صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سعدالله زارعی

چرا تداوم 9 دي؟

پس فتنه شکست ‌خورده ولي توطئه در اشکال ديگري مي‌تواند ادامه داشته باشد و از همين روست که حماسه «9 دي» بايد براي هميشه به عنوان يک حماسه ماندگار و عبرت‌انگيز و درس‌آموز مطرح باشد.

کد خبر: 2128

«9 دي» با عاشورا پيوند خورده و با آن هم‌معنا و همسو گرديده است و از اين رو موافقان و مخالفان 9 دي در فرهنگ و سرگذشت عاشورا قابل «جانمايي» هستند. 9 دي در واکنش به اهانتي پديد آمد که دو روز پيش از آن به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله‌الحسين- عليه‌السلام- روا داشته شده بود و پديدآورندگان اين اهانت هم از نظر نسبت تاريخي در واقع همان کساني بودند که اگرچه ادعاي مسلماني داشتند ولي به تعبير صريحي که حضرت‌سيدالشهدا درباره آنان به کار برد، نه دين داشتند و نه آزادگي. همان‌ها که اگر ريشه دوانيده و سلطه خود را بر صفحات تاريخ پهن مي‌کردند، اسلام رخت بر مي‌بست و جاي آن را شرک جديد فرا مي‌گرفت. بر اين اساس کساني که در روز نهم دي‌ماه بخصوص در تهران که آن اهانت در آن واقع شد، به ميدان آمدند مصداق همان کساني هستند که در همراهي با حضرت اباعبدالله جان خود را آماده اهدا کردن بودند. دقيقا به همين دليل فتنه 88 در آينه عاشورا قابل بحث است از اين منظر اهمال‌کاران و سکوت‌کنندگان در فتنه 88 در رديف و عداد کساني مي‌نشينند که مستوجب لعن مؤمنين هستند و از اينکه خود نقش مستقيمي در فتنه نداشته‌اند.
فتنه 88 يک فتنه تمام‌عيار بود که اصل و اساس دين را نشانه رفته بود و يک امر سياسي معمولي نبود و لذا در قاب حوادث معمولي نمي‌گنجد و با عبارت‌هاي مناسب حوادث معنا و مفهوم پيدا نمي‌کند. مگر نه اين است که فتنه 88 اساس و اصلي‌ترين سياست‌ها، نهادها و اصول نظام جمهوري اسلامي را نشانه رفته بود شعار عليه اصل ولايت فقيه و تلاش براي غيرمؤثرکردن ولي فقيه در هدايت جامعه نه تنها در شعارهاي خياباني به وفور ملاحظه مي‌شد در بيانيه‌هاي رسمي آقايان خاتمي، موسوي، کروبي و... و سازمان‌ها و تشکل‌هاي متبوع آنان نيز مي‌آمد و مطالبه‌گري لجام‌گسيخته عليه نظام اسلامي در همه اين‌ها به چشم مي‌خورد. بنابراين فتنه 88 اصل نظام اسلامي را هدف قرار داده بود و هزينه‌هاي فراوان آن متوجه اصل نظام اسلامي در حوزه‌هاي کلان امنيتي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و... بود. در مرحله دوم مگر غير از اين است که حکومت صالح مهم‌ترين رکن «ولايت» به عنوان يک اصل از اصول دين است و بدون حکومت ولايت معنا و مفهوم عيني و واقعي پيدا نمي‌کند يا حداقل کميت آن دو اصلي‌ترين موضوع که هدايت و اداره امور جامعه است، لنگ مي‌زند. بنابراين نبايد ترديد کرد که اقدام فتنه‌گران اصل ولايت را نشانه رفته بود و از آنجا که ولايت مهم‌ترين رکن اسلام است و امام باقر عليه‌السلام با صراحت فرموده‌اند «مانودي بشيئ کما نودي بالولايه» مي‌توانيم بگوئيم فتنه 88 در واقع يک فتنه بزرگ عليه اصل اسلام بود کما اينکه ورود مردم به صحنه در 9 دي هم ورودي براي دفاع از اصل اسلام بود. در واقع اگر نظام در برابر ادعاي باطل خاتمي، کروبي، موسوي و... ضعف نشان مي‌داد، اين اساس اسلام بود که تهديد و تضعيف مي‌شد. قرآن کريم ايستادگي مؤمنين و جريان حق در برابر زياده‌خواهي‌ها را استقامت در راه حفظ دين و دنياي مؤمنين و بطور کلي موجوديت آنان مي‌داند. در آيه 71 سوره مبارکه مؤمنون مي‌فرمايد: «ولو اتبع الحق اهواءهم لفسدت السموات والارض و من فيهن بل اتينهم بذکرهم فهم عن ذکرهم معرضون» فساد آسمان در واقع به معناي آن است که سکوت در برابر زياده‌خواهي فتنه‌گران اساس دين را هم به خطر مي‌اندازد و اين برهم‌زننده هر خيري مي‌باشد.
در فتنه 88 بحث اساسي اين بود که سازوکارهاي حکومت ديني و داوري ولي‌امر کنار گذاشته شود و عده‌اي بر مبناي هوي و هوس هر آنچه مي‌خواهند بر جامعه اسلامي مسلط گردانند و اين سياه‌ترين نوع ديکتاتوري است و عجيب اين است که همه اين زياده‌خواهي‌ها زيرعنوان مبارزه با ديکتاتوري صورت مي‌گرفت. در فتنه 88 همه کساني که اسلام را نمي‌خواستند و طي دهها سال پيش از وقوع فتنه 88 اين را با صراحت ابراز کرده بودند به تشجيع فتنه‌گران و پشتيباني همه‌جانبه از آنان روي آوردند و تا امروز هم بر اين حمايت خود تأکيد مي‌ورزند. اين‌ها يک نکته کليدي را به ما يادآوري مي‌کنند آن نکته اين است که کساني که در سال 88 عنوان فتنه‌گر پيدا کردند از اول هم درباره پذيرش روش‌ها و اصول اسلامي مشکل داشته و دشمن اين را به خوبي واقف بوده است به عبارت ديگر روزي که آمريکا و رژيم صهيونيستي با صراحت از سران داخلي فتنه حمايت مي‌کردند و امکانات فراوان خود را بي‌دريغ در اختيار آنان قرار مي‌دادند، ترديدي نداشتند که فتنه‌گران اين حمايت‌ها را با آغوش باز مي‌پذيرند. در واقع دشمن خارجي در فتنه 88 به روان‌شناسي کروبي، خاتمي و موسوي و... تسلط داشتند و شاکله فکري آنان را غيرديني مي‌دانستند و در واقع هم اگر پرونده فکري سران داخلي فتنه را مرور کنيم مي‌بينيم که در حوزه رفتاري آنان هيچ نسبتي با دين ندارند. اينکه افرادي راضي به ريخته‌شدن خون عده‌اي مسلمان بشوند نشان مي‌دهد که ترسي از اين موضوع در وجود خود نداشته‌اند و اين موضوعي حل‌شده براي آنان بوده است و اين را دشمن به درستي دريافته بوده است.
اما درباره فتنه 88 به گونه‌هاي مختلفي مي‌توان نظر داد و به گونه‌هاي مختلفي هم از آن ياد مي‌شود از جمله اينکه بعضي فتنه 88 را امري پايان‌يافته و تاريخي ارزيابي مي‌نمايند ولي نشانه‌ها و واقعيت‌هايي وجود دارند که اين گزاره را رد مي‌کنند. مهم‌ترين نشانه‌ها اين است که امروز هم بعضي از مطالبات دين‌ستيزانه فتنه‌گران دنبال و تعقيب مي‌شود و از اين رو درست‌تر اين است که بگوئيم فتنه 88 شکست خورد و فتنه‌گران هم اگر چه نتوانستند به اهداف خود در کف خيابان دست پيدا کنند اما مديريت بيروني فتنه از تعقيب آن اهداف در شکل و روش‌هاي ديگر مأيوس نشده و هنوز آن را دنبال مي‌نمايد. به چند مورد زيرتوجه کنيد:
1- آن روز در فتنه 88 ميرحسين موسوي فلسطين را يک مقوله‌اي صرفا فلسطيني معرفي مي‌کرد و انعکاس آن در خيابان به صورت «نه غزه، نه لبنان» مشاهده مي‌شد. اينکه در کف خيابان چنين شعاري از سوي گروهي اوباش سرداده شود، به پايان رسيده است ولي همين شعار در لايه‌هايي از مراکز تصميم‌گيري رسمي و در بخش وسيعي از حوزه‌هاي نخبگان و بخصوص در عرصه رسانه دنبال مي‌شود و به شکل ارائه مقالات، اظهارنظر رسمي خود را نشان مي‌دهد. امروز در بعضي از دستگاه‌ها نه تنها شعار نه غزه نه لبنان بلکه شعار نه غزه نه لبنان، نه عراق، نه سوريه، نه يمن و نه هرکجاي ديگري که بويي از مقاومت در برابر آمريکا و رژيم صهيونيستي به مشام مي‌رسد، اجرايي مي‌گردد. امروزه در بعضي از دستگاه‌هاي کشور برقراري ارتباط با عربستان سعودي به هر قيمت ولو با واگذاري بخشي از اقتدار منطقه‌اي ايران دنبال مي‌شود و اين يعني آن جريان پشت‌صحنه‌اي که يک روز عده‌اي را به خيابان فرستاد تا آن شعار را بدهند. همان جريان در بخش‌هايي از مراکز رسمي کشور درصدد حبس ايران در جغرافياي خود و وانهادن قدرت منطقه‌اي ايران است.
2- تضعيف نهادهاي حساس کشور که در روز مبادا بايد مردم و کشور را از گردنه‌هاي سخت عبور دهند کماکان در دستور کار قرار دارد. اگر در ايام فتنه در خيابان‌ها شعار داده مي‌شد «توپ، تانک، بسيجي ديگر اثر ندارد» و هدف از آن هم بي‌دفاع کردن نظام و آسيب‌پذيرکردن آن بود امروز همين موضوع در شکل ديگري دنبال مي‌شود. امروز ديگر نمي‌توان اين شعار را به کف خيابان آورد اما امروز همان دست‌هاي پشت‌صحنه اين شعار را از درون سيستم رسمي کشور منعکس مي‌نمايد. همان فتنه‌گران و رسانه‌ها و عوامل آنان همين امروز در يک قالب رسمي و با استفاده از موقعيت‌هاي رسمي- که امانت مسلمين و در حکم بيت‌المال است- عنوان مي‌کنند که «قدرت نظامي مصونيت نمي‌آورد» همان‌ها امروز سپاه و بسيج را به شکل رسمي نشانه رفته‌اند. پس فتنه زنده است اگرچه شکست خورده است.
3- آن کساني که در فتنه تلاش مي‌کردند تا جامعه و نظام را دوقطبي نمايند و از اين طريق از يک سو از ابهت و اقتدار نظام بکاهند و از سوي ديگر آن را با برجسته‌سازي قدرت خارجي به ضعف بکشانند امروز هم در صحنه حضور دارند و به دوقطبي‌سازي کشور در هر مسئله ريز و درشت مشغولند. آنان همين امروز ستادها و جلسات رنگارنگي را راه ‌انداخته و از طريق تشديد آرايه‌هاي مخالف سعي مي‌کنند بخشي از مردم را در مقابل بخشي ديگر و بخشي از نظام را در مقابل بخشي ديگر قرار دهند. توليد ادبيات خشن و مورد خطاب قراردادن بخش‌هايي و سرزنش بخش‌هاي ديگر که هر روزه از سوي فتنه‌گران و عوامل آنان دنبال مي‌شود، در اين راستا صورت مي‌گيرد. دشمن و فتنه‌گران وابسته به آن مي‌دانند که ضرر دوقطبي‌سازي يک جامعه بسيار بيشتر از ضرر کوتاه‌آمدن در برابر يک دستاورد ارزشمند است و از اين رو بر دوقطبي‌سازي تاکيد مي‌کنند در حاليکه نتيجه دوقطبي‌سازي کشاندن کشور به مرحله‌اي است که حاضر به دادن هر امتيازي به دشمن بشود. اين دوقطبي‌سازي اساس نظام را نشانه رفته است کما اينکه فتنه اساس نظام را نشانه رفته بود.
4- ايجاد شبهه پيرامون سلامت نظام و بخصوص سلامت آن دسته از نهادهايي که مهم‌ترين عامل بقاء نظام اسلامي بوده‌اند خط مشترک دوران فتنه و امروز است. در آن صلاحيت نهادهاي نظارتي و اجرايي در امر انتخابات زيرسؤال قرار مي‌گرفت و هدف اين بود که اساس شکل‌گيري نظام که رأي مستقيم مردم است را مخدوش کنند و علاقه مردم به ادامه حيات نظام را از بين ببرند. امروز نمي‌توانند اين را در خيابان‌ها فرياد بزنند از اين رو در شکل‌هاي رسمي و رسانه‌اي درصدد هستند تا حسن نيت آنان در بررسي صلاحيت‌ها را مخدوش معرفي کنند و از اين رو هر روز يک حرف و حديثي در اين رابطه ساز مي‌کنند. کما اينکه در مواجهه با نهادهايي مثل سپاه هم با انگشت‌گذاشتن روي سلامت آنان و متهم کردنشان سعي مي‌کنند روند را ناسالم و در نقطه مقابل منافع مردم معرفي نمايند. پس فتنه شکست ‌خورده ولي توطئه در اشکال ديگري مي‌تواند ادامه داشته باشد و از همين روست که حماسه «9 دي» بايد براي هميشه به عنوان يک حماسه ماندگار و عبرت‌انگيز و درس‌آموز مطرح باشد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر