صفحه نخست >> بین الملل تعداد نظرات: 0

چرا پوتين به مصر السيسي کمک ميکند؟

منطقه خاورميانه چهار رکن اساسي دارد که در تعيين مناسبت‌هاي اجزاي مختلف داخلي آن و رويکردهاي تعاملي با خارج از اين منطقه نقش سرنوشت سازي دارند. اولين ساختار که طبيعي و مادي است، ذخاير گسترده نفت و گاز در منطقه است، ساختار دوم که جغرافيايي و انساني است، به فلسطين اشغالي و وجود رژيم اشغالگر قدس مربوط مي‌شود و ساختارهاي بعدي عربيت و اسلام است که ارثيه تمدني و تاريخي اين منطقه به حساب مي‌آيند، اين چهار شاخص همواره در درگيريها و تعاملات منطقه‌اي حايز اهميت بوده و در ترسيم موازنه‌هاي قدرت منطقه‌اي نقش اساسي داشته‌اند.

کد خبر: 3991

مطلبي که مي خوانيد در مشرق منتشر شده و انتشار آن الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.

------------------------------------
منطقه خاورميانه چهار رکن اساسي دارد که در تعيين مناسبت‌هاي اجزاي مختلف داخلي آن و رويکردهاي تعاملي با خارج از اين منطقه نقش سرنوشت سازي دارند. اولين ساختار که طبيعي و مادي است، ذخاير گسترده نفت و گاز در منطقه است، ساختار دوم که جغرافيايي و انساني است، به فلسطين اشغالي و وجود رژيم اشغالگر قدس مربوط مي‌شود و ساختارهاي بعدي عربيت و اسلام است که ارثيه تمدني و تاريخي اين منطقه به حساب مي‌آيند، اين چهار شاخص همواره در درگيريها و تعاملات منطقه‌اي حايز اهميت بوده و در ترسيم موازنه‌هاي قدرت منطقه‌اي نقش اساسي داشته‌اند.
در عرصه نفت، عربستان سعودي بيشترين حرف را براي گفتن دارد، ايران در ابعاد نفتي و اسلامي برجسته ترين کشور منطقه است، اين کشور در موضع گيري نسبت به رژيم صهيونيستي نيز نقش اساسي ايفا مي‌کند. ترکيه در اين ميان سعي دارد خود را به عنوان الگويي براي اسلام البته از نوع "اسلام متمدن" که مدعي آن است، معرفي کند. آنکارا به دنبال تبديل شدن به قطب جهان اهل سنت است.

مصر از نادر کشورهاي منطقه‌اي است که در هر 4 مورد از ساختارهاي موازنه هاي منطقه‌اي دستي بر آتش دارد، البته نقش محوري مصر در موضوع درگيري‌هاي عربي و اسرائيلي بوده که گاهي به صورت مثبت و در مقطعي نيز به صورت منفي عمل کرده است. اين 4 مشخصه با ويژگي‌هاي خاص جغرافيايي و ادعاي ميانجگري اين کشور در درگيري هاي فلسطيني – اسرائيلي باعث شده موقعيت خاصي به اين کشور در معادلات منطقه اي داده شود.

از سوي ديگر رشد سريع جمعيت و رسيدن آن به مرز صد ميليون نفر که در دو قرن اخير معدل بالايي نيز داشته به همراه دستاوردهايي اقتصادي و آموزشي و توسعه‌اي که اين کشور در دهه‌هاي اخير تجربه کرده، نقش زيادي در تثبيت موقعيت منطقه‌اي مصر داشته است.

تلفيق قدرت مصر در چهار شاخص معادلات منطقه‌اي با ساختارهاي ژئوپلتيک، جمعيتي، نظامي، اقتصادي و سياسي باعث شده اين کشور موقعيت خوبي در منطقه به دست آورد، البته اوج اين محبوبيت در دوره رياست جمهوري جمال عبدالناصر بود و بعد از آن با افول نقش مبارزاتي مصر در برابر رژيم صهيونيستي در دوران انور سادات و حسني مبارک، سير قهقرايي اين کشور آغاز شد. به همين علت دوره سالهاي 1954 تا 1974 به دوره طلايي در تاريخ معاصر مصر معروف است.

با انقلاب مصر که دهها سال پس از آغاز افول نقش بين‌المللي مصر در معادلات منطقه‌اي به علت وابستگي به آمريکا و رژيم صهيونيستي انجام شد، اين کشور بار ديگر در کشمکش رقابت‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي قرار گرفت و سعي کرد خود را به ويترين تاثير گذاري سياسي منطقه بازگرداند.

جايگاه خوب مصر در معادلات جهاني همانطور که برگه‌هاي قدرت براي اين کشور ايجاد کرده، به همان نسبت آن را در معرض توجه بين‌المللي قرار داده است. بازيگران منطقه‌اي و جهاني بر اساس منافع و آرمان‌هاي خود ديدگاه‌هاي خاصي نسبت به مصر دارند که عده‌اي از آنها را بر مي شماريم.

محور مقاومت منطقه
محور مقاومت منطقه مصر را از قديمي‌ترين کشورها و پيشرو ترين آنها در روند مبارزه با دشمن اسرائيلي مي‌داند و معتقد است که انقلاب مردمي در اين کشور بعد از سالها وابستگي و تبعيت محض از غرب مي‌تواند دوران درخشان مصر را به آن بازگرداند. اين محور با اشاره به موقعيتي ويژه ژئوپلتيک مصر اعتقاد دارد که بازگشت مباني ضد صهيونيستي به ميز کاري سياستمداران مصري روند پيروزي‌هاي امت عربي و اسلامي در برابر اسرائيل را تسريع بخشيده و به چالش‌ها و بحران‌هاي منطقه‌اي پايان خواهد داد.

عربستان سعودي
رياض به دنبال اين است که مصر را به اردوگاه خود در مبارزه با ايران بکشاند، اين کشور سعي دارد به قاهره اينگونه القا کند که همانطور که جريان اسلام سياسي و اخواني‌ها را تهديدي براي خود به حساب مي‌آورند، اسلام شيعي نيز جزو تهديدات راهبردي آنها به شمار مي رود. کمک‌هاي مالي فريبنده رياض به قاهره نيز در راستاي مجبور کردن اين کشور به در پيش گرفتن اين رويکرد بود، البته مصر نشان داده که فارغ از موضع گيري‌هاي جانبدارانه و افراطي در اردوگاه هاي غرب و شرق به دنبال تامين منافع مادي خود است و نمي‌خواهد به سمت اين کشمکش ها کشيده شود، سفر عبدالفتاح السيسي رئيس جمهور مصر به روسيه و قراردادهاي متعدد قاهره با مسکو مويد اين مطلب است.

ترکيه
تغيير کودتا گونه حاکميت مصر در ژوئن سال گذشته به تغيير عميق مواضع ترکيه در قبال مصر منجر شد، حاکميت اسلام‌گراي رجب طيب اردوغان در ترکيه که تقريبا حمايت‌هاي خود در مصر را منحصر به اخوان المسلمين کرده و با هيچ جريان ديگري ارتباط نداشت، به شدت از روندي که آن را کودتاي نظامي بر ضد دولت مشروع مصر مي ناميد، انتقاد کرده و شديدترين مواضع را بر ضد آن‌ها گرفت.

آمريکا و اروپا
همانطور که مشرق عربي و عربستان سعودي و ايران و ترکيه هر کدام به دنبال کشاندن مصر به سمت سياست‌هاي خود هستند، غرب با وضوح و جديت بيشتر اين روش را دنبال مي‌کند، آن ها منافع زيادي را در قاهره دنبال مي‌کنند که در شاخص‌هاي چهارگانه موازنه قدرت در مصر از جمله همسايگي با سرزمين‌هاي اشغالي و ميانجگري در منازعات بين‌المللي گروه‌هاي فلسطيني با اسرائيل خلاصه نمي‌شود.
آن‌ها بر اساس معاهده کمپ ديويد به دنبال تامين نيازهاي رژيم صهيونيستي به منابع انرژي از طريق مصر هستند حفظ امنيت اسرائيل و اعطاي عنوان دولت يهودي به اين رژيم اشغالگر از ديگر مأموريت‌هايي است که غرب از قاهره خواسته آن را دنبال کنند. آرام کردن جبهه مقاومت در مقابله با اسرائيل از ديگر مطالبات غربي از مصر در روند مذاکرات است، البته با وجود بي اعتمادي گروه‌هاي مقاومت به سران کنوني مصر به نظر نمي‌رسد اين مطالبات موفقيت زيادي کسب کند.
غرب همچنين به دنبال تسلط غير مستقيم خود بر کانال سوئز است تا بتواند تنها آبراهه اقتصادي ترانزيت نفت خليج فارس به کشورهاي اروپايي و آمريکا را تحت کنترل خود داشته باشد.
منطقه شمال آفريقا و خاورميانه بويژه مصر مکمل ژئوپلتيک و ژئو استراتژيک آمريکاست. نکته مهم اينکه اين مکمل استراتژيک اين است که حداقل تا چند دهه آينده غيرقابل جايگزين بوده و از اين رو اين کشور به همراه عربستان، پس از رژيم صهيونيستي بزرگترين متحد استراتژيک آمريکا در منطقه هستند.

بيشترين کمک‌هاي نظامي، سياسي و اقتصادي آمريکا از سال ۱۹۸۱، يعني از زمان ترور انور سادات تاکنون يعني طي ۳۰ سال گذشته به رژيم مصر به خاطر امضاء قرارداد کمپ ديويد بوده است. اين کمک‌ها تقريباً معادل ۳ ميليارد دلار کمک بلاعوض بوده که حدود ۲ ميليارد دلار آن به ارتش مصر واگذار مي‌شد.

به طور خلاصه مي توان گفت پيشگام بودن در پذيرش موجوديت رژيم صهيونيستي و تلاش براي تسري اين رويه به ديگر کشورها، تقويت مالي و لجستيکي از جناح سازشکار در فلسطين، کمک اطلاعاتي و امنيتي به ايالات متحده و غرب در جلوگيري از تهديدات احتمالي عليه منافع حياتي آمريکا در شمال آفريقا و منطقه خاورميانه، شکل دهي محور سازش به همراه اردن و عربستان در مقابل محور مقاومت، کنترل جنبش مقاومت و همکاري با اسرائيل در نابودي آنها با بستن گذرگاه رفح و ايجاد و گسترش گفتمان ايران هراسي و شيعه هراسي با همکاري ملک عبدالله اردن در بحث هلال شيعي از ديگر کارکردهايي است که دولت مصر در طول دهه هاي اخير همکاري با آمريکا براي اين کشور داشته است.

روسيه
مسکو علاقه زيادي دارد که بعد از دهه 50 و 60 قرن گذشته بار ديگر نفوذ خود در آفريقاي شمالي را از طريق مصر دنبال کند. کمک‌هاي گازي و تجهيز ارتش مصر به سلاح‌هاي روسي و صادرات مختلف از جمله ابزارهاي مسکو در بهره برداري از اين اهرم فشار است. مسکو با ايجاد برگه هاي جايگزين در قبال بحران اوکراين و سوريه به دنبال تشديد فشار بر غرب است تا بتواند در مواقع لزوم از آن‌ها امتياز گيري کند.
مسکو همچنين با اين اقدام به دنبال از بين بردن تاثيرات تحريم‌هاي اقتصادي اروپا و آمريکا بر اقتصاد خود است. از سوي ديگر قاهره نيز خواستار شکستن انحصار خريد تجهيزات از آمريکاست تا اندکي از زير فشارهاي ديپلماتيک اين کشور خارج شود. به اين ترتيب به نظر مي‌رسد فضاي گسترده‌اي براي تعميق مناسبات دو جانبه بين قاهره و مسکو وجود دارد، اما خطر اساسي که در اين راستا وجود دارد، لابي آمريکايي و فشار آن‌ها بر مقامات مصري است که احتمالا با ابزارهاي خود به دنبال بازگرداندن اين کشور به سلطه خود است.

قوميت گراهاي عرب
قوم‌گراهاي عرب زبان، شخصيت‌ها و جريان‌هايي هستند که به دنبال تحقق پروژه وحدت عربي بر اساس محتواي فرهنگي و تاريخي جهان عرب و عرب زبانان هستند. البته اين قوم گراها بيشتر شامل دولت‌هاي منطقه‌اي بويژه حاشيه خليج فارس هستند که مصر و آفريقاي شمالي را در خارج از حيطه خود مي‌دانند، اين جريان که لزوما مواضع دولت‌هاي خود را نيز قبول ندارند، موضع مصر و رئيس جمهور اين کشور در برابر تجاوز رژيم صهيونيستي به نوار غزه را خفت بار ارزيابي و اعلام کردند خيزش‌هاي عربي آن را رد مي‌کنند.
آن‌ها معتقدند که مصيبت هاي معاهده کمپ ديويد براي مصر در زمينه سازش با اسرائيل باعث اختلال آشکار در موازنه تسليحاتي و استراتژيک اين کشور با صهيونيست‌ها شد که در صورت نيت خوب مقامات مصري زمان طولاني براي جبران آن نياز است.
قوم گراهاي عرب که نحله‌هايي از ميراث بازمانده عبدالناصر هستند، خواستار نقش آفريني مصر براي مقابله با دشمن صهيونيستي هستند و دوست دارند اين کشور بار ديگر مانند دهه 50 و 60 پيشگام مبارزه با دشمن صهيونيستي باشد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر