صفحه نخست >> بین الملل تعداد نظرات: 0

عربستان - ايران و آلترناتيو مذاکره مستقيم

نفت به‌عنوان يکي از منابع اصلي درآمد کشورهاي منطقه در تأمين ثروت ملي درعين حال نقش تعيين‌کننده‌اي در تدوين بودجه سالانه و نيز نرخ رشد اقتصادي کشورهاي واقع در اين حوزه جغرافيايي دارد. علاوه بر اين نقش و جايگاه نفت در سرنوشت اقتصاد جهاني و...

کد خبر: 3259

روزنامه ایران // نفت به‌عنوان يکي از منابع اصلي درآمد کشورهاي منطقه در تأمين ثروت ملي درعين حال نقش تعيين‌کننده‌اي در تدوين بودجه سالانه و نيز نرخ رشد اقتصادي کشورهاي واقع در اين حوزه جغرافيايي دارد. علاوه بر اين نقش و جايگاه نفت در سرنوشت اقتصاد جهاني و نيز مناسبات ژئواکونومي نظام بين‌الملل غيرقابل انکار است. کشورهاي حوزه خليج فارس متشکل از هشت کشور ايران، عراق، کويت، عربستان، بحرين، قطر، امارات متحده عربي و عمان با اختصاص حدود 679 ميليارد بشکه ذخيره اثبات شده نفتي (نزديک به 66 درصد از کل ذخاير نفت جهان) و 1918 تريليون فوت مکعب ذخيره گازي (35 درصد کل ذخاير گازي جهان) بزرگترين مخزن انرژي جهان هستند. عربستان با 22 درصد و ايران با 5/11 درصد از سهم جهاني در منطقه بيشترين سهم را دارا هستند. در مجموع کل نفت خام توليدي جهان نزديک به 3/79 ميليون بشکه در روز است که کشورهاي منطقه نزديک به 6/18 ميليون بشکه در روز و کمابيش 23 درصد از نفت مصرفي جهان را تأمين مي‏کنند. البته پيش‌بيني شده است که سهم توليد نفت خليج فارس در کل توليد نفت جهاني تا سال دو هزار و بيست به سي و سه درصد افزايش يابد.
نقش ذخاير عظيم نفتي و اهميت اين کالاي استراتژيک در سبد انرژي و نظام اقتصاد جهاني و ضرورت تضمين صدور آن سبب شد تا منطقه تحت سيطره دو قلمرو ايراني و عربي به‌عنوان يکي از مهم‎ترين مراکز ثقل مناسبات ژئوپليتيکي و بين‎المللي (که از ديرباز عرصه رقابت ژئوپليتيکي گسترده‎اي ميان کشورهاي ساحلي و قدرت‎هاي بزرگ جهاني بوده است) به کانون مهم رقابت قدرت‌هاي جهاني تبديل و در نظريه‌هاي ژئوپليتيکي از جايگاه برجسته و راهبردي برخوردار گردد و قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي نيز توجه ويژه‏اي به آن داشته باشند. اين خود دليل و بهانه را براي حضور قدرت‌هاي جهاني بخصوص امريکا و دست‌اندازي آنها در روابط بين کشورهاي منطقه جهت حصول منافع حداکثري و تأمين ارزان و آسان نفت فراهم کرد. اما به هر حال موقعيت ژئوپليتيک مشترک و کالاي استراتژيک نفت فرصت مناسبي را براي کشور‌هاي منطقه نيز فراهم کرده و باعث شد تا تعاملات جهاني در اين حوزه براي دولت‌هاي مذکور رقم بخورد که اين کشورها مي‌توانستند در صورت مديريت مناسب و در قالب هم افزايي از آن به‌عنوان عنصر مثبت در روابط و تحقق مطالبات خود در نظام بين‌المللي بهره‌برداري نمايند. اما بواسطه برخي سوء تدبيرها و نيز اختلافات دروني منطقه‌اي بيش از آنکه نيروهاي داخلي در تدوين سياست و راهبردهاي مربوط به مديريت بازار بين‌المللي نفت شرکت داشته باشند، قدرت‏‎هاي خارجي بويژه امريکا ايفاي نقش مي‌نمايند.
بر اين باورم که در منطقه زمينه‏هاي مشترک بسياري براي همکاري وجود دارد و سه فاکتور برجسته يعني دين مشترک، ژئوپليتيک مشترک و نفت بسترهاي مناسبي را براي همگرايي ميان دولت‌هاي منطقه فراهم مي‌آورند. اما به موازات اين نقاط مشترک تهديدات مشترکي از جمله تروريسم و افراط‌گرايي وجود دارند وتجربيات گذشته نشان داد کشورهاي واقع در اين حوزه جغرافيايي اين قابليت را دارند که با تکيه بر اين مشترکات و حرکت در يک چارچوب هماهنگ بر مشکلات غلبه نمايند
و با همپوشاني و هم افزايي امکانات اقتصادي و پشت سر نهادن بحران کنوني قيمت نفت در جهت رشد و شکوفايي منطقه و شکل دهي اقتصادي پايدار گام بردارند تا ثمرات ملموس آن را در زمينه‌هاي مختلف از جمله تأثير‌گذاري مستقيم در بازار بين‌المللي نفت حصول نمايند. اين هماهنگي در دوره‌هاي مختلف در تعيين قيمت نفت و کنترل و مديريت توليد و صادرات بخوبي جواب داده است.
متأسفانه کشورهاي منطقه تحت تأثير عوامل ثانويه‌اي چون دخالت قدرت‌هاي جهاني، فقدان نظام مبتني بر همکاري، بروز و دامن زدن به تنش، پردازش به مسائل اختلاف برانگيزي چون بافت جمعيت، ساختار اقتصادي و سياسي متفاوت اختلافات را تشديد کرده‌اند که اين معضل اساسي کشورهاي فوق به موازات قدرت نامتقارن بازيگران منطقه‏اي در مقايسه با قدرت‏هاي فرامنطقه‏اي در تمامي ابعاد سياسي، اقتصادي، تکنولوژيکي باعث شده است تا نتوانند راهبرد مشخص و هماهنگي در زمينه تنظيم بازار بين‌المللي نفت تدبير و اجرايي کنند. اين تعارض در قالب آميزه‏اي از تکروي‌ها در سياست نفتي، واگرايي در سياست‌هاي اقتصادي و امور منطقه‏اي و تلاش براي برقراري پيوند با يک نيروي فرامنطقه‏اي بروز يافته و توانايي دولت‎ها براي مديريت نهادي مناقشه‎ها و برقراري هماهنگي را زايل نموده است. به موجب اين عوامل شاهد بروز و تشديد اختلافات و به تبع آن نوسانات جدي در بازار بين‌المللي نفت مي‌باشيم که منجر به سقوط شديد قيمت اين کالاي استراتژيک که اقتصاد عمده کشورهاي منطقه به آن وابسته است شد. در چنين فضايي در خصوص دلايل سقوط اخير قيمت نفت دو ديدگاه کاملاً متضاد مطرح شد. عده‌اي آن را توطئه سياسي براي ايجاد فشار عليه برخي از کشورهاي توليد‌کننده نفت تلقي کرده و مبناي اقتصادي براي آن قائل نيستند لذا چنين اقدامي زمينه بي‌اعتمادي را گسترش داده و مشکلات منطقه‌اي را تشديد کرده است. اين گروه وضعيت جديد را مرهون همکاري و توطئه آشکار برخي از کشورهاي منطقه با قدرت‌هاي بين‌المللي براي حصول به اهداف سياسي و استراتژيک به منظور تحت فشار قراردادن جناح رقيب تلقي مي‌نمايند که اثر آني و بلافاصل آن اتلاف انرژي جهان اسلام و از بين بردن منابع درآمدي کشورهاي اسلامي است.
در مقابل عده‌اي ديگر که نقش قابل توجهي در بروز وضعيت فعلي بازار بين‌المللي نفت دارند ضمن رد نظر گروه اول کاهش اخير قيمت نفت را کاملاً اقتصادي وتوجيه پذير مي‌دانند و مبناي سياسي براي آن قائل نيستند. اين گروه، راهبرد مقابله با پيدايش رقباي جديد در بازار نفتي به مثابه آنچه که در قالب تکنولوژي‌هاي نوين قابل حصول است را در تصميم به حفظ عرضه فعلي نفت مؤثر مي‌دانند و در تبيين استلال‌هاي خود به نقش کشورهاي مستقل و خارج از اوپک در عرضه نفت و همچنين نفت صخره‌اي امريکا و حتي تصميم اخير دولت اوباما بعد از چهل سال جهت آزادي صدور توليد نفت سنگين با هزينه‌هاي قابل تأمل اعلام مي‌کنند و استناد مي‌کنند چنانچه اوپک با انجام اين تاکتيک نفتي نتواند کنترل اوضاع را در دست گيرد به ناچار مي‌بايست در آينده فشارهاي شديدي را در بازار در نتيجه ورود رقباي جديد نفتي تحمل کنند که اثرات سوء آن به مراتب بيشتر از آثار کنوني ناشي از افت شديد قيمت نفت است.
به هرحال دو ديدگاه اصلي مورد اشاره اکنون بر رويکرد و رفتارهاي عملي معتقدين به دو برداشت مزبور سايه انداخته است که نتايج ملموس آن افزايش تنش و بي‌اعتمادي و عدم اتخاذ راهبرد مناسب براي مديريت و کنترل بازار نفت است زيرا با گذشت زمان خصومت جايگزين تنش و تشنج خواهد شد و هزينه‌ها براي هرگونه تحرک آتي ايجابي را افزايش خواهد داد. کشورهاي توليد‌کننده نفت منطقه بازنده اصلي وضعيت مزبور هستند اين موضوع بخوبي خود را در تدوين بودجه سال آتي آنها نشان داده است.
صرفنظر از برداشت متفاوت، مديريت بازار و ضرورت ممانعت از گسترش زيان‌هاي سياسي و اقتصادي ايجاب مي‌کند تا کشورهاي توليد‌کننده بويژه کشورهاي منطقه با گشودن کانال‌هاي صريح براي گفت‌و‌گوي مستقيم و تدوين پايه‌ها و معيارها براي گذر از وضعيت موجود در نزديکترين زمان ممکن اقدام نمايند. اين کشورها مي‌توانند با بروز عيني مراتب عدم رضايت از وضعيت پيش آمده ضمن تأکيد بر عوامل مغفول مانده همگرايي منطقه‌اي بر اساس مؤلفه‌هايي چون دين مشترک (باوجود تفسير و قرائت‌هاي مختلف)، ژئوپليتيک مشترک، نفت و منابع انرژي که هويت و بقاي کشورهاي مذکور بدان وابسته است از اين عناصر به‌عنوان زمينه‌هاي بالقوه تحقق همگرايي و ممانعت از شرايط و عواقب غير قابل تصور بهره‌برداري نمايند. دولت‌هاي منطقه مي‌‏توانند با طراحي الگوي همگرايي در ابعاد سياسي، اقتصادي وحتي سياست خارجي ضمن حفظ حاکميت ملي در عين حال امکانات و مقتضيات اقتصادي و سياسي خود را جهت سازماندهي معادلات اين منطقه به‌کار گيرند و در ارتقاي جايگاه بين‌‏المللي آن نقش محوري ايفا نمايند. در اين صورت قادر خواهند بود ضمن خنثي‌سازي استراتژي‌هاي امنيتي و اقتصادي قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي ازجمله ‌امريکا در ممانعت از شکل‌گيري و تحکيم همگرايي منطقه‌اي، مبادرت به رفع سوءظن و ترديد کشورهاي عضو نسبت به يکديگر و تأثيرپذيري از ذهنيت تاريخي مبتني بر مناقشات بين اعضا خواهند نمود.
رفع سوءظن‌ها و تنش‌ها، تلاش براي اشتراک مواضع و اتخاذ رويکرد مشترک و پرهيز از دامن زدن به مسائل اختلاف برانگيز گام‌هاي بلندي است که اين کشورها مي‌توانند براي عبور از مراحل فعلي تنش زا در راستاي اتفاق و همگرايي بردارند. براي رسيدن به اين مهم نقش ايران و عربستان به عنوان دو کشور برجسته و مهم جهان اسلام و منطقه که از ماهيت تأثير‌گذاري گسترده‌اي در ميان ساير کشورهاي منطقه برخوردار هستند ضروري به نظر مي‌رسد، لذا اين دو کشور تأثير‌گذار منطقه‌اي مي‌بايست فراتر از تحرکات مطبوعاتي و با بسنده کردن به بستر رسانه‌اي جهت انتقال پيام به يکديگر که به حل بحران کمک نکرده و بلکه رسيدن به يک تفاهم و ديدگاه مشترک را براي مقابله با بحران کنوني دچار مشکل مي‌سازد و دو کشور همسايه را از يکديگر دور مي‌کند، آلترناتيو گفت‌و‌گوي مستقيم را انتخاب کنند چرا که تفاهم و نزديکي اين دو کشور با توجه به پارامترهاي ذکر شده در حل اختلافات و سوءتفاهمات کمک‌کننده راهبردي به نظر مي‌رسد و مي‌تواند همراهي ديگر کشورهاي منطقه را در پي داشته باشد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر