صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

الويري :احمدي‌نژاد و تيمش خواهند آمد

درباره دولت قبل هم بايد عنوان کنم، جريان احمدي‌نژاد را نه بايد زيرمجموعه جريان اصولگرايي تلقي کرد و نه بايد همراه با جريان اصلاح‌طلبي قلمداد کرد و بلکه اين جريان را بايد جريان پوپوليستي سياست ايران نام گذاري کرد. تمسک به آمار و ارقام، ارائه وعده وعيد‌هاي ناممکن به مردم و شيرين کردن کام آنان با درآمدي موقتي و ناپايدار از خصوصيات بارز اين جريان است. تصور من اين است که آقاي احمدي‌نژاد و تيمش خواهند آمد و در زمينه هزينه‌هاي انتخابات هم مشکلي نخواهند داشت. اينکه چرا مي‌خواهند بيايند تصور مي‌کنم مهم‌ترين دليل متوقف کردن پرونده‌هايي باشد که يکي يکي در حال رو شدن است. تخلفات آقاي احمدي‌نژاد و گروه ايشان در طول هشت سال گذشته کم نيست. برخي از تخلفات اين دولت هم اکنون درحال بررسي است. همين تخلف 12هزار ميلياردي هم يکي از تخلفات دولت قبل است. بهترين راه مسکوت ماندن اين پرونده‌ها و پرونده‌هاي مشابه ديگر هم اين است که احمدي‌نژاد و تيم ايشان مجددا به قدرت برسند. احمدي‌نژاد قصد بازگشت به قدرت دارد.

کد خبر: 1673

متن پيش رو در آرمان منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.


او سال‌هاست در سياست ايران حضور دارد. کهنه سياستمداري که مبارزات سياسي خود را ازقبل از انقلاب اسلامي آغاز کرده است. مرتضي الويري فعال و زنداني سياسي دردوران پهلوي، نماينده دودوره اول مجلس، رئيس سازمان مناطق آزادتجاري، شهردار اسبق تهران وسفيرايران دراسپانيا بوده‌است. الويري هم‌اکنون در مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام حضور دارد. براي بررسي مهم‌ترين مسائل روز کشور به دفتر الويري در مرکز تحقيقات استراتژيک رفتيم و با وي گفت‌وگو کرديم. شهردار اسبق تهران با تذکر به روحاني براي استفاده نکردن از ادبيات احمدي‌نژادي درمقابل مخالفان دولت عنوان مي‌کند: «اين نوع ادبيات به برنامه‌هاي سازنده و راهگشاي آقاي روحاني لطمه وارد مي‌کند. استفاده از عباراتي مانند «تازه به دوران رسيده‌ها»، «برويد به جهنم» و يا «بيسواد» به نوعي تکرار ادبيات احمدي‌نژادي است. بنده از آقاي روحاني دعوت مي‌کنم که به‌جاي استفاده از ادبيات احمدي‌نژادي به ادبيات آقاي خاتمي روي بياورد. الويري درمورد فساد اقتصادي در دولت‌هاي نهم و دهم انحلال سازمان مديريت از يک سو و افزايش غيرمنتظره و چشمگير قيمت نفت را به‌عنوان مهم‌ترين عوامل برشمرده و مي‌گويد: دلارهاي پرحجم نفتي به مثابه سيل سهمگيني بود که تمام ساختار‌هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي کشور را به‌هم ريخت. درحالي که اگر توسط سازمان مديريت کنترل و هدايت مي‌شد کشور به‌خوبي به رشد اقتصادي سالانه هشت تا ده درصد مي‌رسيد و حصول به اهداف سند چشم‌انداز قطعي بود. اما آشفتگي مالي و بي‌برنامگي، فساد اقتصادي را دامن زد. الويري همچنين درباره رابطه ايران و آمريکا تصريح مي‌کند:«گفت و گوي دو جانبه ايران و آمريکا در حين برگزاري مذاکرات هسته‌اي «يخ‌هاي» رابطه ايران و آمريکا را ذوب کرده است. دولت بايد مذاکرات دوجانبه با آمريکا را فتح‌الباب مذاکرات آينده قرار دهد. در شرايط فعلي ما در مسائل مختلف به صورت غيرمستقيم با آمريکا در ارتباط هستيم و اين ارتباط غيرمستقيم باعث شده که بسياري از دلال‌ها در اين ارتباط به سودهاي هنگفتي دست پيدا کنند. چرا ما کاري را که خود توانايي انجام آن را داريم به دست ديگران و با هزينه بيشتري انجام دهيم. ما بايد دست دلاليسم در رابطه ايران و آمريکا را قطع کنيم و خودمان به صورت مستقيم با آمريکا وارد مذاکره بااحترام متقابل شويم. در ادامه متن گفت و گوي «آرمان» با مرتضي الويري را از نظر مي‌گذرانيد.

مبارزه با فساداقتصادي با افشاي فساد 12هزار ميلياردي در دولت‌هاي نهم و دهم وارد فاز جديد شده است.اين در حالي است که دولت و قواي مقننه و قضائيه پيگير دلايل فسادهاي اخير در کشور هستند. به نظر شما چرا دولت احمدي‌نژاد در اين زمينه موفق نبود؟
فساد در سيستم اجرايي کشور ما تنها مربوط به دولت آقاي احمدي‌نژاد نيست.ريشه‌هاي فساد اقتصادي در کشور ما به سال‌هاي قبل از انقلاب اسلامي بازمي‌گردد. يک نمونه از فسادهاي اقتصادي مربوط به دهه1340 و شخصي به نام تيمسار «کيا» بود که مالکيت برج معروف و بلند تهران را برعهده داشت.در نهايت املاک ايشان مصادره شد و يک موجي براي مبارزه با فساد در کشور در آن زمان به وجود آمد تحت عنوان «از کجا آورده‌اي». فساد اقتصادي پس از انقلاب اسلامي هم به شکل‌هاي متفاوت و در دوره‌هاي مختلف در کشور وجود داشته است.مهم‌ترين عامل فساد اقتصادي در کشورهم بازمي‌گردد به پررنگ بودن نقش دولت در اقتصاد کشور که آن هم به اقتصاد نفتي مربوط است.در کنار اين مسئله بايد به فقدان نظارت‌هاي کافي در اين زمينه اشاره کنم.اقتصاد نفتي، وابستگي نفتي را به ساختار سياسي و اقتصادي کشور ديکته کرده است. به همين دليل هنگامي که حجم عظيمي از فعاليت‌هاي اقتصادي جامعه در اختيار دولت باشد و سيستم اقتصادي هم شفاف نباشد زمينه براي فساد اقتصادي مهيا مي‌شود. دو عامل مهم در افزايش فساد اقتصادي در دولت احمدي‌نژاد را مي‌توان رصد کرد. مهم‌ترين عامل افزايش فسادها انحلال سازمان مديريت وبرنامه‌ريزي است. از وظايف چهارگانه سازمان مديريت و برنامه‌ريزي نظارت و ارزشيابي عملکرد بودجه کل کشور است. هنگامي که اين سازمان تعطيل مي‌شود مي‌توان عنوان کرد که «نظارت» تعطيل شده است.نبود نظارت و ارزش‌يابي مناسب باعث به وجود آمدن زمينه‌هاي فساد در سيستم اجرايي کشور مي‌شود. عامل مهم ديگري که در زمينه فساد در دولت آقاي احمدي‌نژاد موثر بوده وفور دلارهاي نفتي بدون کنترل و نظارت‌هاي دقيق بوده است. کشوري که سالانه با بيست ميليارد دلار در زمان خاتمي اداره مي‌شد، به يکباره با درآمد صد و بيست ميلياردي مواجه شد و با تصميمات نابخردانه‌ آقاي احمدي‌نژاد به مانند انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي و عدم تمکين به قوانين به سمتي هدايت شد که به‌جاي اينکه وضعيت مردم و کشور بهتر شود، روزبه‌روز با اقتصادي آشفته و فسادخيز مواجه شد. دلارهاي پر حجم نفتي به مثابه سيل سهمگيني بود که تمام ساختار‌هاي اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي کشور را به‌هم ريخت. درحالي که اگر توسط سازمان مديريت کنترل و هدايت مي‌شدکشور بخوبي به رشد اقتصادي سالانه هشت تا ده درصد مي‌رسيد و حصول به اهداف سند چشم انداز قطعي بود. اما آشفتگي مالي و بي برنامگي فساد را دامن زد. بنده تاحدودي از برخي از پرداخت‌هاي عجيب و غريب که توسط دولت احمدي‌نژاد در سفرهاي استاني صورت مي‌گرفت اطلاع دارم.پرداخت‌هايي که هيچ گونه کنترل و نظارتي روي آنها صورت نمي‌گرفت. ديوان محاسبات کشور در سال 1389گزارش داد که دو هزار مورد تخلف از بودجه توسط دولت آقاي احمدي‌نژاد در يک سال مالي صورت گرفته است. در کنار اين مساله نامنظم بودن بودجه تنظيمي دولت و همچنين تأخير در ارائه بودجه به مجلس و انفعال مجلس مزيد برعلت شده بود که عملأموجب شد کارآيي بودجه کل کشور از بين برود و تصميمات سياسي و اقتصادي بيشتر به شخص و گروهي خاص مبتني باشد.
مطالبات جريان اصلاح‌طلبي به عنوان حامي اصلي آقاي روحاني در انتخابات رياست‌جمهوري به چه ميزان از دولت تدبير و اميد محقق شده است؟آيا اصلاح‌طلبان به اهدافي که از دولت آقاي روحاني انتظار داشتند دست پيدا کرده‌اند؟
اين مساله براي همگان روشن است که آقاي روحاني نامزد اصلي اصلاح‌طلبان نبوده بلکه نامزد مورد حمايت آنها بوده است.گزينه‌هاي اصلي اصلاح‌طلبان به دلايل مختلف در ليست نهايي کانديداهاي رياست‌جمهوري جايي نداشتند.کانديداي اصلي اصلاح‌طلبان آقاي خاتمي بودند که ايشان بنا به دلايل مختلف از حضور در انتخابات انصراف دادند. بعد از ايشان آقاي عارف جريان اصلاح‌طلبي را در بين هشت گزينه رياست‌جمهوري نمايندگي مي‌کردند.در نهايت اما بنا به تشخيص عقلاي اصلاح‌طلبي آقاي عارف به سود آقاي روحاني که بهترين گزينه براي پيروزي در انتخابات بودند از انتخابات کنار کشيد و آقاي روحاني با حمايت کامل اصلاح‌طلبان به رياست‌جمهوري برگزيده شد.اصلاح‌طلبان بعد از اينکه آقاي روحاني کار خود را آغاز کردند به دنبال حمايت از ايشان بودند و در تمام مراحل تشکيل دولت در کنار آقاي روحاني قرار داشتند و از ايشان حمايت مي‌کردند.نکته مهم ديگر اينکه آقاي روحاني وارث يک سيستم آسيب‌ديده در طول هشت سال گذشته بودند. زماني که آقاي روحاني سکان هدايت قوه مجريه را به دست گرفتند فضاي بي‌اعتمادي از دولت وجود داشت. دولت آقاي روحاني در زمان تشکيل، در عرصه بين‌المللي نيز در وضعيت مناسبي به‌سر نمي‌برد و با مشکلات متعددي روبه‌رو بود. تحريم‌ها در ابعاد مختلف کشور را با مشکلات زيادي روبه‌رو کرده بود. ارائه آمارهاي غلط از سوي دولت دهم بي‌اعتمادي زيادي را در بين مردم به وجود آورده بود.دانشگاه‌ها در وضعيت خوبي به‌سر نمي‌بردند. در نتيجه سامان دادن به اين همه مشکلات آن هم در طول مدتي کم ناممکن است. در کنار همه اين مسائل، برخي از شکست‌خوردگان انتخابات رياست‌جمهوري سال 92 هم تلاش مي‌کردند از دولت آقاي روحاني انتقام‌گيري کنند.با اين وجود دولت در عرصه بين‌المللي عملکرد قابل قبولي داشته است. وزارت خارجه دولت تدبير و اميد به بهترين شيوه‌اي که امکان تعامل با جهان وجود داشته است موفق شده که چهره مناسبي را از ايران به جهانيان عرضه کند.اقتصاد کشور وضعيت سامان‌مندي پيدا کرده و مشکلات داخلي تا حدودي کاهش پيدا کرده است.درباره مطالبات اصلاح‌طلبان بايد عنوان کنم که مطبوعات در دولت آقاي روحاني وضعيت بهتري نسبت به گذشته پيدا کرده و فعال تر از گذشته هستند. تحرک و جنب و جوش بيشتري در بين احزاب و گروه‌هاي سياسي به وجود آمده است.خرابي‌هاي دولت گذشته که بنده آن را قبلا به زلزله هشت ريشتري تشبيه کردم به آن اندازه زياد بوده که آواربرداري آن در سيستم اجرايي کشور نياز به زمان بيشتري دارد. همين‌طور که شاهديد در روزهاي اخير برخي از مديران مياني دولت احمدي‌نژاد که در سيستم اقتصادي کشور به فساد پرداخته بودند شناسايي و دستگير شدند. من نسبت به آينده خوش بين هستم. به‌رغم آسيب‌هايي که تحريم‌ها به اقتصاد کشور وارد آورده است و همچنين تبعات نامناسب کاهش قيمت نفت به اقتصاد کشور، من به آينده کشور اميدوار هستم زيرا مي‌بينم که تصميم گيران و مديران ارشد در دستگاه اجرايي کشور با نگرشي علمي و کارشناسي و کلان نگر دنبال حل مشکلات هستند.
دولت‌ها همواره با نقاط ضعف و قوت همراه بوده‌اند. شما چه انتقاداتي را به دولت آقاي روحاني وارد مي‌دانيد؟
من معتقدم آقاي روحاني در زمينه مسائل داخلي مي‌توانستند عملکرد بهتري داشته باشند. هم اکنون وعده‌هاي سياسي يکي از مطالبات جدي افکار عمومي جامعه است که اين مساله نيازمند تدبير دولت آقاي روحاني است. بنده انتقاد ديگري که نسبت به آقاي روحاني وارد مي‌دانم اين است که ايشان براي بيان برخي مواضع خود بعضا از ادبيات احمدي‌نژادي استفاده مي‌کنند.اين نوع ادبيات به برنامه‌هاي سازنده و راهگشاي آقاي روحاني لطمه وارد مي‌کند.استفاده از عباراتي مانند «تازه به دوران رسيده‌ها»، «برويد به جهنم» و يا «بيسواد» به نوعي تکرار ادبيات احمدي‌نژادي است. بنده خاضعانه از آقاي روحاني دعوت مي‌کنم که به جاي استفاده از ادبيات احمدي‌نژادي به ادبيات آقاي خاتمي روي بياورد.ادبيات آقاي خاتمي به شکلي بود که در عين حالي که با صراحت و شفافيت مواضع خود را بيان مي‌کرد اما هرگز از دايره ادب واخلاق خارج نمي‌شد وحرمت منتقدين خود را نگه مي‌داشت. انتقاد ديگري که بنده به آقاي روحاني وارد مي‌دانم به سفرهاي استاني دولت تدبير و اميد مربوط مي‌شود.من هر بار که مشاهده مي‌کنم آقاي روحاني در يک ماشين سوار شده، دستانش بلند است و عده‌اي در پشت ماشين ايشان درحال دويدن و شعاردادن هستند عميقا متأثر مي‌شوم و به‌صورت ناخودآگاه دوران احمدي‌نژاد در ذهنم متبادر مي‌شود. خوشبختانه در دولت آقاي روحاني تصميمات بودجه‌اي به‌صورت شخصي گرفته نمي‌شود و آقاي روحاني در يک سازوکار قانوني بودجه را بين دستگاه‌هاي اجرايي تقسيم مي‌کنند. آقاي احمدي‌نژاد در اين زمينه کشور را به چند صد سال قبل بازگرداند.در گذشته يک حاکم خورجين‌هاي قاطر خود را پر از سکه يا آذوقه مي‌کرد و بعد به هر شهر که مي‌رفت مردم دنبال قاطر او راه مي‌افتادند و او سکه‌ها و کالا را در بين رعيت توزيع مي‌کرد و مردم هم از بذل و بخشش حاکم استقبال مي‌کردند و خوشحال مي‌شدند. اين گونه اتفاقات در کشورهاي توسعه يافته و پيشرفته تحت هيچ شرايطي رخ نمي‌دهد. در کشورهاي توسعه‌يافته براي خط به خط هزينه‌هاي عمومي برنامه ريزي‌هاي قوي و همه جانبه صورت مي‌گيرد و اين برنامه‌ريزي‌ها در مقام اجرا و هزينه با شديدترين تدابير مورد نظارت و بازبيني قرار مي‌گيرد. در کشورهاي مدرن کسي نمي‌تواند به دلخواه و يا سليقه خود پول بيت‌المال را در جايي که برخلاف منافع ملي است هزينه کند. در اين کشورها هيچ‌گاه مشاهده نمي‌کنيد که رئيس‌جمهور يک کشور در قالب سفر به شهرها و استان‌ها اعتبارات دولت را توزيع کند. آقاي روحاني بايد هرچه زودتر سازمان برنامه وبودجه را فعال کند تا چهار عمل اصلي در حوزه دخل و خرج کشوريعني برنامه‌ريزي، بودجه‌ريزي، نظارت و ارزشيابي متولي پيدا کند و از استفاده بدون ضوابط از بودجه در کشور جلوگيري به عمل آيد.
آقاي روحاني در سخنراني‌هاي اخير خود عنوان کردند که عده‌اي «تازه به دوران رسيده» نگران ارزش‌هاي انقلاب و اسلام نباشند.با توجه به سابقه مبارزاتي شما از قبل از انقلاب تاکنون، به نظر شما انقلابيون واقعي داراي چه ويژگي‌هايي هستند و تازه به دوران رسيده‌ها چه کساني هستند؟
افرادي که آقاي روحاني درباره آنها از تعبير«تازه به دوران رسيده» استفاده کرده است شامل کساني است که داراي انديشه‌هاي افراطي هستند که عمق مبارزات سياسي اين افراد به دوران انقلاب بازنمي‌گردد و حتي در دوران دفاع مقدس هم حضور جدي نداشتند. بنده در اين زمينه بايد بگويم که برخي از افراد اصيل انقلابي هم با سياست‌هاي ايشان مخالف هستند.به همين دليل اگر تعبير «تازه به دوران رسيده‌ها» را براي تمام مخالفان دولت تدبير و اميد به کار ببريم به نوعي اجحاف در حق کساني است که براي انقلاب زحمات زيادي کشيده اند.مسئله دوم اين است که لفظ«تازه به دوران رسيده» معمولأ به کساني اطلاق مي‌شود که به دنبال کسب ثروت و منافع مادي هستند.اين در حالي است که حتي کساني را که برمبناي احساسات شخصي و يا جرياني دست به اقدامات راديکال مي‌زنند را نمي‌توان مصداق لفظ «تازه به دوران رسيده» اطلاق کرد.استفاده از چنين الفاظي باعث کينه‌ورزي و نقارمخالفان دولت مي‌شود که به نظر من اصلأ به صلاح نيست.اگر آقاي روحاني همان طور که بارها عنوان کرده‌اند از انتقاد استقبال مي‌کنند بايد به عنوان متولي اجرايي کشور زمينه انتقاد را هم مهيا کند.اگر کسي که انتقاد مي‌کند با الفاظي مانند«تازه به دوران رسيده» مورد خطاب قرار بگيرد ممکن است تمايل خود را براي انتقاد از دست بدهد. البته منظور من انتقادهاي سازنده و دلسوزانه است و نه تخريب وجهه دولت بر اثر غرض‌ورزي‌هاي شخصي و يا جرياني.يک سيستم و يا فرد هنگامي که بخواهد خود را اصلاح کند بايد تلاش کند که منتقدين دلسوز که خيرخواه آن سيستم هستند را با خود همراه کند.هنگامي که آقاي روحاني از چنين ادبياتي درباره مخالفان خود استفاده مي‌کند باعث بسته شدن فضاي انتقادات نسبت به دولت مي‌شود که در درازمدت ممکن است خود ايشان و دولت را با مشکلاتي روبه‌رو کند.
شما درصحبت‌هايتان عنوان کرديد که برخي از انقلابيون اصيل هم نسبت به دولت آقاي روحاني انتقادهايي را مطرح مي‌کنند.اين انتقادات کدام است؟
يک مورد از موضوعاتي که مورد انتقاد برخي از دلسوزان نظام قرار گرفته است مسئله مذاکره با آمريکا بوده است.آنها بر اين عقيده هستند که مواضع سعيد جليلي و محمود احمدي‌نژاد درباره مذاکرات هسته‌اي صحيح تر بوده و با ارزش‌هاي انقلاب و منافع ملي سازگاري بيشتري دارد.اين عده اصل مذاکره با آمريکا را به هر قيمتي و به هر شکلي نفي مي‌کنند و معتقد هستند که با دشمن نبايد وارد مذاکره شدو اين خط قرمز نظام و خون شهداست. همچنين در مورد سياست‌هاي داخلي، دولت روحاني را در مورد به‌کارگيري نيروهاي اصلاح‌طلب به‌ويژه آنان که درمورد انتخابات سال ٨٨ و اتفاقات آن مقطع حرف و تحليلي غير از تحليل حاکميت دارند مورد انتقاد قرار مي‌دهند. من در عين اينکه با اين دوستان اختلاف‌نظر جدي دارم ولي آنها را نه‌تنها «تازه به دوران رسيده» نمي‌دانم بلکه در ميان آنها آدم‌هاي اصيل و شلاق خورده قبل از انقلاب نيز يافت مي‌شود.
در جريان مذاکرات هسته اي شاهد اين قضيه بوديم که مقام اول سياست خارجي ايران و آمريکا بارها به شکل دوجانبه با يکديگر به گفت و گو و مذاکره پرداختند. به نظر مي‌رسد که در متن اين مذاکرات گفت و گوي محتوايي ايران و آمريکا هم شکل گرفته است. شما آينده روابط ايران و آمريکا را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
من بر اين باور هستم که به جز کشورهايي که ما موجوديت آنها را بنا به دلايل مبنايي به رسميت نمي‌شناسيم بايد با همه کشورهاي جهان تعامل و ارتباط سازنده داشته باشيم.اگر ما نتوانيم با کشورهاي جهان تعامل سازنده و دو طرفه داشته باشيم به ضرر منافع ملي مان در عرصه بين‌المللي حرکت کرده‌ايم. به هر حال آمريکا کشوري است که در اغلب مسائل جهاني حضور فعال دارد و با توليد ناخالص داخلي حدود پانزده تريليون دلار در جايگاه اول کشورها قرار گرفته وحدود يک چهارم اقتصاد جهان را در اختيار دارد . در نتيجه ايجاد گفتمان مثبت و سازنده که در آن احترام متقابل و استقلال کشورها مورد تأکيد باشد نمي‌تواند مسئله ناخوشايندي تلقي شود. من از حرکت و تدبير آقاي روحاني در اين زمينه استقبال مي‌کنم. بنده معتقدم اين مذاکرات نبايد تنها در حد مذاکرات هسته‌اي باقي بماند و بايد به ديگر عرصه‌ها نيز کشيده شود. چه اشکال دارد که ما در زمينه مسائل منطقه، خاورميانه و داعش که براي همه کشورهاي جهان داراي اهميت است و ايران در اين موارد دست برتر را دارد با قدرت‌هاي جهاني و از جمله آمريکا مذاکره کنيم. گفت‌وگوي دوجانبه ايران و آمريکا در حين برگزاري مذاکرات هسته‌اي «يخ‌هاي» رابطه ايران و آمريکا را باز کرده است.دولت بايد مذاکرات دو جانبه با آمريکا را فتح الباب مذاکرات آينده قرار دهد.در شرايط فعلي ما در مسائل مختلف اقتصادي و سياسي به صورت غيرمستقيم با آمريکا در ارتباط هستيم و اين باعث شده که بسياري از دلال‌هاي اقتصادي و سياسي در اين ارتباط به سودهاي هنگفتي دست پيدا کنند.چرا ما کاري را که خود توانايي انجام آن را داريم به دست ديگران و با هزينه بيشتري انجام دهيم. ما بايد دست دلاليسم اقتصادي و سياسي در رابطه ايران و آمريکا را قطع کنيم و خودمان به صورت مستقيم با آمريکا وارد مذاکره و تعامل سازنده و با احترام متقابل شويم. نکته ديگر اينکه رقباي ما در منطقه به شدت با رابطه ايران و آمريکا مخالف هستند و از اين «آب گل آلود ماهي مي‌گيرند».در شرايط فعلي مهم‌ترين رژيمي که مخالف رابطه ايران و آمريکاست رژيم صهيونيستي است.اين رژيم به خوبي به اين مساله آگاهي دارد که اگر رابطه ايران و آمريکا وضعيت خوبي پيدا کند،اسرائيل در مسائل مختلف متضرر خواهد شد.در نتيجه ما مي‌توانيم با حفظ منافع ملي و در جهت اين منافع، وارد ارتباط مستقيم با آمريکا شويم و دليلي براي هراس از مذاکره با آمريکا وجود ندارد.
بحث‌هاي مختلفي مبني بر اجماع شخصيت‌هاي مختلف براي پيروزي اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس دهم به وجود آمده است. تاکنون نام اشخاصي مانند آيت‌ا... ‌هاشمي، سيدمحمد خاتمي، سيدحسن خميني، علي‌اکبر ناطق‌نوري و دکتر عارف در بين اصلاح‌طلبان به ميان آمده است. شما احتمال اجماع اين شخصيت‌ها بر حول ليست اصلاح‌طلبان را چقدر جدي مي‌دانيد و گمان مي‌کنيد سرليست اصلاح‌طلبان براي اين انتخابات چه کسي خواهد بود؟
هم اکنون تا زمان انتخابات مجلس نزديک به 15ماه زمان باقي مانده است. در طول اين 15ماه هم اتفاقات متفاوتي ممکن است در فضاي سياسي کشور رخ بدهد که همه اين اتفاقات در روند برگزاري انتخابات تأثيرگذار خواهد بود.بدون ترديد در شرايط فعلي کشور که احزاب و سازمان‌هاي سياسي هنوز نفوذ و جايگاه بايسته خود را ندارند شخصيت‌هايي که نام برديد نقشي تعيين کننده در انتخابات مي‌توانند داشته باشند. درباره آقاي ناطق نوري هم بايد عنوان کنم که بنده شخصأ با ايشان در اين زمينه صحبت کردم و نظر ايشان را براي انتخابات مجلس جويا شدم. ايشان هيچ گونه تمايلي براي حضور در انتخابات مجلس و همچنين رياست مجلس آينده ندارند و به صراحت عنوان کردند که به هيچ عنوان در انتخابات مجلس شخصا ورود نمي کنند.اينکه ايشان کمک کنند که افراد خوش فکر ودلسوز در مجلس حضور پيدا کنند بحث ديگري است. علاوه بر ايشان کمک‌هاي شخصيت‌هاي تأثيرگذاري چون آيت‌ا... ‌هاشمي، سيدمحمد خاتمي، سيدحسن خميني به جريان اصلاح‌طلبي مي‌تواند اين جريان را بيشتر وبهتر به اهدافي که براي خود تعيين کرده است نزديک کند.در اين بين تنها کسي هم که مي‌توان احتمال داد در انتخابات مجلس حضور پيدا کند دکتر عارف است. دکتر عارف در بين اصلاح‌طلبان و در بين چهره‌هاي معتدل جريان اصولگرايي داراي جايگاه مطلوب وقابل‌توجهي است و به همين دليل مي‌تواند به مجلس آينده کمک بسياري کنند. با اين وجود اگر فضاي سياسي بازتر شود با سعه‌صدر چهره‌هاي جديدتري هم به انتخابات مجلس ورود مي‌کنند که باعث رونق و حضور گسترده مردم در انتخابات آينده خواهند شد.
از سوي ديگر اصولگرايان قرار دارند که با سه مشکل عمده مواجه هستند. اول اختلافات بين تندروهاي اين جريان و اصولگرايان سنتي،دوم درگذشت آيت الله مهدوي کني به عنوان نقطه ثقل وحدت جريان اصولگرايي و سوم بازگشت محمود احمدي‌نژاد به عرصه انتخابات که باعث برهم خوردن‌هارموني جريان اصولگرايي شده است.به نظر شما اصولگرايان براي رسيدن به يک اجماع واحد چه استراتژي را در پيش خواهند گرفت؟
برخلاف جريان اصلاح‌طلبي که همه حول محور آقاي خاتمي در حال برنامه ريزي براي انتخابات هستند،اردوگاه اصولگرايي حال و روز خوبي ندارد و با مشکلات متعددي دست به گريبان است.در نتيجه اجماع اصولگرايان براي انتخابات مجلس مسئله اي غير محتمل است. اختلافات جبهه پايداري با اصولگرايان معتدل بسيار عميق است. تصور هم مي‌شود که اين اختلافات همچنان به حال خود باقي بماند و اصولگرايان نتوانند براي انتخابات به وحدت برسند.
درباره دولت قبل هم بايد عنوان کنم، جريان احمدي‌نژاد را نه بايد زيرمجموعه جريان اصولگرايي تلقي کرد و نه بايد همراه با جريان اصلاح‌طلبي قلمداد کرد و بلکه اين جريان را بايد جريان پوپوليستي سياست ايران نام گذاري کرد. تمسک به آمار و ارقام، ارائه وعده وعيد‌هاي ناممکن به مردم و شيرين کردن کام آنان با درآمدي موقتي و ناپايدار از خصوصيات بارز اين جريان است. تصور من اين است که آقاي احمدي‌نژاد و تيمش خواهند آمد و در زمينه هزينه‌هاي انتخابات هم مشکلي نخواهند داشت. اينکه چرا مي‌خواهند بيايند تصور مي‌کنم مهم‌ترين دليل متوقف کردن پرونده‌هايي باشد که يکي يکي در حال رو شدن است. تخلفات آقاي احمدي‌نژاد و گروه ايشان در طول هشت سال گذشته کم نيست. برخي از تخلفات اين دولت هم اکنون درحال بررسي است. همين تخلف 12هزار ميلياردي هم يکي از تخلفات دولت قبل است. بهترين راه مسکوت ماندن اين پرونده‌ها و پرونده‌هاي مشابه ديگر هم اين است که
احمدي‌نژاد و تيم ايشان مجددا به قدرت برسند. احمدي‌نژاد قصد بازگشت به قدرت دارد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر