صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

موسسه واشینگتن:

روحانی و ظریف مایلند محدودیت های مدنظر امریکا را بپذیرند

یک کارشناس ارشد برنامه هسته ای ایران از روحانی و ظریف به عنوان کسانی یاد کردند که مایلند محدودیت های مدنظر غرب در برنامه هسته ای ایران را بپذیرند.مارک فیتز پاتریک، در مقاله ای این موضوع را به همراه تحلیلی از مذاکرات وین و علل به نتیجه نرسیدن آن بسط داده است.

کد خبر: 178

یک کارشناس ارشد برنامه هسته ای ایران از روحانی و ظریف به عنوان کسانی یاد کردند که مایلند محدودیت های مدنظر غرب در برنامه هسته ای ایران را بپذیرند.

مارک فیتز پاتریک، در مقاله ای که روز 17 آذر 1393 روی وب سایت «موسسه بین المللی مطالعات راهبردی» منتشر شده، این موضوع را به همراه تحلیلی از مذاکرات وین و علل به نتیجه نرسیدن آن بسط داده است.

متن کامل این تحلیل در ادامه می آید.

متن اصلی این مقاله را اینجا ببینید.

***

هنگامی که «موسسه بین المللی مطالعات راهبردی » نخستین بار ده سال پیش نشستی در مورد امنیت منطقه ای در منامه برگزار کرد مدت کوتاهی پس از آن بود که فرانسه، آلمان و انگلیس - کشورهای معروف به سه کشور اروپایی - توافقی در پاریس امضاء کردند و در آن ایران موافقت کرد به طور داوطلبانه، تمام فعالیت های مربوط به غنی سازی را به حالت تعلیق در آورد.

این زمان دو سال پس از آن بود که بحران ایران برای نخستین بار علنی شده بود و یک سال پس از آنکه سه کشور اروپایی با ایران در مورد تعلیق غنی سازی به نتیجه رسیده بودند.

آن توافق تعلیق در سال 2003 متغیر و مبهم و همراه با شکاف ها و اختلاف نظرهای مکرر بر سر آنچه که دقیقا باید به حالت تعلیق در بیاید بود. در توافق سال 2004 پاریس، اروپایی ها به دنبال بستن راههای فرار بودند.

در توافقنامه پاریس، طرفین همچنین توافق کردند مذاکرات در مورد تمهیدات دراز مدت را آغاز کنند تا ، تضمین هایی عینی ، ایجاد شود که برنامه هسته ای ایران منحصرا برای اهداف صلح آمیز است.

گروه های کاری ایجاد شد و طرف ها مذاکرات گسترده ای را آغاز کردند.آمریکایی ها در مذاکرات شرکت نداشتند.

دولت آمریکا در آن زمان فکر می کرد دیپلماسی با ایران، اتلاف وقت خواهد بود.تیم بوش فکر کرد بهتر است به سرعت از طریق تحریمها فشار آورد و بر برچیده شدن تمام تاسیسات مربوط به غنی سازی اصرار کند.

من در آن زمان به یاد دارم این مذاکرات تا چه اندازه دشوار توصیف و نیز گفته می شد مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران تا چه اندازه فردی باهوش است.

از منظر دیگر، استادانه توصیف بهتری است. و او فردی بود که امکان توافق با وی وجود داشت. نام او، حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود.

در آن زمان، من تصور می کردم روحانی مورد توجه رهبر معظم ایران قرار دارد . با وجود این، من به تازگی از صحبت های حسین باستانی تحلیلگر بی بی سی فارسی متوجه شدم درخواست روحانی از ( آیت الله ) خامنه ای در مورد تایید توافق سال 2003 بی جواب گذاشته شده است. روحانی تنها بود. ( آیت الله ) خامنه ای گوشه گیر در صورت شکست توافق، تقصیری را نمی پذیرفت و همینطور نیز شد.

گروه های کاری بین سال 2004 تا 2005 نتوانستند بر موضوع اصلی اختلاف غلبه کنند.

از نظر اروپایی ها، تنها تضمین عینی قابل قبول این بود که ایران هیچ تاسیسات تولید مواد شکافت پذیر را راه اندازی نکند یعنی ایران هیچ غنی سازی اورانیوم یا بازفرآوری پلوتونیوم نداشته باشد.

ایران مایل به چشم پوشی از بازفرآوری بود، اما اصرار داشت نمی تواند از آنچه تاکید داشت بر اساس ان پی تی حق تهران در مورد چرخه کامل سوخت است دست بردارد. ایران هرگز غنی سازی را رها نمی کرد هر چند با تعلیق موقت آن تا زمانی که مذاکرات در جریان است موافق بود.

روحانی به سبب موافقت با تعلیق به شدت توسط تندروها مورد انتقاد قرار گرفت. به گفته منتقدان، او « مروارید را در ازای آب نبات » داده بود - هر چند موافقت اروپایی ها برای اینکه پرونده ایران را آنطور که واشنگتن اصرار داشت به شورای امنیت واگذار نکنند امتیاز مهمی نبود.

روحانی در پاسخ به منتقدان خود پاسخ می داد وی در واقع با تعلیق یک جنبه از برنامه غنی سازی که آماده نشده بود بر غرب غلبه کرده است در حالی که یک جنبه دیگر - کار بر روی تاسیسات تبدیل اورانیوم در اصفهان - که در آن زمان در تلاش های هسته ای ایران در اولویت بود ادامه داشت.

دفاع روحانی از تاکتیک های خود در سال 2004 موجب شد بسیاری از منتقدان غربی زمانی که او به عنوان رئیس جمهور متبسم و میانه رو در سال 2013 ظاهر شد از وی انتقاد کنند.

هنگامی که محمود احمدی نژاد سال 2005 به قدرت رسید، روحانی برکنار و بحران هسته ای ایران به طور پیوسته بدتر شد.

مشخص شد دستیابی به توافق با علی لاریجانی مذاکره کننده جدید

هسته ای حتی سخت تر است و توانایی لاریجانی برای گرفتن جواب مثبت از رهبر معظم ایران حتی کمتر بود.

اوضاع زمانی بدتر شد که سعید جلیلی جایگزین لاریجانی شد. مذاکره کنندگان غربی که از موعظه های بی پایان جلیلی حوصله اشان به شدت سر رفته بود، آرزوی بازگشت روحانی زیرک را داشتند.

روحانی دوباره برگشته است و باید خدا را شکر کرد. در حال حاضر، وضعیت به مراتب پیشرفته تر شده است. ایران دسامبر سال 2004، صد و شصت و چهار سانتریفیوژ عملیاتی داشت و هیچ ذخایر اورانیوم غنی شده ای نداشت.

کار بر روی یک مدل سانتریفیوژ نسل دوم پایان یافته بود و کار ساخت و ساز هنوز در یک راکتور آب سنگین برنامه ریزی شده در اراک آغاز نشده بود.

امروز نزدیک به 20000 سانتریفیوژ نصب شده است و ایران دارای ذخایر اورانیوم با غنی شدگی کم است که اگر بیشتر غنی شود برای ساخت تا شش بمب هسته ای کافی خواهد بود.

یک هزار نفر سانتریفیوژ نصب شده از نوع نسل دوم و بیشتر کار ساخت راکتور اراک رو به اتمام است.

از جنبه مثبت نیز پیشرفت در تمام این جنبه ها محدود شده است.

روحانی مانند سال 2003، ده سال بعد با نوعی تعلیق موافقت کرد. توافق موقت سال گذشته که به تازگی تمدید شد، شبیه به یک آتش بس است که در آن ایران با متوقف کردن یک جنبه از برنامه غنی سازی موافقت کرد - تولید اورانیوم تقریبا با غنی شدگی بالا - و کاهش تعداد سانتریفیوژها در ازای تصویب نشدن تحریم های جدید.

با این حال، توافق موقت سال گذشته نیز مانند توافق سال 2003 راه گریزی داشت. این توافق اجازه تحقیق و توسعه در مورد سانتریفیوژهای پیشرفته تر را می داد. این راه گریز ماه گذشته تا حددی مسدود شد.

برخی از ناظران آرزو می کنند غرب به پیشنهاد ایران در ده سال قبل برای داشتن یک کارخانه غنی سازی آزمایشی با 3000 ماشین سانتریفیوژ موافقت کرده بود.

با این حال، باید به یاد داشته باشد که این پیشنهاد که در بهار سال 2005 مطرح شد به به دنبال رشد مقیاس صنعتی به تعداد 50000 سانتریفیوژ برای تولید سوخت برای راکتور بوشهر بود که آن زمان هنوز در دست ساخت بود.

برنامه هسته ای ایران در طول سالها تغییر چندانی نکرده است.

ایران سال 2004 برنامه داشت در دو سایت، هشت رآکتور داشته باشد.

طی ماه گذشته، روسیه تفاهم نامه ای برای ایجاد 8 راکتور در دو محل امضا کرد. در واقع، با در نظر گرفتن رآکتوری که اکنون در بوشهر در حال بهره برداری است، مجموع تعداد رآکتورها به نه عدد می رسد.

بر اساس آخرین توافق، روسیه سوخت اورانیوم غنی شده را در طول عمر راکتور فراهم می کند.

موافقت ایران با این بند تا حدودی عجیب به نظر می رسد با توجه به اینکه مقامات ایرانی اصرار دارند آنها نمی توانند به روسیه در مورد تامین سوخت حتی اولین رآکتور اعتماد کنند.

این عدم اعتماد، مایل نبودن برای وابستگی به تامین کنندگان خارجی ظاهرا دلیلی است که ایران بر تولید سوخت بوشهر 1 اصرار دارد.

تازه ترین پروتکل هسته ای روسیه و ایران شامل بندی مبهم در مورد نقش ایران در تولید سوخت است.روسها می گویند این اقدامی آبرومندانه است.

ایرانیان می گویند این موضوع ادعای آنها را در مورد نیاز به غنی سازی توجیه می کند.

یکی از دلایل اینکه گروه پنج بعلاوه یک و ایران نتوانستند تا مهلت ماه گذشته به توافق جامع برسند و در عوض توافق مواقت را به مدت هفت ماه دیگر تمدید کردند این است که ایران مایل به دست برداشتن از خواست خود برای داشتن یک برنامه غنی سازی بزرگتر نیست.

اگر تصمیم گیری به عهده روحانی و ظریف بود آنها مایل به پذیرفتن محدودیت ها در این برنامه برای متقاعد کردن طرف دیگر بودند که همه مسیرها برای ساخت سلاح هسته ای به اندازه کافی مسدود شده است.

اما مقام معظم رهبری کار مذاکره کنندگان خود را تقریبا غیر ممکن کرد زمانی که اوایل ماه ژوئیه تاکید کرد ایران در آینده در میان مدت به برنامه غنی سازی در مقیاس صنعتی نیاز دارد.

رئیس سازمان انرژی اتمی ایران روز بعد توضیح داد که این به معنای قادر بودن به سوخت گیری مجدد بوشهر1 زمانی است که قرارداد کنونی روسیه سال 2021 منقضی شود.

اما روسیه در راستای موافقت خود با تامین سوخت راکتور بوشهر در مدت طول عمر آن، قصد دارد این قرار داد را تجدید کند.

با توجه به قرار دارد تامین سوخت از جانب روسیه، ایران نیاز عملی به برنامه غنی سازی در این اندازه نداردپس چرا ایران اصرار می کند؟

در اینجا مباهات به دستاوردهای فناوری ایران مطرح است.

اگر اینطور است، ایران هزینه های زیادی - بیش از 100 میلیارد دلار در تحریم ها - برای این مزیت نامشهود می پردازد.

من اینطور نتیجه گیری می کنم که دلیل اصلی دیگری است که با هدف دیگر غنی سازی اورانیوم ارتباط دارد - این گزینه است که زمینه را برای سلاح های هسته ای را فراهم می کند.

ایران بیش از یک دهه به دنبال یک استراتژی مصون سازی هسته ای بوده است.

سوال در هفت ماه آینده این است که آیا ایران مایل به متوقف کردن این استراتژی مصون سازی و برای چه مدت خواهد بود.من باور دارم که روحانی هنوز هم می خواهد به توافق دست یابد.

من معتقدم رهبر معظم ایران آماده نیست به شرایطی که خواسته می شود پاسخ مثبت بدهد.

شاید بهترین چیزی که می توانیم آرزو کنیم این است که وقتی روحانی بار دیگر با جزئیات یک توافق پیشنهادی به ( آیت الله ) خامنه ای تلفن می زند، (آیت الله) خامنه ای دوباره به این تلفن پاسخ ندهد.

همزمان، همسایگان ایران باید احساس اطمینان کنند همانطور که فیلیپ هاموند وزیر امور خارجه انگلیس روز گذشته گفت شش قدرت در مذاکرات به اصول خود متعهد خواهند بود.

آنها تمایل نداشته اند توافقی کنند که در آن با چیزی پایین تر از هدفشان موافقت شود. آن هدف، بستن همه راههای بالقوه برای دستیابی به سلاح هسته ای با این اطمینان کافی است که هر تلاشی به موقع کشف و جلوی آن گرفته می شود.

بنابراین اگر توافقی حاصل شود و من امیدوارم نتیجه همین باشد، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و دیگران که در مورد قابلیت ها و اهداف ایران نگرانند باید اطمینان داشته باشند توافقی خوب است توافقی که امنیت آنها را تقویت و به امنیت منطقه ای کمک می کند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر