صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

مشاوران اقتصادي ناکارآمد

کد خبر: 4826

«مشاوران اقتصادي ناکارآمد» عنوان يادداشت روز روزنامه تعادل به قلم هوشيار رستمي (کارشناس اقتصادي) است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

در کشورهاي در‌حال‌توسعه به‌صورت عام و در کشورهاي نفتي بالاخص، «اقتصاد» جزو حوزه‌هاي مناقشه‌آميز و البته پرطرفدار محسوب مي‌شود. اين طرفداري نه فقط در بدنه جامعه بلکه در دولت‌هاي اين کشورها که شاهرگ حيات‌شان به منابع طبيعي وابسته است، به‌طرز قابل‌توجهي خودنمايي مي‌کند. به‌همين خاطر شايد نادر باشند سازمان‌هايي که معاونت اقتصادي نداشته باشند، حتي وزارتخانه‌هايي مانند وزارت اطلاعات که تقريبا هيچ ارتباط موضوعي و تشکيلاتي به مقوله اقتصاد ندارند هم، از اين قاعده مستثني نيستند. اينکه وقتي که همه سازمان‌ها و نهادها معاونت يا اداره کل مالي-اداري دارند، قرار است در معاونت اقتصادي‌شان چه معجزه‌يي رخ دهد، بحثي فراتر مي‌طلبد، اما وضعيت وقتي بغرنج‌تر مي‌شود که در ساختارهاي سازماني يک جايگاه ويژه براي مشاوران اقتصادي هم کنار گذاشته مي‌شود. بعيد مي‌دانم منظور از معاونت‌ها و مشاوران اقتصادي غير از چند سازمان متولي اقتصاد که نياز به بررسي‌ها و برنامه‌ريزي اقتصادي دارند، بقيه منظورشان از اقتصاد، همين اقتصاد به‌معني امروزه باشد.

در‌واقع مشاور اقتصادي همان‌طور که از نامش پيداست، بايد مشاور باشد و در حوزه اقتصاد هم مشورت بدهد. بسياري از سازمان‌ها و نهادها در ايران اما، اقتصاد بخشي از اولويت‌ها يا ضرورت‌هايشان نيست و آنچه نياز دارند شاخه‌يي متفاوت به‌نام مديريت مالي است. در کنار اين ايرادات مشاوران هم، وظيفه مشورت ندارند بلکه عهده‌دار بخشي از کارهاي روزمره شده‌اند.

اين ايراد تنها متوجه مشاوران اقتصادي نيست بلکه بخش عظيمي از مشاوران را در برمي‌گيرد، ايرادي که حتي وزارتخانه‌ها به‌عنوان بالاترين دستگاه‌هاي اجرايي هم از آن مستثني نيستند. آنچه امروز در ايران به‌عنوان مشاور استفاده مي‌شود در ادبيات دنيا، پيمانکار يا کارمند ناميده مي‌شود. مثلا يک وزير اگر در حوزه خاصي نياز به کمک و ياري افرادي بيرون از ساختار وزارت دارد، کساني را به‌کار مي‌گيرد و بخشي از برنامه‌هاي خود را به آنها مي‌سپارد. اين مقوله هم به‌معناي مشورت‌گرفتن نيست بلکه برون‌سپاري است. مشاور يعني فرد يا افرادي که در زمين بازي حضور ندارند و وظايف اجرايي برعهده آنها نيست و درمقابل در جايگاه تماشاگراني هستند که از دور، شرايط بازي را مي‌بينند و از آن جايگاه، راهنمايي‌ها و نظرات خود را ارسال مي‌کنند. به هر وزارتي در ايران سر بزنيد بعيد است که بتوانيد مشاوران را ببينيد، اتفاقا آنها از خود وزير هم پرمشغله‌تر هستند و بعضا هفت روز هفته را در محل وزارت به‌سر مي‌برند.

مشاوران اما بايد به‌اندازه کافي خود را از روزمرگي‌هاي هر نهاد و دستگاهي دور نگه‌دارند و از دور اوضاع را رصد کنند. مشاوران بايد تعداد روزهاي محدود در دستگاه متبوعشان آن‌هم براي انتقال ايده‌ها و نظرات‌شان حضور پيدا کنند و بقيه زمان خود را در ارتباط با بدنه جامعه، رسانه‌ها، کارشناسان و صاحب‌نظران باشند. مگر اينکه فردي مسوول پياده‌سازي يک طرح و برنامه خاص شود و از بيرون سازمان به‌عنوان پيمانکار به تشکيلات اضافه شود. اگر نهادهاي اجرايي در ايران به‌معناي واقعي کلمه، مشاوراني زبده و با شرح مسووليت مشخص و محدود داشتند، بسياري از مشکلات جزيي و آشکار نمي‌توانست موانع جدي دربرابر کارايي دولت ايجاد کند.

بدون شک هر مدير عالي‌رتبه‌يي نياز به مشاوران و راهنمايان متعددي در حوزه‌هاي مشخص دارد اما با تعريف درست و کاربردي از اين ظرفيت مديريتي. آنچه ما امروز درخصوص مشاوران اقتصادي شاهدش هستيم نه وظيفه مشاوره خود را به‌درستي انجام مي‌دهند و نه مشورت‌هاي آنها ربطي به اقتصاد دارد.

نظرات بینندگان

ارسال نظر