صفحه نخست >> سایر ویژه ها تعداد نظرات: 0

چرا نبايد به فرا درمان‌گران اعتماد کرد؟

به «انرژی درمان»ها اعتماد کنیم یا خیر؟

افراد زيادي طرفدار روش‌هاي درماني غيرآکادميک براي درمان بيماري‌هاي صعب‌العلاج هستند و از تجربه اثر بخشي روش‌هايي مانند هوميوپاتي، طب‌سوزني، کايروپراکتي، «عرفان حلقه» و انرژي‌ درماني در درمان چنين دردهايي مي‌گويند. اين افراد باور دارند که اين روش‌ها معجزه‌کرده‌اند و دست کم بيماري آنها يا نزديکان‌شان را درمان کرده‌ و بنا بر اين باور که «تجربه، بالاتر از علم است»، مي‌گويند پزشکان و دانشمندان مخالف اين روش‌ها اشتباه مي‌کنند.

کد خبر: 3940

۱) افراد زيادي طرفدار روش‌هاي درماني غيرآکادميک براي درمان بيماري‌هاي صعب‌العلاج هستند و از تجربه اثر بخشي روش‌هايي مانند هوميوپاتي، طب‌سوزني، کايروپراکتي، «عرفان حلقه» و انرژي‌ درماني در درمان چنين دردهايي مي‌گويند. اين افراد باور دارند که اين روش‌ها معجزه‌کرده‌اند و دست کم بيماري آنها يا نزديکان‌شان را درمان کرده‌ و بنا بر اين باور که «تجربه، بالاتر از علم است»، مي‌گويند پزشکان و دانشمندان مخالف اين روش‌ها اشتباه مي‌کنند.

2) ممکن است من و شما با چنين تفکري موافق باشيم يا نه. اما بايد پذيرفت که وجود قشري در جامعه که با انديشه‌هاي هرکدام از ما موافق نيست، اجتناب ناپذير است. به هيچ وجه نمي‌توان جامعه‌اي يک‌دست ايجاد کرد که همه افراد در آن مانند هم فکر کنند، بنابراين هرکدام از ما مي‌کوشيم که با بحث و دعوت ديگران به انديشه، جمعيت بيشتري را به شيوه فکري خود نزديک کنيم. بر اين اساس و در چند بند، برخي از اشکالات فکري را که تصور مي‌کنم به باورهاي باورمندان به روش‌هاي فرادرماني وارد باشد، ذکر مي‌کنم.

۳) آيا تجربه، بالاتر از علم است؟ اين پرسش احتمالاً در دوره‌هاي تاريخي که مفهوم علم معادل «دانش سنتي به جا مانده از گذشته» بوده، پاسخي مثبت داشته است. اما آن‌چه امروزه علم ناميده مي‌شود، «علم تجربي» (Empirical Science) است. علم تجربي بر اساس تجربه و مشاهده رشد مي‌کند و تغيير مي‌کند.

۴) تا اوايل سده بيستم ادبيات علمي بر اين طرز فکر استوار بود که علم حاصل تجميع تجربه‌هاي مکرر است، يعني مبتني بر نگرشي استقرايي بود. بسيار شنيده‌ام که مردم مي‌گويند «فلان موضوع صرفا يک نظريه است و اثبات نشده.» اين باور که «نظريات علمي بايد اثبات شوند» از چنين تفکري منشاء مي‌گيرد، اما علم تجربي مدت‌هاست که بيش از اثبات‌گرايي استقرايي، مبتني بر ابطال‌گرايي است. در علم تجربي هيچ چيزي قطعاً اثبات نمي‌شود و عبارت «نظريه» متضمن «اثبات‌ناشدگي» و «مورد ترديد بودن» نيست. نظريه‌ها مدل‌هايي هستند براي توجيه و پيش‌بيني تجربه‌ها
و مشاهدات ما.

۵) البته هر فکري که براي توجيه مشاهدات و تجربه‌هاي ما به ذهنمان رسيد، لزوماً يک نظريه نيست، بلکه فرضيه‌اي است که بايد مورد آزمون‌هاي بيشتر قرار بگيرد. اين آزمون‌ها در حقيقت براي اثبات فرضيه‌ها طراحي نمي‌شوند، بلکه براي ابطال آنها طراحي مي‌شوند. فرضيه‌اي که بتواند از آزمون‌هاي متعددي سربلند بيرون بيايد، يک «نظريه» خواهد بود و تا روزي که يک آزمون يا پيش‌بيني نادقيق بتواند آن را ابطال کند، مورد وثوق خواهد بود. وقتي که نظريه‌اي در يک آزمون جواب درست ندهد، يا دقت کافي نداشته باشد، باطل مي‌شود و جاي خود را به نظريه‌اي دقيق‌تر مي‌دهد.

۶) در علم تجربي، پيشکسوتي و موي سپيد و درجه علمي و مدرک دانشگاهي هيچ اعتباري به نظريه‌هاي علمي نمي‌دهد. اينکه فلان دکتر يا فلان پروفسور از يک فرضيه يا نظريه حمايت کند، براي اعتبار آن فرضيه يا نظريه کافي نيست. تنها معيار ما براي سنجش نزديکي نظريه‌ها به حقانيت، آزمون‌ها و پيش‌بيني‌هاي حاصل از نظريه‌ها هستند. البته اعتبار دانشگاهي و درجه علمي کساني که آزمون‌هايي ابطال‌گرايانه را براي محک‌زدن نظريه‌ها مطرح مي‌کنند، براي اعتماد به راستگويي و دقت علمي ايشان ضروري است؛ همين و بس.

۷) آيا روش‌هاي فرا درماني علمي هستند؟ استفاده از اصطلاحات علمي در اين روش‌ها هرگز آنها را علمي نمي‌کند؛ از آن مهم‌تر که استفاده از عنوان‌هاي دانشگاهي و علمي براي مبلغان اين روش‌ها نيز موجب اعتبار اين روش‌ها نمي‌شود. تنها معيار علمي بودن اين روش‌ها، اين است که آزمون‌هايي علمي (توسط افرادي با اعتبار دانشگاهي) براي سنجش اين نظريات طراحي شود و اين روش‌ها به عنوان فرضيه‌هايي از دل اين آزمون‌ها سربلند بيرون بيايند. بديهي است که استفاده از اصطلاحات علمي و استناد به عنوان‌هاي دانشگاهي کساني که حامي اين نظريه‌ها هستند، نه تنها باعث تأييد آنها نمي‌شود، بلکه شائبه فريبکاري را نيز در مورد آنها افزايش مي‌دهد.

۸) اما آزمون علمي در مورد فرضيه‌هاي مرتبط با درمان چه معنايي مي‌دهد؟ البته متخصص اين امر دانشمندان فيزيولوژيست، پـــزشـــکان و داروسازان هستند، اما به زبان ساده، اين آزمون‌ها شامل بررسي آماري افرادي مي‌شود که توسط روش‌ها يا داروهاي جديد مورد درمان قرار گرفته‌اند، آن هم در مقايسه با افرادي که بيماري مشابه دارند و تحت هيچ درماني قرار نگرفته‌اند، افرادي که تحت درمان با دارونما (داروي بي‌اثر) قرار گرفته‌اند و افرادي که تحت درمان‌هاي متعارف قرار گرفته‌اند. بسياري از بيماري‌ها (حتي سرطان و ابولا) در درصدي از افراد بيمار خود به خود و بر اثر سازوکارهاي ايمني طبيعي بدن درمان مي‌شوند و اثر دارونما نيز بيشتر باعث افزايش درصد افراد بهبود يافته مي‌شود. زماني يک روش درماني از اين آزمون‌ها سربلند بيرون مي‌آيد که از لحاظ آماري بتواند افزايش معناداري نسبت به درمان خود به خودي و درمان با دارونما داشته باشد. بخش دوم چنين آزمون‌هايي مرتبط با کشف سازوکار عمل اين روش‌هاي درماني است.

زماني که يک روش فرادرماني، همان‌قدر باعث بهبود بيماران شود که درمان خود به خودي يا اثر دارونما به بيماران کمک کرده‌است، يعني به همان‌اندازه «بي‌اثر» است. مثلا اگر يک روش فرادرماني تنها دو درصد مبتلايان به يک بيماري خاص را مداوا کرده است، يعني اعتماد به آن ۹۸ درصد باعث مرگ بيمار مي‌شود، در حالي که روش‌هاي متعارف از قبيل شيمي‌درماني تا ۲۰ درصد بخت بقاي بيماران را افزايش مي‌دهد. گذشته از اين آزمون‌هاي آماري، بايد سازوکار عملکرد روش‌هاي درماني نيز شناخته شود. ممکن است بگوييد همين که اثر درماني يک روش از طريق آماري اثبات شد، کفايت مي‌کند، اما از کجا معلوم اين اثرات درماني، شامل اثرات جانبي ديگر نشوند؟

۹) حالا سؤال بزرگ اينجاست که کدام آزمون‌هاي آماري نشان داده که انرژي‌درماني و هوميوپاتي و عرفان جعلي حلقه و طب سوزني و کايروپراکتي (چنان‌چه که ادعا مي‌شود) به طور معناداري بخت بقاي بيماران را بالا مي‌برد؟ افرادي که به فرادرمانگران اعتماد کرده‌اند، چه معياري به جز «دکتر» و «پروفسور» ناميدن فرادرمان‌گران و «تجربه‌هاي استقراگرايانه» (و اغلب نامستند) دوستان و نزديکاني دارند که تجربه درمان موفق با اين روش‌ها را داشته‌اند؟ از کجا معلوم آن دوستي که با اين روش‌ها درمان شده، از طريق سازوکارهاي طبيعي بدن درمان نشده باشد و جزو آن دو درصد خوشبخت نباشد و از کجا معلوم که شما جزو آن ۹۸ درصدي نباشيد که قرار است پس از اعتماد به اين روش‌ها بميرند؟ راستي اگر علم تجربي بر تجربه استوار است، چرا اين روش‌ها به جز مطب «دکتر» فرا درمان‌گر، در هيچ متن و محيط آکادميک ديگري، مورد وثوق نيستند؟

دانستني ها/

نظرات بینندگان

ارسال نظر