صفحه نخست >> سایر ویژه ها تعداد نظرات: 0

سه اولويت نخست دختران جوان براي انتخاب همسر

براساس يافته‌هاي اين پژوهش، تغيير نگرش نسبت به طلاق معلول عواملي چون تضغيف ارزش‌هاي مرتبط با کارکردهاي خانواده به دليل تغيير موقعيت اجتماعي زنان از يک‌سو و حاکميت هنجارهاي نوپديد در شرايط گذار جامعه ايران و جهاني‌شدن، از سوي ديگر است. ارزش‌هايي که باورهاي گذشته در قلمرد خانواده را دچار ترديد کرده است و تداوم زندگي مشترک را در گرو عواميل مي‌داند که تا دو سه دهه قبل، عامل تعيين‌کننده‌اي در روابط زناشويي به‌شمار نمي‌رفت.

کد خبر: 4736

ويژگي‌هاي فيزيکي و ظاهري براي هيچ‌کدام از دو نسل مورد بررسي اولويت نداشته است. در ارتباط با معيارهاي اخلاقي و مذهبي، تفاوت معناداري بين دو نسل وجود دارد. به اين معنا که نسل گذشته براي ازدواج، پاي‌بندي مرد به اصول مذهبي را در اولويت دوم قرار داده است؛ در حالي‌که نسل جوان به تعهدات اخلاقي مرد توجه بيشتري در مقايسه با پايبندي او به موازين شرعي نشان داده است. صرف‌نظر از اين تفاوت ظريف، بايد توجه داشت که هردو نسل به اين گروه از معيارها (اخلاقي و مذهبي)، اولويت اول را نداده‌اند.
در پژوهشي تلاش شد نگرش به طلاق و کارکردهاي خانواده در زنان شهر تهران در دو نسل متفاوت مورد بررسي قرار گيرد.
 بر اساس يافته‌هاي پژوهش حاضر، مهم‌ترين تغيير و تحول ارزشي در قلمرو و خانواده که سبب تمايز دو نسل از يکديگر شده، در موارد زير رخ داده است:

1. کم‌رنگ شدن نقش اقتصادي مرد در خانواده
تغيير نگاه زنان به نقش اقتصادي شوهر در تأمين هزينه‌هاي زندگي در جوامع امروزي، خواه به دليل بيکاري و خواه به دليل ناکافي بودن درآمد مرد، از يک‌سو و اشتغال زنان از سوي ديگر، به تضعيف باور نسبت به نقش نان‌آوري مرد در خانواده انجاميده است.
83.31 درصد زناني که مبادرت به طلاق کرده‌اند، شاغل بوده‌اند
پردازش آمار برگرفته از سرشماري کشور در سال 85 نشان مي‌دهد که 83.31 درصد زناني که مبادرت به طلاق کرده‌اند، شاغل بوده‌اند. در همين راستا، يافته‌هاي اين پژوهش نشان داد که بين متغير"نسل"(سن آزمودني‌ها) و متغير" نقش اقتصادي مرد در خانواده"، همبستگي وجود دارد.

2. کوچک‌شدن ابعاد خانواده و محدوديت نقش آن در تربيت کودک
65 درصد زنان جوان ترجيح مي‌دهند يک يا دو فرزند داشته باشند
نتايج پژوهش حاضر نشان‌دهنده آن است که بين متغير نسل و تعداد ايده‌آل فرزند نيز رابطه معنادار آماري وجود دارد؛ به اين معنا که در مجموع 65 درصد نسل جوان (15-30 سال)، اعم از تحصيل‌کرده، دانشگاهي يا داراي تحصيلات پايين‌تر، گزينه‌هاي"يک فرزند" و "2 فرزند" و 74.8 درصد نسل اول، سه فرزند و بيشتر را به‌عنوان تعداد مطلوب فرزند براي خانواده، انتخاب کرده‌اند. از اين درصد، 44.2 درصد نسل جوان، تعداد 2 فرزند را تعداد مطلوب دانسته‌اند.

3. تلقي نسبت به نقش عاطفي زن در خانواده
حدود 30 درصد از زنان جوان معتقدند که نقش عاطفي زن بايد بيشتر از مرد باشد
يافته‌هاي نشان مي‌دهد که 63.9 درصد از آزمودني‌هاي معتقد به ايفاي نقش عاطفي توسط زن در خانواده، از نسل اول هستند و فقط 36.1 درصد آن‌ها که از نسل دوم هستند بر اين باور هستند که نقش عاطفي زن در خانواده بايد بيشتر از مرد باشد.
اين در حالي است که 37.3 درصد از آزمودني‌هاي نسل دوم در مقابل 23.7 درصد نسل اول، معتقد هستند که اين نقش توسط هر دو(مرد و زن) بايد ايفا شود و تفاوتي در اين خصوص نبايد وجود داشته باشد.

4. تغيير تلقي زنان از طلاق
68 درصد از زنان جوان طلاق را مذموم نمي‌دانند
عامل ديگري که به‌نظر مي‌رسد موجب سير صعودي طلاق شده است، تغيير نگرش نسبت به طلاق است. پذيرش تدريجي اين باور توسط جامعه که طلاق امري نکوهيده و مذموم نيست، سبب جلب حمايت اجتماعي و فروريختن قبح و زشتي اين اقدام شده است؛ حتي برخي مدعي هستند که طلاق زمينه‌ساز زندگي شادتري براي بزرگسالان و نجات کودکان از محيط نامطلوب چنين خانواده‌هايي مي‌شود.
اين تغييرات نگرشي گوياي اين واقعيت است که ارزش‌هاي مرتبط با حفظ نهاد خانواده، دگرگون ‌شده است و ارزش فردگرايانه، جايگزين آن‌ها شده که در نهايت به‌نوعي سطحي‌نگري در امر خانواده انجاميده است. نتايج اين پژوهش نيز نشان داد 68 درصد از آزمودني‌هاي نسل جوان، امر طلاق را مذموم نمي‌دانند؛ درحالي‌که 77.1 درصد از آزمودني‌هاي نسل اول، آن را امر ناپسندي دانسته‌اند که بايد حتي‌الامکان از آن پرهيز کرد.

5. تغيير معيارهاي ازدواج
نتايج اين پژوهش نشان داد، در ارتباط با معيار ازدواج نيز، بين دو نسل از آزمودني‌ها، تفاوت‌هاي معناداري وجود دارد. در اين رابطه چهار معيار اصلي در نظر گرفته شد:
الف- معيارهاي اخلاقي (پايبندي به موازين اخلاقي)؛
ب- معيارهاي مرتبط به پايگاه اجتماعي (سطح تحصيلات، ميزان درآمد)؛
ج- معيار عاطفي- رواني (عشق)؛
د- معيار فيزيکي (آراستگي و زيبايي ظاهر).

عشق؛ اولويت نخست زنان جوان براي انتخاب همسر
تجزيه‌ و تحليل آماري نتايج به‌دست‌آمده از اين پژوهش، نشان داد که سه اولويت نخست نسل اول در همسرگزيني، به ترتيب عبارت است از: ميزان درآمد همسر (35.2 درصد)، پايبندي همسر به موازين مذهبي (27 درصد) و پايبندي به موازين اخلاقي (17.4 درصد)؛ درحالي‌که سه اولويت نخست نسل دوم در همسرگزيني، به ترتيب عبارت بوده است از: عشق (36.4 درصد)، اخلاق (31 درصد) و ميزان درآمد همسر (14.7 درصد).
به ‌بيان‌ ديگر بالاترين درصد در نسل دومي‌ها (30- 15 سال)، به عامل" عشق" براي همسرگزيني، اولويت اول را داده؛ درحالي‌که بالاترين درصد آزمودني‌هاي نسل اول (60- 30 سال)، عامل اقتصادي و ميزان درآمد همسر را در اولويت اول معيارهاي خود براي همسرگزيني قرار داده است.

معيار ميزان تحصيلات همسر، براي هيچ‌يک از دو نسل اولويت ندارد
بر اساس يافته‌هاي پژوهش، معيار ميزان تحصيلات همسر، براي هيچ‌يک از دو نسل اولويت نداشته است. بنابراين مي‌توان گفت نسل اول بيشتر به عوامل اقتصادي و نسل دوم بيشتر به عوامل روحي- رواني براي انتخاب همسر خود اولويت داده است. شايد به اين دليل که دايره انتخاب نسل جوان در اين خصوص بنابه دلايلي محدود شده است.
بايد گفت که وجود 48 درصد تحصيل‌کرده دانشگاهي در ميان آزمودني‌هاي اين پژوهش، به دليل اشتغال آن‌ها يا دست کم اميد به اشتغال، توجه به تحصيلات يا عوامل اقتصادي را از اولويت آن‌ها خارج کرده است. به اين دليل باوجود آن‌که تجربه ثابت کرده است که يک ازدواج خوب بايد به‌دور از عشق انجام شود، بيش از يک‌سوم آزمودني‌ها در نسل جوان به اين معيار به‌عنوان معيار اول توجه کرده‌اند.

ويژگي‌هاي فيزيکي و ظاهري براي هيچ‌کدام از دو نسل اولويت ندارد
ويژگي‌هاي فيزيکي و ظاهري براي هيچ‌کدام از دو نسل مورد بررسي اولويت نداشته است. در ارتباط با معيارهاي اخلاقي و مذهبي، تفاوت معناداري بين دو نسل وجود دارد. به اين معنا که نسل گذشته براي ازدواج، پاي‌بندي مرد به اصول مذهبي را در اولويت دوم قرار داده است؛ در حالي‌که نسل جوان به تعهدات اخلاقي مرد توجه بيشتري در مقايسه با پايبندي او به موازين شرعي نشان داده است. صرف‌نظر از اين تفاوت ظريف، بايد توجه داشت که هردو نسل به اين گروه از معيارها (اخلاقي و مذهبي)، اولويت اول را نداده‌اند.

نتيجه‌گيري
براساس يافته‌هاي اين پژوهش، تغيير نگرش نسبت به طلاق معلول عواملي چون تضغيف ارزش‌هاي مرتبط با کارکردهاي خانواده به دليل تغيير موقعيت اجتماعي زنان از يک‌سو و حاکميت هنجارهاي نوپديد در شرايط گذار جامعه ايران و جهاني‌شدن، از سوي ديگر است. ارزش‌هايي که باورهاي گذشته در قلمرد خانواده را دچار ترديد کرده است و تداوم زندگي مشترک را در گرو عواميل مي‌داند که تا دو سه دهه قبل، عامل تعيين‌کننده‌اي در روابط زناشويي به‌شمار نمي‌رفت.
لازم به ذکر است اين پژوهش با عنوان کامل رابطه بين‌نسلي رابطه نگرش به طلاق و کارکردهاي خانواده در زنان شهر تهران توسط ام‌البنين چابکي انجام و سال 1392 در نشريه علمي- پژوهشي مطالعات زن و خانواده منتشر شده است.
مهرخانه/

نظرات بینندگان

ارسال نظر