صفحه نخست >> سایر ویژه ها تعداد نظرات: 0

زن و شوهر از يکديگر چه انتظاراتي دارند ؟

رابطه زن و شوهر، در ايده آل ترين حالت ها، رابطه ي يک زوج عاشق پيشه است که دائما در حال برطرف کردن نيازهاي يکديگرند، يک پله پايين تر که بياييم، دوست داشتن و عادت است که باعث مي شود اين زوج در کنار هم آرامش يابند.

کد خبر: 247

شبنم ها/ رابطه زن و شوهر، در ايده آل ترين حالت ها، رابطه ي يک زوج عاشق پيشه است که دائما در حال برطرف کردن نيازهاي يکديگرند، يک پله پايين تر که بياييم، دوست داشتن و عادت است که باعث مي شود اين زوج در کنار هم آرامش يابند.

به طور کلي دوست داشتن، مزه ي زندگي مشترک است که بدون آن روز مردگي نصيب هر دو نفر مي شود، پس بايد بتوانيم در هر لحظه از زندگي مشترکمان، تا جايي که مي توانيم در جهت رفع توقعات و انتظارات طرف مقابل باشيم تا شيريني زندگي در نظرمان بيشتر شود و به قول معروف من آن پسندم که جانانم پسندد.

توقعات مردان ساده است...
هر مرد عادي در رابطه ي ايده آلش، آرزوي همسري به تمام معنا کدبانو را مي کند، که هر روز پس از اينکه به خانه مي آيد، نه تنها شام خوشمزه اي برايش آماده کرده و محيط گرم و مطبوعي فراهم کرده باشد، بلکه راه اتاق خواب را هم با گل سرخ فرش کرده باشد. با اينکه بيشتر زنان امروزي زمان و انرژي کافي ندارند تا به شوهرانشان کمک کنند تا در اين فضاي رويايي زندگي کنند، اما، به طور ميانگين، آنان هم، روياهاي نسبتاً غيرواقعي خود را در ذهن دارند.

امان از اين زنان پر توقع!
زن آرزو دارد همسر عاشق پيشه و حمايت گري داشته باشد که زماني که از سر کار به خانه مي آيد، با يک شاخه گل سرخ(توجه کنيد شاخه گل، نه يک انگشتر الماس!) يا با کلام دلنشين و آگاهانه به او محبت کند.

از راه هاي مختلف و به ميزان متفاوت، زنان مي خواهند شوهرانشان بيشتر شبيه زنان باشند. اکنون که زنان کار مي کنند و از نظر زمان در مضيقه هستند، از مردان مي خواهند تا مسئوليت هاي داخل خانه و رابطه شان را به طور مساوي تقسيم کنند. ديگر براي هيچ مردي کافي نيست که فقط تأمين کننده ي خوبي براي خانواده اش باشد. اگر زن بيرون از خانه هم مانند داخل خانه کار کند، از مرد مي خواهد که او هم در خانه به اندازه ي بيرون کار کند. به عقيده ي او، مرد مي توانست در اين رابطه حضور پررنگتري داشته باشد. مرد بايد شريک غمخواري باشد که به استرس هاي روزانه ي همسرش با علاقه گوش مي دهد و در همه ي وظايف روزانه داخل خانه با او سهيم مي شود. اما مردان هم اولويت هاي خود را دارند. درست مانند زنان که از شوهرانشان مي خواهند با زمان تغيير کنند. شوهران از همسرانشان مي خواهند در رفتار با آن ها مانند مادرانشان در 30 سال پيش يا قبل از آن رفتار کنند!

استرس هنگامي افزايش مي يابد که انتظارات غيرواقعي با واقعيت هاي زندگي مدرن تداخل کند. البته، بيشتر تنش ها ناشي از تغيير زنان است. زنان امروزي دو برابر مادرانشان مسئوليت دارند. آنها نه تنها به سبب کار خارج از خانه، فشار اقتصادي را تحمل مي کنند بلکه يک قانون قديمي و شايد ژنتيکي هم به آن ها مي گويد بايد در خانه کار کنند. بر خلاف مردان، زنان به خاطر غريزه ي مراقبت کردن و خانه داري دروني شان، خواسته ها، آرزوها، نيازها و استانداردهاي ويژه اي دارند که از مادر مادربزرگشان به ارث برده اند.

براي پرهيز از تداخل نقش ها و مسئوليت ها، زنان و مردان فقط مي توانند به درک بهتر همسرشان اميدوار باشند. مردان بايد تشخيص دهند که مسئوليت هايي روي دوش همسرانشان سنگيني مي کند و کوچک ترين کمک از جانب شوهرش مي تواند کارهايش را آساتر کند. همزمان، زنان هم بايد محدوديتهاي مردان در توانايي يا ناتواني در حمايت بيشتر از همسرانشان را تشخيص دهند

زن و مرد در پايان يک روز کاري
بيشتر مردان زيبايي و خانه ي مرتب و منظم را دوست دارند، اما مي توانند وارد خانه ي نامنظم و شلوغي شوند، هم استراحت کنند و هم تلويزيون ببينند. براي هيچ مردي اين موضوع آنقدر هم مهم نيست. براي مرد، استراحت کردن اولويت دارد، بنابراين در حقيقت چيزي به جز مبل در خانه توجهش را جلب نمي کند. در واقع، پس از يک روز طولاني در محل کار مرد نفس عميقي مي کشد و دقيقاً از زماني که به فکر رفتن به خانه است، شروع به استراحت مي کند.

اين قضيه در مورد زنان خيلي فرق مي کند. به مجرد اينکه زن به فکر انجام کارهاي خانه مي افتد، استرسش زياد مي شود. او به فکر ظرف هاي نشسته و لباس هاي کثيفي است که روي هم جمع شده اند. تک تک سلول هاي بدنش مي گويند: «خانه ام بايد پيش از اينکه استراحت کنم، تميز شود.» استراحت؟!

قوانين داخل خانه به ذهنش فشار مي آورند و حس مي کند که اول بايد آن ها را رعايت کند. در طول روز، در ذهنش فهرست بلند بالايي دارد، کارهايي که پيش از اينکه بخواهد کاري ديگر انجام دهد يا از چيزي لذت ببرد، بايد انجام شوند و از اين فهرست خط بخورند، يعني اول کارهاي خانه و بعد کارهاي خودش.

با رفتن از محل کار به سوي خانه، مردان مي خواهند استراحت کنند. اما زنان حس مي کنند زير فشار فهرست کارهايي هستند که هرگز پاياني ندارد. زن دائما با خود مي گويد: او ساعت 5 بعد از ظهر آزاد است پس چرا از وقت آزادش براي کمک کردن در کارهاي خانه استفاده نمي کند. مگر اينجا خانه ي او هم نيست؟ و اينجاست نقطه ي شروع تنش ها...

براي پرهيز از تداخل نقش ها و مسئوليت ها، زنان و مردان فقط مي توانند به درک بهتر همسرشان اميدوار باشند. مردان بايد تشخيص دهند که مسئوليت هايي روي دوش همسرانشان سنگيني مي کند و کار مانع مي شود که زنان بتوانند خانه ي بي عيب و نقصي داشته باشند. زن فشار زيادي را تحمل مي کند. کوچک ترين کمک از جانب شوهرش مي تواند کارهايش را آساتر کند. همزمان، زنان هم بايد محدوديتهاي مردان در توانايي يا ناتواني در حمايت بيشتر از همسرانشان را تشخيص دهند. مرد به آساني نمي تواند به زن تبديل شود.

بيشتر مردان آمادگي ندارند براي همسرانشان شوهراني گوش به فرمان، خوش برخورد و عاشق پيشه باشند. شايد همه ي تلاششان را بکنند تا براي لحظاتي، شايد هم چند سال اول، چنين فضايي رويايي را به وجود آورند.

براي هر مردي غير واقعي است که از زني توقع داشته باشد، بي کمک شوهرش خانه ي زيبايي بسازد خوش شانس، مردي است که مي تواند نيازهاي يک زن را با کمک کردن در کارهاي خانه، خوب ارتباط برقرار کردن و توجهات دائمي عاشقانه درک کند، که در اين صورت، همسرش براي او تبديل به زني واقعاً شاد مي شود.

نظرات بینندگان

ارسال نظر