تعيين مي‌کند اين ملت هم به دليل همين پويايي و زنده بودن خودش همواره نياز خودش را در يک کسي متجلي مي‌بيند به او اقبال مي‌کند همه هم بگويند اين اشتباه مي‌کنيد او اشتباه خودش را نمي‌کند ما بايد اجازه بدهيم ملت هزينه‌ي تصميمات خودش را با تحليل درستي که از عملکرد منتخب خودش مي‌کند همواره تصحيح کند که خطا و اشتباهش در آينده کمتر شود اين که شما گفتيد اين که مي‌گوييد گذشته پس آينده چه موضوع همين است تاريخ عبرت است بايد عبرت گرفت براي آينده تا خطايي که قبلا کرديد تکرار نکنيد و الا بحث ديگري نداريم.
مجري: چطور شديد معاون آقاي احمدي نژاد رفاقتي داشتيد؟
دهقان: ما معاون رئيس جمهور بوديم ادامه پيدا کرد در زماني که من بنياد بودم با شهرداري که ايشان بود خيلي مراوده داشتيم براي مباحث ايثار گران و سامان دهي بهشت زهرا و گلزارهاي شهداي تهران رفت و آمد داشتيم نيم چه رفاقتي هم با هم داشتيم چون مسئول بنياد را با نظر موافق رهبري بايستي جا به جا کنند به طور طبيعي يکي از جنبه هايش اين بود که هم با ايشان رفاقت داشتيم هم نظر آقا ادامه‌ي کار من بود ما هم ادامه داديم.
مجري: تفاوت دولت‌هاي نهم و دهم را چه مي‌گوييد دولت اول و دولت دوم؟
دهقان: احمدي نژاد دولت نهم يک شخصيت داشت دهم يک شخصيت داشت.
مجري: سال 88 فردي مثل آقاي دکتر دهقان که خيلي از شرايط مختلف و بحراني را از اول انقلاب طي کرده آيا حس مي‌کرد قرار است يک فتنه‌اي به اين سطح و بزرگي اتفاق بيفتد؟
دهقان: اين را بايد گفت؟
مجري: بله به عنوان يک تحليل گر؟
دهقان: فضا به گونه‌اي شکل گرفت که چنين اتفاقي طبيعي بود.
مجري: منتظرش بوديد.
دهقان: بله طبيعي بود. ظرف چهار پنج سال تمام رسانه‌هاي بيگانه آمده اند بحث مهندسي انتخابات را مطرح کردند بحث کانديداي نظام را مطرح کردند بحث احتمال دست بردن به صندوق‌ها را مطرح کردند اين را تبديل کردند به يک واقعيت ذهني.
مجري: يک سال دو سال بود.
دهقان: نخير چهار پنج سال بود اين را شما شيب بدهيد. اين فضا به وجود آمده يک سوال مطرح مي‌شود که حالا کسي که از صندوق مي‌آيد بيرون همان کسي است که به او راي داده اند اگر آن ذهنيت را ما بپذيريم که درست کردند ابهام ايجاد شده بود شما در زمان انتخابات آقاي خاتمي 76.
مجري: گل آقا نوشته بود بنويسيد فلان بخوانيد فلان.
دهقان: بله در جامعه بي اعتمادي نسبت به نظامات مستقري که مسئولند القا شده بود مهم نيست القا را چه کسي کرده اين ذهنيت بالاخره شکل مي‌گيرد حالا مي‌شود اين شايعه را سوار اين ذهنيت کرد بعد مي‌تواند تبديل به يک واقعيت مجازي کرد بعد تبديل به يک پديده‌ي اجتماعي و بعد سياسي کرد روند اين طور مي‌تواند بشود. بحث 88 را بايد دو مقطع بکنيد يکي تا انتخابات و اعلام مواضع حضرت آقا و نماز جمعه يکي بعد از آن. تا آن جا ملت همان طوري که حضرت آقا گفتند ملت تکليف شان را انجام دادند هر کس هر کس را انتخاب کرده درست انتخاب کرده همين که حجت عقلي داشته ماجور است پس تا اين جا انتخابات با شکوه انجام شده 85 درصد مردم آمدند راي دادند اين که عزت و قدرت نظام است ولي اين که اختلافي مي‌شود خود آقا مي‌آيند با روساي ستاد انتخاباتي آقايان جلسه بگذارند يک مهلت بدهند در شوراي نگهبان براي اولين بار از يک حکم ولايي استفاده کنند بيايند مجددا باز نگري باز شماري کنند بعد باز هم اين فضا دامن زده شود اين همان چيزي است که جفا به نظام است ظلم به نظام است بالاخره همه‌ي مسير‌ها باز بوده براي اين که افراد اگر شکايتي داشتند اعتراض داشتند بروند مطرح کنند بعد از آن هم که تمام شد شوراي نگهبان اتمام حجت کرد ولو با فرض محال من دو راي بيشتر از شما آوردم ولي گفتند کمتر شده اين فرض محال است آقا گفتند شوراي نگهبان مسئول تاييد صحت انتخابات است تاييد شد تمام شد رفت بايد رفت در فاز بعدي موارد انتخاباتي را بايد شروع کرد و رفت در فضايي که براي دور بعدي آماده شد کجاي دنيا اين طور است که اگر حضرت آقا مي‌فرمايد کف خيابان که تعيين نمي‌کند صندوق تعيين مي‌کند گردن مي‌گذاشتيم به خصوص بعد از اين که فصل الخطاب مسائل رهبري هستند هر چه ايشان گفتند تمام.
مجري: سال 91 نامه‌اي را امضا کرديد به رهبري در خصوص وضع موجود به همراه يک سري از وزرا که از کانديدا سمتي نداشتند اين نامه نگاري براي چه اتفاق افتاد هسته‌ي اوليه 5 نفر بودند.
دهقان: رانده شده. نه تقريبا تمام بچه‌هايي که در دولت نهم بوديم در اين جمع بوديم در دهم تقريبا کسي به جمع ما بعدا که آزاد شدند پيوستند آن جا هم ضابطه‌اي که جمع شديم اين بود که کساني بيايند که اساسا نگرش منفي يا واگرايي با دولت ندارند يعني ما در اصل اصل نظام براي ما موضوعيت دارد دوم اين که مسائل را مي‌توانند تجزيه تحليل درست بکنند و اين اعتبار را هم براي خودشان قائل اند نه اعتبار من شخصي يعني اعتمادي که نظام مي‌تواند به آن‌ها بکند که اگر حرفي را بزنند مي‌تواند مورد نگاه کردن قرار بگيرد آن موقع ما همه‌ي اتفاقاتي که افتاد نامه نوشتيم پيش بيني کرديم که اين اتفاقات مي‌افتد همه بعدي بود قرار نبود اين نامه منتشر شود نه اعلام شود نه کسي بگويد نه مصاحبه شود معلوم نشد چطور شد.
مجري: آقا جوابي دادند؟
دهقان: نيازي نبود ما جوابي بگيريم دنبال جواب نبوديم دنبال اين بوديم که ما مسائل را اين گونه مي‌بينيم والسلام.
مجري: چطور وزارت دفاع به شما پيشنهاد شد؟
دهقان: وقتي نتيجه‌ي انتخابات معلوم شد همان روز يا فردايش رفتم تبريک گفتم و خداحافظ شما ديگر سمت و سوي ستاد هم به آن معنا نبودم دوستان آن جا بودند مباحثي مطرح مي‌شد يک روز ايشان صدا کردند که هم را ببينيم خدمت شان رسيديم تحليل اوضاع شد نتايج انتخابات شد چه اتفاقاتي مي‌افتد همان بحث‌هايي که هميشه داشتيم انجام شد و بعد بحث بنياد شهيد مطرح شد که گفتم شما اگر پيشنهادي داريد برويد و افرادي هم مطرح شدند گذشت مجددا به من گفتند شما خودت بيا و برنامه بده تا اين که اتفاق بيفتد يک مقدار طول کشيد و برنامه داديم.
مجري: چند جا گفتيد که توان موشکي ما با هيچ کس قابل مذاکره نيست و اطلاعات دانشمندان موشکي را هم به هيچ احدي نمي‌دهيم آيا اين حرف هميشگي است يا ممکن است بر طبق سياست‌ها تغيير بکند.
دهقان: اطلاعات موشکي مان را به هيچ کس نمي‌دهيم.
مجري: اطلاعات دانشمندان؟
دهقان: بحث دفاع مختص هر کشور و نظام سياسي است که با توجه با تهديداتي که تصور مي‌کند ممکن است برايش اتفاق بيفتد خودش را تجهيز مي‌کند آن چه که امروز ما در اختيار داريم در اصل توان و قابليت بازدارندگي است که در کشور ايجاد شده براي پيش گيري از وقوع جنگ ما دنبال تهاجم و تجاوز به هيچ کشوري نيستيم اما اين آمادگي و قابليت را داريم که با هر متجاوزي برخورد قاطع تعيين کننده و پشيمان کننده بکنيم اين بحثي است که ما در مورد توان دفاعي مان داريم از جمله موشکي اين که مي‌گوييم قابل مذاکره نيست چون در بحث هسته‌اي بعضي از کشورها علاقه مند هستند که موضوع موشکي را هم در اين وادي وارد کنند آن‌ها از اين منظر مطرح کنند که ممکن است ما موشک‌هايي داشته باشيم که قابل حمل کلاهک هسته‌اي باشد با همان اتهام هسته‌اي بودن ما که بحث کنند اساسا ما در فاز نظامي نبوديم نيستيم و به طور طبيعي موشک‌هاي ما هيچ کدام در اين زمينه نه طراحي شدند نه قرار است کاري بکنيم لذا ورود به اين بحث را به هيچ کس اجازه نمي‌دهيم دليلش بحث دفاع ما است و تامين امنيت خود ما است لذا اين بحث در آن رابطه مطرح شده بحث اطلاعات در رابطه با افرادي که آن‌ها مي‌گويند فرض کنيد جناب عالي در بخش هسته‌اي کار کرديد و من در بخش طراحي فلان کار کردم به آن‌ها چه ربطي دارد؟ اين که ما اطلاعات افراد را به کسي و به دشمن ما بدهيم معني ندارد هيچ کشوري اين کار را نمي‌کند اين با اصل استقلال و حاکميت ملي در تعارض است ما بياييم بگوييم يکي بگويد آقاي رنجبران را تحويل ما بدهيد چون در مصاحبه‌ي فلان فلان کار را کرده .
مجري: اين S300 روس‌ها بالاخره مي‌دهند يا نه؟
دهقان: ما يک قراردادي با روس‌ها داشتيم که s300 را از ايشان خريداري کرديم قرارداد قرار بود اجرا شود يک زماني رئيس جمهور روسيه آمده اين قرار داد را لغو کرده.
مجري: به بهانه‌ي تحريم؟
دهقان: به هر دليلي هيچ ربطي به تحريم وجود نداشته تحريم‌ها به ما سبق نبوده يعني قراردادي اگر با کشوري داشتيد تا پايان آن قرار داد را بايد کشور طرف متعهد دنبال مي‌کرد و هر جا ما داشتيم تقريبا اين اتفاق آمده اين‌ها با فشار اسرائيل و آمريکايي قرارداد را لغو کردند اين حق ملت ما است حقوق ما است قراردادي داشتم تعهد متقابلي بوده ما به تعهد مان عمل کرديم ما آموزش داديم نيروهايمان را سيستم ايجاد کرديم سازمان براي به کار گيري اين سيستم سلاح ايجاد کرديم اين را ما شايسته نمي‌دانيم يک دولت مقتدري که يک روزي ابر قدرت بوده بيايد براي امتياز گرفتن يا امتياز دادن به يک کشور ديگري بيايد قراردادش را نسبت به ما ناديده بگيرد يا لغو کند ما کماکان مدعي اين قرار داد هستيم با روس‌ها هم بحث کرديم پيشنهاداتي هم متقابلا آن‌ها داده اند ولي کماکان ما بر همان موضع قبلي مان هستيم.
مجري: اميدواريم که حل مي‌شود.
دهقان: اگر آدم اميد نداشته باشد که کار نمي‌کند.
مجري: آقا فرمودند که سياسيون را ببريد دستاوردهاي نظامي را از نزديک ببينند آقاي دکتر ظريف هم رفتند ديدند.
دهقان: بله همه‌ي سفرا را برديم.
مجري: بقيه‌ي سياسيون را برديد در اين مدت؟
دهقان: کساني که مرتبط اند يعني لازم است اطلاعات داشته باشند را بله ولي اين که ما هر سياسي را ببريم که موضوعيت ندارد.
مجري: اثر خاصي هم داشته ديدهايشان متفاوت تر شده.
دهقان: يکي از مشکلات ما اين است که از بس مسئولين گرفتار مسائل مي‌شوند يک مقدار کمتر به اين مسائل اين چنيني برسند ما وظيفه داريم اين فضا را فراهم کنيم حداقلش اين است وقتي نمايندگان سياسي جمهوري اسلامي ايران آوردند آن دستاورد‌ها را ديدند تصور نمي‌کردند ما در اين سطح از رشد تکنولوژيک باشيم يا اين ابزارهاي نظامي را توانسته باشيم بسازيم همين رهبران سياسي يا وزراي دفاع مي‌آيند نمايشگاه را مي‌بينند واقعا تعجب مي‌کنند که اين ظرفيت و توان وجود دارد پس اثرات خودش را هم مي‌گذارد به طور طبيعي.
مجري: موضوعي که حضرت آقا براي تسليح کرانه‌ي باختري تاکيد کردند آيا بچه‌هاي سپاه و وزارت دفاع برنامه ريزي کردند؟
دهقان: اين که حضرت آقا فرمودند کرانه‌ي باختري مسلح شود مثل غزه اين يک اصل است اين که همگان کمک بکنند به اين موضوع اين هم يک موضوع است اين که سابقه‌ي گذشته‌ي ما در ارتباط با اين کمک مي‌کند که ما بيشترين کمک را بکنيم اين هم يک اصل است.
مجري: چند ماه پيش بستري شده بوديد خيلي نگران شده بوديم خوب شديد الحمدلله؟
دهقان: حتما شياطين و دشمنان بودند که خوشحال شدند الحمدلله مشکلي نيست.
مجري: قبول داريد دولت يازدهم سن اش بالاست؟
دهقان: تجربه اش بالاست.
مجري: مي‌شود جوان تر هم بشود.
دهقان: اين را با آقاي روحاني صحبت کنيد.
مجري: نظر خودتان؟
دهقان: دوستاني که در دولت هستند تحرک ندارند به لحاظ کهولت سن واقعا اين طور نيست من کمتر همکاري را مي‌دانم از خود آقاي روحاني تا بقيه که در شبانه روز کمتر از چهارده ساعت کار بکنند من خودم معمولا پنج مي‌آيم هشت نه شب و ده شب مي‌روم بيشتر از هفده هجده ساعت نمي‌شود کار کرد بقيه هم همين طور هستند مهم اين است که ما امروز قادر باشيم در شرايط پيچيده‌اي که داريم انسان‌هاي مجربي که در شرايط بحران در گذشته‌ي زمان کار کردند و مي‌توانند اين مسائل بغرنج را خوب تجزيه تحليل بکنند در موضع تصميم گيري بالا قرار بدهيم ولي به معني اين نيست که در رده‌هاي پايين هم همين نگاه را داشته باشيم مهم اين است که آدم‌هايي که صاحب تجربه هستند صاحب دانش هستند از عهده‌ي تجزيه تحليل مسائل برمي‌آيند بتوانند در راس قرار بگيرند اما آن‌هايي که مي‌خواهند عمل بکنند جوان باشند.
مجري: خيلي لطف کرديد بنده لذت بردم ان شاء الله مردم هم استفاده کرده باشند.
دهقان: ان شاء الله کسي را به خطا نبريم.
مجري: اين جلد اول شناسنامه مکتوب شده گفتگوها به عنوان تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي براي شما در جلد سوم خواهد آمد.
خيلي سپاسگزارم که با ما همراه بوديد ما را از نظرات خودتان بهره مند کنيد التماس دعا دارم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر