صفحه نخست >> سبک زندگی تعداد نظرات: 0

چگونه استرس را ضربه فنی کنیم؟

الان وضعيت طوري شده است که هر کس هر جور مريضي داشته باشد، به پاي استرس مي نويسند. مردم هم که همه دکتر و متخصص، فقط کافي است يکي بگويد فلان مريضي را دارم تا يک جوري بچسبانندش به استرس و اعصاب ضعيف.

کد خبر: 2711

الان وضعيت طوري شده است که هر کس هر جور مريضي داشته باشد، به پاي استرس مي نويسند. مردم هم که همه دکتر و متخصص، فقط کافي است يکي بگويد فلان مريضي را دارم تا يک جوري بچسبانندش به استرس و اعصاب ضعيف.

حالا از زانو درد و دندان درد بگيريد تا زخم معده و سنگ کليه و آپانديس. کم مانده طرف تصادف کند و برود زير ۱۸ چرخ و باز بگويند از استرس است!

اندرباب چيستي و چرايي استرس

استرس واکنشي است که در برابر يک محرک بيروني از خودمان نشان مي دهيم. در واقع استرس زماني به ما دست مي دهد که فشار بيشتر از حدي که عادت داريم به ما وارد مي شود. در اين شرايط معمولا بدن شروع به ترشح هورمون هايي مي کند که سرعت تپش قلب و تنفس را بالاتر مي برد و به همين نسبت ميزان انرژي مان هم زيادتر مي شود.

البته اين استرس بخت برگشته، هميشه هم بد نيست چون اگر اين طوري بود، دو سطح مثبت و منفي برايش تعريف نمي کردند.وقتي نوع مثبت استرس شدت پيدا مي کند، مي شود استرس منفي. آن وقت دست از سرما برنمي دارد؛ گاهي وقت ها ما را بيمار مي کند يا بيماري مان را شدت مي بخشد.اين که استرس مثبت کجا تمام مي شود و آن يکي کجا شروع مي شود را نمي توان به طور دقيق بيان کرد. در واقع استرس مثل فشار خون نيست که يک حکم کلي در موردش بدهيم و بگوييم استرس مناسب ۱۲ روي ۸ است.

نشانه هاي استرس چه چيزهايي است؟

جسماني: علائمش خيلي زياد است. تپش قلب و نفس کم آوردن، درد در ناحيه قلب، سردرد و ميگرن، ناراحتي هاي معده و سيستم گوارش بخشي از اين فهرست پروپيمان است. البته بايد به اين ها خستگي مفرط، خشکي دهان و گلو، کم و بد خوابيدن و عرق کردن بدن مخصوصا دست و پا را هم اضافه کنيد.

رفتاري: اين جور آدم ها دائم دستشان توي موهايشان است و دارند آن‌ها را مي کنند، با جوش هاي صورتشان ور مي روند و پوست دستشان را مي کنند. جويدن ناخن ، دندان قروچه و داشتن تيک عصبي هم از ديگر نشانه هاي استرس در رفتار اين آدم هاست.

فکري: آدمي که استرس دارد فکرش از کار مي افتد؛ به شکلي که نه مي تواند تمرکز کند، نه تصميم بگيرد و نه حتي کارهاي ساده و پيش پا افتاده اي را که قبلا انجام مي داده انجام دهد. فراموشي، گيجي و بي دقتي را هم کنار اين موارد بگذاريد.

عاطفي و رواني: اين جور مواقع آدم بي حوصله و بدبين است. بيش از حد نگران مي شود و احساس گناه يا خطر به او دست مي دهد. زودرنج و پرخاشگر است و حوصله هيچ چيز حتي کار و تفريح را هم ندارد.

حالا چه کار نکنيم؟

با دست خودتان استرس ايجاد نکنيد: زلزله و مرگ و مريضي دست ما نيست. اما بعضي وقت ها خود آدم شخصا مي رود دنبال موقعيت هايي که برايش استرس آور است. نمونه هايش هم زياد است مثلا اين که دو هفته وقت داريد و بعد صبر مي کنيد راس ساعت ۹ شب قبل از امتحان با استرس شروع به درس خواندن مي کنيد، يا با يکي قرار مي گذاريد اما تازه ۱۰ دقيقه به ساعت موردنظر از خواب بيدار مي شويد تا دوان دوان برويد سر قرار.

اين جور وقت هاست که داشتن برنامه ريزي و عمل به آن باعث مي شود هم آدم منضبط و خوش قولي باشيد و هم ناخودآگاه از کلي استرس الکي رها شويد.

مسابقه ندهيد: هر کسي هر کاري کرد که شما نبايد انجام بدهيد. اين که چون فلاني ارشد خواند، من هم بايد بخوانم و چون فلاني رفت خارج من هم بايد از اين جا بروم، بي معني است. همين احساس مسابقه دادن با ديگران و مقايسه دائم خودتان با بقيه برايتان استرس ايجاد مي کند. پس برويد دنبال کارهايي که خودتان دوست داريد. فارغ از اين که بقيه چه کار مي کنند و در مورد شما چه فکري دارند.

فرار نکنيم(۱): بنشينيد تکليف خودتان را با قضيه استرس  آور مشخص کنيد. اگر مي توانيد تغييرش بدهيد يا از آن دوري کنيد دست به کار شويد. در غير اين صورت شجاعانه برويد دنبال راه چاره. در خيلي موارد مثل ترس از کنفرانس دادن واقعا فرار کردن از صورت مسئله بي معني است. چون به هر حال اين هفته نشد هفته ديگر نوبت شماست.

فرار نکنيم(۲): بعضي وقت ها قضيه خيلي جدي تر است مثل مرگ عزيزان يا از دست دادن عضو. آن موقع است که هي صبح تا شب فيلم ديدن، خوابيدن طولاني مدت و سيگار را با سيگار روشن کردن دردي را دوا نمي کند که هيچ دردهاي تازه اي را هم به شما اضافه مي کند. پس واقع بين باشيد و مشکل را بپذيريد. غرق کردن خود توي عالم خيال و رويابافي اين جور وقت ها خيلي شايع است. نشستن و فکر کردن که اي کاش فلان... يا اگر اين جوري نمي شد ... فقط زجر دادن خودتان است و بس. پس به جاي حسرت خوردن دستتان را بگيريد به زانويتان و بلند شويد.

حالا چه کار کنيم؟

توکل کنيد: معمولا رفتن به جاهايي مثل مسجد يا حرم و شرکت کردن در برنامه هاي مذهبي خيلي وقت ها مي تواند حالتان را خوب کند. توکل و توسل، خواندن قرآن و دعا و نماز و گفتن اذکاري مثل صلوات و لاحول ولاقوة الابالله هم استرستان را کم مي کند. اصلا همين که آدم سرش را روي مهر مي گذارد، با خدا حرف مي زند و دلش خالي مي شود، خودش کلي آرامش بخش است.

ورزش کنيد: ورزش کردن باعث بالا رفتن کارايي دستگاه گردش خون و دستگاه تنفس مي شود. در نتيجه براي پيشگيري و درمان استرس مفيد است. پس بهتر است ورزشي که در آن تمرينات موزون، معتدل و يکنواخت وجود دارد، مثل قدم زدن، شنا کردن، دوچرخه سواري يا آهسته دويدن را انتخاب کنيد و با خودتان قرار بگذاريد روزانه 20 دقيقه اين کار را انجام بدهيد. از طرفي ثبت نام کردن در کلاس ورزش به خاطر جو شاد آن و همچنين ديدن آدم ها و پيدا کردن دوست‌هاي جديد هم مي تواند موثر باشد.

خوب بخوريد و بخوابيد: جسمتان را که سالم نگه داريد نصف راه را رفته ايد. اگر مشکل کم خوابي داريد، با گياهان آرام بخش يا مراجعه به دکتر به داد بدنتان برسيد.

غذاهاي چرب و خيلي شيرين و همين طور غذاهايي را که نمک زيادي دارد کمتر بخوريد. عوضش برويد سراغ ميوه ها و سبزيجات، غذاهاي کم چرب و مغزهاي گياهي مثل پسته و گردو.مصرف آب هم که نبايد فراموش شود.

درست تنفس کنيد: درست نفس کشيدن باعث مي شود ريتم فعاليت قلب و تنفس به وضع طبيعي برگردد، تنش عضلاني کاهش پيدا کند و اين طوري شما هم کم کم آرام مي شويد.

به خودتان استراحت بدهيد: لازم نيست يک هفته برويد خارج. يک مسافرت يکي دو روزه هم کافي است. اگر نشد همين که چند ساعتي از کار و محيط استرس آور دور شويد هم غنيمت است. اين طوري سرتان هوا مي خورد و با فکر بازتر برمي گرديد سراغ حل مشکل و چه بسا که به خاطر همين هواخوري بتوانيد راحت تر کمر استرس را بشکنيد.

به مشاور مراجعه کنيد: اگر استرستان زياد است و احساس مي کنيد احتياج به کمک داريد و به تنهايي و با استفاده از روش هاي مختلف نمي توانيد آن را کاهش دهيد، به يک مشاور مراجعه کنيد.

 

نظرات بینندگان

ارسال نظر