صفحه نخست >> سایر ویژه ها تعداد نظرات: 2

رمز موفقیت

«مريم ميرزاخاني»،نابغه جهاني رياضيات، چگونه به موفقيت رسيد؟

زماني که مريم ميرزاخاني ۸ ساله بود عادت داشت که موفقيت‌هاي يک دختر قهرمان را پيش خودش تجسم کند. هر شب در رختخواب، قهرمان خيالي او شهردار مي‌شود، به نقط مختلف دنيا سفر مي‌کرد يا در زمينه‌هاي بارز ديگري، موفقيت کسب مي‌کرد.

کد خبر: 1222

زماني که مريم ميرزاخاني ۸ ساله بود عادت داشت که موفقيت‌هاي يک دختر قهرمان را پيش خودش تجسم کند. هر شب در رختخواب، قهرمان خيالي او شهردار مي‌شود، به نقط مختلف دنيا سفر مي‌کرد يا در زمينه‌هاي بارز ديگري، موفقيت کسب مي‌کرد.
امروز، ميرزاخاني يک استاد ۳۷ ساله رياضيات در دانشگاه استنفورد است و هنوز هم در ذهنش داستان‌هايي مي‌نگارد. جاه‌طلبي‌هاي او تغييري نکرده‌اند ولي بازيگران و شخصيت‌ها داستان‌هايش چرا. اين بازيگران حالا سطوح هذلولي، فضاهاي moduli و سامانه‌هاي ديناميک هستند. او بر اين باور است که رياضيات از جهاتي مانند نوشتن يک رمان است:
«شخصيت‌هاي مختلفي وجود دارند و شما بايستي آنها را بهتر بشناسيد. داستان پيش مي‌رود، آنگاه وقتي دوباره به شخصيت‌هاي نگاه مي‌کنيد، مي‌بينيد که نسبت به تلقي اول شما، تغيير کرده‌اند.»
رياضي‌دان ايراني شخصيت‌هايش را هر جا که مي‌رفت با خود مي‌برد، همزمان خطوط داستانش نوشته مي‌شد، داستاني که سال‌ها طول کشيد تا آشکار شود.
او در ميان رياضي‌دان‌ها به اين ويژگي شهرت دارد که کوچک اما سرکش و رام‌نشدني است و دشوارترين سؤالات زمينه مطالعاتي‌اش را با پايداري بسيار دنبال مي‌کند. استاد راهنماي او در مقطع دکترا -کورتيس مک‌مولن- مي‌گويد که او زماني که پاي رياضيات در بين باشد او با بي‌پروايي بسيار جاه‌طلبي دارد.




با صداي آرام و يکنواخت و چشمان خاکستري مايل به آبي‌اش، ميرزاخاني اعتماد به نفس تزلزل‌ناپذيري دارد. در عين حال فروتن است و زماني که از او در مورد سهمش در حل کردن يک مشکل مطالعاتي سؤال مي‌شود، مي‌گويد «اگر بخواهم صادف باشم، فکر مي‌کنم که سهم زيادي نداشته‌ام.» حتي زماني که در ماه فوريه ايميلي به او رسيد که مبني بر دريافت معتبرترين جايزه رياضي دنيا يعني نشان «فيلد» بود، او به سادگي عنوان کرد که شايد ايميلي که دريافت کرده، هک شده باشد و واقعي نباشد!
اما ديگر رياضي‌دان‌ها از کارهاي او را مي‌ستايند. الکس اسکين-رياضي دان مقيم شيکاگو و همکار او – مي‌گويد که تز دکتري او در مورد شمارش حلقه‌ها (لوپ‌ها) روي سطوحي که هندسه هذلولي دارند، بسيار جالب توجه و شايسته درج در کتاب‌هاي درسي رياضي است.
رياضي‌دان ديگر ساکن شيکاگو -بنسون فارب- هم عقيده دارد که يکي ديگر از کارهاي او که در مورد ديناميک سطوح انتزاعي مرتبط با ميزهاي بيليارد است، شايسته دريافت «قضيه دهه» است.


تهران
در کودکي ميرزاخاني، تمايلي نداشت که يک رياضي‌دان شود. هدف نخستين اصلي او اين بود که هر کتابي را که به دستش مي‌رسد، بخواند. او همچنين برنامه‌هاي تلويزيوني که در مورد زندگي زنان مشهوري مثل ماري کوري يا هلن کلر بود، نگاه مي‌کرد، بعدها او رماني درباره ونسان ون گوک به نام «شور زندگي» را خواند. اين داستان‌هاي جس جاه‌طلبي تعريف‌نشده‌اي را در او براي انجام کاري بزرگ در زندگي القا کردند، شايد نويسنده شدن!
ميرزاخاني در شرايط مدرسته ابتدايي را تمام کرد که جنگ ايران و عراق تمان شده بود و فرصت‌هاي براي دانش‌آموزان داراي انگيزه در حال فراهم شدن بود. او در آزمون ورودي مدرسه راهنمايي فرزانگان شرکت کرد. خودش مي‌گويد که خوش‌شانس بوده، چون در شرايطي پا به مرحله نوجواني گذاشت که شرايط پايدارتر شده بودند.
در نخستين هفته‌اي که وارد مدرسه فرزانگان شد، دوست مادام‌العمرش را پيدا کرد -رؤيا بهشتي- او حالا استاد رياضي دانشگاه واشنگتن در سنت لوئيس است.
اين دو دوست عادت داشتند که کتابفروشي‌ها نزديک مدرسه را جستجو کنند، از آنجا که زير و رو کردن کتاب‌ها در کتاب‌فروشي‌ها با نارضايتي کتابفروش‌هاي همراه بود، آنها مجبور بودند که به صورت تصادفي کتاب‌ها را بردارند و بخرند.
اما جالب است بدانيد که در سال اول وضعيت رياضي ميرزاخاني چندان جالب نبود، طوري که معلم رياضي او را صاحب نبوغ خاصي تشخيص نمي‌داد. ميرزاخاني به همين خاطر علاقه‌اش را به رياضي از دست داد. سال بعد او معلمي داشت که مشوق‌تر بود، عملکرد او در رياضي به شيوه چشمگيري بهتر شد. در سال دوم ديگر او مبدل به يک ستاره شده بود.
در مقطع دبيرستان او ميرزاخاني و بهشتي به دبيرستان فرزانگان رفتند و در آنجا بود که آن دو زماني تصميم گرفتند که مسئله‌هاي المپياد انفورماتيک را با هم حل کنند، آنها مي‌خواستند ببينند که چقدر توانايي حل اين دست مسائل را دارند، براي همين به صورت مشترک روي آنها کار کردند و توانستند سه مسئله از شش مسئله را ظرف چند روز حل کنند، البته در آزمون واقعي، هر شرکت‌کننده تنها ۳ ساعت وقت براي حل کردن مسائل داشت.
با هدف کشف توانايي‌هاي خودشان در رقابت‌هاي مشابه، آن دو پيش مسئولان دبيرستان رفتند و خواستند که کلاس‌هايي براي حل مسائل المپيادها در دبيرستان تشکيل شود، مثل همان‌هايي که در دبيرستان‌هاي پسرانه برگزار مي‌شد. خوشبختانه مدير دبيرستان شخصيت بسيار قوي‌اي داشت، او به ميرزاخاني اطمينان داد که با وجود اينکه تا آن زمان هيچ دختري نتوانسته بود وارد تيم المپياد رياضي ايران شود، ميرزاخاني شايستگي مبدل شدن ورود به اين تيم را دارد.
در سال ۱۹۹۴، ميرزاخاني و بهشتي در ۱۷ سالگي وارد تيم المپياد رياضي ايران شدند. ميرزاخاني در نهايت مدل طلاي المپياد را دريافت کرد.
هاروارد
اما گرفتن مدال طلاي المپياد، لزوما تضمين‌کننده موفقيت در پژوهش‌هاي رياضي نيست. در مسابقات رياضي، کسي مي‌آيد و يک مسئله را با يک پاسخ هوشمندانه طراحي مي‌کند، اما وقتي وارد پژوهش واقعي مي‌شويم با مسائلي روبرو مي‌شويم که اصلا ممکن است پاسخي نداشته باشند. اما ميرزاخاني برخلاف ديگر افراد موفق در المپيادها، توانايي ايجاد نگرش خاص خود را داشت.
ميرزاخاني بعد از حضور در دانشگاه شريف در سال ۱۹۹۹، به دانشگاه هاروارد رفت و در آنجا در همايش مک‌مولن شرکت کرد. در آغاز او چيز زيادي از مسائلي که مک‌مولن مطرح مي‌کرد، درک نمي‌کرد، اما شيفته زيبايي مسئله يعني هندسه هذلولي‌ها شده بود. او به دفتر مک‌مولن مي‌رفت و او را با سؤالات زياد بمباران مي‌کرد، سؤالاتي که با عجله به زبان فارسي نوشته بود.
او در ذهنش تصويري از مسائل را مجسم مي‌کرد و بعد به دفتر مک‌مولن مي‌آمد و شرحشان مي‌داد. ميرزاخاني شيفته سطوح هذلولي شده بود -سطوحي به شکل دونات با دو يا تعداد بيشتري حفره.
يک قرن است که اين سطوح مورد توجه شاخه‌هاي مختلف دانش رياضي يا حتي فيزيک قرار گرفته‌اند. اما در اين مدت به بسياري از سؤالات در زمينه اين سطوح پاسخ داده نشده است، يکي از اين سؤالات در مورد خطوط مستقيم يا geodesic ها روي سطوح هذلولي است.
يک سطح هذلولي را در ذهن تصور کنيد و بعد خطوط مستقيمي را در نظر بياوريد که دو نقطه دلخواه آن را به هم متصل مي‌کنند، حالا به نظرتان چطور مي‌شود، تعداد خطوط مستقيمي را مصاحبه کرد که طول مشخصي داشته باشند؟
ميرزاخاني در تز سال ۲۰۰۴ در مورد همين خطوط کار کرده بود. تز او در قالب سه مقاله در سه نشريه معتبر رياضي چاپ شد.
ميرزاخاني خودش را رياضي‌دان کُندکاري مي‌داند، او دوست دارد که سال‌ها به صورت عمقي روي مسائل کار کند. مسائلي وجود دارند که بيش از يک دهه روي آنها کار کرده است. او هرگز نااميد نمي‌شود و آهسته و پيوسته روي مسائل کار مي‌کند.
راهبرد آهسته و پيوسته او به زندگي‌اش هم تعميم يافته است
جان وندراک -همسر ميرزاخاني که دانشمند علوم کامپيوتر تئوريک در مرکز پژوهشي IBM در سن خوزه است- روزي را به ياد مي‌آورد که با او براي دويدن به بيرون رفته بودند، جان آن زمان بسيار روي فرم بود، ما ميرزاخاني ناآماده بود، جان نيم ساعته ورزشش را تمام کرد، اما ميرزاخاني هنوز با همان شتاب آهسته به دويدن ادامه مي‌داد.
ميرزاخاني عادت دارد که هنگام کار طراحي‌هاي و تجسماتش را روي کاغذ بکشد. او تکه کاغذهاي بسيار بزرگي را روي کف اتاق مي‌گذارد و بعد ساعت‌هاي طولاني نقش‌هايي روي آنها مي‌کشد که در نگاه اول يکسان به نظر مي‌رسند. جان وندراک خودش نمي‌داند که چطور ميرزاخاني با اين سبک کار مي‌کند اما مهم اين است که در نهايت اين شيوه کاري، به نتيجه مي‌رسد. شايد زمينه تحقيقاتي ميرزاني آنقدر انتزاعي و پيچيده هستند که راه‌هاي روتين حل قدم به قدم مسائل، در مورد آنها پاسخگو نباشد.
به تصوير کشيدن مسائل، براي ميرزاخاني نسبت به روي کاغذ آوردن همه جزئيات بسيار کاراتر است.
ميرزاخاني مي‌گويد که دختر سه‌ساله‌اش -آناهيتا- وقتي که او کار مي‌کند مي‌گويد: «اوه! مامان بازم نقاشي مي‌کشه!» شايد اين کودک فکر مي‌کند که مادرش نقاش است!
زمينه تحقيقاتي ميرزاخاني با قسمت‌هاي مختلف رياضيات مثل هندسه تفاضلي، تحليل‌ پيچيده و سامانه‌هاي ديناميک مرتبط است.
در سال ۲۰۰۶، ميرزخاني توانست مسئله دشواري را حل کند: بر سر سطوح هذلولي چه مي‌آيد وقتي هندسه آنها با مکانيسم‌هاي شبيه زلزله تغيير شکل پيدا مي‌کند؟!
مسئله دشوار بعدي اين بود: پيشبيني شيوه حرکت و نحوه رفتار يک توپ بيليارد روي ميزي که به جاي شکل معمول به صورت چندضلعي است. يک قرن پيش بود که رياضي‌دان‌هاي پيدا شدند که اين مسئله ظاهرا آسان را مطرح کردند، اما در اين يک قرن پاسخ سرراستي براي اين مسئله پيدا نشده بود، تا اينکه در سال‌هاي ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ ميرزاخاني، اسکين و امير محمدي موفق به حل آن شدند.

يک پزشک/

نظرات بینندگان

  • آرزو

    | |

    با سلام میشه جزییات بیشتری از موفقیت ایشون برام ارسال کنید ممنون

  • آرزو

    | |

    با سلام میشه جزییات بیشتری از موفقیت ایشون برام ارسال کنید ممنون

ارسال نظر