صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

دليل موضع‌گيري اخير اتحاديه عرب عليه ايران چيست؟

واکنش جمهوري اسلامي ايران به بازداشت يک روحاني شيعه در بحرين، بازتاب گسترده اي در عرصه بين المللي داشت که در اين راستا، به جز مباحث رسانه اي، سبب شد اتحاديه عرب ضمن طرح ادعاي مداخله ايران در امور داخلي بحرين، عليه ايران موضع گيري کند. اما آيا اين رويکرد به اصطلاح حمايت گرايانه اتحاديه عرب از کشورهاي عرب در همه موارد مصداق داشته است؟

کد خبر: 2317

مطلبي که مي خوانيد در تابناک منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
واکنش جمهوري اسلامي ايران به بازداشت يک روحاني شيعه در بحرين، بازتاب گسترده اي در عرصه بين المللي داشت که در اين راستا، به جز مباحث رسانه اي، سبب شد اتحاديه عرب ضمن طرح ادعاي مداخله ايران در امور داخلي بحرين، عليه ايران موضع گيري کند. اما آيا اين رويکرد به اصطلاح حمايت گرايانه اتحاديه عرب از کشورهاي عرب در همه موارد مصداق داشته است؟

بازداشت شيخ علي سلمان، روحاني شناخته شيه و از رهبران جنبش اعتراضي عليه رژيم آل خليفه، سبب شد روحانيون شيعه و همچنين مقامات جمهوري اسلامي ايران نسبت به اين امر واکنش نشان دهند. اما اين واکنش ها به ويژه آنجايي سبب نگراني مقامات بحريني شد که محمد جواد ظريف، وزير خارجه ايران، ضمن گفت و گوي تلفني با برخي همتايان خود در منطقه، خواستار اقدام براي آزادي شيخ سلمان شد.

در پي اين اقدام، وزارت خارجه بحرين با صدور بيانيه اي، آنچه مداخله ايران در امور داخلي خود خوانده را محکوم کرد و رويکرد ايران در حمايت از شيعيان بحريني را مورد انتقاد قرار داد. در اين بيانيه ضمن طرح اين ادعا که رويکرد ايران سبب به خطر افتادن امنيت و ثبات منطقه مي شود، آمده بود: «اين مداخله در تناقض کامل با اصول سازمان ملل، حقوق بين الملل و سازمان همکاري اسلامي است که همگي بر احترام به حاکميت و استقلال کشورها تأکيد دارند».

اما ماجرا تنها به همين جا ختم نشد؛ زيرا امروز اتحاديه عرب نيز با موضع گيري عليه ايران، ادعاهاي دولت بحرين را تکرار کرده و خواستار خودداري ايران از مداخله در امور اين کشور شد. نبيل العربي، دبيرکل اتحاديه عرب در اين زمينه گفت مواضع بيان شده از سوي مقامات ارشد ايراني درباره اوضاع بحرين، به معناي نقض حقوق بين الملل و اصول سازمان ملل درباره عدم مداخله در امور داخلي ديگر کشورها و احترام به حاکميت و ثبات آن هاست.

وي افزود اين گونه موضع گيري ها سبب بر هم خوردن روابط همسايگي، پيچيده شدن اوضاع و مورد تهديد قرار گرفتن ثبات در منطقه خليج فارس خواهد شد. گفتني است پيش از وي، عبداللطيف الزياني، دبيرکل شوراي همکاري خليج فارس نيز در اظهاراتي مشابه، آنچه مداخله ايران در امور داخلي بحرين خوانده بود را مورد انتقاد قرار داد.

اما سوالي که در پي اين موضع گيري ها مطرح مي شود اين است که اولاً آيا رويکرد اين سازمان هاي منطقه اي عربي در تمامي موارد مشابه همين موضوع بوده و تأکيد آن ها بر مباحث مربوط به حقوق بين الملل و عدم مداخله واقعي است؟ و ثانياً اينکه دليل اصلي نگراني اين سازمان ها از مواضع ايران در قبال بحرين چيست؟

در پاسخ به سوال نخست بايد اشاره کرد که اتحاديه عرب و شوراي همکاري خليج فارس در حالي صرف چند موضع گيري از سوي مقامات ايراني را مداخله در امور يک کشور عضو خوانده و آن را محکوم مي کند که در مقابل مداخلات واقعي در امور داخلي برخي کشورهاي عربي، نه تنها سکوت کرده بلکه رويکرد تأييد و همراهي را نيز در پيش گرفته است.

در اين رابطه، مي توان به دوران اوج اعتراضات مردمي عليه رژيم آل خليفه در بحرين اشاره کرد. هيچ کس فراموش نکرده که در پي اوج گيري اعتراضات در اين کشور، عربستان سعودي با اعزام نيروهاي ويژه، نقش بسيار مهمي در سرکوب معترضان و حفظ حکومت آل خليفه در بحرين ايفا کرد. اين اقدام که در آن زمان با اعتراض فعالان و ناظرات سياسي مختلفي در سراسر دنيا مواجه شد، هيچ واکنشي را از سوي دو سازمان مذکور در پي نداشت.

سوريه و عراق، نمونه هاي ديگري در اثبات دوگانه بودن رويکرد اتحاديه عرب و شوراي همکاري خليج فارس هستند. از همان آغاز درگيري ها در سوريه، کشورهايي چون عربستان سعودي، قطر و ترکيه، ضمن تأکيد صريح بر ضرورت براندازي دولت اسد، از هيچ گونه کمکي براي گروه هاي شورشي – و سپس تروريست هاي تکفيري – دريغ نکردند. اما دو سازمان عربي مذکور در عمل با اين اقدامات همراه نيز شدند. اکنون نيز اين سازمان ها در مقابل گزارش هايي که درباره حملات نيروهاي ائتلاف به اهدافي غير از تروريست ها در سوريه (زيرساخت هاي دولتي سوريه) منتشر مي شود، واکنشي نشان نمي دهند.

در موضوع عراق نيز تلاش هاي بي وقفه آمريکا براي براندازي دولت نوري مالکي که با چشم بستن واشنگتن بر اقدامات گروه هاي تروريستي در بغداد نيز همراه شد، به هيچ وجه اسباب ناراحتي اتحاديه عرب و شوراي همکاري را فراهم نکرد.

به اين ترتيب، مشخص مي شود که اين دو سازمان عربي، بار ديگر سياسي بودن صرف رويکردهاي خود را اثبات کرده و ثابت کرده اند که در منطقه، آنچه براي آن ها اهميت دارد در اصل جلوگيري از توسعه نفوذ ايران است؛ نه هيچ چيز ديگر. واضح است که در سوريه و عراق، بر هم خوردن وضع موجود سبب جلوگيري از نفوذ ايران خواهد شد و در بحرين، حفظ وضع موجود.

اما در پاسخ به سوال دوم، بايد به اين نکته توجه داشت که موضع گيري هاي مقامات ايراني، تا زماني که به تماس تلفني ظريف با همتايان خود منجر نشد، چندان مورد توجه مقامات بحريني و ديگر کشورهاي حامي آل خليفه قرار نگرفت. اما نکته اينجاست که کشورهاي منطقه آگاهند که با توجه به فعال شدن ديپلماسي منطقه اي و بين المللي ايران تحت نظر ظريف، تماس تلفني وزير خارجه ايران بي ترديد افزايش فشارها از سوي ديگر کشورها را نيز بر بحرين به همراه خواهد داشت. به اين ترتيب، بهتر آن بوده که با اتخاذ موضعي پيش دستانه، موضع گيري هاي ايران «مداخله» خوانده شده و مورد انتقاد قرار گيرد. امري که البته تأثيري در واقعيت اوضاع جاري در بحرين نخواهد داشت.

نظرات بینندگان

ارسال نظر