صفحه نخست >> سایر ویژه ها تعداد نظرات: 0

محبت همسرانه، نياز به سانسور ندارد

محبت به زن در جامعه‌ي ما يک ارزش نيست؛ تا حدي قرتي‌بازي است. معمولا مردهاي استخوان‌دار، مردهاي فهميده، مردهاي واقعا مرد، ذهنشان را درگيرِ چطور محبت کردن به همسرشان، چطور اهميت دادن به دغدغه‌هايشان و... نمي‌کنند.

کد خبر: 4275

روان شناسان و مشاوران خانواده بر اين مهم تاکيد و اذعان دارند که مهم ترين عامل احساس رضايت زن و شوهر از زندگي زناشويي، وجود محبت و صميميت در خانواده است. بدون وجود اين عامل، همسران از زندگي در کنار يکديگر، احساس لذت نمي ‌کنند و هر لحظه احتمال وقوع اختلاف و مشاجره خانواده را تهديد مي کند.
جالب است بدانيد همه ما اين راز موفقيت زندگي مشترک را مي دانيم و واقف به اثرات شگفت انگيز هستيم اما متاسفانه فرسنگ ها از ابراز اين جادوي صميميت به دوريم!!! به راستي چرا چنين است؟!
براي شنيدن پاسخ ، پيشنهاد مي کنيم اين يادداشت را مطالعه نمائيد.

کسب روزي حلال، جهاد مرد است
مرد مي‌داند ازدواج که کرد، بايد خرج زندگي را بدهد. مي‌داند که تلاش براي کسب روزي حلال، جهاد است. مي‌داند که خانواده به او قواميت مي‌يابد. مي‌داند که خوب است مرد مهرباني باشد. سعي هم مي‌کند که مهربان باشد، ولي کسي از او انتظار ندارد برود کلاس همسرداري، کتاب‌هاي روان‌شناسي زنان بخواند و يا دغدغه داشته باشد براي عاشق‌نگه‌داشتن همسرش.
مرد مي‌داند از خانه که بيرون مي‌رود، بايد آراسته باشد. مي‌داند که بايد معطر باشد. مي‌داند که بايد مرتب باشد و مي‌داند که خانه محل آرامش است؛ جايي است که بعد از يک روز کاري سخت، مي‌تواند زماني براي خودش داشته باشد.
براي يک زن نجيب، محيط خانه محلي است براي عيان کردن همه‌ي ويژگي‌‌هاي زنانه براي جلب توجه يک مرد. براي مرد، خانه جاي استراحت است؛ محيط راحت‌لباس‌پوشيدن و راحت‌رفتارکردن.
از سوي ديگر، زن تشنه محبت و موجودي سرشار از مهر و عاطفه و احساس است ازوجودش مهر و محبت مي جوشد دلش مي خواهد محبوب ديگران باشد و هر چه محبوب تر باشد شاداب تر خواهد بود اما اگر بداند که محبوب کسي نيست خود را شکست خورده مي پندارد و پژمرده و افسرده خواهد بود از اين رو نيکوترين روش همسرداري محبت و علاقه است.
رسول اکرم (ص) فرمودند: هنگامي که مردي به همسرش مي گويد تورا دوست دارم هرگز از دل زن بيرون نمي رود؛ همچنين روايت شده است که زماني که مرد به صورت همسر خود نگاه کرده و همسرش نيز به او نگاه کند، خداوند بزرگ به ديده‌ي رحمت به آن دو نگاه کند. (1)
زن نياز دارد به توجه يک مرد، به جذاب بودن براي يک مرد و به اين‌که مردي بخواهد افکارش را، احساساتش را و دغدغه‌هايش را بشنود؛ به اين‌که مطمئن باشد يک مرد در دنيا هست که دقايقي از روزش را به فکر کردن به او مي‌گذراند. مردي هست که در خدمت اوست و از خدايش است که در خدمت او باشد.
مردي هست که مي‌خواهد توجه او را جلب کند. مي‌خواهد توانايي‌هاي مردانه‌اش را به رُخش بکشد. مردي که همه‌ي جذابيتش، همه‌ي شوخ‌طبعي‌اش، همه‌ي هنرهاي جذب جنس مخالفش، همه‌ي خاطرات جالبش، همه‌ي اظهارنظرهاي حکيمانه‌اش، همه و همه را مي‌خواهد براي او خرج کند.
ولي خانه براي مرد، جاي خرج کردن جذابيت‌هايش نيست؛ جاي استفاده از جذابيت‌هاي همسرش است؛ جايي که زن محرمش منتظرش است. بي‌چون‌وچرا منتظرش است و متشکر از همه‌ي زحماتي که اين مرد برايش مي‌کشد.

جهاد زن شوهرداري است
زن مي‌داند که وقتي ازدواج مي‌کند، بايد زندگي کردن بلد باشد. زني که نتواند زندگي‌‌اش را مديريت کند، نتواند محيط خانه را براي شوهرش جذاب کند، شوهرش مشتاق نباشد براي برگشتن به خانه، مهارت‌هاي زنانه‌اش کم است.
اگر شوهر به اندازه‌ي کافي مهربان نيست، حتما مشکلي وجود دارد. بايد مهارت زن را افزايش داد. دختران مي‌دانند که مديريت فرهنگي خانه با آن‌هاست. مي‌دانند که آن‌ها بايد دل شوهرشان را به‌دست آورند. مي‌دانند که اگر يک زن کامل باشند، مردشان عاشقشان مي‌شود. اگر لازم باشد، تمام کتاب‌هاي روان‌شناسي مردان را زير و رو مي‌کنند، کلاس همسرداري مي‌روند، مشاوره مي‌روند و... بايد ياد بگيرند که اين مرد را عاشق کنند و برايش کافي باشند. بايد کانون خانه را گرم کنند. جهاد زن اين است.

محبت ميان زن وشوهر جزو حرف‌هاي مگو است
در جامعه‌ي ما محبت ميان زن وشوهر جزو حرف‌هاي مگو است. ما محبت کردن را نمي‌آموزيم.
در فيلم‌ها و سريال‌ها، داستان‌هاي خيانت و مشاجره و طلاق و مجادله و روکَم‌کُني را بيش‌تر مي‌بينيم تا يک زندگي سالم، يک زندگي مشترک، يک زن و شوهر که در کنار يک‌ديگر خيلي معمولي زندگي کرده، مشکلاتشان را حل مي‌کنند.
معدود داستان‌هاي عاشقانه هم، عشق غير واقعي را نشان مي‌دهند. تصورهاي سرکوب‌شده‌ي دوران نوجواني کارگردان؛ آن‌چه پشت درهاي زندگي واقعي نيست. مردي هم که بخواهد به همسرش محبت کند، بخواهد برايش پشت ويترين مغازه‌ها بگردد و هديه بخرد، بخواهد کنارش بنشيند، دلش برايش تنگ شود، از محل کار با همسرش تماس بگيرد، بخواهد با همسرش حرف بزند و اتفاقات روزش را تعريف کند، بخواهد با او مشورت کند، بخواهد به محل‌هاي مورد علاقه‌ي همسرش برود و... آرام‌آرام با بيش‌تر شدن تمسخرهاي اجتماعي، خودش را جمع‌وجور مي‌کند.
محبت به زن در جامعه‌ي ما يک ارزش نيست؛ تا حدي قرتي‌بازي است. معمولا مردهاي استخوان‌دار، مردهاي فهميده، مردهاي واقعا مرد، ذهنشان را درگيرِ چطور محبت کردن به همسرشان، چطور اهميت دادن به دغدغه‌هايشان و... نمي‌کنند.
و زناني مي‌مانند که شوهرانشان کفايتشان نمي‌کنند... لباس‌هاي خود را بشوييد و موهاي خود را برگيريد و مسواک بزنيد و آراسته شويد و نظافت کنيد؛ زيرا بني‌اسرائيل اين کار را انجام نمي‌دادند. در نتيجه، زنانشان زنا کار شدند.

جام نيوز/

نظرات بینندگان

ارسال نظر