صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 1

نظریه مدیریتی رنسیس لیکرت و ارتباط آن با شرایط این روزهای اقتصاد ایران!

آیا برنامه ها و سیاستهای اقتصادی دولت احمدی نژاد اشتباه بود؟

مهدی جابری

نکته مهمی که در نظریه مدیریت لیکرت وجود دارد، مفهوم تاخیر زمانی است؛ به این معنا که با تغییر یک مدیریت در دوره‌ای خاص، نباید در فضای احساسی چنین پنداشت که موفقیت‌ها حاصل تلاش مدیران کنونی است، بلکه تاثیرات مثبت مدیریت قبلی تا مدت‌ها باقی می‌ماند و...

کد خبر: 5068

کاهش بازدهی در یک دوره ممکن است به علت سوءمدیریت در دوره های قبلی باشد و به‌عکس، افزایش بازدهی در یک دوره ممکن است به علت شیوه مطلوب مدیریت در گذشته باشد.

این یک اصل مدیریتی است و من بدون وقفه و تعلل و تشریح اضافه، منظورم را از طرح این اصل بیان می‌کنم. به یاد داریم که در هفته‌های نخستین آغاز به کار دولت یازدهم، فضای جامعه ایران طوری بود که گویا تدبیر و امید بلافاصله با آمدن حسن روحانی و اکبر هاشمی رفسنجانی سراسر کشور را فراگرفته است. آن زمان کمتر کسی این سوال را طرح می‌کرد که مگر در این چند هفته یا چندماه چه اقدام شاخص و خاصی انجام شده است که آثار مثبت آن تا این اندازه نمایان شده؟ آیا پروژه‌ای عمرانی در همین مدت کوتاه آغاز شده و به پایان رسیده است؟ آیا برنامه‌های جدید سیاست داخلی و خارجی در زمان کوتاهی تدوین و عملیاتی شده است؟

تلاش برخی جریان‌های ریشه‌دار برای القای حس کاذب تدبیر و امید تا آنجا پیش رفت که مدعی شدند که فقط با گذشت یک روز از تغییر رییس‌جمهور، تمام مشکلات حل شده و با گذشت 100 روز، ایران بهشت خواهد شد!

بررسی و تحلیل آن روند با توجه به تلاش این جریان‌ها برای احساسی شدن فضای جامعه و احساسی نگه‌داشتن این فضا، مجالی برای ارائه تحلیل‌های غیراحساسی باقی نگذاشته بود اما حال با گذشت 16 ماه از آغاز دولت یازدهم و کاهش تاثیرات مثبت دولت دهم بر دولت کنونی باید منتظر آشکار شدن هرچه بیشتر نتایج واقعی فعالیت دولت تدبیر و امید ماند.

رنسیس لیکرت R.Likert در نظریه مدیریتی خود می‌گوید: کاهش بازدهی در یک دوره ممکن است به علت سوءمدیریت در دوره های قبلی باشد و به‌عکس، افزایش بازدهی در یک دوره ممکن است به علت شیوه مطلوب مدیریت در گذشته باشد.

نکته مهمی که در نظریه مدیریت لیکرت وجود دارد، مفهوم تاخیر زمانی است؛ به این معنا که با تغییر یک مدیریت در دوره‌ای خاص، نباید در فضای احساسی چنین پنداشت که موفقیت‌ها حاصل تلاش مدیران کنونی است، بلکه تاثیرات مثبت مدیریت قبلی تا مدت‌ها باقی می‌ماند و برای سنجش عملکرد مدیران کنونی باید منتظر گذشت زمان بود؛ روندی که از آن با عنوان اصل و مفهوم تاخیر زمانی یاد می‌شود.

تطبیق دادن مفهوم تاخیر زمانی با شرایط 16 ماه گذشته ایران، به ما می‌گوید که تدبیر و امید در اصل میراثی بود که از دولت گذشته به این دولت رسید و تا ماه‌ها تاثیرات و کارکرد مثبت خود را حفظ کرد و اکنون با گذشت هر روز کمرنگ‌تر می‌شود چراکه فاصله زمانی و تاخیر زمانی ما با دولت قبل بیشتر می‌شود. در حقیقت، بازی‌گردانان و برنامه‌ریزان تبلیغاتی و پشت‌پرده این دولت به خوبی می‌دانستند که اثرات مثبت عملکرد دولت قبل تا مدت‌ها بر فضای کشور حاکم خواهد بود، بنابراین می‌توانند دست‌کم تا یک‌سال به استراحت و نیز به بهره‌برداری از عملکرد مدیریت سابق بپردازند!

موضوع روز نفت نیز بخشی از این مساله است و جالب است که در ماه‌های اخیر این سوال از سوی کارشناسان و افکار عمومی مطرح شده است که دولت‌های نهم و دهم با کدام سیاست و برنامه‌ کار می‌کردند که قیمت نفت با آمدن آنها بالا رفت و با رفتنشان پایین! آیا این ره‌آورد مهم فقط یک موضوع ساده و اتفاقی بود؟

حقیقت این است که دولت‌های نهم و دهم فضای سیاست خارجی کشور را طوری طراحی کردند که روز به روز به ارزش ثروت‌ ملی افزوده می‌شد و با قاطعیت می‌توانستیم ادعا کنیم که تحریم‌ها کم‌‌تاثیر است اما اکنون...؛

واقعیت این است که دولت یازدهم کم آورده است؛ آثار مثبت مدیریت دو دولت‌ سابق به پایان رسیده و این روزها بیش از پیش برای دولتمردان کنونی رنج‌آور است و آثار منفی بی‌تدبیری قبل از هرچیز در سفره مردم ظاهر می‌شود.

سوال مهم دیگری که در این میان طرح می‌شود این است که چرا دوستان و روسای در سایه این دولت که مدعی ارتباط قوی با دنیا از جمله کشورهای غربی و بویژه عربستان بودند و هستند، نتوانستند مانع افول بیش از حد نفت شوند؟ مگر اکبر هاشمی رفسنجانی در بیش از یک سال گذشته بارها از توان خود برای استحکام روابط ایران و عربستان سخن نگفته است؟ مگر او ده‌ها بار - به قول خودش- شعار نفت در سفره مردم را در سخنرانی‌ها و سایت اطلاع‌رسانی‌اش به سخره نگرفته است؟

زمانی که دولت‌ نهم عزم توزیع عادلانه ثروت را اعلام رسمی کرد، مافیای ریشه‌دار نفت نیز عزم خود را برای اجرایی نشدن این ایده جزم کرد. در اتفاقی بی سابقه سه وزیر پیشنهادی برای وزارت نفت نتوانستند از مجلس رای اعتماد بگیرند.

با این حال، دست مافیای نفت تا حد زیادی از این ثروت ملی کوتاه شد و بخشی از سودهای حاصل از فروش آن، به جای سرازیر شدن به جیب عده‌ای خاص، به سوی سفره مردم جاری شد. سوال و ابهامی که آن سال‌ها از سوی برخی جریانات ریشه‌دار طرح می‌شد این بود که نفت را سر سفره مردم‌ نمی‌بینیم!

برای دولتی که قصد سیاسی‌بازی و پاسخ دادن به تخریب‌ها را نداشت، مهم نبود که آن جریان‌ها چه می‌گویند؛ البته آنها با هیچ منطقی قبول نمی‌کردند که نفت در سفره‌های مردم وجود دارد و نمی‌خواستند این موضوع را بپذیرند که نفت در سفره مردم، یعنی سهیم شدن عموم جامعه در ثروت‌های ملی.

در این نوشته کوتاه قصد نداشتم ثابت کنم که نفت پیش از این دولت در سفره‌های مردم وجود داشته است اما در شرایط کنونی اقتصادی کشور و با ورود قیمت نفت به کانال 40 دلار، می‌توان این فرضیه را طرح کرد که نفت از سفره مردم رفته است؛ یعنی در دو دولت قبل نفت در سفره‌ها بوده اما با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شده است! و اکنون با گذشت 16 ماه از تغییر دولت، آخرین بقایای نفت هم از زندگی روزمره مردم حذف می‌شود تا مفهوم تاخیر زمانی در نظریه مدیریتی رنسیس لیکرت هر روز بیش از پیش آشکار شود.

نظرات بینندگان

  • | |

    آقای نویسنده خوابییییییی ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ارسال نظر