صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

مهدی پازوکی

دولت سیاست اقتصادی را هماهنگ باسیاست خارجی جلو نبرده است

واقعیت این است که من منتقد سیاست‌های اقتصادی دولت آقای روحانی هستم. دولت آقای روحانی سیاست اقتصادی را هماهنگ باسیاست خارجی جلو نبرده است و نظام تصمیم‌گیری اقتصادی در دولت آقای دکتر روحانی باید اصلاح شود. به‌عنوان ‌مثال در بخش کشاورزی آمار رشد کمتری را شاهد هستیم که باید جبران شود و دلیل آن‌هم خشکسالی است.

کد خبر: 3357

انتشار مطالب خبري و تحليلي که از رسانه‌هاي داخلي و خارجي منتشر ميشود نفيا و اثباتا به معناي تاييد محتواي آن توسط زمان نيست و صرفا براي اطلاع مخاطبان از فضاي رسانه‌اي در کشور بازنشر مي‌شود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آرمان- احسان اسقایی: دولت و بانک مرکزی مکررا اعلام می‌کنند که وضعیت اقتصاد ایران نسبت به 18 ماه گذشته که دولت تدبیر و امید سکان هدایت کشور را برعهده گرفته، بهتر شده است. همچنین می‌گویند روزی که دولت یازدهم مدیریت اقتصادی کشور را در دست گرفت، تورم حدود 44 درصد و رشد اقتصادی کشور حدود منفی 8/5 درصد بود و در این 18 ماه توانسته است از رکود اقتصادی خارج‌ شود. به‌نحوی که بر اساس آمار بانک مرکزی در 6 ماه ابتدای سال به رشد اقتصادی 4 درصد وتورم 17 درصدی برسد درحالی ‌که این جهش در این 18 ماه در زندگی روزانه مردم ملموس نیست و مردم با نگرانی به این آمارها نگاه می‌کنند.
در همین راستا مهدی پازوکی از اقتصاددانان کشور با آرمان به گفت‌وگو پرداخت که در ادامه می‌خوانید:
 
 باروی کارآمدن دولت تدبیر و امید بعد از 18ماه تورم اعلامی توسط بانک مرکزی حدود 17 درصد اعلام‌شد. واقعیت این است که شیب قیمت‌ها دیگر تندی قبل را ندارد ولی مردم جامعه پایین آمدن تورم از 44 درصد به 17 درصد را لمس نمی‌کنند. با توجه به محسوس نبودن کاهش تورم باید در آمار بانک مرکزی به‌عنوان درگاه آماری ایران شک شود؟
اطلاعاتی که بانک مرکزی از وضعیت اقتصادی کشور به‌صورت ماهانه و سالانه منتشر می‌کند یک اطلاعات کاملاً کارشناسانه است و درصحت آن به‌هیچ‌وجه نمی‌توان خللی وارد کرد البته در دوران دولت گذشته آمار بانک مرکزی صحت داشت ولی اجازه انتشار پیدا نمی‌کرد و اگر هم آماری اعلام می‌شد گاه با تاخیر چندساله اعلام می‌شد. به‌عنوان‌ مثال آمار سال 89 در سال 91 به چاپ رسید و با سه‌سال تأخیر اعلام شد. البته باید دقت کرد که کارشناسان بانک مرکزی خودشان تولیدکننده اطلاعات نیستند بلکه بسیاری از آمارها را از دستگاه‌های دیگر گرفته و بعد از بررسی به‌ صورت یک کل در هرماه و هرسال اعلام می‌کنند. به‌عنوان‌ مثال اطلاعات مربوط به ارزش‌افزوده‌ بخش صنعت را از وزارت صنایع می‌گیرند و اطلاعات مخصوص بخش کشاورزی را از وزارت جهاد کشاورزی اخذ می‌کنند و اطلاعات مربوط به بخش نفت را از وزارت نفت می‌گیرند درنتیجه بانک مرکزی راساً به جمع‌آوری اطلاعات اقدام نمی‌کند.
 در سطح دنیا مراکزی وجود دارند که به اعلام آمار در مورد شاخصه‌های کلی اقتصادی کشورهای جهان می‌پردازند که اصولاً آمار این نهادها چندان با آمار اعلامی توسط بانک مرکزی فرقی نمی‌کند. با استناد به آمار می‌توان به صحت آمار بانک مرکزی صحه گذاشت؟
 بله، نهادهای بین‌المللی و صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی نه‌‌تنها اقتصاد ایران بلکه اقتصاد همه دنیا را رصد کرده و به اعلام آمار می‌پردازند و همان‌طور که شما هم اعلام کردید با یک اختلاف بسیار کم به آمار اعلام‌شده توسط بانک مرکزی ایران صحه می‌گذارد چون ‌که بر اساس اصول علمی آمار گرفته  و اعلام می‌شود و این اصول علمی قابل تشکیک نیست.
  در آمارهای بانک مرکزی اعلام‌شده است که بخش تولید کشور با رشد روبه‌رو شده است. آیا نمود واقعی‌ای برای این آمار وجود دارد؟
بله کاملاً وجود دارد به‌عنوان ‌مثال در بخش تولید آمار در سال 91 منهای 8/6 دهم اعلام ‌شده است و در سال 92 این آمار به منهای 2/1 دهم رسیده است و بر اساس آخرین آمار اعلامی توسط بانک مرکزی این آمار مثبت 4 درصد اعلام ‌شده است و این آمار کاملاً واقعی است چرا که 7/1 درصد از این آمار مخصوص بخش صنعت است. این بخش صنعت کاملاً قابل‌ پیگیری است. اگر به آمار ایران‌‌خودرو مراجعه کنیم و آمار 6 ماه اول سال 92 را با 6 ماه اول سال 93 مقایسه کنیم، خواهیم دید که هم تعداد اتومبیل و هم ارزش ریالی اتومبیل افزوده ‌شده است درنتیجه این آمار نشان می‌دهد که ارزش‌‌افزوده بخش خودرو افزایش پیداکرده است و این واقعیت دارد و چیزی نیست که بتوان آن را کتمان کرد یا در 6 ماه سال 92 حدود  6 هزار میلیارد تومان دولت در بخش طرح‌های عمرانی هزینه کرده بود و الان این آمار به 71 هزار میلیارد تومان رسیده است و این نشان از رشد در بخش عمرانی است. یا اینکه حدود 9/0 درصد از اعلامی 4 درصد مربوط به بخش نفت است و مشخصات بخش نفت کاملا مشخص است قبلاً حدود 900 هزار بشکه نفت صادر می‌کردیم ولی اکنون به حدود 1050 هزار بشکه در روز رسیده است که این رشد کاملاً محسوس است.
  درهرصورت این آمار درحال حاضر در زندگی روزمره مردم قابل ‌مشاهده نیست اگر به ساختار آماری کشور هم اعتماد داشته باشیم، باز این رشد در زندگی روزمره مردم دیده نمی‌شود. به نظر شما به‌صورت ملموس این آمار در جامعه دیده می‌شود؟
کار اقتصادی در زندگی روزمره مردم به‌صورت کوتاه‌‌مدت دیده نمی‌شود در بلندمدت است که وضعیت زندگی مردم تحت‌تأثیر روند روبه رشد اقتصاد کشور رشد می‌کند. آینده نشان می‌دهد که آمار فعلی صحت دارد. اقتصاد ایران به دلیل اینکه ظرفیت‌های بلااستفاده داشته درنتیجه رشد اقتصادی با بیکاری در کوتاه‌مدت به هم مربوط نمی‌شوند ولی مثلاً در یک سال آینده نرخ رشد اقتصادی افزایش پیدا کرد ولی بیکاری کاهنده نباشد آنگاه باید در آمار اقتصادی تشکیک کرد. بر اساس آمار سرمایه‌گذاری حدود 8/15 درصد افزایش پیداکرده است. شما اگر به شرکت‌های سرمایه‌گذاری و صنعتی مراجعه کنید این رشد را در آمار آنها خواهید دید و کاملاً قابل‌رؤیت است؛ بنابراین زمان، صحت این آمارها را تائید خواهد کرد و در بلندمدت قطعا اگر رشد اقتصادی بالا برود ولی میزان سرمایه‌گذاری پایین بیاید یا بیکاری پایین بیاید آنگاه باید در آمار شک کرد.
  از نظر شما اقتصاد ایران به وضعیت گذشته که یک ثبات نسبی در آن وجود داشت برگشته است یا اینکه هنوز برای بازگشت به آن ثبات گذشته زمان نیاز است؟
البته با یک رشد قابل‌‌توجهی درحال بازگشت هستیم ولی هنوز وضعیت اقتصادی کشور بازگشت به عقب یعنی به دوران ثبات نرسیده است به‌عنوان‌ مثال تولید ناخالص ایران در سال 91 حدود 7 درصد کاهش داشته است همچنین در سال 92 نیز حدود 2/1 دهم درصد کاهش داشته‌ایم یعنی آمار رشد تولید ناخالص داخلی هنوز به سال 90 بازنگشته است. ولی درمجموع در حال رشد هستیم.
  به‌‌عنوان یک اقتصاددان به ‌صورت کلی و در کلیات چه نقدی بر سیاست‌های اقتصادی دولت دارید؟
واقعیت این است که من منتقد سیاست‌های اقتصادی دولت آقای روحانی هستم. دولت آقای روحانی سیاست اقتصادی را هماهنگ باسیاست خارجی جلو نبرده است و نظام تصمیم‌گیری اقتصادی در دولت آقای دکتر روحانی باید اصلاح شود. به‌عنوان ‌مثال در بخش کشاورزی آمار رشد کمتری را شاهد هستیم که باید جبران شود و دلیل آن‌هم خشکسالی است.
 چرا نمی‌توان در سیستم آماری بانک مرکزی و آمار اعلامی آن تشکیک کرد. بانک مرکزی هم یک‌ نهاد است که ممکن است تحت‌فشار آمار غیرواقع منتشر کند؟
 خیر این‌گونه نیست. کارشناسان و مسئولین بانک مرکزی انسان‌های خدومی هستند کمااینکه در دوران احمدی‌نژاد هم حاضر نشدند آمار غیرواقعی از وضعیت اقتصادی کشور اعلام کنند و زیر بار دستور نرفتند. کارشناس نوکرعقل و منطق است نه نوکر رئیس بنابراین قطعاً این آمار با توجه به گذشته آماری کشور کاملاً درست است و گذشت زمان‌بر درستی این آمار قطعاً صحه خواهد گذاشت.
 کارشناسان اعتقاد دارند که مشکل اقتصادی ایران ساختاری است و این ساختاری بودن است که باعث شده است مردم رشد را به‌‌صورت واقعی حس نکنند. به نظر شما در این مورد چه باید کرد؟
بله، مشکل اقتصادی ایران کاملاً ساختاری است و قبل از این دولت و قبل از دولت آقای احمدی‌نژاد هم این اشکال ساختاری در اقتصاد ایران وجود داشت ولی عملکرد غیرکارشناسی احمدی‌نژاد این مشکل ساختاری را پیچیده کرد. لذا طول خواهد کشید تا این ساختار اصلاح شود و دولت روحانی باید در این زمینه گام‌های اساسی بردارد.
  یکی از نقدهایی که به دولت دکتر روحانی می‌شود این است که از بدنه غیرکارشناسی دولت قبل و مسبب مشکلات اقتصادی امروز کشور هستند، استفاده می‌کند. نظر شما در این مورد چیست؟
 درست است من هم به این رفتار مدیریتی آقای دکتر روحانی نقد دارم. افراد تندرو باقی‌مانده از دولت گذشته هنوز در تصمیم‌گیری وجود دارند و این مدیران میانی احمدی‌نژادی بر اساس اصول کارشناسی انتخاب‌نشده‌اند و امروز هنوز هم در رأس کار قرار دارند و اگر کارشناسان واقعی و عالم را در مدیریت‌های میانی کشور در تهران و استان‌ها قرار دهید، قطعاً وضع کشور از آنچه درحال حاضر است بهتر خواهد شد. واقعیت این است که تصمیمات اقتصادی احمدی‌نژاد ربع قرن اقتصاد ایران را به عقب برد ولی الآن در اکثر ادارات دولتی در مدیریت‌های میانی حساس هنوز احمدی‌نژادی‌ها هستند و این‌ یکی از اشکالات آقای روحانی است. البته برخی نمایندگان مجلس هم مخالف دولت روحانی هستند ولی مخالفت آنها با مخالفت کارشناسان تفاوت دارد. آنها مخالف‌اند که مثلا چرا فرجی‌دانا در رأس یک وزارتخانه قرار داشت ولی کارشناسان و ازجمله بنده نگرانیم که چرا مدیریت اقتصادی این دولت مانند مدیریت خارجی دولت فعال نیست. الان هیات‌های اقتصادی ما باید در بالاترین سطح با اتحادیه اروپا در رفت‌وآمد باشند ولی این‌گونه نیست و این نقد در مدیریت‌های خارجی هم وجود دارد. بعضا سفرای ایران در خارج از کشور دارای مواضع مخالف وزیر امورخارجه و رئیس‌جمهور هستند. این‌گونه سفرا قطعاً باید برداشته شوند. خوشبختانه در ایران به لحاظ نیروی انسانی تحصیلکرده از همه منطقه، سرآمد هستیم و باید از آنها استفاده شود حتی در وزارت خارجه هم همین‌طور. تنها آقای ظریف تغییر کرده است ولی هنوز بخشی از بدنه احمدی‌نژادی در این وزارتخانه حضور دارند و باید تغییر کنند چراکه با منش دولت هماهنگ نیستند. من فکرمی‌کنم آقای روحانی باید با این مشکلات برخورد کند وگرنه در بلندمدت اتفاقی نخواهد افتاد. بنابراین به‌نظر می‌رسد اگر مدیریت اقتصادی و سیاسی ما یک مدیریت کارشناسی باشد قطعاً در بلندمدت موفق خواهیم بود.
  دولت باید از چه بدنه مدیریتی استفاده کند تا در طولانی‌‌مدت رشد در تمام بخش‌ها مشهود شود و دچار رکود در فرهنگ، اقتصاد، سیاست و... نشوید؟
 همان‌طور که قبلاً هم اعلام کردم، مثلا در وزارت خارجه تنها آقای ظریف و چندی از معاونین ایشان تغییر کرده‌اند. به نظر می‌رسد اینها باید تغییر کنند. در بخش‌های روابط بین‌الملل در دانشگاه خودمان کسانی راداریم که در رده جهانی درجه بالایی رادارند مانند آقای دکتر سریع‌القلم و دولت وظیفه دارد ازاین‌گونه افراد به‌‌عنوان مشاور ارشد خود استفاده کند. فردی مثل سریع‌القلم کسی است که سال‌ها در دانشگاه‌های درجه‌ یک در دنیا درس‌خوانده و استاد دانشگاه بوده و بر مسائل خاورمیانه و... مسلط است و قطعاً افرادی مثل او، زیاد داریم؛ اگر از این ‌چنین افرادی استفاده کنیم قطعاً وضعیت به‌مراتب بهتری‌ در سیاست خارجی خواهیم داشت.
 

نظرات بینندگان

ارسال نظر