صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

سرمقاله خراسان/ چه کساني مقصرند؟

کد خبر: 2124

«چه کساني مقصرند؟» عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم محمد سعيد احديان است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

پنج سال پيش در 9 دي ماه مردم بعد از چندماه که نظاره گر رفتارهاي صورت گرفته بعد از انتخابات 88 بودند، ترديدها را کنار گذاشتند و به اين يقين رسيدند که بايد در جهت دفاع از دين، انقلاب و کشورشان وارد ميدان شوند و در حضوري که تداعي کننده راهپيمايي هاي قبل از انقلاب بود(و ازجهتي مهمتر از آن ها) بر فرآيند «واگرايي ملي» حکم پايان زدند و فرآيند «بازتثبيت» نظام جمهوري اسلامي را با تجربه اي تلخ اما گرانبها آغاز کردند. در اين پنج سال با گذشت زمان، بسياري از ابهامات پيرامون اين تجربه تلخ تاريخي برطرف شده است اما به نظر مي رسد پاسخ دادن به برخي سوالات و ابهامات ضرورت دارد لذا تلاش مي کنيم در چند يادداشت به برخي از مهمترين سوالاتي که کم و بيش وجود دارد از ديدگاه خود پاسخ دهيم.

اولين موضوع را به سوالاتي اختصاص مي دهيم که به نحوي به چرايي و چگونگي وقايع صورت گرفته مربوط است از جمله: ريشه اصلي ماجرا چه بود؟ آيا آن مناظره معروف باعث و باني همه اين مسائل نشد؟ آيا فقط آقايان موسوي و کروبي مقصر بودند و رفتارهاي آقاي احمدي نژاد و برخي مسئولين در اين موضوع اهميت نداشت؟ آيا نبايد با هردو طرف مقصر ماجرا برخورد کرد؟

براي پاسخ به اين قبيل سوالات بايد کمي درباره مفهوم «فتنه» توضيح دهيم و آنگاه حوادث صورت گرفته را مورد بازبيني قرار دهيم تا ببينيم آيا مي توان شرايط بعد ازانتخابات 88 را فتنه دانست يا خير و اگر جواب مثبت است پاسخ سوالات مطرح شده چيست. در يک تعريف فتنه به زماني گفته مي شود که حق و باطل به گونه اي ممزوج مي شوند که به راحتي نمي توان حق را از باطل تشخيص داد اما در يک تعريف دقيق تر بايد فتنه را به شرايطي نسبت داد که اين فضاي غبارآلود در نتيجه استفاده از برخي حرف هاي حق براي رسيدن به هدفي باطل است (کلمه الحق يراد بها الباطل) بعبارت ديگر دليل اينکه حق از باطل تشخيص داده نمي شود استفاده از برخي حرف هاي حق براي هدف باطل است در اين شرايط است که چون حرف باطل با برخي حرف هاي حق «تزيين» شده است ، تشخيص حق از باطل بسيار دشوار مي شود و مردم فکر مي کنند دنبال حق حرکت مي کنند درحاليکه ناخواسته در پي باطل هستند. ما براين باوريم که اتفاقات سال 88 مفهومي کامل از فتنه بود.

بر اين مبنا دو نکته قابل استنتاج است:

اول اينکه با الهام از برخي فرمايشات رهبرانقلاب، خلاف قرائت رايجي که اکنون از فتنه ارائه مي شود همه حرف مخالفان باطل نيست و آن ها حرف هاي حق بعضا قابل توجهي دارند مهمترين اين حرف هاي حق را مي توان رفتار خلاف قانون و اخلاق آقاي احمدي نژاد در مناظره، شرکت عضو حقوقدان شوراي نگهبان در برنامه انتخاباتي يک کانديدا، اتفاقات کوي دانشگاه و مجتمع سبحان، برخي تحريک کردن هاي پيروز انتخابات و حاميانش و برخي کم تجربگي هاي روزهاي اول مامورين نيروي انتظامي در برخورد با معترضان نام برد.

دومين نکته اي که مي توان برمبناي مفهوم فتنه مورد توجه قرار داد اين است که با برجسته سازي اين حرف هاي حق، دروغ بزرگ تقلب به گونه اي تزيين داده شد که حاميان آقاي مهندس موسوي که خود را از پيش برنده مي دانستند، خود را درگير يک «صحنه آرايي خطرناک» تصور کردند البته نبايد فراموش کرد بالاتر بودن راي آقاي موسوي در پايتخت هم تقويت کننده اين توهم بودبه عبارت ديگر توهم برنده بودن در انتخابات به دليل اينکه با لباس برخي «حرف هاي حق بزرگنمايي شده» تزيين شد، تفکيک درست از نادرست و تشخيص هدف باطل را بسيار سخت کرد و در نتيجه با فراخواندن آقايان موسوي و کروبي به خيابان کشي، بخش قابل توجهي از مردم پايتخت براي رأيي که فکر مي کردند از آن ها دزديده شده به کف خيابان ها آمدند و زمينه ناآرامي و اغتشاش و مقابله مستقيم با نظام ايجاد شد.

با اين توصيف که بسيار اجمالي ارائه شد، در پاسخ به سوالات مطرح شده در آغاز مطلب، روشن مي شود که قصورها و تقصيرهاي بعضا مهمي توسط آقاي احمدي نژاد و برخي مسئولين و مجريان صورت گرفت و به همين دليل هم هميشه براين باور بودم که بايد اين تقصيرها با جديت و شجاعت بازخواني و پيگيري شود تا علاوه بر داشتن نگاهي منصفانه در تحليل ماجرا، از تکرار اين اشتباهاتي که توسط برخي مسئولين نظام صورت گرفت ، جلوگيري شود اما نمي توان به خود ترديد راه داد ريشه اصلي فتنه نه اين اشتباهات بلکه سوءاستفاده از اين اشتباهات بوده است واقعيت اين است که آن چيزي که روزهاي اول چندصدهزار نفر و تا چندهفته بعد از آن چند ده هزار نفر را به خيابان هاي پايتخت کشور کشاند، نه اين اشتباهات بلکه «راي من کو؟» بود. همه اين اشتباهات که پيش از اين هم وجود داشت و ممکن است بعد از اين هم صورت بگيرد، در صورتي که براي باورپذيري دروغ تقلب مورد سوء استفاده قرار نمي گرفت به تنهايي نمي توانست باعث آمدن هزاران نفر در خيابان ها و اغتشاش و آشوب خياباني شود و لذا ادعاي کساني که ماهها و بعضا چند سال بعد از تمام شدن بحران تازه مي گويند ما از اول هم معتقد به تقلب نبوديم ولي تدليس انتخاباتي صورت گرفته است حرفي بسيار مغالطه آميز است چون اگر آن ها از اول بر طبل تقلب نمي کوبيدند و فقط از تدليس انتخاباتي سخن مي گفتند نمي توانستند مردم را به خيابان ها بکشند.

اتفاقا انتقاد مهم امثال ما در همان ايام به آقاي موسوي اين بود که شيوه قشون کشي خياباني که خواسته يا ناخواسته نتيجه اي جز اغتشاش و در نتيجه امنيتي شدن فضا ندارد، مانع نقد صريح و موثر منتقديني دلسوز مي شود و اگر ايشان پا در اين مسير نمي گذاشت همه دلسوزان نظام در پيگيري حرف هاي حق با ايشان همراهي مي کردند. آيا اگر به جاي به ميدان آوردن مردم به کف خيابان ها که زمينه ساز براندازي نظام شد، نقدهاي صريح از درون ساختار نظام صورت مي گرفت، برخورد با افراد مقصرو جلوگيري از تکرار اشتباهات بهتر صورت نمي گرفت؟ از لطمه اي که فتنه 88 به منافع مردم در حوزه هاي سياسي و اقتصادي مانند بسته شدن فضاي سياسي و زمينه سازي براي اجماع براي تحريم هاي شديد بگذريم اما آيا اگر فضا غبارآلود نمي شد آيا امکان نقد بيشتر مسئولين و مجريان مقصر و در نتيجه احتمال اصلاح اشتباهات بيشتر نبود؟ به عنوان مثال به نظر شما تاثيرگذاري تنها يک نماينده مجلس که اين روزها آزادانه به صورتي صريح نظرات درست و نادرست خود را در نامه هاي سرگشاده و سخنراني مطرح مي کند در پيگيري مطالبات اصلاح طلبان بيشتر بوده است يا نحوه عمل آقايان موسوي و کروبي؟ اگر آقايان رفتارمنتقدانه خود را در چارچوب نظام تعريف مي کردند، با اعلام حمايتي که رهبري داشتند و ظرفيت اجتماعي بزرگي که از انتخابات پيدا کرده بودند و با همراهي ديگر منتقدين آقاي احمدي نژاد از جريان هاي اصلاح طلب، اصول گراو مستقل مي توانستند چه تاثيرگذاري موثري در اصلاح امور بگذارند؟

خلاصه آنکه بي ترديد با اينکه نظام به تصريح رهبرانقلاب اشتباهاتي داشته است اما بي ترديد ريشه اصلي حوادث 88 با تعريفي که از فتنه کرديم، «فتنه انگيزي» عده اي بود که محوريت آن را آقايان موسوي و کروبي به عهده گرفتند ( فارغ از بررسي به نيت آنان) به همين دليل مقايسه تقصيرهاي صورت گرفته، قياس رودخانه با دريا است. براي مهار طغيان رودخانه مي توان با سيل و سيل بند از خسارت مجدد آن جلوگيري کرد اما جلوگيري از خسارت هاي سونامي ناممکن است و جبران آن سال هاي سال طول مي کشد. مقصران اصلي فتنه 88 نه تنها نگذاشتند فضا براي پيگيري مهار طغيان دوباره «رودخانه اشتباهات» شفاف باقي بماند بلکه کشور را با چنان سونامي روبه رو کردند که خسارت هاي سياسي و اقتصادي آن همچنان گريبان مردم را گرفته است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر