صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

رسم هندسه ديپلماسي روسيه براي ايران

کد خبر: 2131

متن پيش رو در خبرآنلاين منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

اگر آنچه وزارتخارجه روسيه اعلام کرده نه يک تهديد تبليغاتي که يک سياست راهبردي باشد،در اين نکته که مذاکرات پيش رواتمي سخت تر از آنچه تهران تصور ميکند پيش خواهد رفت ،جاي ترديد وجود ندارد. اين عدم ترديد عمدتا از آنجا ناشي ميشود که امنيت شرق اروپا و سياست راهبردي روسيه در رابطه با اروپا و ايالات متحده که به تمامي در بحران اوکراين تجلي يافته ،براي کرملين بيش از از پرونده اتمي ايران اهميت حياتي دارد

دنياي مشترک ديپلماسي شکل گرفته ميان ايران و روسيه کوچکتر و يا بهتر است گفته شود محدود تراز آن است که به طرفين امکان مانور و يا همکاري مشترک درعرصه ديپلماسي به صورت استراتژيک را بدهد.اين هيچ ارتباطي به روابط کنوني تهران و مسکو ندارد وبرگرفته از تجربه تاريخي دو کشور است. تجربه اي شگفت انگيزتکراري والبته با نتايج کاملا تکراري!!! . ايرانيان تقريبا در تمامي طول قرن نوزدهم ،از زمان پادشاهان قاجار و تا قبل انقلاب 1979 ايران ودوران حکو مت پهلوي در قرن بيستم در ستيزي عادتي وآزار دهنده ، همواره روسها را حيات خلوت خود ديده و تجربه کرده اند. شايد مربوط به گذشته اي جبران ناپذير باشد، ولي تا آنجا که به مردم ايران مربوط ميشود، تبعات ماندگار و روحي تلخ پيمان فين کن اشتاين(با تاثيري غير مستقيم) وانعقاد دو عهد نامه" گلستان و ترکمنچاي" در قرن نوزدهم ونيز در ميانه قرن بيستم با نقض آشکار تماميت ارضي ايران توسط ارتش سرخ ،بي توجهي تعمدي استالين به تعهداتش در پايان جنگ جهاني دوم ،حمايت از نيروهاي تجزيه ظلب در شمالغربي و غرب ايران و تحولات دوران نخست وزير برکنار شده دکتر محمد مصدق و اقدا مات نيروهاي کمونبست مورد حمايت مسکو عليه وي ،به صورتي ماندگار در حافظه تاريخي آنها باقي مانده است . تلخي اين دوران در حافظه ايرانيان تا به آنجا پيش رفته که پس از گذشت حدود 2 قرن مردم عادي، در عدم پذيرش آنچه که ميتواند زور تلقي شود، آنرا با قرارداد سال 1828 "ترکمنچاي" مقايسه کرده ورد مي کنند.
طي تقريبا 16 ماهي که از به قدرت رسيدن پرزيدنت روحاني در ايران مي گذرد و اميد به حل مناقشه اتمي ايران که او وعده آن را داده است، بسياري از کارشناسان سياسي معتقد بودند در فرآيند حل اين مناقشه پيچيده ، نه موضع گيري مقطعي که استراتژي بلند مدت روس ها در قبال ايران، بسيار مهم تر از آن چيزي ست که اکنون نشان داده و مي گويند. اين کارشناسان بر اين نکته تاکيد داشتند ،پرونده اتمي ايران براي روسيه به مثابه يک عقربه ترازو در مناسبات با غرب و ايالات متحده عمل خواهد کرد و اين به خودي خود، بالقوه ميتواند مذاکرات را در مراحل حساس با خطر روبرو وبه ضرر ايران تمام کند. مشارکت در صدور 6 قطعنامه عليه تهران در شوراي امنيت با راي موافق،عدم تحويل سامانه دفاعي "اس -300" و موضع گيري ريابکف معاون وزير خارجه روسيه و مذاکره کننده ارشد اين کشور در گفتگو هاي اتمي، به اندازه کافي مي توانست گوياي آن سياستي باشد که مسکو مترصد بود بعدها درپيش بگيرد،که ظاهرا گرفته است. معاون آقاي لاروف در ماه مارچ گذشته و در اوج بحران اوکراين و اشغال کريمه با ايراد سخناني عجيب در باره پرونده هسته اي ايران اظهار داشت" موضوع اوکراين و نحوه برخورد طرف غربي با موضوع کريمه در نگاه مسکو به مذاکرات هسته اي تاثيردارد". منطقا نميتوان پذيرفت اين موضع شخصي ريابکف بوده ،آنچنانکه نميتوان پذيرفت مسکو در ورود به بازي اوکراين از همان ابتدا مسئله ايران را مدنظر نداشته است. اينک به نظر مي رسد مسکو در صدد نهادينه کردن رفتاري ست که ممکن است براي ايران ياد آور آن چيزي باشد که در گذشته تجربه کرده و حال دوباره در حال ظهور کردن است. سايت خبري "ديپلماسي ايراني" که متعلق به يک ديپلمات شناخته شده پيشين ايران" صادق خرازي" است روز 4 شنبه 31 دسامبر به نقل يک منبع خبري داخلي ايران(تابناک) و نيز رويترز اعلام کرد مسکو در صدد تجديد نظر سياست هاي خود در قبال ايران است. اين منبع خبري توضيح ميدهد" وزارت خارجه روسيه با انتشار بيانيه اي اعلام کرده در صورتي که تحريم هاي آمريکا عليه اين کشور تشديد شود، اين موضوع مي تواند سبب ضربه خوردن روند همکاري هاي دو کشور در مسائلي همچون سوريه و موضوع هسته اي ايران شود".اين بيانيه در ادامه افزوده "اقدامات ايالات متحده، چشم انداز همکاري دوجانبه براي حل و فصل موضوع هسته اي ايران، بحران سوريه و ديگر مسائل مهم بين المللي را در هاله اي از ابهام فرو مي برد. همان گونه که واشنگتن در گذشته مشاهده کرده، ما چنين اقدامات غيردوستانه اي را بي پاسخ نمي گذاريم".هنوز هيچ واکنش رسمي از سوي مقامات ايراني در قبال اين بيانيه اعلام نشده ،اما اگر آنچه وزارتخارجه روسيه اعلام کرده نه يک تهديد تبليغاتي که يک سياست راهبردي باشد،در اين نکته که مذاکرات پيش رواتمي سخت تر از آنچه تهران تصور ميکند پيش خواهد رفت ،جاي ترديد وجود ندارد. اين عدم ترديد عمدتا از آنجا ناشي ميشود که امنيت شرق اروپا و سياست راهبردي روسيه در رابطه با اروپا و ايالات متحده که به تمامي در بحران اوکراين تجلي يافته ،براي کرملين بيش از از پرونده اتمي ايران اهميت حياتي دارد. از طرفي موضوع ايران براي رهبران کرملين از زاويه اي ديگر مي تواند مهم باشد و آن قابليتي ست که اين پرونده براي آنها در موضوع انرژي و روابط با اعراب خصوصا عربستان ايجاد کرده . عربستان و پاره اي اعراب خليج فارس همواره از مسکو خواسته اند بهاي فاصله گرفتن از ايران را با همکاري در بازار انرژي دريافت کند. به اعتقاد کارشناسان اقتصادي در جنگ نفتي که عربستان به راه انداخته، روسيه به عنوان يکي از بزرگترين توليد کنندن نفت خارج از اوپک ،ضرري معادل 60 ميليارد دلارتا کنون متحمل شده است.
اينکه کرملين در کوتاه مدت چه سياستي در قبال ايران اتخاذ خواهند کرد،به عقيده من اصلا موضوع مهمي نيست. مهم نگاه استراتژيک آنهاست که همواره بر اين مبنا بوده " ايران (دير يا زود) بالاخره مسائل خود با ايالات متحده را حل وفصل خواهد کرد (اعراب نيز اينگونه مي انديشند)و کارکرد سنتي خود در منطقه را باز خواهد يافت. از ديد مسکو تهران آن چيزي نخواهد بود که بتوان به عنوان يک متحد استراتژيک روي آن حساب باز کرد. اين تصوري درست است يانه؟ نميدانم،اما اينکه پرزيدنت اوباما اخيرا تصريح کرد ايران قادر است به يک قدرت مطرح منطقه اي تبديل شود نمي تواند از سوي روس ها سخني کم اهميت و عادي تلقي شود. سخنان پرزيدنت اوباما از سوي محافل ديپلماتيک مقيم واشنگتن نيز بسيار با اهميت توصيف شد.شرايط آينده منطقه و عرصه ديپلماسي حرفه اي بين المللي هرچند ممکن است به جذابيتي بي مانند براي سياستمداران تبديل شود ،اما متقابلا هم نمي تواند موجب نگراني دستگاه ديپلماسي ايران نباشد،آنگاه که ممکن است دقيقا نداند روس ها چه خواهند کرد. بي شک پرزيدنت روحاني و تيم رويائي سياست خارجي او روزهاي سختي در پيش رو دارند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر