صفحه نخست >> سایر ویژه ها تعداد نظرات: 0

چرا بیشتر ایرانی ها نمی توانند انگلیسی صحبت کنند؟

نباید فراموش کرد که همه ی مهارت های گرامر، شنیداری، نوشتاری و … باید در خدمت مکالمه باشند. بنابراین نیازسنجی و هدفگذاری در این حوزه نباید محدود به آموزش صحیح زبان انگلیسی در مدرسه ها باشد. نهادهای مسوول باید برنامه هایی را در راستای فراهم شدن امکان تبادل بیشتر مردم با این زبان اجرایی کنند. بدون شک صدا و سیما می تواند در این خصوص بسیار تاثیر گذار باشد و با پخش فیلم های زبان اصلی در ساعت های مشخص یا برنامه های آموزشی که در آن ها الفبا، مکالمه ی روزمره، لغت های پرکاربرد و … در سطح های مختلف آموزش داده می شود به هرچه راحت تر و موفق تر شدن آموزش رزبان انگلیسی در ایران کمک کند.

کد خبر: 2896

«نمره ی زبانش هیچوقت تعریفی نداشت و از زبان هم خوشش نمی آمد. به اصرار پدر و مادر به یکی از آموزشگاه های معروف رفت تا در درس زبان مدرسه تقویت شود و یاد بگیرد چند کلمه یی هم حرف بزند. سال ها، صبح ها در مدرسه و بعد از ظهرها در آموزشگاه سر کلاس استادهای مختلف نشست؛ ولی هر بار که بچه های اقوام از خارج به ایران سفر می کردند کابوسش شروع می شد. از ترس اینکه پدر و مادر بعد از این همه هزینه برای کلاس های زبان و به امید اینکه پسرشان اکنون برای خود استادی شده، او را صدا کنند تا مثل بلبل با فامیل صحبت کند و مایه ی افتخارشان شود خیلی آفتابی نمی شد. حالا هم که وارد دانشگاه شده این کابوس در قامت استادهایی که همه ی کلاس را انگلیسی صحبت می کنند و با پروژه های گاه و بیگاه، او را راهی دارالترجمه ها می کنند ادامه دارد.»

این وصف حال بسیاری از مردم ما است؛ مردمی که سال ها در مقطع راهنمایی و دبیرستان و بعدها در دانشگاه، درس زبان انگلیسی را می آموزند و حتی با صرف زمان و هزینه ی بالا در کلاس های زبان نیز شرکت می کنند ولی در بسیاری از موارد حتی قادر به فهم یک مکالمه ی ساده ی انگلیسی نیز نیستند. براستی چرا مردم ایران نمی توانند از آموزش های زبانی خود به صورت کاربردی استفاده کنند؟

سیستم آموزشی معیوب 

اکثر ما اولین بار در مدرسه با زبان انگلیسی آشنا می شویم. این آشنایی با استناد به اصل «first impression» یا «تاثیرِ اولین برخورد»، می توان آن را در اغلب مواقع ناموفق دانست و دانش آموزان در نخستین مواجهه ی خود با کتاب هایی روبرو می شوند که به هیچ وجه از اصل های تربیتی آموزش زبان به کودکان پیروی نمی کنند.

«مرتضی عبدالهی» استاد باسابقه ی زبان انگلیسی است که سال ها است این رشته را در مقطع های مختلف در آموزش و پرورش و آموزشگاه های خصوصی تدریس می کند. او در گفت و گو با گروه پژوهش های خبری ایرنا در خصوص چرایی اینکه درصد قابل توجهی از مردم ایران توانایی صحبت کردن به زبان انگلیسی را ندارند، نقص سیستم آموزشی در مدرسه ها را بزرگ ترین دلیل عنوان کرد.

عبداللهی گفت: از ابتدای شروع کارم در آموزش و پرورش، این پرسش همیشه برای من و بدون شک بسیاری دیگر از همکارانم مطرح بوده است که چرا بچه ها به این سیستم جواب نمی دهند و با وجود آموزش زبان در سه سال راهنمایی و چهار سال دبیرستان، دانش آموزان ما بعد از فارغ التحصیلی قادر به بیان حتی یک مکالمه ی ساده نیستند؟

وی ادامه داد: یکی از مهم ترین دلایل این مشکل، کتاب های درسی آموزش و پرورش است. خیلی از افراد حاضر در دفتر تالیف کتاب های درسی می دانند که این کتاب ها قدیمی هستند. تا حدی که حتی بسیاری از جملاتی که در کتاب های زبان می بینیم دیگر منسوخ شده و استفاده نمی شوند و کاربردی ندارند. ولی توجهی به این نقص نمی شود. از سوی دیگر این کتاب ها بویژه در سطح های پایین تر و آموزش کودکان، از اصول اولیه ی طراحی برخوردار نیستند و در آن ها هیچ رنگ و عکس و جذابیتی وجود ندارد. بدتر از همه اینکه به نظر می رسد مولفان، این کتاب ها را با پیش فرض اینکه دانش آموزان از قبل بر مبحث هایی نظیر گذشته و قسمت سوم فعل های انگلیسی، فعل های tobe و اصلی، جملات امری، معلوم و مجهول و … آشنایی دارند.

این مدرس زبان انگلیسی یکی دیگر از دلیل های این نقص و شاید مهم ترین آن را تاکید مولفان کتاب های زبان مدرسه ها بر گرامر(دستور زبان) عنوان کرد. عبداللهی توضیح داد: در این کتاب ها تنها چیزی که بر آن تاکید شده، گرامر و تا حدی درک مطلب است و هیچ توجهی به مهارت های گفتاری و شنیداری نشده است.

در صورت وجود نقص در کتاب های درسی، مدرسان این کتاب ها با آگاهی بر نیازهای آموزشی دانش آموزان می توانند این نقص را برطرف کنند. ولی ناتوانی آن ها در برقراری ارتباط و حتی بدتر از آن مسلط نبودن به محتوای درسی که آموزش آن را بر عهده دارند، بدون شک بر این مشکل دامن خواهد زد. در همین راستا عبداللهی، معلمان را ضلع سوم مثلث ناموفق بودن آموزش زبان در مدرسه ها عنوان کرد و گفت: بسیاری از معلمان ما حتی با زبان انگلیسی آشنایی ندارند و خود قادر به تکلم آن نیستند. آن ها هم در سیستم معیوبی آموزش دیده و رشد کرده اند که بر اساس آن، تنها گرامر را یاد گرفته اند و اکنون آن را به دانش آموزان خود نیز آموزش می دهند.

این مدرس زبان انگلیسی با بیان اینکه طی سال های اخیر و در پی نیاز به بازنگری به روش های آموزشی زبان، تغییرهایی در کتاب های مقطع راهنمایی ایجاد شده است، گفت: نقص سیستم در اینجا نیز بجای تاثیر مثبت، تاثیر منفی بر جای گذاشته و این اقدام شتابزده بدون آموزش و برگزاری هیچ دوره یی برای معلمان صورت گرفته است. معلم هایی که عمری بر اساس کتاب های قبلی تدریس کرده اند چگونه باید ظرف مدت کوتاهی، خود را با روش های آموزشی جدید هماهنگ کنند؟

«سید مجید عقیلی» رییس دانشکده ی خبر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز که بیش از ۳۰ سال است در زمینه ی تالیف کتاب های زبان و تدریس این رشته در مقطع های مختلف فعالیت می کند در گفت و گوی خود با پژوهشگر ایرنا، سیستم آموزش و پرورش را بزرگ ترین عامل ناتوانی ایرانی ها در یادگیری کاربردی زبان عنوان کرد و گفت: با وجود هزینه های بسیار زیادی که در آموزش و پرورش صورت می گیرد اما به دلیل ناکارآمدی و بهره وری پایین کسی از این طریق زبان یاد نمی گیرد. تعداد معدودی هم که در دبیرستان های ما در درس زبان مشکلی ندارند افرادی هستند که با منبعی غیر از اساتید، کتاب ها، روش و امکانات مدرسه آموزش می بینند؛ آن ها یا معمولا معلم خصوصی داشته اند یا در کلاس های خصوصی شرکت کرده اند.

عقیلی ضعف سیستم آموزشی زبان در مدرسه ها را یکی از دلیل های استقبال بالای مردم از آموزشگاه های خصوصی بویژه در تابستان ها دانست و در توضیح دلایل این ضعف گفت: نوع کتاب ها، معلم هایی که آن ها را تدریس می کنند، سبک تدریس و … همگی در این ضعف نقش دارند؛ ولی بیش از همه ی این ها نبود انگیزه و ناتوانی در ایجاد آن را دلیل بی میلی به آموزش زبان در دانش آموزان است.

این استاد رشته ی ارتباطات همچنین با تاکید بر اینکه نیاز به زبان به عنوان مقوله یی که در زندگی فردی، شغلی و حتی اجتماعی افراد بسیار تاثیرگذار است و باید در همه ایجاد شود گفت: خیلی افراد به زبان به عنوان یک زنگ تفریح که باید باشد ولی اگر هم نبود اتفاقی نمی افتد نگاه می کنند.

بخش خصوصی، موفق یا شریک در موفق نبودن؟ 

بدون شک بخش خصوصی در ایران در بسیاری از عرصه ها جلوتر از بخش دولتی عمل می کند. این واقعیت در خصوص آموزش زبان نیز مصداق دارد و رشد آموزشگاه های زبان انگلیسی و … طی سال های اخیر، حاکی از برطرف نشدن این نیاز در مدرسه ها است. ولی با وجود این آموزشگاه های زبان که بسیاری از آن ها دارای سابقه ی بالا و حتی پروانه های بین المللی هستند چقدر در کمک به افزایش توانایی مکالمه ی زبان در بین مردم کمک کرده اند؟

عقیلی مدرس زبان در این خصوص گفت: البته که بخش خصوصی نسبت به دولتی موفق تر عمل می کند؛ ولی موضوع این است که ما اکنون افرادی را می بینیم که سال های زیادی است که به آموزشگاه های مختلف می روند ولی باز هم به اندازه یی که انتظار می رود پیشرفت نکرده اند. بنابراین نقص آموزشی در این آموزشگاه ها که مجوز آن ها نیز از آموزش و پرورش کسب می شود وجود دارد. علاوه بر این کشور ما کشوری با مشکل های مالی بسیار زیاد است. بنابراین سیستم آموزشی رایگان است که باید مسوولیت موفق نبودن آموزش را بر عهده بگیرد نه آموزشگاه ها. چراکه ممکن است درصد زیادی از مردم نتوانند در این کلاس ها شرکت کنند.

عبداللهی هم با بیان اینکه متاسفانه طی سال های اخیر، هدف بسیاری از آموزشگاه های زبان صرفا اقتصادی و نه آموزشی شده است افزود: در اغلب آموزشگاه ها دیدگاه صرفتا تجاری حاکم است و صاحبان آموزشگاه در بسیاری از مواقع بجای استخدام مدرسان باتجربه و باسابقه، اساتیدی را از میان شاگردان سطح بالای خود انتخاب می کنند که بتوانند با مبلغ های بسیار کمتری از آن ها استفاده کنند. آن ها حتی در برخی موارد با برگزاری دوره های تربیت مدرس زبان، اقدام به جذب افراد می کنند و با دریافت هزینه های بالا آن ها را ثبت نام می کنند. همه ی این موارد باعث شده است که طی چند سال گذشته کار آموزشگاه ها به شدت افت کند. آن ها با جذب مدرسانی که جلسه یی ۵ تا ۱۰ هزار تومان یا حتی کمتر دستمزد دریافت می کنند تنها به سود اقتصادی خود می اندیشند.

او ادامه داد: مشکل دیگر نبود وحدت رویه است. با وجود اینکه همه ی آموزشگاه های کشور مجوز خود را از آموزش و پرورش دریافت می کنند، هر یک کتاب و روش متفاوتی را برای تدریس انتخاب می کنند. افزون بر این هیچگونه بازرسی محتوایی تخصصی از سوی آموزش و پرورش بر کار آموزشگاه ها صورت می گیرد و اگر هم انجام شود در حد بازرسی های شکلی و کلی است. یعنی ما هرگز نمی بینیم آموزش و پرورش با دعوت از متخصصان حرفه یی آموزش زبان، آن ها را به آموزشگاه ها بفرستد تا به روش های تدریس نظارت کنند.

آموزش هدفدار، کلید حل معما 

«در جهان امروزی، بدون شک مردم هر کشوری برای افزایش توسعه و گسترش تبادل با جامعه ی جهانی در سطح های مخالف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و … به مهارت زبان و بویژه انگلیسی به عنوان یک زبان بین المللی نیاز دارند.» این نکته یی است که عقیلی بر آن تاکید کرد و یکی از مشکل های بزرگ و ریشه ییِ آموزش زبان در کشور را باور نداشتن سیاست گذاران امر به این موضوع دانست.

او گفت: آموزش زبان در کشور ما بدون هیچگونه هدفگذاری انجام می شود و این وضعیت در همه ی حوزه ها به چشم می آید. برای مثال در دبیرستان های خود مشخص نکرده ایم که روش و مبنای آموزشی ما چه باید باشد و نیروهای آموزش دهنده ی آن چگونه باید تربیت شوند.

این مدرس زبان انگلیسی ادامه داد: ما حتی نمی دانیم هدف و اولویت اصلی ما باید آموزش کدامیک از مهارت های زبان باشد. ممکن است برخی ادعا کنند که آموزش های داده شده در مدارس در آینده به دانش آموزان کمک می کند و آن ها قادر خواهند بود با استناد به آن ها انگلیسی صحبت کنند؛ ولی واقعیت این است که با وجود بی توجهی به مهارت شنیداری و نوشتاری و اتکای صرف بر روی گرامر، مردم قادر نخواهند بود انگلیسی صحبت کنند. در نتیجه ی همین سیاست است که ما دانش آموزانی داریم که می توانند به راحتی دستور زبان انگلیسی را برای شما توضیح دهند ولی زمانی که از آن ها بخواهید با استفاده از این دستور زبان ها جمله یی را به انگلیسی ادا کنند نمی توانند.

عبداللهی نیز با اشاره به فقدان هدفگذاری در آموزش زبان گفت: هدفگذاری مسوولان و سیاستگذاران در راستای تقویت مهارت انگلیسی صحبت کردن مردم ایران، باید در بازه ی زمانیِ ۸ تا ۱۲ ساله یی تعیین شود و ما باید آموزش زبان را بصورت کاربردی از کودکستان ها و دبستان ها آغاز کنیم. این اقدام مستلزم این است که ما در همه ی طرح های خود بازنگری داشته باشیم و این بازنگری علاوه بر حوزه ی آموزش بر سایر حوزه ها نیز تاثیرگذار باشد.

عبداللهی در ادامه توضیح داد: برای مثال نمی توان از اصلاح روش های آموزش زبان صحبت کرد و موضوعی نظیر کنکور را نادیده گرفت. مدت ها است که وزارت علوم و آموزش و پرورش از برداشته شدن کنکور صحبت می کنند. با توجه به مشکلات آموزشی که به آن اشاره شد، لازم است تا هرچه زودتر در این خصوص تصمیم گیری شود. ما باید یک سیاست گذاری قوی داشته باشیم که هدف اصلی آن آموزش زبان به شیوه یی باشد که زیر تاثیر آن، زبان آموز قادر باشد با دیگران ارتباط برقرار کند و این آموزش و پرورش است که به عنوان متولی اصلی آموزش در کشور باید زمینه های تحول در این خصوص را ایجاد و آن ها را به سایر نهادها ابلاغ کند.

او همچنین بر این نکته که در هدفگذاری جدید باید زمان بیشتری به زبان در مدرسه داده شود تاکید کرد. عقیلی نیز در پاسخ به اینکه هدفگذاری آموزشی صحیح باید از کجا و چگونه آغاز شود، پیشنهاد شورایی مرکب از اساتید زبان شناسی، علوم تربیتی و مدرسان زبان و روانشناسان تربیتی و مسوولان نهادهای مربوطه را برای تصمیم گیری حرفه یی در این خصوص مطرح کرد.

این عبارت که «زبان فرار است» را همه ی ما بارها شنیده ایم؛ مفهومی که بر لزوم استفاده از مهارت های زبانی و مستدام بودن آموزش حتی خارج از مدرسه یا آموزشگاه اشاره دارد. ولی آیا در صورت هدفگذاری آموزشی صحیح، تصحیح روش های آموزشی در مدارس و پیشرفت دانش آموزان در این حوزه کافی خواهد بود؟

امروزه یکی از شناخته شده ترین روش های آموزش زبان، «home stay» است. در این روش افراد برای یادگیری هرچه بهتر یک زبان خارجی به کشوری که آن زبان در آنجا صحبت می شود سفر می کنند یا مدتی را مهمان خانواده یی که به آن زبان دارند می شوند تا با قرار گرفتن در این محیط فراگیری مهارت گفت وگوی خود را تسریع کنند. این افراد در نتیجه ی گفت و گوی مستمر با افراد خارجی زبان، تماشای برنامه های آن زبان در تلویزیون، گوش دادن به موسیقی آن زبان و … خیلی زود این زبان را فراگرفته و به مرحله ی مکالمه می رسند.

نباید فراموش کرد که همه ی مهارت های گرامر، شنیداری، نوشتاری و … باید در خدمت مکالمه باشند. بنابراین نیازسنجی و هدفگذاری در این حوزه نباید محدود به آموزش صحیح زبان انگلیسی در مدرسه ها باشد. نهادهای مسوول باید برنامه هایی را در راستای فراهم شدن امکان تبادل بیشتر مردم با این زبان اجرایی کنند. بدون شک صدا و سیما می تواند در این خصوص بسیار تاثیر گذار باشد و با پخش فیلم های زبان اصلی در ساعت های مشخص یا برنامه های آموزشی که در آن ها الفبا، مکالمه ی روزمره، لغت های پرکاربرد و … در سطح های مختلف آموزش داده می شود به هرچه راحت تر و موفق تر شدن آموزش رزبان انگلیسی در ایران کمک کند.

منبع:ایرنا

نظرات بینندگان

ارسال نظر