صفحه نخست >> سیاسی تعداد نظرات: 0

موسسه کارنگی

ایران حق دارد از موضع قدرت چانه بزند

وب سایت موسسه کارنگی (شعبه مسکو) در مقاله ای استدلال کرده است ایران حق دارد که به دلیل شرایط خاص بین المللی از موضع قدرت در مذاکرات سخن بگوید. الکسی آرباتوف در این مقاله که روز 3 دی 1393 روی وب سایت شعبه موسسه کارنگی در روسیه، دورنمای دست یابی به توافق جامع را چندان مثبت ندانسته است.

کد خبر: 1500

متن کامل این مقاله در ادامه می آید:

***

بیش از یک سال از امضای توافقنامه هسته ای موقت میان ایران و 1+5 در نوامبر 2013 می گذرد. هر چند بر خلاف پیش بینی های خوشبینانه قبلی، طرفها نتوانستند تا ضرب الاجل 24 نوامبر به توافق جامع برسند. همانطور که از دیپلماتها انتظار می رود، آنها تلاش می کنند تصاویر مثبت تری از مذاکرات ارائه کنند و خبر از پیشرفت در مذاکرات و تصمیم برای ادامه مذاکرات برای رسیدن به توافق جامع در بهار یا تابستان آینده می دهند. اما واقعیت این است که امیدها به ناامیدی بدل شد، مذاکرات شکست خورد و هیچ توضیحی ارائه نمی شود که چرا باید فکر کنیم این مذاکرات در آینده موفق خواهد بود. در عین حال سرنوشت خیلی از مسائل به نتیجه این مذاکرات گره خورده است. موفقیت این مذاکرات می تواند از خطر جنگ جدیدی در خلیج فارس و حملات اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران جلوگیری کند. اگر چنین حمله ای رخ دهد خشونت در سوریه و عراق نیز گسترش زیادی خواهد یافت. به علاوه، حفظ نظام جهانی منع تکثیر هسته ای به خطر می افتد زیرا شکست دیگری در رسیدن به توافق بر سر برنامه هسته ای ایران می تواند تجربه کره شمالی را تکرار کند. کنفرانس بعدی بازنگری در پیمان ان پی تی که قرار است ماه مه 2015 برگزار شود، ممکن است کاملا شکست بخورد. در نهایت اینکه کاملا قابل پیش بینی است که رویارویی جدید در خلیج فارس روسیه و آمریکا را در دو طرف مخالف این رویارویی قرار دهد به ویژه اینکه هم اکنون دو کشور بر سر بحران اوکراین به شدت دچار تنش شده اند.

شاید در ظاهر بتوان علت شکست فعلی را نبود پیشرفت درباره برخی از مسائل فنی کلیدی دانست که مهمترین آنها اندازه برنامه غنی سازی ایران است. هم اکنون ایران 19000 سانتریفیوژ نصب شده دارد که ده هزار دستگاه آن کار می کنند. گفته می شود آمریکا حاضر است با فعالیت 1500 سانتریفوژ موافقت کند و حتی احتمال توافق درباره تعداد 4500 دستگاه سانتریفیوژ هم مطرح شده است. اما ایران می خواهد همه سانتریفیوژهای خود را حفظ کند و این حق را برای خود محفوظ می داند تا پنجاه هزار سانتریفیوژ دیگر در آینده نصب کند تا بتواند با استفاده از آنها سوخت مورد نیاز برای نیروگاه بوشهر و دیگر راکتورهایی را که قصد دارد در آینده بسازد تامین کند. مسئله مورد اختلاف دیگر میزان اورانیومی است که ایران می تواند با غلظت پایین غنی سازی و ذخیره کند. احداث راکتور اراک و بستن تاسیسات هسته ای زیرزمینی فوردو نیز از دیگر موضوعات اختلافی است. جامعه بین المللی همچنین از ایران می خواهد درباره فعالیتهای هسته ای خود در گذشته، برنامه موشکی و مسائل دیگر شفاف سازی کند. از دیگر موانع در پیشرفت مذاکرات نبود اتفاق نظر درباره نحوه و جدول زمانی لغو تحریم ها علیه ایران است. تهران می خواهد تحریمها در یک مرحله برداشته شود اما طرف دیگر در مذاکرات طرفدار لغو تدریجی و گام به گام تحریمهاست که متناسب با عمل ایران به تعهداتش انجام شود. در هر حال علت بن بست در مذاکرات هسته ای ایران ریشه های زیادی دارد. البته همه این اختلافات یک سال پیش نیز وجود داشت اما همه سیاستمداران و کارشناسان در آن زمان درباره جنبه های خوشبینانه رسیدن به موافقتنامه جامع توافق کردند. تنها چیزی که از آن زمان تا کنون تغییر قابل ملاحظه ای داشته اوضاع سیاسی جهان بوده است. ظاهرا این وضع بود که تاثیر تعیین کننده ای بر مواضع طرفها در مذاکرات داشت. از این رو مهمترین علت برای شکست مذاکرات، بیشتر از آنکه فنی باشد سیاسی است. اول از همه اینکه موضع ایران سختگیرانه تر شده است. ایران دوباره طرح های بلندپروازانه ای برای گسترش صنایع هسته ای خود ارائه می کند که از جمله آنها توسعه توانمندیهای بالقوه این کشور در عرصه غنی سازی است. ظاهرا این تغییر مسیر، تا حدودی نتیجه نگرانیهای داخلی است زیرا آیت الله خامنه ای و هواداران او دنبال این هستند مانع تقویت روحانی شوند زیرا اعتبار او بستگی به حصول توافق هسته ای و بهبود روابط با غرب دارد.

البته در این میان شرایط جهان نقشی تعیین کننده بازی می کند. احتمالا طبقه حاکم در ایران بر این باورند اوضاع برای تهران بهتر از یک سال پیش است از این رو باید خواسته های خود را در مذاکرات به طور قابل ملاحظه ای افزایش دهد. مسئله دیگر اینکه طرف های مذاکره کننده با ایران دچار اختلاف شده اند. آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان بر سر بحران اوکراین با روسیه به شدت دچار تنش شده اند. معمولا چین نیز مواضعی شبیه روسیه اتخاذ می کند. بر سر بحران اوکراین، غرب و روسیه شروع به اعمال تحریم های شدید علیه یکدیگر کردند. گفته می شود این شدیدترین رویارویی سیاسی و نظامی میان روسیه و غرب در چند دهه گذشته است به طوری که هر طرف رزمایشهای نظامی تهدید کننده ای علیه یکدیگر برگزار کردند. در واقع به جای اینکه آنها در مذاکرات با ایران شریک یکدیگر باشند به رقیب و دشمن یکدیگر تبدیل شده اند. در چنین شرایطی غرب خطر روسیه را بیشتر از ایران و برنامه هسته ای این کشور می داند بنابراین ترجیح می دهد مذاکرات هسته ای به نتیجه برسد. توافق با تهران راه را برای صادرات نفت و گاز ایران باز می کند. این خود باعث سقوط بیشتر بهای نفت و گاز در جهان می شود که اقتصاد روسیه به شدت به آن وابسته است. به علاوه ایران می تواند به عنوان منبع توانمند نفت و گاز، به جای روسیه نفت و گاز مورد نیاز اروپا را تامین کند. به این ترتیب روسیه دیگر نمی تواند با اهرم نفت و گاز ، اروپا و اوکراین را تحت فشار قرار دهد. دست آخر اینکه آشتی میان آمریکا و ایران وابستگی اقتصادی و سیاسی ایران را به روسیه کم می کند و به این ترتیب نفوذ روسیه در منطقه و موضعش در برابر غرب به عنوان کشوری که روی ایران نفوذ دارد کم می شود. از طرف دیگر مسکو نیز به نوبه خود می خواهد روابط خود را با ایران تقویت کند. گرچه روسیه در مذاکرات هسته ای ایران کارشکنی نمی کند اما در مقایسه با گذشته منفعل تر عمل می کند در حالیکه در گذشته فعالانه از ایران می خواست مصالحه کند و امتیاز بدهد. با توجه به اینکه روسیه تحت فشار غرب و تحریم های غرب قرار دارد و این تحریمها علاوه بر سقوط بهای نفت باعث کاهش شدید ارزش روبل شده است، روسیه دیگر باور ندارد که باید به حل اختلافات غرب با ایران کمک کند. در مقابل روسیه به گسترش روابط خود با ایران روی آورده و قراردادهای بزرگی برای تبادل نفت ایران در برابر کالا با این کشور عقد کرده است. روسیه همچنین قرارداد احداث دو نیروگاه هسته ای را در ایران با این کشور امضا کرده است.

ظهور تندروهای اسلامی در سوریه و عراق نیز عامل سیاسی دیگر تاثیر گذار بر مذاکرات هسته ای ایران است. ایران در مبارزه با تندروهای سنی منافع مشترکی با غرب دارد. گرچه تاکنون آمریکا نگفته است به همکاری نظامی با تهران در این خصوص علاقمند است اما در صورتی که حملات هوایی آمریکا علیه دولت اسلامی بی ثمر باشد و حملات این گروه در منطقه افزایش پیدا کند به ویژه پس از خروج نیروهای ناتو از افغانستان، احتمال این همکاری بیشتر می شود. کاملا قابل درک است که تهران باور دارد همه این عوامل موضعش را در مذاکرات تقویت می کند. در واقع اگر ایران با تکیه بر این باور موضع خود را سخت تر و خواسته هایش را بیشتر نمی کرد، جای تعجب داشت. البته از آن طرف موقعیت اوباما تضعیف شده است زیرا کنگره اصرار دارد تحریمها علیه ایران را بیشتر کند و با شروع کار کنگره در کنترل جمهوریخواهان شرایط برای اوباما دشوارتر می شود. اوباما همچنین مجبور است مخالفت اسرائیل و عربستان را با مصالحه و نرمش زیادی با ایران مد نظر داشته باشد. در هر حال تهران معتقد است زمان به نفعش است و تمایل دارد صبر کند به ویژه اگر لغو بخشی از تحریم هایی که در چارچوب توافقنامه موقتی پیش بینی شده است، ادامه پیدا کند. با درنظر گرفتن این شرایط دورنمای حصول توافق جامع در بهار یا تابستان خیلی روشن و امیدوار کننده نیست.

ممکن است در نهایت توافقی غیرجامع میان ایران و آمریکا حاصل شود یا گفتگوها کلا شکست بخورد که می تواند کلید جنگ در خلیج فارس را بزند. البته احتمال سومی هم وجود دارد. در صورت حل مسالمت آمیز بحران اوکراین، دستکم همکاری میان اعضای 1+5 دوباره مثل سابق می شود که می تواند به نرمش قابل توجه موضع تهران در مذاکرات و موفقیت نهایی آن منجر شود. در هر حال همه اینها بستگی به اراده و خواست سیاسی روسیه، آمریکا و دیگر کشورهای دیگر دارد تا مسئولیت بیشتری را در امنیت جهانی عهده دار شوند. به علاوه، اوکراین تنها مسئله حیاتی نیست بلکه تقویت منع تکثیر هسته ای و جلوگیری از جنگ جدیدی در خلیج فارس نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردارند. بنابراین موفقیت مذاکرات با ایران و حذف همه عوامل نگرانی درباره برنامه هسته ای ایران برای تحقق این اهداف حیاتی است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر