صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

معايب طرح استاني شدن انتخابات و بررسي وحدت اصولگرايان

جواد جهانگير زاده نماينده مردم اروميه در مجلس شوراي اسلامي يکي از مخالفان طرح استاني شدن انتخابات مجلس است.چندي پيش نمايندگان مجلس شوراي اسلامي يک فوريت طرحي را به تصويب رساندند که در صورت تصويب نهايي،...

کد خبر: 183

متن پيش رو در خبرآنلاين منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

جواد جهانگير زاده نماينده مردم اروميه در مجلس شوراي اسلامي يکي از مخالفان طرح استاني شدن انتخابات مجلس است.
چندي پيش نمايندگان مجلس شوراي اسلامي يک فوريت طرحي را به تصويب رساندند که در صورت تصويب نهايي، انتخاب مجلس شوراي اسلامي به صورت استاني برگزار خواهد شد. اين طرح به امضاي 169 نفر از نمايندگان مجلس رسيده بود. موافقان اين طرح معتقد بودند با تصويب نهايي اين طرح، نمايندگان به بررسي امور ملي مي‌پردازند و وقت نمايندگان صرف امور جزيي و محلي نخواهد شد. اما در اين بين نمايندگاني هم به مخالفت با اين طرح پرداخته و آن را سر منشا مشکلات ديگر مي دانند.

جواد جهانگيرزاده عضو کميسيون امنيت ملي و سياسيت خارجي و نماينده مردم اروميه يکي از مخالفان شديد طرح استاني شدن انتخابات در مجلس شوراي اسلامي مي باشد. وي هيچ مزيتي براي اين طرح قائل نيست و آن را داراي نواقص و مشکلاتي مي داند از اين رو خبرآنلاين گفت و گويي در اين زمينه با وي انجام داده است.

از نظر شما به چه علت طرح استاني شدن انتخابات در مجلس شوراي اسلامي هيچ مزيتي ندارد و دليل مخالفت شما با تصويب اين طرح چيست؟

بنده به صراحت تمام عرض مي کنم که هيچ امتيازي براي اين طرح قائل نيستم و کساني هم که سعي بر متقاعد کردن مخالفان اين طرح دارند و يا به اجبار مي خواهند نشان دهند که اين طرح بسيار عالي و هدفمند است متوجه برخي از زوايا و مشکلات اين قضيه نيستند. اگر به ما بگويند در شهري مانند اروميه 12 نفربراي نمايندگي استان کانديد شوند مانند مجلس خبرگان رهبري به طور قطع اين طرح بسيار عالي و درستي محسوب مي شد، اما در اينجا چند ايراد و معايب مهم براي اجراي اين طرح وجود دارد. اول اينکه از نظر بنده با استاني شدن انتخابات شوراي اسلامي هيچ تغييري در شرايط کنوني مجلس و نمايندگان ايجاد نمي شود. به اين شکل فقط کساني که از فرصت و رانت هاي تبليغاتي بهره مي برند و يا توانايي مالي بسيار گسترده اي دارند امکان انتخاب بيشتري را از سوي مردم دارند، به عنوان مثال الزاما سه نفر از اروميه بايد نماينده شوند. همين الان هم به همين صورت است فرقي که نمي کند هيچ تغييري هم ايجاد نمي شود. کساني که نيروهاي جديد اجتماعي و سياسي هستند به علت اين که از امکاناتي مانند رسانه ها براي جلب نظر افکار عمومي بهره نبرده اند ،درصد امکان انتخاب شدن آنها در بين نمايندگان سرشناس بسيار کم مي باشد. بنده خودم در حال حاضر به امکاناتي چون تلويزيون، روزنامه و ساير رسانه هاي ديگر دسترسي دارم و مدام به سخنراني در مجالس مي پردازم. بنابراين من جهانگيرزاده در مقابل کسي که توانايي،استعداد،ظرفيت و هوش و انگيزه بيشتري دارد به صرف اينکه من مشهورترم و اين فرصت تاکنون در اختيار من بوده شانس بيشتري براي انتخاب شدن از سوي مردم دارم. ما اگه به سه دوره پيش برگرديم ، اگر انتخابات مجلس به صورت استاني انجام مي شد بنده هيچ وقت همچين فرصتي را براي حضور در مجلس پيدا نمي کردم. پس بنابراين نکته منفي ديگر در اين طرح سلب فرصت از ديگران و ايجاد فرصت جديد براي کساني که بيشتر مشهور هستند مي باشد .

دومين عيب بزرگ طرح استاني شدن انتخابات مجلس اين است که در انتخابات نمايندگان مجلس بايد ملاک، مردم هر شهر باشند. يعني مردم هر شهر نماينده خود را انتخاب کنند ولي در صورت تصويب اين طرح ملاک مردم استان مي شوند. در اينجا ببينيد نمايندگان براي مردم شهري هستند که خود مردم تعيين کننده نماينده نخواهند بود بلکه مردم کل استان براي آن تصميم گرفته و انتخاب کرده اند. به اين شکل فرض بر اينکه کسي از شهر الف کانديدا شده اگر فرد اول درآن شهر 5000 هزار راي بياورد و در استان 95000 هزار راي بياورد ، اين نماينده مي شود اما کسي هم در شهر خود 95000 راي بياورد و 5000 در استان بياورد اين نماينده نمي شود. يعني عملا فرصت انتخاب از مردم شهرها گرفته مي شود. شما ببينيد در صورت اجرايي کردن اين طرح چه اتفاقاتي رخ خواهد داد. مردم شهري 80 درصد راي را به کسي دادند که نماينده نمي شود. در مقابل کسي با 4 تا 5 درصد راي از مردم آن استان مي تواند نماينده شود.

سومين مشکل در اين طرح افزايش شديد هزينه انتخابات است. يعني به جاي اينکه براي 200 نفر از نمايندگان تبليغات صورت گيرد بايد براي 3 تا 4 ميليون نفر تبليغات انجام شود. در حقيقت 30 برابر هزينه انتخابات را افزايش مي دهد. در اين جا باز هم کساني هستند که کانديد مي شوند اما تبليغات انجام نمي دهند. من که سه دوره نماينده بودم، براي تبليغات انتخاباتي خودم هيچ هزينه اي را خرج نمي کنم. اين قضيه در واقع عملا نمايندگان مجلس را به سمت و سوي جريان هاي متومل و قدرتمند سوق مي دهد و اين اعتقاد که در سخنان مقام معظم رهبري هم آمده در انتخابات بايد از کانون هاي ثروت و قدرت پرهيز کرد فکر مي کنم خيلي عملي نخواهد شد.

نمايندگان موافق طرح استاني شدن انتخابات مجلس شوراي اسلامي بر چه اساسي از تصويب اين طرح حمايت مي کنند دليل اصلي آنها چيست؟

نمايندگاني که مدافع و مصوب اين طرح هستند مي گويند با استاني شدن انتخابات در مجلس از وظايف و کارهاي نمايندگان کاسته مي شود تا به برسي امور ملي بپردازند. اما متاسفانه من فکر نمي کنم با اين روش وظايفي از نمايندگان کم شود. چرا که قبلا در قبال يک شهر احساس مسئوليت مي شد ولي در زمان استاني شدن انتخابات براي مردم يک استان بايد مسئوليت داشته باشيم و امور آنها را انجام دهيم. در اين ميان بعضي افراد مراجعه کننده حرفه اي هستند و به همه نمايندگان سر مي زنند در اين صورت ما ديگر نمي توانيم هيچ توجيهي داشته باشيم که به عنوان مثال شما براي آن شهر هستيد من نمي توانم کاري انجام دهم. بلکه مجبوريم به همه مردم استان سرويس بدهيم و به امورشان رسيدگي کنيم. در نتيچه اين طرح وظايف نمايندگان را مضاعف مي کند.

همچنين موافقان اين طرح مي گويند با استاني شدن انتخابات همکاري و همدلي بين نمايندگان استان ها بيشتر مي شود. در صورتي که غير از اين است. بلکه باعث ايجاد اختلاف هم در ميان آنها مي شود. به عنوان مثال بنده نماينده استان الف هستم فقط مي توانم به کارهاي که مربوط به شهر و يا استان خودم هست رسيدگي کنم و بس. ديگر وقتي با تعامل و همکاري ميان ساير نمايندگان ندارم. در ضمن از زماني که نمايندگان استاني بشوند در هر کار و وظايف ديگر مسئولان شهر و نمايندگان استان ها دخالت دارند و يک اختلاف عجيبي ميان نمايندگان رخ خواهد داد. اين ها تنها گوشه اي از مشکلات و معايب استاني شدن انتخابات مجلس شوراي اسلامي است.

از نظر شما با اين وجود آيا اصولگرايان مي توانند در مجلس ليستي واحد داشته باشند يا خير؟

بنده معتقد هستم که انتظار داشتن يک ليست واحد اصولگرايي در مجلس شوراي اسلامي يک انتظار کاملا منافي با واقعيت هاي سياسي امروز جامعه ماست. در حقيقت اصولگرايي يک جبهه است و درون آن هم تفاوت هاي برداشت هاي سياسي وجود دارد و هم تفاوت هاي زيادي بر سر اتخاذ تاکتيک ها. ازاين جهت به نظر بنده اصولگرايان نمي توانند در يک ليست واحد به نتيجه برسند. در حقيقت بنده خودم حتي مخالف چنين انسجامي هستم چرا که چنين وحدت و انسجامي مي تواند زمينه هاي شکست اصولگرايان را بيشتر فراهم کند و به هيچ توفيقي دست پيدا نخواهند کرد. به اين دليل که مطالبات و تقاضاهاي گروه هاي مختلف اصولگرايي باعث مي شود افرادي در ليست ها حضور پيدا کنند که در نگاه جامع و کلي مقبوليت آن چناني ندارند و کساني هم که مقبوليت قابل توجهي دارند به خاطر وجود آنها در ليست مي توانند آسيب ببيند و ليست به صورت کلي صدمه بخورد. نکته بعدي اين است که اين قضيه با واقعيت اجتماعي و سياسي جامعه امروز ما خيلي سازگار نيست. واقعيت سياسي جامعه ما مي گويد که در جريان سياسي اصولگرايي تفاوت در برداشت ها و تاکتيک ها بسيار زياد است و اين روند کمکي به افزايش اقتدار جريان اصولگرايي نخواهد کرد ودر پايان هم اعتقاد ندارم در نهايت به ليست واحدي در اين زمينه برسيم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر