صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

دکتر انتظاری، استاد دانشگاه علامه طباطبایی

شبیخون تبلیغات بازرگانی به احساس رضایت جامعه

در ابتدا باید تحولی در رسانه ها صورت گیرد، رسانه ها با تبلیغات شدید، توقع بسیاری در جامعه ایجاد می کنند. این باعث عدم مدیریت نیازهای جامعه می شود. رسانه های ما مدام در حال تبلیغ مصرف و مصرف گرایی هستند در حالی که هیچ تبلیغ و هیچ برنامه ای برای قناعت مشاهده نمی شود. رسانه ها باید برای قناعت و قناعت کردن تبلیغ کنند. در سراسر شهر از تبلیغات شرکت های مختلف پر است، حتی بر روی اتوبوس ها شما تبلیغ کالاهای مختلف مشاهده می شود.

کد خبر: 9

سعید جعفری/ دکتر علی انتظاری، استاد دانشگاه علامه طباطبایی است. با این جامعه شناس درباره نشاط اجتماعی به گفت و گو نشسته ایم. او که مشکلات جامعه ایرانی را با ساده ترین مثال ها شرح می دهد، معتقد است، «رسانه ها یکی از عوامل مدیریت و تاثیرگذار بر نشاط اجتماعی در جامعه هستند» با او از نشاط اجتماعی، مدیریت اوقات فراغت و مسایل پیرامون آن سخن گفته ایم که در ادامه می آید.

تعریف شما از نشاط اجتماعی چیست؟
نشاط اجتماعی در تعاریف تازه تر زمانی محقق می شود که جامعه به همه نیازهای فرد توجه کند و در واقع، جامعه زمانی بانشاط است که به تمام نیازهای افراد جامعه پرداخته شود. در این تعریف، افراد در جامعه احساس رضایت می کنند، احساس می کنند به علایقشان، به نیازهایشان توجه می شود. در این شرایط، افراد در عین اینکه به هنجارهای جامعه التزام دارند، پویایی، خلاقیت و نوآوری هم در جامعه ایجاد می کنند، به این جامعه، جامعه با نشاط گفته می شود. به عبارت دیگر، اگر جامعه خمودگی و حالت ایستایی داشته باشد، زمینه ها و بسترهای لازم برای پویایی و حرکت در جامعه وجود نداشته باشد، به آن جامعه، جامعه با نشاط اطلاق نمی شود.

به اعتقاد شما، نوع مدیریت جامعه، تا چه حد می تواند بر نشاط اجتماعی موثر باشد؟
مدیریت نقش به سزایی دارد، چرا که می تواند توقعات و نیازهای جامعه را فراهم کند، به طور مثال رسانه ها می توانند توقعات جامعه را مدیریت کنند و این خود می تواند در افسردگی، سرخوردگی و… جامعه تاثیر گذار باشد، چرا که با تبلیغات عظیم کالاهای تجاری در سطح جامعه، می تواند احساس کمبود را در میان افراد جامعه فزونی بخشد. یکی از نتایج این تبلیغات عظیم، این است که توقعات مردم افزایش می یابد، این توقعات اگر درست مدیریت نشوند، احساس محرومیت نسبی در جامعه به وجود می آید و در نتیجه همین محرومیت، شادابی و نشاط اجتماعی را در جامعه از بین می برد.
دولت، برنامه ریزان و کارشناسان باید توقعات را در جامعه ایجاد کنند و در همان راستا، به همان میزان توقعات تولیدی، امکانات و رویکرد عادلانه در قبال امکانات، بهره مندی از فرصت های اجتماعی و اقتصادی در جامعه را ایجاد نمایند. اگر این روند درست مدیریت شود، می تواند منجر به احساس امنیت، احساس آرامش و احساس عدالت که این مولفه ها در ادامه خود می توانند موجب نشاط اجتماعی در جامعه شوند.

چگونه می توان نشاط اجتماعی را مدیریت کرد؟
اوقات فراغت می تواند تا اندازه ای در جامعه، تولید کننده نشاط اجتماعی باشد، وقتی مردم مدام سر کار می روند و هر روز یک کار روتین را تکرار می کنند، قاعدتا تولید افسردگی در آن فرد جدی است، به طور مثال، کارمندی که در یک اداره هر روز وظیفه اش شماره کردن پرونده ها است، یا راننده ای که هر روز باید مسافرانش را به مسیر ثابتی برساند، مسلما فرد را خسته می کند. روندهای تکراری برای فرد یکنواخت می شود. حال اگر فرد در دوران فراغت خود به فعالیت ها و اقداماتی بپردازد که به آن ها علاقه مند است، می تواند احساس یکنواختی را در آن شخص کمرنگ کند و زمینه های کسالت را از بین ببرد و به فردی شاداب تبدیل گردد. در واقع باید زمینه ها و بسترهای اوقات فراغت به صورت متنوع در جامعه، توسط مدیران گسترش پیدا کند، نه اینکه به طور مثال، مردم فقط تلویزیون داشته باشند و فقط با آن خود را مشغول کنند، چرا که اگر تماشای تلویزیون از حد مشخصی فراتر رود، خود باعث کسالت و یکنواختی خواهد شد.

کارمندی که از صبح تا بعد از ظهر فقط کارش امضا کردن و جابه جا کردن پرونده ها است، شاید خودش هم متوجه نباشد که نیازهای دیگری هم دارد. نیازهایی که بدنی هستند و لزوما فکری نیستند؛ فعالیت هایی مثل کشاورزی کردن، فعالیت ساختمانی، کوزه گری و… در واقع این ها احتیاجاتی است که افراد به آن ها نیاز دارند، البته قطعا سطح این احتیاجات متفاوت است، اما مهم این است که باید بسترها برای این اقدامات فراهم گردد و افراد بتوانند آن را شناسایی کنند. پس جامعه ای با نشاط است که به نیازهای واقعی انسان (و نه نیازهای کاذب) پرداخته شود و این مستلزم این است که بستر برای این تنوع فراهم باشد.
افراد متوجه این مسئله بشوند که این احتیاجات را دارند، البته متاسفانه بعضی نیازهای کاذب همچون سیگار کشیدن و قلیان کشیدن، در برخی موارد به حدی برای افراد مهم می شود که نیازهای اصلی خود را فراموش می کنند و این ها را فدای نیازهای اصلی می کنند. این هم مستلزم توجه حداکثری به نظام تعلیم و تربیت است که افراد بتوانند نیازهای حقیقی خود را شناسایی کنند. از طرف دیگر باید امکانات و بسترها برای این علاقه مندی ها و نیازهای افراد فراهم شود، تا اگر افراد خواستند از این امکانات استفاده کنند، شرایطش وجود داشته باشد.

فقر الگوی صحیح در گذران اوقات فراغت چه میزان به فقر نشاط اجتماعی مرتبط است؟
همان طور که عرض کردم، اوقات فراغت، به علایق و سلایق شخصی افراد می پردازد و در اوقات فراغت می توانند به زمینه ها و نیازهای شخصی خود بپردازند، نیازهایی که کمتر به آن ها پاسخ داده شده است. به همین دلیل این تاثیر مستقیمی بر شادابی و نشاط در جامعه دارد. یعنی جامعه با نشاط، جامعه ای است که برای اوقات فراغتش، برنامه مناسبی دارد. یا بالعکس، اگر جامعه ای برای اوقات فراغتش برنامه مناسبی نداشته باشد (تاکید می کنم، مناسب؛ چون تقریبا همه برای اوقات فراغت برنامه دارند، اما اینکه مناسب باشد یا خیر بسیار مهم است) می توان پیش بینی کرد، که جامعه ای کسل و خموده است.

به نظر شما فعالیت ها و برنامه ریزی هایی که برای گذران اوقات فراغت افراد از سوی نهادهای مختلف تهیه می شوند در یک نگاه کلی رویکرد مناسبی را دارند؟!
به نظر من کار اصلی که بایستی انجام شود این است که باید برنامه های جامع تدارک دیده شود، برنامه های تکه تکه و جزئی جوابگو نیستند. البته نمی گویم، بی تاثیر است، اما به زعم من نمی تواند تاثیر اساسی داشته باشد. ببینید اوقات فراغت تنها پارک رفتن نیست، و نشاط اجتماعی هم تنها اوقات فراغت نیست. در واقع باید برنامه جامع در این قسمت تهیه شود و تحولات اساسی در ابتدا صورت گیرد. باید یک برنامه جامع برای افزایش نشاط اجتماعی در نظر گرفته شود که هم رسانه ها کار خود را به درستی انجام دهند و هم بتوان نیازهای جامعه را مدیریت کرد.

از چه برنامه جامعی سخن می گویید؟ در این باره بیشتر توضیح دهید.
در ابتدا باید یک تحولی در رسانه ها صورت گیرد، رسانه ها با تبلیغات شدید، توقع بسیاری در جامعه ایجاد می کنند.
این باعث عدم مدیریت نیازهای جامعه می شود. رسانه های ما مدام در حال تبلیغ مصرف و مصرف گرایی هستند در حالی که هیچ تبلیغ و هیچ برنامه ای برای قناعت مشاهده نمی شود. رسانه ها باید برای قناعت و قناعت کردن تبلیغ کنند. در سراسر شهر از تبلیغات شرکت های مختلف پر است، حتی بر روی اتوبوس ها شما تبلیغ کالاهای مختلف مشاهده می شود. باید پرداختن به امر قناعت به طور جدی از سوی رسانه ها پیگیری شود.
بخش دیگر کنترل جامعه در بحث تبلیغات است، برنامه های تلویزیونی رسانه ملی در کنترل ماست، اما بخشی دیگر رسانه های بیگانه هستند که در اصل هدفشان همین است، می خواهند مصرف گرایی را ترویج کنند و این شروع یک آسیب جدی است. به عبارت دیگر، رسانه های خارجی می خواهند توقعات در جامعه را بالا ببرند و از این طریق می توانند جامعه را دچار مشکل کنند. باید در مقابل این رفتارها، برخورد جدی صورت گیرد، وقتی برخورد صورت نمی گیرد، آن ها هم هر کاری که دوست دارند انجام می دهند، وقتی هم توقعات در جامعه گسترش یافت، دیگر نمی توان کاری انجام داد، در نتیجه باید نظام جامعی تدارک دیده شود که به تمام فرصت ها، چالش ها و تهدیدها به طور جدی پرداخته شود.

چگونه باید با این برنامه برخورد کرد؟ فکر نمی کنید لازمه این کار، برخورد فرهنگی و تدوین یک برنامه مدون است که خود جامعه به سمت این نوع مصرف گرایی نرود؟
منظور من از برخورد، ایجاد محدودیت نیست، کالا نباید محدود شود، دسترسی فراوان به کالا اتفاقا خوب است، اما بحث حجم بالای تبلیغات کالاها مشکل آفرین است، تبلیغ روی اتوبوس امری است که شما حتی در آمریکا که یک کشور سرمایه داری است، مشاهده نمی کنید، تبلیغ باید جا داشته باشد، یک نشریات خاصی باید منتشر شوند که تبلیغات در آن ها صورت بگیرد و هر کس به کالایی احتیاج دارد به آن نشریه مراجعه کرده و راجع به کالاهای مختلف کسب اطلاع نماید، نه اینکه تمام رسانه ها غرق در تبلیغات شوند. ببینید تبلیغ بی رویه یعنی تولید فقر، تولید محرومیت، یعنی از بین بردن نشاط در جامعه.
باید قانونی تعیین شود که هر رسانه ای، هر نهادی که تبلیغات بازرگانی می کند، موظف باشد، بخشی را هم به تبلیغ کم مصرف کردن اختصاص بدهد، تبلیغ قناعت کند. اگر مردم قانع باشند، دیگر مشکل نشاط ندارند، وقتی این مردم این همه تبلیغ می بینند، توانایی دسترسی ندارند، دچار بی نشاطی می شوند، به عبارت ساده تر، وقتی این همه تبلیغ مشاهده می شود، طبیعتا مصرف گرایی بیشتر ترویج می شود و مردم می خواهند بیشتر خرید کنند، بیشتر مصرف کنند، طبیعتا همه نمی توانند در مقابل این روند ترویج مصرف گرایی مقابله کنند و خیلی ها از نظر مالی توانایی این را ندارند که تا این حد خرید کنند. در نتیجه احساس محرومیت نسبی ایجاد می شود، در نتیجه نشاط اجتماعی کم و کمتر می شود.
مسئله ای که باید توجه شود، این است که باید رویه ها اصلاح شود، رویه هایی که می تواند باعث افزایش و یا کاهش نشاط اجتماعی شود، این ها ساختارهایی هستند که در صورت مدیریت صحیح می تواند موجبات افزایش نشاط در جامعه شود. هرچقدر ضریب اطمینان مردم به شرایط جامعه، بیشتر باشد نشاط هم افزایش می یابد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر