صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

محسن رهامي: درحال طراحي تاکتيکهاي جديد براي انتخابات مجلس هستيم

ما تجربه انتخابات‌هاي گذشته را داريم بنابراين در حال طراحي تاکتيک‌هاي جديدي براي شرکت در انتخابات مجلس هستيم. البته توهين و افترا مخصوص اصلاح طلبان هم نبوده است. توهين به آقاي ناطق نوري در حرم رضوي مشهد، آقاي لاريجاني در حرم حضرت معصومه (س)، سيد حسن خميني در حرم امام (ره) و در يک سال گذشته توهين‌هاي مکرر به آيت ا... هاشمي رفسنجاني از جمله موارد مشابه هستند.

کد خبر: 2181

متن پيش رو در نداي ايرانيان منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

ما اصلاح طلبان نمي‌توانيم ماهيت انقلاب اسلامي را زير سوال ببريم چون شيء خلاف ماهيت خود نمي‌تواند رفتار کند. اما طرح اين مسائل و برانداز خواندن خاتمي يا بقيه اصلاح طلبان شناسنامه دار چيزي نيست جز حسادت.
گفتمان عام اصلاحات از آغاز مشروطه تاکنون، چالش‌هاي گوناگوني را پشت سر گذاشته است و هر زمان در لباسي و رنگي خود را با شرايط زمانه خود هماهنگ کرده است. اکنون اصلاحات، در شرايطي قرار دارد که برخي از ناخيرخواهان کمر به زدن ريشه آن بسته‌اند. به همين دليل اصلاح‌طلبان تاکتيک‌ها و روش‌هاي جديدي را براي بقا در شرايط امروز ديدند. دکتر محسن رهامي در پاسخ به پرسش ما در خصوص تلاش اصول گرايان براي حذف کانديداهاي اصلاح‌طلب، به نداي ايرانيان مي‌گويد که «قرار است در شوراي سياست‌گذاري انتخابات مجلس که با رياست من برگزار مي‌شود، گروه‌هاي اصلاح طلب تاکتيک‌ها و نظرات خود را براي انتخابات ارائه دهند» در ادامه مصاحبه دکتر محسن رهامي، دبيرکل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه‌ها و عضو شوراي مشاوران خاتمي را با پايگاه خبري و تحليلي نداي ايرانيان مي‌خوانيد:

سال‌ها از دوم خرداد ۷۶ مي‌گذرد. در طول اين سال‌ها گفتمان اصلاحات چه شرايطي را تجربه کرده است و امروز اين گفتمان چه شرايطي دارد؟

اصلاح طلبي به معناي خاص آن از دوم خرداد ۷۶ سعي کرد با تحولات اجتماعي همراه و همسو باشد يا اينکه خود بخشي از تحولات اجتماعي را سامان دهد. بنابراين اصلاحات گفتمان پويايي است که هر لحظه خود را اصلاح مي‌کند و هر لحظه نسبت به شرايط جهاني بروز مي‌شود. بنابراين اصلاحات سعي کرده است فرزند زمانه خويش باشد. بنابراين اکثر اصلاح‌طلبان شرايط زمانه را درک کردند اما ناچاريم اعتراف کنم که متاسفانه برخي از فعالين سياسي اصلاح طلب، شرايط زمانه را درک نکردند و در خلال سال‌هاي اصلاحات و پس از آن گام‌هايي را به تندي و حتي امروز به کندي بر مي‌دارند. اما در يک جمع‌بندي کلي امروز اين جريان قوي‌ترين، متحد‌ترين و بروز‌ترين گفتمان دردورن انقلاب است.

اينکه مي‌گوييد اصلاحات جرياني در درون انقلاب است را برخي قبول ندارند.

چه کساني مثلا قبول ندارند. اصلاحات مگر بدون قبول داشتن نظام و نظم حاکم مي‌شود؟ آن وقت بايد ازآن‌ها بپرسيم منظور آن‌ها از اصلاحات چيست؟

برخي اصلاح طلبان را در سال‌هاي اخير به بر اندازي متهم کردند. به نظر شما آيا اصلاح طلبان اين‌طور هستند؟

از نظر ما کسي که اصلاح طلب باشد، نمي‌تواند براندازي کند. چون کنار هم قرار دادن اين دو، جمع اضداد است.

اين اصلاحات و اصلاح طلبي که شما مي‌گوييد چرا هيچ‌گاه حد و مرزي براي آن تعيين نشد؟

اصلاح طلبي و اصلاحات دو يا سه سال بعد از دوم خرداد و پيروزي سيد محمد خاتمي به صورت خاص مطرح شد. مسلما شعار‌ها و بعد‌ها سخنراني‌هاي آقاي خاتمي در هدايت جريان اصلاحات و شناساندن اين گفتمان مطرح شد. اما بايد دانست اصلاحات به طور عام يک جريان ريشه دار است که خاستگاه آن در تاريخ تحول خواهي و بهبود خواهي مردم اين سرزمين مي‌باشد. بنابراين به طور خاص نبايد گفتماني چنين پويا را به يک زمان خاص مثلا دوم خرداد منحصر کرد. اما به طور خاص و نه به طور عام از دوران ۸ ساله خاتمي به عنوان دوران اصلاحات نام مي‌برند. جريان اصلاحات، نه تنها فاصله‌اي با انقلاب ندارد بلکه گفتماني در دورن انقلاب است. امام خميني (ره) يک مجتهد نو انديش و يک مجتهد نوگرا بود. شاگرد برجسته ايشان هم که بعد‌ها، اصلاح طلب خوانده شدند اکثرا در خط امام(ره) و در ذيل انديشه‌هاي ايشان قرار داشتند. در عين حال که رهبر کبير انقلاب چارچوب‌هاي فقه سنتي را قبول داشت و به مباني آن التزام عملي داشت اما جمهوريت و راي مردم را لازمه حکومت اسلامي بر مي‌شمرد. اصلاح طلبان هم علاوه بر قبول داشتن اسلام به راي و نظر مردم احترام مي‌گذارند و در کنار اسلام، جمهوريت را نيز مي‌پذيرند و اعتقاد عملي دارند.

پس چرا در سال‌هاي اخير، برخي از افراد در جناح مقابل به اصلاح طلبان اتهام براندازي را زدند؟ انگيزه آنها براي اين اقدام چيست؟

رقابت ميان دو جريان سياسي و ديني امروز به قبل از پيروزي انقلاب در حوزه يا بهتر بگويم به زمان مشروطه باز مي‌گردد. هر چند در برخي از دوره‌ها اين رقابت جاي خودش را به دشمني و اتهام زني داد. مي‌توانم ادعا کنم که هم اکنون هم دو جريان در فضاي فقهي و سياسي کشور وجود دارد جريان اول سنت گرا است و حکومت را قائل به راي مردم نمي‌داند. اين جريان معتقد است که راي مردم تزييني است البته امروز در درون اين جريان، اين ديدگاه با شدت و ضعف‌هايي از سوي افراد پذيرفته مي‌شود. اما به طور کل در طول تاريخ دموکراسي و راي مردم در حاشيه حکومت ديني از سوي اين جريان تعريف شده است. جريان دوم جريان نوانديشي ديني است که تقريبا از زمان مشروطه متولد شد و علماي بزرگي آن را هدايت و پرورش دادند. اوج اين جريان در نگاه امام خميني (ره) به مسئله فقه و حکومت نمود پيدا کرد. در اين ديدگاه جمهوري حاشيه حکومت ديني نيست بلکه متن حکومت محسوب مي‌شود. اصلاحات از‌‌ همان ابتدا قدم در راه يک چنين حکومتي نهاد. هر دوره‌اي جريان نوگرايي ديني به يک اسمي خوانده شده است. مرحوم آخوند خراساني و مرحوم نائييني معتقد بودند که به جاي مبارزه قهر آميز با حکومت‌هاي فاسد لازم است به اصلاح اوضاع از طريق مدرنيزه کردن قوانين بپردازيم. واضح‌تر بگوييم ريشه اصلاحات در تفکرات مرحوم ناييني (ره) قرار گرفته است. در کتاب تنبيه الامه ايشان مي‌توان ريشه‌هاي نوگرايي ديني را ديد. اگر امام (ره) ديدگاه اصلاح قوانين و مدرنيزه کردن را نداشت قطعا بايد مانند انقلاب فرانسه شاهد انقلاب‌هاي خونين مي‌بوديم. در حالي که انقلاب اسلامي تنها يک اصلاح ساختار سياسي بود. اين جريان در دوران جنگ بيشتر چپ يا خط امامي خوانده شد در مقابل هم جريان راست بازار به لحاظ اقتصادي قرار داشت و هم جريان سنتي فقه. تقابل اين دو جريان در دوران آقاي خاتمي به طور خاص اصلاح طلب و اصول گرا خوانده شد. بنابراين اين ديدگاه از ابتداي انقلاب يا پيش‌تر وجود داشت. ما اصلاح طلبان نمي‌توانيم ماهيت انقلاب اسلامي را زير سوال ببريم چون شيء خلاف ماهيت خود نمي‌تواند رفتار کند. اما طرح اين مسائل و برانداز خواندن خاتمي يا بقيه اصلاح طلبان شناسنامه دار چيزي نيست جز حسادت.

چرا مي‌گوييد حسادت؟ مثلا مخالفان شما به چه چيزي حسادت مي‌کنند؟

به گرايش مردم به خاتمي و گفتمان خاتمي. از سوي ديگر تلاش مي‌کنند براي تخريب پايگاه اصلاحات را در جامعه؛ يعني نفي راي در انتخابات خرداد ۹۲.

بر اساس چه مدرکي چنين حرفي را مي‌زنيد؟ راي مردم در انتخابات ۹۲ چه چيزي را نشان مي‌دهد؟

روحاني هيچ‌گاه به اين اندازه راي نمي‌آورد. سبد راي اصلاح طلبان روحاني را رئيس جمهور کرد. رقيبان جريان اصلاحات تنها راه را در حذف اصلاح طلبان مي‌بينند. بنابراين به گونه حسادت آميز اصلاح طلبان را برانداز و ضد انقلاب معرفي مي‌کنند.

آن‌ها حوادث سال ۸۸ را به عنوان اثبات ادعاي خود ذکر مي‌کنند.

منتقدان جريان اصلاحات هيچ‌گاه اشتباهات و تندروي‌هاي خود را نمي‌پذيرند و دوست دارند از کاسبي ۸۸ بهره ببرند. اما از نظر اصلاح طلبان ۸۸ تمام شده است. متاسفانه عده‌اي تندرو در دو جريان اصلي کشور دوست دارند تندروي ادامه داشته باشند. اصلاحات از تندروي بسيار لطمه ديده است و چون جرياني پويا است توانست با تجربه گذشته در انتخابات ۹۲ شرکت کند. به هر حال معتقدم حتي اگر مخالفان اصلاحات هم بخواهند حذف يک جريان سياسي هيچ‌گاه رخ نمي‌دهد. نگراني از اينکه در انتخابات ۹۴ مجلس ممکن است دوباره اصلاح طلبان پيروز شوند دليل تکاپوي امسال مخالفان اصلاحات است. اکنون شوراي هماهنگي جلسات انتخابات مجلس را تقريبا به طور منظم برگزار مي‌کند.

در اين جلسات چه کاري را انجام مي‌دهيد؟

تاکتيک‌هاي مختلفي براي شرکت کانديدا‌هاي اصلاح طلب در انتخابات از سوي گروه‌هاي مختلف ارائه مي‌شود. قرار است در شوراي سياست گذاري انتخابات مجلس که با رياست من برگزار مي‌شود گروه‌هاي اصلاح طلب تاکتيک‌ها و نظرات خود را براي انتخابات ارائه دهند.

بنابراين معتقديد برچسب ضد نظام بودن شما را متوقف نمي‌کند؟

نه. اصلاح طلبان قرار است با تاکتيک‌هاي جديدي و مختلفي در انتخابات مجلس حضور پيدا کنند. تهمت زدن آن‌ها به جريان اصلاحات موجب حذف ما نخواهد شد. ما تجربه انتخابات‌هاي گذشته را داريم بنابراين در حال طراحي تاکتيک‌هاي جديدي براي شرکت در انتخابات مجلس هستيم. البته توهين و افترا مخصوص اصلاح طلبان هم نبوده است. توهين به آقاي ناطق نوري در حرم رضوي مشهد، آقاي لاريجاني در حرم حضرت معصومه (س)، سيد حسن خميني در حرم امام (ره) و در يک سال گذشته توهين‌هاي مکرر به آيت ا... هاشمي رفسنجاني از جمله موارد مشابه هستند. اين گروه خاص هر کسي را در جلوي نظر مردم خوب جلوه کند، دشمن خود مي‌پندارند. تهمت و افترا زدن در روز روشن اسمش اصول گرايي نيست.

نظرات بینندگان

ارسال نظر