صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

ثروت واقعي ايران چيست؟

نفت از جمله کالاهايي است که نوسان قيمت شديدي دارد. براي مثال در عرض چندماه گذشته قيمت اين کالا حدود 40 درصد کاهش يافته است. متاسفانه از دهه‌هاي گذشته تاکنون بخش اعظم صادرات کشور ما را اين ماده خام تشکيل مي‌داده، اما براي خلق ثروت و رشد ماندگار اقتصادي نياز است

کد خبر: 880

«ثروت واقعي ايران چيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دکتر جعفر خيرخواهان است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

نفت از جمله کالاهايي است که نوسان قيمت شديدي دارد. براي مثال در عرض چندماه گذشته قيمت اين کالا حدود 40 درصد کاهش يافته است. متاسفانه از دهه‌هاي گذشته تاکنون بخش اعظم صادرات کشور ما را اين ماده خام تشکيل مي‌داده، اما براي خلق ثروت و رشد ماندگار اقتصادي نياز است به‌سمت توليد و صادرات محصولات پيچيده‌تر حرکت کنيم. اگر واقعا قصد داريم به قدرت نخست منطقه تبديل شويم و در رديف کشورهاي ثروتمند جاي گيريم، بايد صدور مواد خام و معدني (به اصطلاح خام‌فروشي) را متوقف ساخته و تمرکز خود را بر توليد محصولات با ارزش افزوده بالا بگذاريم. برخي افکار و انديشه‌هاي نادرست باعث مي‌شوند جهان را به‌گونه‌اي تفسير کنيم که مانع توسعه‌يافتگي مي‌شود.

براي مثال اينکه تصور ‌کرده‌ايم ايران کشور ثروتمندي است چون منابع طبيعي و مواد خام فراواني دارد و در نتيجه چشمان خود را به روي بسياري از فرصت‌هاي سودآورتري که در جاهاي ديگر موجود است، بسته‌ايم.

براي روشن‌تر شدن مساله کشور کوچک فنلاند را در نظر بگيريم که در شمال اروپا قرار داشته و پوشيده از جنگل است. اگر قرار بود اين کشور تنها به مزيت‌هاي نسبي که در اقتصاد سنتي اشاره مي‌شود توجه مي‌کرد اکنون بايد فقط چوب و الوار و نهايتا کاغذ و اثاثيه چوبي منزل صادر مي‌کرد، اما جالب است بدانيم که چوب و محصولات چوبي کمتر از 20 درصد کل صادرات اين کشور را تشکيل مي‌دهد.

برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران فنلاندي مي‌دانستند براي بريدن و تکه‌تکه‌کردن چوب‌ها نياز به اره و تبر است پس شروع به توليد اين کالاها و همچنين ماشين‌آلاتي کردند که اين کالاها را توليد مي‌کرد. پس از آن اقدام به بازاريابي و فروش اين ماشين‌آلات در بازارهاي جهاني کردند. مدتي بعد دستگاه‌هاي برش ساير کالاها را نيز توليد کردند و آنها را به‌تدريج مکانيزه و اتوماسيون کردند. آنها آنقدر مسير اتوماسيون و ارتقاي تکنولوژي را ادامه دادند و در آن پيشرفت کردند که توانستند به يکي از بزرگ‌ترين توليدکنندگان گوشي تلفن همراه (شرکت نوکيا) تبديل شوند. امروزه ماشين‌آلات گوناگون بيش از 40 درصد کالاهاي صادراتي فنلاند را تشکيل مي‌دهد.

کشور امارات متحده عربي و به‌ويژه اميرنشين دبي در حاشيه جنوبي خليج فارس نيز از جمله کشورهايي است که توانست خلاقيت‌ به خرج داده و با بهره‌گيري از موقعيت ممتاز جغرافيايي خود، درآمد نفت را صرف سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌هاي مختلف حمل‌و‌نقل، اقامتي و امکانات رفاهي و پذيرايي کند؛ بنابراين دبي به قطب موفق گردشگري و بازار مهم خريد و کسب‌وکار در منطقه خليج‌فارس تبديل شد.

نتيجه اخلاقي اين بحث اين است که افزودن ارزش به مواد خام يک مسير براي متنوع‌ساختن فرآيند توليد است، اما لزوما تنها مسير سودمند نيست. ايران بايد به توانمندي‌ها و قابليت‌هاي گوناگوني که دارد توجه کند و آنها را مرتب افزون‌تر سازد. براي مثال ايران مي‌توانست مهندسان، مديران و کارشناساني در حوزه‌هاي بالادستي و پايين‌دستي نفت و گاز تربيت کند که از مزيت وجود منابع و ميادين نفتي در ايران استفاده کرده و ارتقاي کمي و کيفي بيابند؛ به‌طوري‌که پس از مدتي شرکت ملي نفت ايران يک شرکت معتبر برنددار در سطح جهاني مي‌شد و به‌تدريج مانند کشور فنلاند وارد بازارهاي کاملا متفاوت و داراي ارزش افزوده بسيار بالاتر مي‌شد.

پس چه خوب بود که مي‌دانستيم مزيت ايران به داشتن نفت و گاز و ساير مواد خام و اوليه نيست؛ چون براي توليد هر محصول به انواع نهاده‌ها و توانايي‌ها نياز است و داشتن يک ماده خام برتري خاصي براي يک کشور ايجاد نمي‌کند و با توجه به هزينه اندک حمل‌و‌نقل به‌سادگي مي‌توان آن را از خارج وارد کرد.

صنعت نفت ايران مي‌توانست سنگ بنا و وسيله پيشرفت کشور شود و به‌دنبال آن از بازارهاي وسيع داخلي و کشورهاي همجوار استفاده کرده و محصولات باارزش افزوده بالاتري را توليد و صادر کند؛ اتفاقي که تاکنون نيفتاده و ايران گرفتار خام‌‌فروشي و وابسته به فناوري خارجي براي اکتشاف و توليد نفت است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر