صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

چرایی سقوط قیمت نفت از نگاه "واشنگتن پست"؛

چرا جهان با سقوط قيمت نفت مواجه شد؟

نفت در اول فوريه 2011 به بالاي 100 دلار به ازاي هر بشکه رسيد. اين وضعيت به مدت سه سال باقي ماند و با وجود بالا و پايين شدن قيمت نفت در بازار انرژي، افت و خيز بسيار اندکي داشت. بر همين اساس زماني که در ژوئن سال جاري قيمت نفت ذره ذره رو به افول رفت، بسياري از کارشناسان که اين رويا را در سر...

کد خبر: 756

نفت در اول فوريه 2011 به بالاي 100 دلار به ازاي هر بشکه رسيد. اين وضعيت به مدت سه سال باقي ماند و با وجود بالا و پايين شدن قيمت نفت در بازار انرژي، افت و خيز بسيار اندکي داشت. بر همين اساس زماني که در ژوئن سال جاري قيمت نفت ذره ذره رو به افول رفت، بسياري از کارشناسان که اين رويا را در سر مي پروراندند که نفت صد دلاري باقي خواهد ماند، در خواب غفلت بودند.

اين نگرش ها موجب سقوط بسيار عظيم و شوکه کننده اي در قيمت نفت در ماههاي گذشته شد. يکي از دلايل اين مسئله اين است که توليدات نفت آمريکا در چند سال اخير افزايش يافته و همچنين توليدات نفتي ليبي نيز رو به فزوني است. اين افزايش ها از يک طرف و اقتصاد ضعيف جهاني از طرف ديگر، اشباع شدن نفت را با خود به همراه داشته است. در اواخر ماه گذشته، اعضاي سازمان کشورهاي صادر کننده نفت (اوپک) اعلام کردند که قيمت ها را کاهش نمي دهند و قيمت نفت ثابت مي ماند. اما نفت به سرعت به زير 70 دلار به ازاي هر بشکه رسيد و قيمت نفت از اوج آن در ماه ژوئن حدود 40 درصد کاهش يافت.

خبرگزاري بلومبرگ اعلام کرد که نفت وارد عصري جديد شده است. رييس تحقيقات نفتي يک بانک بزرگ خبر از نابودي اوپک داد. البته تحول در بازار انرژي از سالها قبل شروع شده بود. بر همين اساس کارشناسان عصر جديد را عصر کاهش قيمت نفت و اوپک به حاشيه رفته اعلام کرده اند که هر کسي بايد خود را با آن وفق دهند.

اما قبل از اينکه هر کسي از ديدگاههاي جزم گرايانه به سمت ديدگاههاي کاملاً متفاوت چرخش داشته باشد، بايد اين سوال را از خود پرسيد: چرا بسياري از افراد در مورد قيمت نفت (و پيش بيني آن) اشتباه مي کردند؟ مفروضات بد در مورد چگونگي کار صنعت نفت آمريکا از يک طرف و قدرت اوپک و عربستان سعودي از طرف ديگر، باعث ايجاد يک سري تصورات غلط در مورد اينکه قيمت ها از کجا کنترل مي شود و اينکه در نهايت آنها به کجا مي روند، شده است.

ايالات متحده آمريکا توسط نفت سخت (که بسياري از افراد آن را نفت شيل مي خوانند) هدايت و کنترل مي شود که اين نفت در پاسخ به نيازهاي بازار از طريق تزريق مايعات و حفاري هاي سنتي ايجاد مي شود. با نفت سخت، امکان برنامه ريزي و حفاري چاه ها در چند ماه به جاي چند سال وجود دارد. به اين معنا که توليدات را نسبتاً سريعتر در زمان مورد نظر مي توان افزايش داد و برعکس هنگامي که حفاري متوقف شد، توليدات به سرعت قطع مي شود. اين ويژگي منجر به نتايجي مي شود از جمله اين که اگر اشباع نفت افزايش يابد و قيمت آن شروع به کاهش کند،رشد توليدات نفت سخت، کم مي­شود و قيمت ها ثابت مي­ماند.

در واقع، حتي اگر نفت سخت بيشتر پاسخگوي نياز بازار باشد، اصلاحات آني و فوري نيستند. در سال 2011 و 2012 اين مسئله روشن شده بود که هنگاميکه توليدات نفت شيل مثل نفت سخت، با تزريق افزايش يابد، قيمت نفت گاز نزديک به 60 درصد در يک سال، قبل از عقب نشيني توليد کنندگان، کاهش مي يابد. اين نکته در زمستان گذشته که سرماي غيرمترقبه هوا، نياز به سوخت را افزايش داد و به علت عدم توان صنعت در افزايش توليد، قيمت گاز دو برابر شد، تقويت گرديد. اين مسئله مردم را به اين نتيجه سوق داد که احتمال تغييرات ناگهاني و چشمگير در قيمت نفت خام وجود دارد.

اما يکي از دلايل مهمي که مردم پيش بيني سقوط نفت را از دست دادند، عدم تفکر جدي در مورد اين مسئله بود که چگونه سياست ها به خصوص در خاورميانه به توليدات نفت شکل مي دهد. دو مفروض اشتباه در راستاي متقاعد کردن مردم در مورد اينکه قيمت ها نمي تواند خيلي زياد افت کند، وجود داشت.

اول اينکه اپک يک کارتل با عملکرد خوب است که تمام تلاش خود را مي کند که قيمت نفت بر اساس هدف توافق شده مشخص مي شود. در مواجهه با مازاد اخير نفت در بازار جهاني ، اپک يک کارتل منسجم است که توانايي کاهش توليدات و بالا نگه داشتن قيمت و درآمد را دارد.

اما بايد گفت؛ علاوه بر اينکه اوپک در هماهنگي ها توانايي ندارد، مجموعه کشورهاي عضو نيز اشتراکات کمي در مسائل مختلف از جمله نفت دارند. مثلاً قطر از آينده ونزوئلا حمايت نمي کند و مراقب آن نيست. از طرف ديگر براي عربستان شکست ايران مهم تر از موفقيت آن است. يا مثلاً براي هر يک از اعضاي اوپک اين مسئله که ديگران توليدات نفت خود را متوقف کنند وسوسه انگيز است و با تشويق آنها روبرو مي شود اما اين در حالي است که خود آنها از اين کار امتناع مي ورزند. آنها از قيمت بالاي نفت نهايت سود را مي برند. اما مشکل مشترکي که براي همه اعضا وجود دارد اين است که در حاليکه همه اعضا اين ديدگاه را دارند اما هيچ کدام توليدات نفت را کاهش نمي دهند و اوپک - به لحاظ نگرشي و عملکردي- تجزيه شده است.

عدم انسجام ميان اعضاي اوپک پديده جديدي نيست و تقريباً به يک رويه و هنجار در اين سازمان تبديل شده است. مثلا در سال 2008 که اوپک با افت قيمت نفت روبرو شد، با کندي و تأخير عکس العمل نشان داد. تا زمانيکه قيمت نفت از 145 دلار تا 60 دلار نرسيد توقف قيمت نفت از طرف اين گروه اعلام نشد و تنها زماني که قيمت به زير 40 دلار کاهش يافت، اقدامي قاطع صورت گرفت. مشابهاً در اواسط 1980 در مقابل کاهش ناگهاني قيمت نفت هيچ اجماعي شکل نگرفت تا اينکه عربستان سعودي گروه را از طريق جريان بازار مجازات کرد که به ميزاني از هماهنگي تن در دهند. در واقع، هر چه اوپک در افزايش قيمت موفق بوده اما در مواجهه با فشارهاي جدي چه کاهش قيمت و چه در بحران نفتي 1973 ناموفق بوده و سياست هاي غيرمعمولي داشته اند.

مفروض اشتباه دوم براي همه حتي براي کساني که نسبت به اوپک به عنوان يک کليت شک داشتند وجود دارد. مفروض دوم اين است که عربستان به تنهايي قدم بر مي دارد. عربستان سعودي که تقريبا يک سوم توليدات اوپک را کنترل مي کند از ديگر اعضاي گروه در تلاش براي تحت تأثير قرار دادن بازار، فعال تر است. در سال هاي اخير، بسياري از تحليل گران به اين نتيجه رسيدند که عربستان سعودي تصميم گرفته بود که قيمت واقعي نفت را 100 دلار به ازاي هر بشکه اعلام کند. اين باور که بالا ماندن قيمت نفت براي عربستان ضروري است با بروز بهار عربي تقويت شد. چون با بهار عربي هزينه هاي آرامش داخلي براي عربستان افزايش يافت.

پانزده سال پيش، اغلب تحليلگران نفت پيش بيني کردند که براي بازه زماني مشخصي نفت خام حدود 20 دلار به ازاي هر بشکه ثابت خواهد ماند. استدلال آنها اين بود که اين قيمت را عربستان و اوپک کنترل مي کنند. در دهه 2000 ثابت شد که اين استدلال اشتباهي فاحش بوده است. قيمت نفت تقريباً در کمتر از ده سال 15 برابر افزايش يافت در حالي که عربستان سعودي عکس العمل کمي نشان داد. در اين راستا عربستان سعودي به متوازن کردن بودجه سالانه خود نيازي ندارد چون پول زيادي در بانک هاي متعدد دارد و کسري بودجه خود را در گذشته پرداخت کرده است.

با اين حال عليرغم اينکه صرفا در ماه گذشته احتمال کاهش قيمت نفت پايين تر آمده بود، در حال حاضر تحليلگران با اعتماد به نفس بالا به دنبال توضيح اين مطلب هستند که جهان جديد نفت، شبيه چه چيزي است. اين تحليلگران از عصري خبر مي دهند که در آن نفت آمريکا بر بازار جهاني حکومت مي کند. يک خبرنگار روزنامه تايم، از يک انقلاب شيل دم مي زند. آنها نيز کاهش قيمت نفت را براي سالهاي آينده، پيش بيني مي کنند.

علت اين سوءمحاسبات ريشه در نظم هم دارد. دهه گذشته به ما اين مطلب را آموخته است که قيمت نفت مدت زمان زيادي ثابت نمي ماند و مسائل سياسي و نه تنها مسائل اقتصادي بر قيمت نفت موثر هستند. در واقع، برخي از تحليلگران که به عوامل ژئوپلتيکي توجه دارند هشدار جدي در مورد کاهش قيمت نفت، حداقل در يک سال آينده را مي دهند. اين مسئله زماني است که عرضه به مراتب بيشتر از تقاضا است. نزديک به دو سال پيش مايکل لوي (نويسنده اين مقاله)، کاهش قيمت نفت را پيش بيني کرده بود. هر چند نتوانست تاريخ اين بحران را به عقب بيندازد.

بر اساس مطالب بالا اين سوال پيش مي آيد که چه اتفاقي امروزه براي قيمت نفت افتاده است؟ در پاسخ بايد گفت عوامل مختلفي در اين زمينه دخيل است که شامل اين موارد مي شود: نزول در رشد عرضه نفتي آمريکا و تصور اين مسئله که اقتصاد جهان يا تصميم گيري نهايي در مورد کاهش قيمت و به عقب راندن توسط عربستان اتخاذ مي شود. ديگر اينکه اگر صنعت آمريکا با کارآمدتر شدن، با کاهش قيمت نفت مقابله کند و اگر اقتصاد جهاني همچنان بي ثبات بماند و يا عربستان کماکان در حاشيه باشد، قيمت نفت در آينده کمتر از اين هم خواهد شد.

در نهايت بايد گفت؛ تنها يک فرد بي ملاحظه و بي توجه با اعتماد به نفس کاذب مي تواند يک نتيجه خاص را شرط بندي کند.

منبع: واشنگتن پست

نظرات بینندگان

ارسال نظر