صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

آیا با رفع حصر، عدم تکرار آشوب را تضمين مي کنيد؟

حاميان موسوي و کروبي احتمالا در جواب خواهند گفت که جاي نگراني نيست. هيچ آشوبي بعد از رفع حصر اتفاق نمي افتاد. قبول. لطفا همين را به صورت مکتوب به امضاي آقايان موسوي و کروبي برسانيد.

کد خبر: 2139

متن پيش رو در الف منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

حاميان موسوي و کروبي احتمالا در جواب خواهند گفت که جاي نگراني نيست. هيچ آشوبي بعد از رفع حصر اتفاق نمي افتاد. قبول. لطفا همين را به صورت مکتوب به امضاي آقايان موسوي و کروبي برسانيد.
۱- مدتهاست که رسانه هاي اصلاح طلب و حامي دولت و نيز اپوزيسيون خارج از کشور، موضوع رفع حصر آقايان موسوي و کروبي را مطرح و احتمالا پروژه هايي را هم در اين خصوص دنبال مي کنند. به ادعاي اين رسانه ها رفع حصر يک خواسته ملي و عمومي است!

شکي نيست که انتظار برخي از حاميان سياسي آقاي روحاني رفع حصر است و طبيعي هم هست که هراز گاهي اين خواسته خود را از وي طلب کنند. اما ادعاي اجتماعي بودن اين مطالبه، يک جنجال رسانه اي براي ايجاد موجي اجتماعي است که به هيچ وجه با عقل سليم جور در نمي آيد. احتمالا منظورشان از مطالبه اجتماعي، همان محافل سياسي اصلاح طلب است. البته کشف و درک دغدغه هاي واقعي و مطالبات اصلي مردم با کمي قدم زدن در کوچه و خيابان و بازار و ... و نشست و برخاست با مردم و يا حضور در محافل اجتماعي و خانوادگي مشخص مي شود. با اين حال مي توان درباره رفع حصر حرف زد و به مقدمات و موخرات و تبعات و نتايجش پرداخت.

۲- حصر موسوي و کروبي حدودا يک سال و اندي بعد از انتخابات سال ۸۸ رخ داد. حوادثي که هر دو طرف ماجرا اشتباهات زيادي در بروز و ادامه آن داشتند. هم مسئولان (اجرايي، نظارتي، انتظامي و ...) و هم معترضان و رهبرانشان. البته فعلا به دنبال وزن کشي اشتباهات طرفين نيستيم اما سوال اينجاست که دو طرف ماجرا آيا حاضر به قبول نقش و مسئوليتشان بودند يا خير؟ واقعيت اين است که از همان ابتدا، تقريبا اکثر مدافعان نظام ضمن رد ادعاهاي موسوي (از جمله ادعاي تقلب) به اشتباهات صورت گرفته هم اشاره مي کردند. به عنوان نمونه مي توان به انتقاد بسياري از اصولگرايان به حمايت برخي از اعضاي شوراي نگهبان از احمدي نژاد، يا انتقاد نسبت به برخي از برخوردهاي صورت گرفته يا اعتراض به جنايت کهريزک و ... اشاره کرد. اما آيا اين خودانتقادي و اعتراف به اشتباه در جريان مقابل هم وجود داشت؟

۳- ميرحسين موسوي که تا چند روز قبل از انتخابات، خود را ملزم به رعايت قوانين کشور مي دانست و از طريق همين سيستم و همين مجاري قانوني در انتخابات ثبت نام کرده بود و به صراحت بر لزوم تبعيت از قانون و احترام به رهبري و ولايت فقيه سخن مي گفت، ناگهان برآشفت و به تدريج همه بافته هاي قبلي خود را رشته کرد. ميرحسين با دعوت حاميان خود براي اعتراض و اردوکشي خياباني، عملا فضايي را بوجود آورد که کنترل آن از دستش خارج شد، به تدريج تمام کساني که در سي و چند سال گذشته از انقلاب و امام کينه به دل داشتند، در لابلاي جمعيت معترض انتخاباتي قرار گرفتند و فضا و شعار و جريان آن را به کلي تغيير دادند. اما موسوي چنين شرايطي را يا نديد يا عمدا چشمهايش را بر آن بست.

۴- فضاي آشفته و بحراني، تبعات خاص خود را دارد. آشوب، اغتشاش، ناامني، آسيب و تخريب اموال عمومي و اموال شخصي مردم، برهم زدن آرامش اجتماعي، فضاي غبار آلود و پر از کينه و دشمني و اختلاف و ... در همچين شرايطي گنهکار و بي گنه با هم مي سوزند. آرامش ذهني و اجتماعي و اقتصادي مردم تحت الشعاع بحران و ناامني قرار مي گيرد. قطعا کنترل اين فضاها سخت و پيچيده تر از شرايط عادي است. ما منکر اشتباهات صورت گرفته نيستيم، همان گونه که اشاره شد بسياري از منتقدان موسوي، منتقد اين اشتباهات نيز بوده اند، اما سوال اينجاست که آيا موسوي و کروبي و حاميان و رسانه هاي آنها هم حاضر شده اند که سوزني به خودشان بزنند؟ آيا اصلا نقدي را متوجه خودشان مي دانند؟

۵- يکي از اشتباهات بزرگ اين جريان در سال ۸۸ مطلق نگري آنها بود. موسوي و حاميانش، حاميان نظام را مشتي آدم جاهل و قاتل و مزدور و متجاوز و دزد و وحشي و سانديس خور معرفي مي کردند و خودشان را مظلوم و محروم و بي گناه و عاري از هرگونه اشتباهي! متاسفانه اين نگاه هنوز هم تفکر غالب در اين جريان است و حتي گذشت زمان و فروکش کردن احساسات هم منجر به بازنگري و آسيب شناسي و قبول برخي اشتباهات نشده. حال چگونه مي توان انتظار داشت که حکومت در تصميم هايش بازنگري کند؟ اصلا چه تضميني براي عدم تکرار آن حوادث وجود دارد؟

۶- برخي شرط رهايي موسوي و کروبي را توبه آنها مي دانند، اما رفع حصر شرط ديگري مي تواند داشته باشد: رفع حصر به شرط عدم تکرار آشوبها، اغتشاشات، ناامني هاي اجتماعي و ضرر و زيان اقتصادي به جامعه و مردم. جرياني که از رفراندوم براي کسب نظر مردم دم مي زند، مرد و مردانه اين شرط را با مردم در ميان بگذارد و آنها را مخير به قبول يا رد اين شرط کند. اين عاقلانه ترين شرط براي رفع حصر آدمهايي هست که در يک سال و نيم بعد از انتخابات سال ۸۸، با تعصبشان و اصرار بر خواسته هايشان و رد همه پيشنهادها، بر آتش فتنه و بحران و ناامني دميدند.

۷- حاميان موسوي و کروبي احتمالا در جواب خواهند گفت که جاي نگراني نيست. هيچ آشوبي بعد از رفع حصر اتفاق نمي افتاد. قبول. لطفا همين را به صورت مکتوب به امضاي آقايان موسوي و کروبي برسانيد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر