صفحه نخست >> سرگرمی تعداد نظرات: 0

ناصرالدين شاه و 84 همسرش!

کد خبر: 834

تبيان/ ناصرالدين ‌شاه قاجار معروف به «سلطان صاحبقران» و بعد «شاه شهيد»، چهارمين شاه از دودمان قاجار ايران بود. وي طولاني‌ترين مدت شاهي را در ميان دودمان قاجار دارا است. او همواره به داشتن محبت به امام حسين(ع) و ديگر اهل بيت عصمت و طهارت تظاهر داشته اما با رفتارهاي ناپسند خود از جمله داشتن چندين زن عقدي و صيغه‌اي چهره واقعي خود را نمايان کرده است.
حکايت حرمسراي ناصرالدين‌شاه داستاني است و شهره عام و خاص. وي حرمسرايي عريض و طويل براي خود ساخت که وصف آن در تاريخ‌ها و سفرنامه‌هاي آن دوره آمده است. به سخن عين‌السلطنه 112 زن‌ عقدي و صيغه‌اي داشت که به همراه نوکر و کلفت‌ها بيش از 2000 نفر بودند.

 

همسران ناصرالدين شاه
زنان عقدي ناصراالدين شاه: گلين خانم اولين زني بود که ناصرالدين شاه در زمان وليعهدي گرفت و از او سه فرزند داشت. يک پسر موسوم به سلطان محمود ميرزا که وليعهد بود و در سن دو سالگي درگذشت و دو دختر مسماة به افسرالدوله و فخرالملوک.
خجسته خانم تاج‌الدوله، دختر سيف‌الله ميرزا پسر فتحعلي شاه نخستين زني بود که پس از استقرار سلطنت اختيار نمود. مشاراليها يک دختر و يک پسر آورد. دخترش عصمت‌الدوله بود و پسرش سلطان معين الدين ميرزا که او نيز وليعهد خوانده شد و در 9 سالگي درگذشت.
شکوه‌السلطنه دختر شعاع السلطنه پسر فتحعلي، شاه يک پسر آورد که مظفرالدين شاه باشد. سرورالسلطنه دختر عمادالدوله پسر خاقان اولادي نياورد.
جيران ملقبه به فروغ‌‌السلطنه دو پسر آورد موسوم به ملک قاسم ميرزا و ملکشاه که هر دو را وليعهد خواندند و يکي پس از ديگري درگذشت.
از زنان عقدي ناصرالدين شاه، فروغ‌السلطنه (جيران) و سرورالسلطنه و شکوه‌السلطنه به ترتيب در حيات شاه فوت نمودند.
زنان صيغه‌اي ناصرالدين شاه: زينت‌السلطنه دختر سالار معروف که چند سال در خراسان با شاه جنگيد. مشاراليها يک پسر آورد موسوم به سالار السلطنه که در تاريخ تحرير اين کتاب در فرنگستان زندگي مي‌کند.
بدرالسلطنه از شاهزاده خانم بزرگ بود. يک پسر آورد موسوم به رکن‌السلطنه که او نيز سال‌هاست در اروپا عمر مي‌گذراند.
به هر يک از زن‌هاي بزرگ يک دستگاه عمارت و حياط داده شده بود. زن‌هاي ديگر به تفاوت از يک الي سه اطاق داشتند و صيغه‌هاي جزء به زن‌هاي محترمه سپرده شده و در دستگاه آنها مي‌زيستند
اخترالسلطنه خواهر اوکتاي قاآن ميرزا که اولاد نياورد.
شمس‌الدوله دختر عضدالدوله پسر فتحعلي شاه که برادرهايش عين‌الدوله صدراعظم مظفرالدين شاه و وجيه‌الله ميرزاي سپهسالار بودند. مشاراليها هم فرزندي نياورد.
صيغه‌هاي محترمه ديگر که از شاهزاده خانم‌ها نبودند: انيس‌الدوله که در واقع ملکه بود، ولي فرزند نياورد. شاه او را بسيار دوست داشت، و چندين بار خواست وي را عقد نمايد، ولي او نپذيرفت و اظهار نمود که به اصطلاح ساعت اوليه زناشوئي خود را برهم نخواهد زد. پس از کشته شدن شاه روزي برايش مبلغي پول آوردند و چون تمثال شوهر را بر روي اسکناس‌ها ديد آنقدر به سر و سينه کوفت که سخت بيمار شد و پس از چند ماه بدرود زندگي گفت.
امينه اقدس عمه عزيزالسلطان سردار محترم فرزندي نياورد.
عفت‌السلطنه مادر سلطان مسعود ميرزاي ظل‌السلطان پسر ارشد ناصرالدين شاه و بانو عظمي زن صارم الدوله.
منيرالسلطنه مادر ضياءالسلطنه زن سيد زين‌العابدين امام جمعه. والي زاده مادر واليه که زن اعتضادالملک شد و پس از فوت وي به عقد مهديقلي خان مجدالدوله درآمد.
خازن‌الدوله دو دختر آورد مسماة به فخرالدوله و فروغ‌الدوله، فخرالدوله زني بود بسيار زيبا و اديبه و شاعره که سخن شيرين مي‌گفت و خط خوش مي‌نوشت، و فروغ‌الدوله که زن ظهيرالدوله شد و بعدها او را ملکه مي‌ناميدند.
وجيه‌الدوله يک دختر آورد مسماة به اخترالدوله که شاه او را براي عزيزالسلطان عروسي نمود. مرجان خانم مادر يمين الدوله و فرح‌السلطنه. توران السلطنه مادر عضدالسلطنه و تاج‌السلطنه. حرمت السلطنه مادر افتخار السلطنه. محبوب‌السلطنه مادر عزالسلطنه و عزيزالسلطنه. وقارالسلطنه مادر شرف‌السلطنه. قمرتاج خانم مادر قدرت‌السلطنه.

انيس الدوله، ملکه ايران
در ميان زنان ناصرالدين شاه، آنان که از همه بيشتر معروف هستند انيس الدوله، جيران، زبيده خانم و شکوه السلطنه هستند. انيس الدوله به نوعي مقام ملکه را در ميان زنان ناصرالدين شاه داشته است. نام اصلي اش فاطمه بوده و ظاهرا در يکي از شکارهاي شاه با او آشنا مي شود. گويند که بعد از ترور شاه هم بشدت عزادار او بود و حتي نقل است که به دليل ديدن عکس شاه جان خود را از دست داد. جالب است بدانيد انيس الدوله نخستين زن يک پادشاه ايراني هم هست که به فرنگ رفته، اما به دليل اين که از لحاظ فرهنگي ملاحظاتي براي برخورد با همسرشاه و اروپاييان وجود داشته، به تهران بازگردانده مي شود.

جيران، سوگلي محبوب
اما اگر انيس الدوله ملکه ايران بوده، جيران سوگلي محبوب شاه بوده است. جيران کلمه اي ترکي به معناي غزال است و ظاهرا چنين اسمي را شاه به دليل چشمان دخترک اهل تجريش بر او گذارده است. در مورد آشنايي او با شاه روايات مختلفي گفته شده است. جيران روحياتي جسورانه داشت و مرتب به شکار و اسب سواري مي رفت. همين موضوع يکي از دلايل شهرت جيران بود. عشق ناصرالدين شاه به اين همسرش تا پايان عمر او باقي ماند. اگرچه جيران به دليل بيماري 30 سال کمتر از شاه عمر کرد، اما شاه بعد از او عاشق دختري شد که شبيه جيران باشد و حتي نقل است که هنگام ترور خود را به قبر جيران سپرد و اکنون هم در آن محل دفن است.

تعدد همسر شاهان؛ چرا؟
چنين رفتاري در مورد شاهان پيشين ايراني هم ديده شده است. فتحعلي شاه قاجار هم چند همسر داشته و حرمسرا در مورد چند پادشاه ديگر ايراني هم گزارش شده است. از طرفي سلاطين ديگر کشورها هم چنين رفتاري داشته اند. به نظر مي رسد ريشه اين کار علاوه بر اين که ميل شاهان به لذت بردن تام و تمام و البته متنوع از دنياست؛ در يک مساله ديگر هم ريشه دارد. در همان فيلم کارگردان نروژي گفته مي شود که در آن دوران تصور بر اين بود که موفقيت يک پادشاه در اين است که بتواند از دنيا و مافيهاي آن بهره زيادي ببرد. به عبارت ديگر اگر ديده مي شد پادشاهي تک همسري اختيار کرده و غذاي معمولي مي خورد تصور همگان بر اين مي شد که وي فردي شکست خورده است يا در آينده شکست خواهد خورد. پس دليل تعدد همسر هم لذت است و هم تظاهر به لذت براي اين که نشان داده شود اين پادشاه موفق است.

همسران متعدد از کجا مي آمدند؟
پس از اين مقدمه کوتاه بهتر است سير کوتاهي در شرح احوال همسران شاه داشته باشيم. گلين خانم نام اولين زن عقدي ناصرالدين شاه است. او در چهارده سالگي با وليعهد آن زمان و شاه سال هاي بعد ازدواج کرد تا نشانه اي بر بلوغ وليعهد باشد؛ موضوعي که در عالم سياست معناي خاصي داشت. بعد از او زنان ديگري وارد زندگي ناصرالدين شاه شدند. برخي هديه اميران ولايت هاي مختلف بودند، برخي را شخص شاه يا خانواده او به حرمسرا آورده بودند، برخي کنيزکان حاصل از سرکوب شورش ها يا جنگ ها بودند و برخي مثل همان گلين خانم از دختران خاندان قجري.


فرجام حرمسراي ناصرالدين شاه چه شد؟
با قتل ناصرالدين‌شاه و ورود حرمسراي شاه جديد، زنان «شاه شهيد» بايد حرمخانه را تخليه مي‌کردند. بنابراين آنان را روز ششم محرم 1313 هـ . ق. پيش از پايان عده‌شان از اندرون بيرون کردند. گروهي با الاغ کرايه، دسته‌اي با تراموا، شماري پياده و برخي نيز با کالسکه بيرون رفتند. مردم هم دسته‌دسته و گروه گروه در خيابان ايستاده بودند و تماشا مي‏کردند. هر کس به خود وعده مي‏داد و يکي را انتخاب مي‌کرد. اين زن‌ها که سايه آنها را آسمان نمي‏ديد و در وقت بيرون‌آمدن صداي «دور شو کور شو پس برو» گوش عالم را کر مي‏کرد به اين حال بيرون مي‏رفتند و دل مردم به حال آنها مي‌سوخت. آنها در تمام کوچه‌ها و محلات شهر پراکنده شدند. بعضي‌ها که جا و مکان نداشتند به خانه‏ هاي دختران ناصرالدين‌شاه و اقوام دور خود پناه بردند.
به سخن عين‌السلطنه «هيچ صحبتي در آن روزها بيشتر از اين صحبت رواج نداشت. هر دو نفر آدمي که در جايي نشسته بودند از اين موضوع صحبت مي‌کردند. طوري صحبت آنها شيوع دارد که بالاتر از صحبت قتل شاه در اين ايام است‏. 50 سال سلطنت ناصرالدين‌شاه و 70 سال عمر او به جمع‌‌آوري و تربيت اينها صرف شد و حقيقت از هر‌جهت در اين کار استاد بود و مثل او احدي در اين کار قوه و قدرت نداشت.»
در زمان مظفرالدين‌شاه حرمسرا محدودتر شد و با روي کار آمدن محمدعلي‌شاه بساط حرمخانه تقريبا برچيده شد؛ چرا که وي جز ملکه جهان، مادر وليعهد احمد ميرزا همسر ديگري نداشت و از ترس وي همسر ديگري برنگزيد. پسرش احمدشاه نيز اگرچه چندين همسر داشت، اما حرمسرا تشکيل نداد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر