صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

مقایسه ایران و کوبا ؛ اين کجا و آن کجا!

بنابر اين در دستگاه معرفت شناسانه انقلاب اسلامي، منازعه ما و غرب منازعه حق و باطل و کفر و ايمان است. با اين تقسيم‌بندي کوبا در همان بلوکي است که امريکاست، هرچند کوبا قدرت اعمال خوي سلطه‌گري ندارد.

کد خبر: 2372

«اين کجا و آن کجا» عنوان يادداشت روز روزنامه جوان به قلم عبدالله گنجي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

«در عالم نهضت‌هاي زيادي واقع شده است و انقلاب‌هاي بسيار، لکن اکثر نهضتي بوده است از ظالمي بر ضد ظالم ديگر، از يک ستمکاري براي ستمکار ديگر. نهضت‌ها همچون نبوده که همه آنها نهضت‌هاي صحيح باشد، بلکه غالباً نهضت‌هايي بوده است که يک رژيم ظالمي آمده است و رژيم ظالم ديگر را از بين برده است و خودش جايگزين آن مي‌شده است و به ظلم ادامه مي‌داده است... فرق است مابين قيام‌هايي که براي خدا نباشد. قيام‌هايي که براي منفعت دنيايي نباشد، براي غلبه يک کسي بر کس ديگري باشد، براي پيروزي يک قدرت بر قدرت ديگر باشد، اين قيام‌ها فرق دارد با قيامي که لله باشد. آنها اين نکته را نمي‌دانستند که قيام لله کيفيتش، ماهيتش با قيام‌هايي که غيرخدايي باشد، هر چه باشد، اين با هم فرق دارد. قيام لله پشتوانه‌اش قدرت خداست...» (صحيفه امام، جلد 13، ص 137)

چند روز پيش و پس از مقاومت 50 ساله ملت و دولت کوبا، دولت امريکا اعلام کرد در سياست‌هاي خود در قبال کوبا تجديد نظر مي‌کند. امريکا اعلام کرد تحريم‌ها عليه کوبا بي‌فايده است و اين منازعه نفعي براي امريکا نداشته است. اگر چه نيت دولتمردان امريکا هنوز داراي زواياي پنهاني است که قابل قضاوت نيست اما ارتباط گسترده و ايجاد سفارتخانه مي‌تواند زمينه‌سازي فروپاشي کم‌هزينه کوبا باشد. کما اينکه دو روز پس از اعلام اوليه، رئيس‌جمهور امريکا خواستار تغيير نظام سياسي کوبا شد. پس از اين اتفاق،‌ تحليل‌هاي مختلفي در ايران صورت گرفت و قرابت بينا ذهني بين ايران و امريکا و کوبا و امريکا موجب قضاوت‌هاي مختلفي شد. عده‌اي اين سياست امريکا را نتيجه مقاومت و ايستادگي کوبا دانستند و ادامه اين مشي در جمهوري اسلامي ايران را موجب تغيير سياست‌هاي امريکا اعلام کردند چرا که تحريم 50 ساله کوبا بي‌فايده و در نتيجه موجب بازنگري در سياست‌هاي امريکا شده است اما دسته ديگري که همه مشکلات کشور را در برقراري رابطه با امريکا قابل حل مي‌دانند، «الگوي کوبا» را براي حل منازعه ايران و امريکا پيشنهاد و اعلام کردند منازعه و مقاومت بي‌فايده است.

ما هم بايد مثل کوبا عمل کنيم و از وضعيت موجود در امريکا استفاده و مسائل خود را حل کنيم. تعميم «الگوي کوبا» به انقلاب اسلامي مبتني بر آنچه در صدر اين نوشته از امام نقل شد و همچنين مباني و خاستگاه انقلابي اسلامي، نوعي نگاه تقليل‌گرايانه به آرمان‌ها و جايگاه انقلاب اسلامي در جهان معاصر است. ممکن است در تعاملات و منازعات شکلي ايران و امريکا تشابهاتي با رفتار کوبا و امريکا باشد اما اين کجا و آن کجا. پيش از پرداختن به تفاوت‌هاي مبنايي و ماهوي، مي‌توان تشابهات شکلي و مشترک را اينگونه برشمرد: ايستادگي طولاني مدت دو دولت و دو کشور در مقابل امريکا قابل ستايش است. حفظ روحيه انقلابي و مردمي بودن مسئولان، مهاجرت اپوزيسيون دو کشور به امريکا، تک محصولي بودن دو کشور، ضديت با استکبار و امپرياليسم و زير بار سلطه غرب نرفتن و امريکا را رأس استکبار دانستن از جمله مشترکات ايران و کوبا در مقابل امريکا است. اما ماهيت حقيقي،‌ تفاوت‌هاي ماهوي در اهداف،‌ دلايل وقوع، خاستگاه قيام و ايدئولوژي مبارزه از جمله عوامل اساسي در تفاوت دو انقلاب است که با استناد به سخنان امام (ره) در صدر اين نوشته آن را يادآور شديم.

1- کوبا کشوري منزوي (انزواي جغرافيايي و جزيره‌اي در دريا) و داراي محدوديت سرزميني بدون عمق استراتژيک جهاني است حال آنکه ايران در قلب جهان اسلام واقع است و علاوه بر جهان اسلام متصل به حوزه تمدني ايران در آسياي ميانه و قفقاز است.

2- کوبا در طول 50 سال گذشته مشغول دفاع و حفاظت از خود بوده است. حال آنکه انقلاب اسلامي علاوه بر حراست از وجود خود، گسترش نفوذ خود در منطقه را به انجام رسانده است و اکنون مهم‌ترين قدرت منطقه از ديدگاه همه قدرت‌هاي بزرگ محسوب مي‌شود.
3- کوبا فرزند شرق ايدئولوژيک و سوسياليست است و فاقد انديشه متمايز و منحصر به فرد بوده و در بلوک شرق تعريف مي‌شود. حال آنکه انقلاب اسلامي داراي انديشه مستقل و الهي است که با آن به بنيان‌گذاري يک سبک سياسي در جهان معاصر همت گماشت و دست رد بر سينه دو ايدئولوژي (سوسياليسم و ليبراليسم) زد.
4- سوسياليسم يک ايدئولوژي مادي و مبتني بر ماترياليسم تاريخي است که در مباني با امپرياليسم به يک آبشخور مي‌رسند اما انقلاب اسلامي «قيام لله» بود و مدعاي جهانشمولي آن فراتر از رهاوردهاي انساني است.
5- انقلاب کوبا در يک جزيره محصور محقق شد اما الهام‌بخشي انقلاب اسلامي و تکانه‌هاي آن هنوز جريان هژمون بر جهان را در گيجي نگه داشته است که نه تنها خود از استثمار و استعمار رهيده است که ملت‌هاي آزاده جهان را به خروج از سلطه جباران دعوت مي‌کند.
6- کوبا در دوران تحريم فقط توانست در دو حوزه سوادآموزي و پزشکي توفيقات قابل قبولي به دست آورد حال آنکه انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي در بسياري رشته‌ها و حوزه‌هاي علمي درمقام‌هاي اول و برتر جهان قرار دارد که ذکر آن در اين مختصر نمي‌گنجد.
7- نظام سياسي کوبا يک نظام بسته و خانواده محور است. حال آنکه در انقلاب اسلامي چرخش نخبگان به صورت دائمي و مستمر در جريان است و نظام قومي- قبيله‌اي در آن وجود ندارد.
8- کوبا يک کشور مستعمره و کم‌ريشه بود و در دوران جنگ سرد يکي از پايگاه‌هاي شرق محسوب مي‌شد که واقعه خليج خوک‌ها نمونه‌اي از آن است که تا مرز آرايش دو ابرقدرت پيش رفت. حال آنکه ملت ايران داراي تمدن چند هزارساله و داراي نشانه‌هاي هويتي مستقل همچون تاريخ، زبان و فرهنگ است.
9- طبق آموزه‌هاي انبيا و ائمه و ديدگاه‌هاي سياسي امام خميني (ره)، آنچه در کوبا اتفاق افتاده جابه‌جايي يک طاغوت با طاغوت ديگر است. اما در انقلاب اسلامي، هدف «قيام لله» بوده است و غايت سياست هدايت انسان‌ها در مسير کمال الهي تلقي مي‌شود.
10- مشکل غرب با انقلاب اسلامي ماهيتي و منازعه بر سر وجود اسلام سياسي در ايران است اما ماهيت کوبا و امريکا از نگاه دستگاه معرفت اسلامي، از يک خاستگاه و آبشخور مشترک نشئت مي‌گيرد و غايت هر دو اعمال قدرت و حفظ هويت مادي و جغرافيايي است.
11- ملت ايران داراي يک گنجينه پايان‌ناپذير به نام عاشورا است که نه تنها کوبا بلکه همه تمدن‌هاي بشري از آن محرومند.
12- انقلاب اسلامي مدعاي جهانشمولي و نابودي نظام‌هاي استکباري و طاغوتي دارد.
حال آنکه کوبا به زيست مسالمت‌آميز و رعايت حقوق مادي خود قانع است.
بنابر اين در دستگاه معرفت شناسانه انقلاب اسلامي، منازعه ما و غرب منازعه حق و باطل و کفر و ايمان است. با اين تقسيم‌بندي کوبا در همان بلوکي است که امريکاست، هرچند کوبا قدرت اعمال خوي سلطه‌گري ندارد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر