صفحه نخست >> سبک زندگی تعداد نظرات: 0

اصول نقد کردن و نقد پذيرفتن در خانه

ياد گرفتن اصول نقد کردن و نقد پذيرفتن تنها در عرصه سياست و فعاليت هاي اجتماعي به درد شما نمي خورد، اگر اين دو مهارت را نداشته باشيد با همسر و فرزندتان هم نمي توانيد رابطه خوبي برقرار کنيد!

کد خبر: 1078

مجله سيب سبز/ ياد گرفتن اصول نقد کردن و نقد پذيرفتن تنها در عرصه سياست و فعاليت هاي اجتماعي به درد شما نمي خورد، اگر اين دو مهارت را نداشته باشيد با همسر و فرزندتان هم نمي توانيد رابطه خوبي برقرار کنيد!
اگر به آقاي پارچه فروشي که بايد خلقي و نگاه سنگينش پارچه مورد نظر شما را از لابه لاي طاقه ها بيرون مي کشد، بگوييد رفتارش شما را آزار مي دهد چه پاسخي مي شنويد؟ اگر بگوييد «آقا ! چرا امروز اعصاب نداريد» يا اين که جمله «آقا ! اگر حوصله نداري چرا مغازه ات را باز مي کني» را به زبان بياوريد چه واکنشي مي شنويد؟ احتمالا در کمتر از يک دقيقه مجبور به ترک حجره اش مي شويد يا اين که چند دقيقه اي را به جنگ لفظي مي گذرانيد و بعد از مغازه بيرون مي زنيد. دليلش چيست؟ آقاي پارچه فروش تحمل يک انتقاد سازنده را ندارد يا اين که شما بلد نيستيد براي نقد کردن او از چه راهي وارد شويد؟ از نظر دکتر محسن حاجي علي اکبر، روانشناس صنعتي و سازماني هر دو مورد درست است. او در کارگاه هاي رفتار سازماني اش، چند جلسه اي را به آموزش راه و رسم نقد کردن و نقدپذيري اختصاص مي دهد و مي گويد نه تنها ما ايراني ها نقدپذير نيستيم، بلکه توانايي درست مطرح کردن انتقادهاي مان را هم نداريم و به خاطر همين ناتواني به روابط مان صدمه مي زنيم.
فرزندتان را منتقد بار بياوريد
خانواده تان را چه طور اداره مي کنيد؟ آيا حرف اول و آخر را در خانه شما مي زنيد يا اين که تصميم ها از دل بحث و سنجيدن نظر همه اعضاي خانه گرفته مي شود؟ اگر شما يا همسرتان تنها تصميم گيرنده هستيد، اميدي به نقدپذير شدن فرزندتان نداشته باشيد. جامعه شناسان مي گويند در خانواده هاي سنتي که اهرم قدرت – معمولا پدر – حرف اول و آخر را مي زند و دستورهاي او بي چون و چرا پذيرفته مي شوند، در نقدپذيري بسته مي شود. دليلش هم ساده است؛ بچه هايي که در اين خانواده ها زندگي مي کنند، اجازه نقد کردن تصميم هاي اهرم قدرت را ندارند و در آينده هم به کسي اجازه نمي دهند از آن ها انتقاد کند. انگار از همان سال هاي کودکي در ذهن آن ها حک شده که نقد يعني توهين و تلاش براي لرزاندن قدرت ديگران. اين بچه ها که از سال هاي اوليه زندگيشان با نقد کردن نظر والدين خود و ايستادگي در برابر حرف هايي که گاهي غيرمنطقي هستند بسياري از امتيازها را از دست داده اند و مهم تر از همه اين که با خشم و قهر والدين رو به رو شده اند و محبت شان را حتي براي دقايقي از دست داده اند؛ در آينده هم نمي توانند پذيراي انتقادهاي ديگران باشند.
معادلات غلط را خط بزنيد
معادلات نادرست «اشتباه = بد بودن» و «اشتباه = قطع محبت» يکي از اصلي ترين دلايلي است که ما را از نقد مي هراساند. با اين اوصاف حتي با عبور از سال هاي کودکي و وارد شدن به روابط جدي اجتماعي اغلب ما تصور مي کنيم فردي که از ما انتقاد مي کند، مي گويد «تو آدم بدي هستي !»، «تو قرار است به خاطر اين اشتباه از حقوقت محروم شوي !» و همين پيش فرضي که ناخودآگاه به ذهن ما مي آيد، باعث مي شود در برابر هر نقد دوستانه و درستي موضع بگيريم، عملکردمان را در مقابل نقاد توجيه کنيم يا با ايجاد تنش و داد و فرياد امتيازي را به دست بياوريم.
چه بايد کرد؟
گرچه پس از گذشت سال ها بسياري از ما شعار نقد پذيري و سازنده بودن نقد را به زبان مي آوريم اما تا زماني که معادلات گفته شده در ذهن ما جا دارد، نمي توانيم معناي واقعي اشتباه کردن را درک کنيم و تا نقد را به عنوان راهي براي کم کردن اشتباهات نشناسيم، راه به جايي نمي بريم. اگر قرار باشد با جرات بيشتري نقد کنيم و شجاعانه نقد ديگران را بپذيريم، چاره اي جز خط زدن معادلات گفته شده نداريم و بايد با اين عبارت کنار بياييم که « اشتباه کردن به معناي بد بودن نيست !» پس اول خودتان اين اصل را بپذيريد و اجرايش را هر روز تمرين کنيد و بعد آن را به فرزندان تان آموزش دهيد.
چه طور نقد کنيم؟
با توجه به آن چه گفته شد، فهميدن دليل موضع گرفتن شما در برابر نقد ديگران دشوار نيست. انتخاب شيوه اي اشتباه براي مطرح کردن انتقادهاست که سوءتفاهم ها را ايجاد کرده و شما را از شنيدن نقد ديگران گريزان مي کند. همين شيوه هاي اشتباه است که باعث مي شود انتقاد همسرتان از لباس شما، از طرف شما «زشت بودن» تلقي شود و گفتن جمله ساده «کجا مي روي؟» به فرزند نوجوان تان، از سوي او به عنوان دخالت در کارهايش ارزيابي شود. اگر شما هنگام نقد کردن همسرتان، فرزندتان يا رئيس اداره تان با خشم يا دلخوري او رو به رو مي شويد، احتمالا راه را اشتباه مي رويد و به شکلي غير اصولي انتقادتان را مطرح مي کنيد. شايد کمک گرفتن از اصول زير و آشنا شدن با شيوه درست نقدورزي، به کم شدن فاصله هاي ارتباطي شما و همسرتان در خانه و شما و همکاران تان در اداره کمک بيشتري کند. پس وقتي مي خواهيد کسي را نقد کنيد کليشه هاي ذهني تان را کنار بگذاريد و اين موارد را رعايت کنيد:
کلي حرف نزنيد
کل شخصيت فرد مقابلتان را زير سوال نبريد، بلکه همان جنبه اي که از نظر شما نياز به اصلاح است را مطرح کنيد. مثلا برچسب «تنبل» را روي فرزندي که تنها نمره پاييني در درس رياضي گرفته نچسبانيد، بلکه با او مستقيما در مورد ضعف يا کوتاهي اش در آموختن آن درس صحبت کنيد؛ آسمان را به ريسمان نچسبانيد و تنها در مورد همان اتفاق با او صحبت کنيد و با حاشيه پردازي ها درک واقعيت را برايش دشوار نکنيد. در غير اين صورت به جاي رسيدن به نتيجه، درگير سوء تفاهم هاي آزاردهنده و حل نشدني خواهيد شد.
بگوييد دقيقا چرا ناراحتيد
انتقادتان را توصيفي و شفاف مطرح کنيد و برايش توضيح دهيد که چرا انتظار داريد روال فعاليتش تغيير کند يا ديگر رفتار خاصي را ابراز نکند. در بسياري موارد توضيحات گنگ شما که با عصبانيت هم همراه مي شود، درک واقعيت و انتظارتان را براي ديگران سخت مي کند.
به شخصيتش حمله نکنيد
هنگام نقد کردن، فرد مقابلتان را نشانه نگيريد و به شخصيتش حمله نکنيد؛ بلکه احساس خودتان را مطرح کنيد. به همسرتان نگوييد واقعيت اين است که تو با دير رسيدن هايت به من توهين مي کني و مسئوليت خود را ناديده مي گيري، بلکه بگوييد «من احساس مي کنم» دير رسيدن هاي تو باعث مي شود به کارهايمان نرسيم يا اين که به او بگوييد «احساس» مي کنيد دير رسيدن هايش در روند انجام کارهاي شما وقفه وارد مي کند و اگر زمان دقيق تري را براي حاضر شدن سر قرار مشخص کند، شما هم مي توانيد بهتر به کارهاي تان برسيد.
تعميم ندهيد
به اندازه تمام آدم ها در مورد اشتباه تعريف وجود دارد و هيچ کس نمي تواند درک خود از رفتار درست و نادرست را به عنوان «رفتار درست و نادرست» معرفي کند، پس هنگام نقد کردن فراموش نکنيد که از «ادراک» خود صحبت مي کنيد نه از يک واقعيت مطلق و بي چون و چرا، بنابراين بدون هيچ ارزش گذاري و قضاوتي موضوع را مطرح کنيد و به همسرتان نگوييد «تو بي مسئوليتي و هميشه دير به قرارمان مي رسي !» بلکه تنها بگوييد چرا اين مسئله برايتان اهميت دارد و احساستان بعد از رخ دادن چنين اتفاقي چيست.
زور نگوييد
شما هيچ وقت نمي توانيد مانع رخ دادن اشتباهات شويد، اما حتما به اين موضوع توجه کرده ايد که تنظيم و تدوين قانون ها و آيين نامه هاي داخلي در سازمان ها و مشخص کردن مجازات اشتباهات احتمالي، مي تواند مشکل را تا اندازه اي کمتر کند.پس اگر مي خواهيد در خانه تان هم احتمال اشتباه کردن اعضاي خانواده را پايين بياوريد، بهتر است چنين آيين نامه هاي نانوشته اي را وضع کنيد و با کمکشان اعضاي خطاکار خانواده را به اندازه اشتباهي که مرتکب شده اند تنبيه کنيد. قطعا مجازات کودکي که در مدرسه تقلب کرده، محروم شدن از آموزش نيست بلکه تنها کافي است از او بخواهيد غرورش را زير پا بگذارد، موضوع را به معلمش بگويد و به خاطر اين رفتار از او عذرخواهي کند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر