صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

آلمان تا کجا پاي تحريم روسيه خواهد ايستاد؟!

اقتصاد آلمان بشدت خواستار پايان دادن به تحريم ها عليه روسيه است. «هالور» روز شنبه در گفتگوئي با «دويچه ويرشافتس ناخريشتن» گفت هزينه اي که آلمان بايد براي سقوط اقتصاد روسيه بپردازد، سنگين ترين هزينه در سطح جهان خواهد بود. روس ها هميشه خواستار راه يافتن دانش فني آلمان به روسيه بوده اند.

کد خبر: 2298

در آستانه جنگ دوم آمريکا با عراق بود که ريچارد چيني معاون رئيس جمهور وقت آمريکا جرج بوش، با مقاومت و عدم همراهي «گرهارد شرودر» صدراعظم وقت آلمان و «ژاک شيراک» نخست وزير وقت فرانسه روبرو شده بود، اينجا بود که وي مقوله «اروپاي نو» را به ميان آورد. در واقع واژه اروپاي نو و کهنه پس از مخالفت فرانسه و آلمان با آمريکا براي حمله نظامي به عراق به ادبيات روابط سياسي بين الملل وارد شد. دونالد رامسفلد، پيش از حمله نظامي آمريکا به عراق، در کنفرانس امنيتي مونيخ، فرانسه و آلمان را اروپاي کهنه خواند و پس از جنگ، از لهستان براي کمک به اوضاع عراق دعوت کرد. منظور رامسفلد از اروپاي جديد و نو همين اروپاي شرقي بود که در مقابل اروپاي غربي قرار داشت و حمله تحت رهبري امريکا به عراق را پشتيباني کرد. جرج بوش در جمهوري چک ـ به اصطلاح «قلب اروپاي نو» ـ و همين طور در لهستان و آلباني و بلغارستان با استقبال بسيار خوبي روبرو شد.

مي توان اين طور گفت که آمريکا اتحاديه اروپا را تهديد کرد که اگر با امريکا هماهنگ نباشد در آن شکاف خواهد انداخت. در آن زمان ميشد اين تهديد را کوچک جلوه داد و آن را سخني غير دوستانه در عرصه ديپلماتيک عنوان کرد، چون در آن زمان «اروپاي نو» هنوز به عضويت اتحاديه اروپا در نيامده بود. امروز که بيش از ده سال از آن تاريخ گذشته، وضع تغيير کرده است. کشورهاي اروپاي شرقي از استوني گرفته تا روماني که منافع ملي شان اندکي بيشتر از خصومت صرف با روسيه است، عضو اتحاديه اروپا هستند، و تا آنجا پيش رفته اند که دونالد توسک لهستاني رئيس شوراي اروپا شده است. مشاوران سياسي لهستان تقريبا با صراحت خواستار ارتقاء مرتبه لهستان و تبديل آن به مرکز جنگ سرد جديد هستند، از جمله براي کاستن از سنگيني وزنه آلمان در اتحاديه اروپا و خنثي کردن آن.

در چنين حالتي، گسترش اتحاديه اروپا، از نظر آلمان، تبديل مي شود به شمشير دو لبه . اين گسترش، از سوئي سبب شد که آلمان تبديل به قدرت مسلط و راهبر در اروپا گردد، از سوي ديگر اگر بخواهد از اين قدرت در عرصه سياسي استفاده کند و با دستورهاي صادره از واشنگتن به رقابت برخيزد پايه هاي قدرتش سست مي شود. در اتاق هاي فکر واشنگتن، در پس پرده، هيولائي که حضوري دائمي دارد تصور نزديکي «آلمان – روسيه» است که يکي از سوانح بزرگ ژئوپليتيکي است که مي توان تصور کرد. با ايجاد کمر بندي مرکب از کشورهاي گوش بفرمان آمريکا در اروپاي شرقي، ارتباط مستقيم ميان آلمان و روسيه، از لحاظ جغرافيائي، تقريبا عملي نيست. آنچه قابل توجه است خط لوله گاز شمال است که از درياي بالتيک مي گذرد و مستقيما به آلمان متصل ميگردد. اين همان خط لوله اي است که زماني لهستان و کشورهاي بالتيک بشدت با ايجاد آن مخالفت مي کردند. اين تنها راه مطمئن يا نيمه مطمئن براي رساندن گاز روسيه به آلمان است و تلاش هاي مستقيم يا غير مستقيم اردوگاه آمريکائي را براي ممانعت از رسيدن گاز روسيه به آلمان خنثي مي کند.

اصل اجتناب ناپذير در سياست خارجي آمريکا اين است که به هيچ کشوري حتي اگر همپيمان آن هم باشند اجازه ندهد که تبديل به يک رقيب بالقوه براي آمريکا گردد. به همين دليل آمريکا در سال 1954 اجازه داد فرانسه در ويتنام شکست بخورد و در سال 1956 موجب تحقير انگليس در کانال سوئز شد. هنگام آغاز بحران اوکرائين آلمان فدرال در برابر يک انتخاب ناخوشايند قرار گرفت. به اين معني که مناسبات ويژه با روسيه را که نيمه رونقي داشت حفظ کند و در عوض هژموني (سرکردگي) خود را در اتحاديه اروپا به خطر بياندازد، يا اين هژموني را – که البته پايه و اساس وزنه آلمان در برابر مسکو نيز هست – قرباني آن روابط ويژه کند. با توجه به اين وضعيت ، يعني قرار داشتن بر سر اين دوراهي است که مي توانيم بي ميلي آلمان را به شرکت در تحريم ها عليه روسيه درک کنيم.

«سيگمار گابريل» معاون صدر اعظم آلمان که در عين حال وزير اقتصاد اين کشور نيز هست، با تشديد تحريم اقتصادي روسيه مخالفت کرد. به گفته او روسيه نبايد به ورطه هرج ومرج اقتصادي رانده شود. گابريل به رسانه «تاگس اشپيگل» گفت: «در نهايت نه آلمان و نه اروپا نمي توانند خواستار سقوط روسيه به ورطه هرج و مرج اقتصادي باشند. از اين رو تشديد تحريم ها کاري است نادرست. هدف تحريم ها اين نبود که روسيه را به زانو در آورد، هدف آماده ساختن روسيه براي حل چالش اوکراين از طريق مسالمت آميز بود. گابريل خواستار در پيش گرفتن دوباره سياست تنش زدائي در اروپا شد.

پيش از او، «فرانک – والتر اشتاين ماير»، وزير خارجه آلمان، «ورنر فايمان»، رئيس جمهور اتريش، «ماتئو رنزي» نخست وزير ايتاليا و سياستمداران و کارشناساني ديگر نيز با تشديد تحريم ها مخالفت کرده بودند. اما بنظر «انگلا مرکل» صدر اعظم آلمان، تحريم هاي اقتصادي عليه روسيه «کماکان اجتناب ناپذيرند».

مناسبات روسيه با غرب، پس از کودتاي ماه فوريه در اوکرائين، بشدت تيره شد. کشورهاي غربي ساقط کردن يانوکوويچ رئيس جمهور اوکرائين و نيز دولت جديد را که معارضان در اوکرائين به کرسي نشانده بودند، برسميت شناختند، اما حاضر به پذيرفتن رفراندمي که پس از آن در کريمه انجام شد نشدند. مردم کريمه که عمدتا روس هستند در رفراندمي خواستار پيوستن مجدد کريمه به روسيه شدند. پس از پيوستن مجدد کريمه به روسيه ، آمريکا – وتحت فشار آمريکا – اتحاديه اروپا تصميم به تحريم سياسي و اقتصادي روسيه، در چهار مرحله گرفتند. پاسخ روسيه به اين اقدام ممنوع ساختن واردات مواد خوراکي از غرب به روسيه بود.

بنا بگفته «روبرت هالور» تحليل گر اقتصادي «بادر بانک» هيچ کشوري در جهان بقدر آلمان از بحران اقتصادي روسيه صدمه نخواهد ديد. در سالهاي گذشته روسيه بسياري از زيان هاي وارده به اقتصاد آلمان را که ناشي از بحران اقتصادي اروپا بودند، جبران کرد.

اقتصاد آلمان بشدت خواستار پايان دادن به تحريم ها عليه روسيه است. «هالور» روز شنبه در گفتگوئي با «دويچه ويرشافتس ناخريشتن» گفت هزينه اي که آلمان بايد براي سقوط اقتصاد روسيه بپردازد، سنگين ترين هزينه در سطح جهان خواهد بود. روس ها هميشه خواستار راه يافتن دانش فني آلمان به روسيه بوده اند. صنايع صادراتي ما در سالهاي گذشته از اين روند به سود هاي فوق العاده دست يافته است. افزون بر اين بازار روسيه يک بازار ذخيره براي مواقعي است که وضع بازار در منطقه اروپا چندان رضايت بخش نباشد. هاولر تاکيد کرد که خريدهاي روسيه از آلمان روز بروز کمتر مي شود. بنا به گزارش رسانه هاي آلمان مشکلات اقتصادي روسيه نه تنها براي برخي از کارخانه ها بلکه بعضا بر مجموع برخي از رشته هاي صنعتي در آلمان تاثير منفي داشته است .

بنابراين بايد منتظر ماند و ديد آلمان تا کجا حاضر است هزينه هاي تحريم روسيه را متحمل شود و موقعيت اقتصادي برتر خود در اتحاديه اروپا را به خطر اندازد./

تبیین

نظرات بینندگان

ارسال نظر