صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

آرمان نوشت: مانيفست اصلاح‌طلبي

در شرايط کنوني گاهي تحليل‌ها به سمتي مي‌روند که از لزوم وجود يک تشکل واحد اصلاح‌طلبي سخن به ميان مي‌آيد اما اساسا اين اتفاق نمي‌تواند نتيجه چندان مطلوبي داشته باشد؛ چرا که تنوع و تکثر ساختاري و تشکيلاتي به رشد انديشه اصلاح‌طلبي و همينطور به توسعه اجتماعي اصلاحات بسيار کمک خواهد کرد

کد خبر: 1641

متن پيش رو در روزنامه آرمان منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

در شرايط کنوني گاهي تحليل‌ها به سمتي مي‌روند که از لزوم وجود يک تشکل واحد اصلاح‌طلبي سخن به ميان مي‌آيد اما اساسا اين اتفاق نمي‌تواند نتيجه چندان مطلوبي داشته باشد؛ چرا که تنوع و تکثر ساختاري و تشکيلاتي به رشد انديشه اصلاح‌طلبي و همينطور به توسعه اجتماعي اصلاحات بسيار کمک خواهد کرد. بنابراين بايد انتظار داشت که افراد و علاقه‌مندان به اصلاحات و کساني که به راه‌اندازي تشکل سياسي با تدوين مرامنامه و اساسنامه مستقل علاقه دارند، تشکلهاي خود را راه بيندازند و توسعه دهند. اينکه تمام جريانات اصلاح‌طلب يا حتي اصولگرايان که آنان هم جريانات متفرق زيادي در ميان خود دارند ذيل يک تشکل قرار داده شوند به نوعي عامل کاهش پويايي خواهد شد. شخص‌گرايي و شخصيت‌گرايي در جامعه ايران داراي يک قابليت است و اين به عنوان يک واقعيت شناخته مي‌شود. اگر چه ممکن است در يک نگاه ايده‌آلي فردگرايي در جامعه ايراني به عنوان يک چالش شناخته شود که بايد درصدد اصلاح آن برآمد ولي اکنون اين موضوع را بايد به عنوان بخشي از واقعيت جامعه به عنوان يک جامعه در حال توسعه در نظر گرفت. هنوز تحزب به معناي واقعي در جامعه راه نيافته و جايگاه واقعي خود را پيدا نکرده است. از سوي ديگر برخي از نهادهاي تاثيرگذار اساسا با تحزب و توسعه سياسي سازگاري لازم را ندارند و اين موضع خويش را نيز صراحتا اعلام مي‌کنند و اين عدم توازن و بالانس که در حوزه قدرت و امکانات رسانه‌اي وجود دارد اقتضا مي‌کند که خود به خود شخصيت‌هاي محوري در درون انديشه‌هاي متفاوت بتوانند نقش اساسي خود را ايفا کنند. مثلا در انتخابات رياست جمهوري در سال92 يک واقعيت مسلم اين بود که اگر آقاي خاتمي نبود ائتلافي نيز صورت نمي‌گرفت و صورت نگرفتن ائتلاف نيز حتما به معني شکست اصلاح‌طلبان و پيروزي جناح رقيب ‌بود. اينها واقعياتي است که بايد در عين حال در نظر گرفت. جامعه ما نيز تا زماني که به يک روند توسعه‌يافتگي برسد و مانند کشور‌هاي توسعه‌يافته، بيشتر احزاب و تشکل‌ها باشند که اثر گذاري خويش را در حوزه‌‌هاي سياسي و ساير حوزه‌ها نشان دهند فاصله دارد. بنابراين اگر در حوزه مفهومي، محوريت يک فرد يا يک انديشه پذيرفته شود همچنانکه در حوزه اصلاحات محوريت يک انديشه پذيرفته شده است و طبيعتا ذيل آن تشکل‌هاي مختلفي شکل بگيرند به سلامت توسعه سياسي بيشتر کمک خواهد کرد. تجربه نيز نشان داده است که جريانات بسيار فراگير و گسترده چندان قادر نيستند خود را روزآمد کنند و نهايتا دچار نوعي خواب‌آلودگي خواهند شد و ممکن است انتظارات طيف‌هاي مختلف درون اين جبهه را نتوانند برآورده کنند، لذا ممکن است يا دچار انفعال يا درگير انشعاب‌هاي پي‌درپي شوند. از سوي ديگر يک مانيفست کلي به نام مانيفست اصلاح‌طلبي نيز اکنون موجود است. مانيفستي که زمان تاريخي و بروز و ظهور مشخص دارد و محوريت آن را نيز همه پذيرفته‌اند و آن شخصي به نام سيدمحمد خاتمي ست که انديشه اصلاح‌طلبي را هدايت مي‌کند اما خاتمي هيچ‌وقت عنوان نکرده که آنچه من مي‌گويم بر آناني که نام اصلاح‌طلب را با خود يدک مي‌کشند بايد تحميل شود و الزاما آنان به همين پايبند باشند. اين محوريت نيز بيشتر در زمان‌هاي مقتضي و غالبا در کارهاي تشکيلاتي و سازماني کارايي خود را نشان داده است.البته در موضوعات فرا تشکيلاتي مانند موضوعات اقتصادي، فرهنگي يا اجتماعي مي‌تواند کنگره‌هاي مشترکي ميان احزاب و تشکل‌هاي اصلاح‌طلب تشکيل شود.يا در زمان‌هاي مقتضي مثلا انتخابات پيش روي مجلس اگر کنگره‌اي مشترک تشکيل شود و دستاورد و خروجي خوبي در راستاي ائتلاف ملي اصلاح‌طلبان داشته باشد مي‌تواند حرکت خوب و موثري باشد اما کنگره‌هايي که صرفا به معناي حزبي و تشکيلاتي تشکيل مي‌شوند طبيعتا و منطقا به خود احزاب اختصاص خواهند داشت.

نظرات بینندگان

ارسال نظر