صفحه نخست >> سبک زندگی تعداد نظرات: 0

به کودکان خود دعوا کردن را بياموزيد!

جيغ‌هاي ممتد، درگيري‌هاي لفظي، کتک‌کاري و… نه‌تنها اضطراب، اضطرار و پريشاني والدين را درپي دارد که در شرايط پيچيده‌تر باعث بيدار شدن حس گناه در والدين مي‌شود. شايد براي شما هم پيش آمده باشد که به‌خود بگوييد: «لابد درست تربيتشان نکرده‌ام که اينگونه با هم دعوا مي‌کنند». شما قبل از هر چيز نياز به صبر و تحمل فراوان داريد، بايد به‌خوبي به صحبت‌هاي آنان گوش دهيد و از ميان دعواهاي مبهم آنها، پيامشان را درک کنيد، براي درک اين پيام بايد اجازه دهيد که آنها شما را با خودشان به عمق دردها و مشکلات‌شان ببرند؛ آگاهي، قدم مؤثري در راه درمان است.

کد خبر: 4393

مادربانو/ احتمالا براي همه والدين دعواي ميان کودکان نگران‌کننده است.
جيغ‌هاي ممتد، درگيري‌هاي لفظي، کتک‌کاري و… نه‌تنها اضطراب، اضطرار و پريشاني والدين را درپي دارد که در شرايط پيچيده‌تر باعث بيدار شدن حس گناه در والدين مي‌شود. شايد براي شما هم پيش آمده باشد که به‌خود بگوييد: «لابد درست تربيتشان نکرده‌ام که اينگونه با هم دعوا مي‌کنند». شما قبل از هر چيز نياز به صبر و تحمل فراوان داريد، بايد به‌خوبي به صحبت‌هاي آنان گوش دهيد و از ميان دعواهاي مبهم آنها، پيامشان را درک کنيد، براي درک اين پيام بايد اجازه دهيد که آنها شما را با خودشان به عمق دردها و مشکلات‌شان ببرند؛ آگاهي، قدم مؤثري در راه درمان است.
۱- خانواده آرماني
تصور يک خانواده آرماني که همه عاشق هم هستند و کودکان از صبح تا شب قربان صدقه هم مي‌روند کار ساده‌اي نيست. در ارتباطات يک خانواده، عشق هست، کدورت هم هست، دوستي هست، دعوا هم هست. بايد تحمل بروز حسادت، رقابت و حتي نفرت و دشمني کودکان را داشته باشيد. نگران احساس دشمني ميان فرزندانتان نباشيد. احتمال اينکه شما يک نسخه ديگر از هابيل و قابيل در خانه داشته باشيد، خيلي کم است. بايد پذيرفت که رابطه خواهر و برادري هميشه بين دو قطب عشق و نفرت در نوسان است و گاهي اين رابطه جنبه‌هاي تاريک هم دارد.
۲- جنبه‌هاي مثبت ماجرا
از دعواي بين کودکانتان نترسيد؛ هر چقدر هم که تحمل چنين درگيري‌هايي سخت باشد، باز هم دنيا به آخر نمي‌رسد. دعوا به کودک اجازه مي‌دهد تا جايگاه خود را در خانواده و موقعيتش را نسبت به ديگري مشخص کند. تنها يک جر و بحث و يک دعواي شديد مي‌تواند کاري کند که کودک زير بار زورگويي خواهر يا برادر نرود و امتيازاتش را از دست ندهد. دعوا، يکي از مؤثرترين شيوه‌ها براي عرض اندام است. شايد کودک شما بيشتر از آنکه نياز به عشق خواهري يا برادري داشته باشد، نياز دارد که از حريم شخصي‌اش دفاع کند. نکته‌اي که در اين ميان بسيار مهم است، يادگيري اين نکته است که بچه‌ها بفهمند بايد در هر شرايطي احترام خواهر يا برادر خود را نگه‌دارند.
۳- همه‌تان را به يک اندازه دوست دارم
مي‌گوييم«همه‌تان را به يک اندازه دوست دارم» اما در عمل اوضاع فرق مي‌کند. ممکن است شما احساس نزديکي بيشتري به يکي از فرزندانتان داشته باشيد. اين امر کاملا طبيعي‌ است اما بايد به آن آگاه بود. علم به چنين احساساتي باعث مي‌شود که از ارجح دانستن يکي نسبت به ديگري دست بکشيد. تبعيض والدين اگر افراطي باشد، عواقب وخيمي در پي دارد. چنين تبعيضاتي به رابطه ميان کودکان به‌شدت آسيب مي‌زند و روابط آنها راتيره‌وتار مي‌کند.
۴- از اين خائن کوچک متنفرم
فرزند اولي که تا همين ديروز تمام عشق و توجه والدينش را داشته و حالا محبت و عواطف مادرش را حول يک خائن کوچک مي‌بيند که باعث تنهايي و بي‌توجهي به او شده است، کمترين عکس‌العملش تنفر است. اگر در چنين شرايطي قرار داريد، بهتر است که در مرحله اول شروع کنيد به گفتن خاطراتي از کودکي‌‌اش. از اينکه او هم روزي مرکز توجه بوده و به همين شکل تغذيه و مراقبت مي‌شده است. در مرحله دوم از امر و نهي کردن بيش از حد به فرزند بزرگ‌تر خودداري کنيد؛ «دستش نزن، دردش مي‌گيره» «سر و صدا نکن، بيدار مي‌شه» «تکونش نده، تازه شير خورده» اين جملات باعث مي‌شود که فرزند دوم به شکل يک مزاحم براي کودک بزرگ‌تر جلوه کند. به جاي اين جملات به او بفهمانيد که بزرگ‌تر بودن به‌معناي تواناتر بودن است و کمک کنيد تا تکيه‌گاه‌هاي جديدي براي خود پيدا کند و بتواند کارهايش را بدون کمک بزرگ‌ترها انجام دهد. البته در اين مسير مراقب باشيد که هرگز جمله «تو ديگه بزرگ شدي، خودت انجامش بده» را به زبان نياوريد.
۵- لحظات خوب را يادآوري کنيد
همانقدر که دعوا ميان کودکان زياد است، عشق و بازي و دوست داشتن هم به وفور ميان خواهران و برادران ديده مي‌شود. بهتر است اين لحظات را در هنگام دعوا به آنها يادآور شويد. همانطور که به او حق مي‌دهيد از دست خواهر يا برادرش ناراحت و عصباني باشد. مي‌توانيد به او بگوييد: «تو الان از داداشت ناراحتي اما يادت مي‌آيد ديروز چقدر با هم بازي کرديد و خنديديد و بهتون خوش گذشت؟ مطمئن باش باز هم همون‌طوري مي‌شه»
۶- آيا بايد مداخله کنم؟
بعضي از خانواده‌ها بر اين باورند که والدين هرگز نبايد در دعواهاي کودکان دخالت کنند. اگر اين باور را به شکل يک دستورالعمل کلي و هميشگي و غيرقابل انعطاف مي‌بينيد و عمل مي‌کنيد، بايد بدانيد که سخت در اشتباهيد. همانگونه که نبايد با شنيدن نخستين داد و فريادها به وسط معرکه رفت و ميانجگيري کرد، نبايد از دستورالعمل «دخالت نکردن دائمي» پيروي کرد. مهم اين است که شما بدانيد چه وقت بايد مداخله کنيد. شرايطي که در آن خطر خشونت جسماني وجود دارد، نياز به مداخله والدين دارد. زماني‌ که خشونت کلامي از بدوبيراه‌هاي رايج خواهر و برادرها فراتر برود و کار به تحقير و بي‌ارزش کردن و حمله به هويت طرف مقابل برسد. زماني که دعواهاي تکراري و هرروزه، يک نفر را مغلوب و ديگري را غالب معرفي مي‌کند، بايد جلوي اين زورگويي و زورپذيري هميشگي را بگيريد. کودکان، عدم‌دخالت والدين را نشانه تأييد آنها مي‎دانند، بنابراين يکي تا ابد زورگو و ديگري تا ابد «تو سري خور» بار خواهد آمد.
۷- بيا بازي کنيم
کودکان، در زمان آشتي و آتش‌بس اغلب در حال بازي هستند. «جنگ بازي» «معلم و شاگرد بازي» «مامان بازي» اينها همه بازي‌هايي هستند که کودکان مي‌توانند به شکل نمادين درگيري‌هايشان را حين آنها حل کنند. اگر چه ممکن است اين بازي‌ها به دعوا بکشد اما شما فراموش نکنيد که رابطه بين عشق و نفرت در نوسان است و بازي کمک مي‌کند که نفرت‌ها را پشت سر بگذارند.
۸- اين يک قانون است
اگر شاهد کتک کاري يا فحش‌ها و تحقيرهاي خارج از قوانين خانه هستيد نخستين قدمي که بايد برداريد اين است که بگوييد «بسه! ديگه کافيه!» به‌عبارتي مانع زياده‌روي در فحش و کتک‌کاري شويد. حتي اگر دور از چشم شما در اتاق‌شان مشغول تکه پاره کردن هم هستند، شما بايد به آنجا برويد و متذکر شويد که «مثل اينکه خيلي از دست هم دلخور و عصباني هستيد، اما اجازه نداريد از اين جور حرف‌هاي زشت به هم بزنيد». بچه‌ها در اين مواقع حد و حدود را درک مي‌کنند و خواهند فهميد که چه جملات و کلمات و زد و خوردهايي خارج از قوانين است و بايد به آن پايبند باشند.
۹- بازگشت به قلمرو خود
اگر با هم کتک‌کاري مي‌کنند، بايد آنها را از هم جدا و کاري کنيد که هر کسي به قلمرو خودش بازگردد. بازگشت به ميان وسايل و دوست‌داشتني‌ها و به‌اصطلاح قلمروشان به آنها امکان آرام شدن مي‌دهد. بايد مراقب باشيد که هرکدام در اين مواقع به قلمرو ديگري تجاوز نکند و حريم هم را رعايت کنند.
۱۰- حالا زمان حرف زدن است
وقتي آنها را از هم جدا کرديد و آرام گرفتند، زمان حرف زدن فرامي‌رسد. بسته به عمق دعوا و ميزان عصبانيت کودکان زمان آرام شدن آنها متفاوت است. ممکن است بعد از يک‌ربع، يا يک ساعت و گاه يک روز کودکان آرامش خود را بازيابند. تشخيص اين زمان با شماست. پس از آن، کار شما اين است که مانند يک داور بي‌طرف به بچه‌ها کمک کنيد تا دعوا را تجزيه و تحليل کنند و به آن مفهوم ببخشند. مراقب باشيد که نبايد طرف کسي را بگيريد. بايد به نوبت و به اندازه به حرف‌هاي طرفين گوش کنيد و به هر دو طرف به اندازه کافي مهلت حرف زدن بدهيد. در اين زمان بايد سؤالاتي را مطرح کنيد که به تقويت ارتباط و ادراک ميان طرفين دعوا کمک کند؛ «اسباب بازيت رو از دستت قاپيد؟ درست، تو هم زديش. اما حالا فکر کن ببين به‌نظرت چرا اسباب بازيت رو از دستت قاپيد؟» اينگونه صحبت‌ها بايد در حضور دوطرف دعوا باشد، در اغلب موارد سوا کردن کودکان و تنها صحبت کردن با آنها نتيجه‌اي در پي ندارد، چرا که يکي فکر مي‌کند حقش خورده‌شده و ديگري غيبتش را کرده است.

۱۱- حرف نمي‌زني، نقاشي بکش
اگر با بچه‌اي سرو کار داريد که به هر دليلي حرف زدن برايش سخت است، از راه‌هاي ديگري با او ارتباط برقرار کنيد؛ راه‌هايي از قبيل نقاشي کردن. کودک از طريق نقاشي، نفرت، عصبانيت و حرف‌هاي خود را به شکل نمادين عنوان خواهد کرد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر