صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

رصد روزانه تحلیل های رسانه های داخلی و خارجی

ایران هسته‌ای: آیا ظریف در مقابل تلاش جریان فتنه موضع خواهد گرفت؟/مشرق: نقش پنهان انگلیس در یک کشور آسیایی؛ پشت پرده هجوم ستارگان فوتبال به هند/برهان: معرفی کتاب «فرانظریه اسلامی روابط بین‌الملل»/فرارو: شواهد جالب در تأیید نظریه "حماقت مذکر"/تسنیم: تأملات راهبردی درباره بازی سعودی با قیمت نفت/ایران هسته‌ای: روحانی و ظریف مایل‌اند محدودیت‌های مدنظر امریکا را بپذیرند/تبیین: بحران هویت و مهاجرت معکوس در رژیم صهیونیستی/نیویورک‌تایمز (NY Times): انتقاد از ایران برای اعدام کردن دلالان مواد مخدر/ گاردین (Guardian): ایران به مرحله ساخت بمب هسته‌ای رسیده است/فاکس نیوز (Fox News): تغییر موضع سیاست خارجی آمریکا در مقابل کوبا و تشابه آن با شرایط ایران

کد خبر: 181

ایران هسته‌ای: آیا ظریف در مقابل تلاش جریان فتنه موضع خواهد گرفت؟

  • روز چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۳ (۱۷ دسامبر ۲۰۱۴) چند تن از چهره‌های نزدیک به طیف‌های تندروی جریان‌های اصلاحات و فتنه با حضور در نشستی در دانشگاه تهران به طرزی کم‌سابقه دستاوردهای هسته‌ای کشور را زیر سؤال برده و آن‌ها را بی‌ارزش خواندند.
  • احمد شیرزاد در این نشست گفته است: «کشور ما منابع اورانیوم ناچیزی دارد،۲۰ هزار مگاوات برقی که مدعی تولید آن هستیم چیزی جز وابستگی مطلق ما به روسیه ندارد. سؤال ما این است که اگر ما بجای ۱۰ هزار سانتریفیوژ، یک عدد داشته باشیم چه فرقی می‌کند»؟!
  • صادق زیباکلام هم گفته است: «هیچ نوآوری علمی در رابطه با هسته‌ای وجود ندارد. می‌گویند انرژی هسته‌ای ۲۵۰ صنعت به‌وجود می‌آورد، یکی از آن‌ها را به من بگویند. اشغال سفارت امریکا، همچنان از منافع ملی قربانی می‌گیرد»!
  • اصلاح‌طلبان حتی سازش‌های انجام‌شده از سوی دولت حسن روحانی و تیم وی را هم ناکافی می‌دانند. در مجلس ششم نیز همین جریان بدل به سخنگوی آمریکا و اسراییل در ایران شده و طرحی سه فوریتی را برای تصویب پروتکل الحاقی مطرح کرد که حسن روحانی خود جزو برجسته‌ترین مخالفان آن بود.
  • دولت به‌ویژه وزارت خارجه باید به آن پاسخ بدهد این است که چه عقیده‌ای درباره این نشست و اظهارات مطرح‌شده در آن دارد؟ این امر به‌ویژه از این حیث اهمیت دارد که دولت تاکنون کوچک‌ترین انتقاد از ناحیه اصولگرایان را با ادبیات توهین‌آمیز  پاسخ داده است.

مشرق: نقش پنهان انگلیس در یک کشور آسیایی؛ پشت پرده هجوم ستارگان فوتبال به هند

  • لیگ فوتبال هند اگر تا یک دهه پیش سراسر از ضعف و مشکل بود، لااقل در چند سال گذشته با پشتوانه فوتبال انگلیس به یکی از مدل‌های در حال رشد و پیشرفت تبدیل شده؛ کشوری که فوتبالش رده ۱۴۷ فیفا را نیز تجربه کرده، در سال ۱۹۳۷ با تشکیل فدراسیون تمام بریتانیایی خود، به فوتبال سلام نظامی داده و امروز جایگاه قابل توجهی در قاره کهن ندارد و اولین بازی رسمی در تاریخ فوتبالش را در لندن و مقابل فرانسه تجربه کرده که با شکست ۲ بر یک همراه بوده است.
  • این یک حقیقت است که بازیکنان بزرگ وقتی نمی‌توانند برای تیم‌های سرشناس خود خوب کار کنند تیم‌شان را ترک کرده و لیگ‌هایی را انتخاب می‌کنند که سطح فوتبال در آن‌ها پایین‌تر و انتظارات در آنجا نیز کمتر است.
  • علت جذابیت فوتبال هند برای این ابرستارگان ثروتمند چیست؟ نکته اول همان ثروت است. هیچ بازیکن ثروتمند و البته هیچ فرد ثروتمندی از داشتن پول بیشتر متنفر نیست. پیشنهادات نجومی باشگاه‌های هندی در هر حال برای وسوسه کردن این ابرستارگان کفایت می‌کند.
  • نکته دوم این‌که هند، عملاً اداره بخش قابل توجهی از خود را به فوتبال جزیره تحویل داده. بیش از ۶۰ درصد مدیران برنامه و رابطان عملاً شهروند رسمی بریتانیا هستند و از سوی اتحادیه فوتبال انگلیس به‌عنوان مأمور و کارشناس معرفی می‌شوند. بسیاری از ستارگان بزرگ فوتبال دنیا، تنها با داشتن ارتباط با دلالان انگلیسی که از قبل مورد شناسایی قرار گرفته‌اند راهی این کشور آسیایی می‌شوند.
  • نکته سوم، زبان انگلیسی و اسپانیایی است که در هند نزد جمعیت قابل توجهی از مردم و لااقل اهالی فوتبال این کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد. وجود بانک‌ها و شرکت‌های بین‌المللی و دسترسی به شبکه‌های تجارت جهانی نیز برای بازیکنان ثروتمند دنیا بسیار ارزشمند و مهم است.

برهان: معرفی کتاب «فرانظریه اسلامی روابط بین‌الملل»

دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی

  • دانش و نظریه روابط بین‌الملل، در آمریکا تکوین و تکامل یافته است؛ به‌گونه‌ای که حتی نقش محافل آکادمیک اروپایی نیز در فرآیند تأسیس و توسعه آن محدود بوده است. اما در آغازین سال‌های هزاره سوم، بر اثر پدیداری تحولات عملی و نظری در سیاستِ جهان، تقاضا و تمنّا برای مسامحت بیشتر محافل علمی از راه تدوین و پردازش نظریه‌های غیرغربی روابط بین‌الملل افزایش یافته است. در جهان اسلام نیز تکاپو برای پردازشِ نظریه اسلامی روابط بین‌الملل آغاز گشته است.
  • لازمه پردازش یک نظریه ایرانی یا اسلامی روابط بین‌الملل، در کنار سایر مقدمات و تمهیدات علمی و فکری، تأسیس و تدوین مبانی و بنیادهای فلسفی آن است. ساختن و پرداختن نظریه بومی روابط بین‌الملل مستلزم درانداختن یک فلسفه مضافِ روابط بین‌الملل است که این مبانی و مبادی را تمهید کند؛ این امر به معنای ضرورت و اولویت پردازشِ فرانظریه بر پرداختن خودِ نظریه است.
  • در کتاب تلاش شده «فرانظریه اسلامی روابط بین‌الملل» چگونگی و الزامات نظریه‌پردازی اسلامی و عوامل تأثیرگذار بر این فرآیند و مبانی فلسفی این نوع نظریه استخراج و تبیین شود؛ مبانی، مفروضه‌ها و پیش‌فرض‌های فلسفی‌ای ارائه شود که قواعد و منطق لازم برای پردازش نظریه اسلامی روابط بین‌الملل را فراهم می‌سازد. مبانی فلسفی به معنای هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی نظریه اسلامی روابط بین‌الملل تدوین و تبیین شود.
  • از یک‌سو، استفاده از منابع و معارف اسلامی و دانش تولیدشده در سایر حوزه‌های معارف اسلامی مانند تفسیر، فقه، فلسفه، منطق، کلام و اصول فقه ضرورت می‌یابد؛ از سوی دیگر، بهره‌مندی از دانش، مفاهیم و مقولات و روش‌های رایج در علوم اجتماعی و رشته روابط بین‌الملل نیز ضروری است.
  • برای تدوین فرانظریه اسلامی روابط بین‌الملل باید بین معارف اسلامی و دانش روابط بین‌الملل ارتباط منطقی و مفهومی برقرار کرد، نه آنکه معارف اسلامی را در ذیل علم متعارف روابط بین‌الملل قرار داد. همان‌گونه که قرار دادن علمِ متعارفِ روابط بین‌الملل در چهارچوب اسلام و معارف اسلامی و تلاش برای توجیه آن نیز وجاهت و وثاقت ندارد.

فرارو: شواهد جالب در تأیید نظریه “حماقت مذکر”

  • نتایج یک تحقیق تازه که در نشریه معتبر پزشکی بریتانیا (BMJ) منتشر شده، این نظریه را تقویت کرده است که مردان بیش از زنان کارهای “احمقانه و خطرناک” می‌کنند. این تحقیق با بررسی برندگان جایزه موسوم به “جایزه داروین” در بیست سال اخیر صورت گرفته است. این جایزه به‌صورت طعنه‌آمیز به کسانی اختصاص داده می‌شود که با دست زدن به اقدامی احمقانه باعث مرگ یا عقیم شدن خود می‌شوند و با حذف ژن خود از ذخیره ژنتیکی بشر، بقای درازمدت نوع انسان را تضمین می‌کنند.
  • در بیست سال گذشته از ۳۱۸ برنده جایزه داروین، ۲۸۲ برنده مرد و فقط ۳۶ برنده زن بوده‌اند. نقش الکل را نمی‌توان در رفتارهای احمقانه نادیده گرفت. روشن است که در مصرف الکل و رفتارهای اجتماعی متعاقب آن بین دو جنس تفاوت وجود دارد.
  • کمیته داوران جایزه داروین برای انتخاب نامزدهای این جایزه بین حادثه و خطرپذیری احمقانه تفاوت قائل می‌شوند. برای مثال؛ اگر کسی با اطمینان از اینکه اسلحه‌ای خالی است به‌سوی سر خود شلیک کند، اما اشتباه کرده باشد و خود را بکشد، این یک حادثه تلقی می‌شود، اما اگر کسی به سر خودش شلیک کند تا نشان دهد که اسلحه‌ای پر است، این فرد شایسته دریافت جایزه داروین است.
  • یکی از محققان می‌گوید از نتیجه تحقیق و تفاوت چشمگیر زنان و مردان شگفت‌زده شده اما همکاران خانم او “چندان متعجب به نظر نمی‌رسیدند، که خود گویای همه چیز است.”

تسنیم: تأملات راهبردی درباره بازی سعودی با قیمت نفت

مهدی محمدی

  • عربستان از کاهش قیمت نفت ۳ هدف عمده دارد: کاهش شدید درآمدهای نفتی ایران و مجبور کردن ایران به پذیرش یک معامله بد در مذاکرات هسته‌ای، فشار به روسیه و ایران برای تعدیل موضعشان در موضوع سوریه و حفظ بازار نفت و جلوگیری از فعالیت رقبایی که تولید نفت به قیمت زیر ۶۰ دلار برای آن‌ها صرفه اقتصادی ندارد. معنای راهبردی این اهداف این است که سعودی شروع به استفاده از نفت به‌عنوان یک ابزار سیاسی و تهاجمی علیه رقبایش کرده و بنابراین به‌طور طبیعی باید آماده پرداخت هزینه‌های چنین تصمیمی هم باشد.
  • در حالی که عربستان می‌داند به‌زودی مجبور خواهد بود این بازی را خاتمه بدهد، اصرار به تداوم آن، نشان‌دهنده تنگنای بی‌سابقه راهبردی و ژئوپولیتیکی است که عربستان در آن گرفتار شده است. رشد فزاینده قدرت منطقه‌ای ایران و از دست رفتن پی‌درپی مناطقی که سعودی آن‌ها را حیاط خلوت خود می‌پنداشت، عقلانیت راهبردی این کشور را دچار آسیب جدی کرده است.
  • این تصمیم عمر طولانی نخواهد داشت چراکه: ۱ ـ قیمت فعلی نفت با فرمول‌های عرضه و تقاضا در بازار منطبق نیست و بسیاری از تحلیلگران حدس می‌زنند که در ماه‌های آینده بازار خود قیمت را در حد ۷۰ ـ ۸۰ دلار تعدیل خواهد کرد.۲ ـ قیمت فعلی، تولید نفت با استفاده از فناوری شل گس را برای آمریکا غیراقتصادی می‌کند. بنابراین قیمت فعلی نفت برای آمریکا هم به‌صرفه نیست.۳ ـ این قیمت درآمد نفتی سعودی را به‌شدت کاهش خواهد داد، در حالی که عربستان به ولخرجی‌های هنگفت عادت کرده نمی‌تواند برای مدت زمان طولانی به ذخیره ارزی ۷۵۰ میلیارد دلاری خوداتکا و نفت ارزان را تحمل کند.
  • حربه نفت آخرین حربه سعودی است و پس از آن دیگر کارتی برای گذاشتن روی میز نخواهد داشت. نظام تصمیم‌سازی راهبردی ایران به‌گونه‌ای طراحی شده است که از فشارهای اقتصادی تأثیر زیادی نمی‌پذیرد، بنابراین نه درباره ایران و نه درباره روسیه، نمی‌توان انتظار داشت که فشار بودجه‌ای ناشی از کاهش قیمت نفت آن‌ها را به تجدیدنظر در تصمیمات راهبردی‌شان مثلاً در قضایای هسته‌ای و سوریه وادار کند.
  • این اقدام عربستان نباید بی‌پاسخ بماند. بهترین پاسخ از سوی ایران این است که موضع خود را در مذاکرات هسته‌ای سرسختانه‌تر و برنامه منطقه‌ای‌اش را با سرعت و شتاب بیشتری پیگیری کند. نقدترین ابزار پاسخ در دست روس‌ها نیز، افزایش همکاری‌های نظامی، راهبردی و اطلاعاتی با سوریه و حزب‌الله است. این تصمیم سعودی احتمالاً روسیه را وادار خواهد کرد از محافظه‌کاری سنتی خود در این حوزه دست بردارد و درباره سعودی یک «تصمیم فرجامین» بگیرد.

ایران هسته‌ای: روحانی و ظریف مایل‌اند محدودیت‌های مدنظر امریکا را بپذیرند

مؤسسه واشینگتن

  • هنگامی که «مؤسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی» نخستین بار ده سال پیش نشستی در مورد امنیت منطقه‌ای در منامه برگزار کرد مدت کوتاهی پس از آن بود که فرانسه، آلمان و انگلیس ـ کشورهای معروف به سه کشور اروپایی ـ توافقی در پاریس امضاء کردند و در آن ایران موافقت کرد به‌طور داوطلبانه، تمام فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی را به حالت تعلیق درآورد. این زمان دو سال پس از آن بود که بحران ایران برای نخستین بار علنی شده بود و یک سال پس از آنکه سه کشور اروپایی با ایران در مورد تعلیق غنی‌سازی به نتیجه رسیده بودند.
  • در توافق سال ۲۰۰۴ پاریس، اروپایی‌ها به دنبال بستن راه‌های فرار بودند. مذاکره‌کننده ارشد ایران در آن زمان حسن روحانی بود. گروه‌های کاری بین سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۵ نتوانستند بر موضوع اصلی اختلاف غلبه کنند. ایران هرگز غنی‌سازی را رها نمی‌کرد هر چند با تعلیق موقت آن تا زمانی که مذاکرات در جریان است موافق بود.
  • در آن زمان، تصور می شد روحانی مورد توجه رهبر معظم ایران قرار دارد. با وجود این، به تازگی از صحبت‌های حسین باستانی تحلیلگر بی.بی.سی فارسی  بر می آید کهدرخواست روحانی از (آیت‌الله) خامنه‌ای در مورد تأیید توافق سال ۲۰۰۳ بی‌جواب گذاشته شده است. روحانی تنها بود. (آیت‌الله) خامنه‌ای در صورت شکست توافق، تقصیری را نمی‌پذیرفت و همین‌طور نیز شد.
  • هنگامی که محمود احمدی‌نژاد سال ۲۰۰۵ به قدرت رسید، روحانی برکنار و بحران هسته‌ای ایران به‌طور پیوسته بدتر شد. مشخص شد دستیابی به توافق با علی لاریجانی مذاکره‌کننده جدید هسته‌ای حتی سخت‌تر است و توانایی لاریجانی برای گرفتن جواب مثبت از رهبر معظم ایران حتی کمتر بود. اوضاع زمانی بدتر شد که سعید جلیلی جایگزین لاریجانی شد. مذاکره‌کنندگان غربی که از موعظه‌های بی‌پایان جلیلی حوصله‌شان به‌شدت سر رفته بود، آرزوی بازگشت روحانی زیرک را داشتند.
  • امروز نزدیک به ۲۰۰۰۰ سانتریفیوژ نصب شده است و ایران دارای ذخایر اورانیوم با غنی‌شدگی کم است که اگر بیشتر غنی شود برای ساخت تا شش بمب هسته‌ای کافی خواهد بود.
  • روحانی مانند سال ۲۰۰۳، ده سال بعد با نوعی تعلیق موافقت کرد. توافق موقت سال گذشته که به تازگی تمدید شد، شبیه به یک آتش‌بس است که در آن ایران با متوقف کردن یک جنبه از برنامه غنی‌سازی موافقت کرد ـ تولید اورانیوم تقریباً با غنی‌شدگی بالا ـ و کاهش تعداد سانتریفیوژها در ازای تصویب نشدن تحریم‌های جدید. با این حال، توافق موقت سال گذشته نیز راه گریزی داشت. این توافق اجازه تحقیق و توسعه در مورد سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر را می‌داد. این راه گریز ماه گذشته تا حدودی مسدود شد.
  • اگر تصمیم‌گیری به عهده روحانی و ظریف بود آن‌ها مایل به پذیرفتن محدودیت‌ها در این برنامه برای متقاعد کردن طرف دیگر بودند که همه مسیرها برای ساخت سلاح هسته‌ای به‌اندازه کافی مسدود شده است. اما مقام رهبری کار مذاکره‌کنندگان خود را تقریباً غیرممکن کرد زمانی که اوایل ماه ژوئیه تأکید کرد ایران در آینده در میان‌مدت به برنامه غنی‌سازی در مقیاس صنعتی نیاز دارد.
  • با توجه به قرار دارد تأمین سوخت از جانب روسیه، ایران نیاز عملی به برنامه غنی‌سازی در این اندازه ندارد پس چرا ایران اصرار می‌کند؟ من این‌طور نتیجه‌گیری می‌کنم که دلیل اصلی دیگری است که با هدف دیگر غنی‌سازی اورانیوم ارتباط دارد ـ این گزینه است که زمینه را برای سلاح‌های هسته‌ای را فراهم می‌کند.
  • رهبر معظم ایران آماده نیست به شرایطی که خواسته می‌شود پاسخ مثبت بدهد. شاید بهترین چیزی که می‌توانیم آرزو کنیم این است که وقتی روحانی بار دیگر با جزئیات یک توافق پیشنهادی به (آیت‌الله) خامنه‌ای تلفن می‌زند، (آیت‌الله) خامنه‌ای دوباره به این تلفن پاسخ ندهد.

تبیین: بحران هویت و مهاجرت معکوس در رژیم صهیونیستی

  • ·       اسرائیل در وهلهٔ اول با یک بحران هویت مواجه است و پدیدهٔ مهاجرت معکوس نیز تا حد زیادی زائیدهٔ این بحران هویتی است که تل‌آویو در مدیریت آن با چالشی سخت مواجه است. علی‌رغم همهٔ تلاش‌هایی که رژیم صهیونیستی برای هویت‌سازی داشته است، اما پدیده رو به رشد مهاجرت معکوس، آن‌هم در برخوردهای نظامی با اعراب فلسطینی، نشان‌دهندهٔ عدم موفقیت اسرائیل در هویت‌سازی است. در هویت‌سازی زمانی موفقیت حاصل می‌شود که در کنار عناصر مادی و معنوی، مردم یک کشور احساس کنند که یک ملت هستند و سرنوشت آن‌ها به هم گره خورده است،
  • امنیت اولین شرط زندگی و مهاجرت است. امنیت شهروندان راه را برای ثبات، توسعهٔ انسانی و اقتصادی فراهم می‌آورد. در فقدان امنیت، امیدی برای رشد و توسعه وجود ندارد. مهاجرانی که قرار بود با آمدن به اسرائیل از زندگی خوب و مرفهی برخوردار باشند، اکنون با خلأ امنیت مواجه هستند و سیاست‌های جنگ‌طلبانهٔ تل‌آویو باعث می‌گردد تا مهاجران مقیم، هر چه بیشتر با ناامیدی و یاس مواجه شوند.
  • مهاجرت معکوس شهروندان اسرائیلی پس از حملهٔ تل‌آویو به غزه به‌شدت افزایش یافته است و بیش از پنجاه‌هزار اسرائیلی به‌صورت هوایی و دریایی از اسرائیل خارج شده‌اند. با این وجود مقامات صهیونیستی، جهت کنترل بحران، سعی می‌کنند تا به‌شدت موضوع مهاجرت معکوس را انکار کرده و تدابیری بیندیشند تا این رژیم را حفظ نمایند. به‌عنوان نمونه، طبق قوانین مندرج در رژیم صهیونیستی، تنها آن دسته از افراد مجاز به مهاجرت به این سرزمین هستند که قادر باشند ثابت کنند یهودی هستند.
  • از سال گذشته که اسرائیل وارد مرحلهٔ نهایی و اجرایی سامانهٔ دفاع ضدموشکی گنبد آهنین شده است، با بوق و کرنای بسیار زیادی بر روی استحکام و خدشه‌ناپذیر بودن این سامانه مانور داده و تبلیغات زیادی به راه انداخته است که این سیستم قادر است که امنیت کامل را برای شهروندان اسرائیلی به ارمغان بیاورد. اما این نکته، شگفتی‌آفرین بود که پس از شروع دور جدید درگیری‌های نظامی در غزه، نقاط مختلف تل‌آویو همچون فرودگاه «بن‌گوریون»، اطراف نیروگاه «دیمونا»، مقر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی و ساختمان «کنی است» مورد هدف قرار گرفت.
  • از موارد دیگری که شرایط بحرانی حاضر را برای اسرائیل وخیم‌تر می‌کند، موضوع تونل‌هاست که به کابوسی برای ساکنان سرزمین‌های اشغالی بدل شده است. این بحران، فضای روانی منفی را در میان این ساکنان تشدید نموده است.
  • بنیان نگرانی و دلواپسی سران رژیم جعلی اسرائیل، همانا عدم تعادل در میزان جمعیت بین اعراب مسلمان و یهودیان است در حدود بیست درصد شهروندان کشور جعلی اسرائیل را اعراب تشکیل می‌دهند. این شهروندان دارای ماهیت هویتی خود می‌باشند و به زبان عربی صحبت می‌نمایند. شکاف بین جامعهٔ اعراب و یهودیان اسرائیلی از نظر توسعه و پیشرفت اقتصادی بسیار زیاد می‌باشد، اما اعراب از نرخ بالای زاد و ولد میان ساکنان این رژیم در مقام مقایسه با یهودیان برخوردار هستند که این امر دلیل اضطراب و نگرانی دولت اسرائیل می‌باشد.
  • در سه دههٔ گذشته، یک میلیون نفر خاک فلسطین اشغالی را ترک کرده‌اند و درصد بالایی از اسرائیلی‌ها که اکثر جوانان لائیک و تحصیل‌کرده هستند، به‌طور جدی پروژهٔ مهاجرت از اسرائیل را دنبال می‌کنند.

نیویورک‌تایمز (NY Times): انتقاد از ایران برای اعدام کردن دلالان مواد مخدر

  • شش گروه بین‌المللی حقوق بشر دادخواستی به ایالات متحده ارائه داده‌اند مبنی بر اینکه، تا زمانی که ایران برای دلالان مواد مخدر حکم اعدام صادر می‌کند، ایالات متحده ارسال کمک برای مقابله با مصرف‌کنندگان مواد مخدر به ایران را متوقف کند.
  • ایران بیشترین اعدامی را بعد از چین دارد؛ بر اساس تخمین سازمان ملل، این رقم در سال پیش ۵۰۰ تا ۶۲۵ تن را شامل می‌شد و حداقل نیمی از این تعداد اعدامی‌ها را دلالان مواد در برمی‌گرفتند.
  • مدیر اجرایی سازمان جرائم و دارو ایالات متحده که برای مقابله با مصرف مواد مخدر، میلیون‌ها دلار به ایران کمک کرده است، با مقامات ایرانی در مورد مسئله این اعدامی‌ها صحبت نموده و متذکر شده است که این اقدام ایرانی‌ها خلاف دستورالعمل سازمان حقوق بشر است.
  • طبق قانون بین‌الملل، حکم اعدام در ایران و دیگر کشورها فقط باید برای “جرائم بسیار بزرگ” در نظر گرفته شود؛ قاچاق مواد مخدر جزء این جرائم نیست.

گاردین (Guardian): ایران به مرحله ساخت بمب هسته‌ای رسیده است

  • آیت‌الله احمد خاتمی، در سخنرانی نماز جمعه تهران از توانایی غنی‌سازی اورانیوم ایران سخن گفت؛ ایران نه‌تنها توانایی غنی‌سازی اورانیوم ۵ درصد و ۲۰ درصد برای مصارف شهری را به‌دست آورده است، بلکه توانسته است اورانیوم ۴۰، ۵۰ و ۹۰ درصد هم برای ساخت یک بمب، غنی‌سازی کند. اما جمهوری اسلامی معتقد است که ساخت بمب هسته‌ای، از لحاظ شرعی حرام است.
  • آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر عالی‌مرتبه ایران، جلوی هرگونه مذاکرات در مورد برنامه موشکی ایران را گرفته است، زیرا ایالات متحده از اصول پیروی نمی‌کند.
  • آیت‌الله خاتمی با حمله به دولت روحانی، تلاش دولت برای ایجاد روابط دیپلماتیک رسمی با ایالات متحده و از میان برداشتن شعار “مرگ بر آمریکا” را اقدامی نادرست خواند.
  • رسانه‌های ایرانی، سخنرانی آیت‌الله احمد خاتمی را پوشش دادند، اما صحبتی که در مورد توانایی ایران در ساخت بمب هسته‌ای شد را در هیچ جا نیاوردند.

فاکس نیوز (Fox News): تغییر موضع سیاست خارجی آمریکا در مقابل کوبا و تشابه آن با شرایط ایران

تریتا پارسی

  • سیاست خارجی آمریکا در مقابل کوبا سال‌هاست که مضحکه جوامع بین‌الملل شده است. عمل به چنین سیاستی برای کشورهای جهان بی معنی است. اقدام اوباما برای پایان دادن به این سیاست، به نیم قرن تحریم‌های غیر سازنده و انزوای سیاسی خاتمه خواهد داد.
  • تقریباً تمام چیزهایی که در مورد ناکامی سیاست خارجه آمریکا در مقابل کوبا مطرح است، در مورد ایران نیز صدق می‌کند. اوباما در مقابل تحریم‌های کوبا چنین می‌گوید که “ما نمی‌توانیم به این رویه ادامه دهیم و منتظر نتیجه خاصی باشیم.”
  • سیاست خارجی آمریکا برای منزوی ساختن ایران در چندین سال گذشته ناکام مانده است و هنوز، آیت‌الله [خامنه‌ای] و جمهوری اسلامی بر موضع خود ایستادگی می‌کنند.
  • تحریم‌ها فرصت تغییر در ایران را گرفته‌اند؛ اگر این رویه در مقابل ایران ادامه پیدا کند، نباید انتظار داشت که ۳۵ سال انزوای دیگر بتواند منجر به تسلیم شدن آیت‌الله خامنه‌ای شود.
  • تحریم‌ها ایالات متحده نباید شرایط را برای شهروندان ایران دشوار سازد؛ تحریم‌ها، بیشتر به مردم ایران لطمه وارد کرده است تا دولت یا برنامه هسته‌ای ایران.
  • تغییر رژیم در کوبا و ایران کاری احمقانه و بی‌ثمر است؛ سیاست واشنگتن و کاخ سفید حول این مسئله شکل گرفته است که به‌جای تلاش برای تغییر رژیم‌ها، باید به دنبال ایجاد اصلاحات در کشورهایی چون کوبا و ایران بود.

نظرات بینندگان

ارسال نظر