صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

علاء‌الدين يک روز پس از تخريب+عکس

نيمه شب پنجشنبه سرانجام طبقه 7 و منفي 3 پاساژ موبايل علاءالدين به دليل ساخت و ساز غيرقانوني تخريب شد. در اولين روز کاري پس از تخريب، صاحبان واحدهاي تخريب شده، نگران آينده، چک‌هاي در دست مردم و جنس‌هاي در انبار مانده‌‌اند.

کد خبر: 2469

فارس/ نيمه شب پنجشنبه سرانجام طبقه 7 و منفي 3 پاساژ موبايل علاءالدين به دليل ساخت و ساز غيرقانوني تخريب شد. در اولين روز کاري پس از تخريب، صاحبان واحدهاي تخريب شده، نگران آينده، چک‌هاي در دست مردم و جنس‌هاي در انبار مانده‌‌اند.

پنجشنبه گذشته روز مهمي براي مهم‌ترين پاساژ موبايل تهران بود؛ نيمه شب بود که با همکاري شهرداري تهران و نيروي انتظامي طبقه هفتم و منفي 3 پاساژ موبايل علاءالدين به دليل ساخت و ساز غيرقانوني تخريب شد.

تبديل پارکينگ در طبقه منفي 3 به واحدهاي تجاري و اضافه اشکوب (بنا) در طبقه هفتم باعث اين اقدام شد.

تاکنون سازمان آتش‌نشاني، کارشناسان رسمي دادگستري و نظام مهندسي تهران چندين بار بر اقدامات غيرفني در اين ساختمان تأکيد کرده اند.

اين حکم در شرايطي اجرا شد که طي ساليان گذشته، شنيدهاي غير رسمي از ارتباط‌هاي قوي مالک پاساژ، حاميان وي و قدرت پول اقتداري نفوذ ناپذير را براي علاء الدين ساخته بود و اين بار نيز حتي تا دقيقه 90 تماس‌ و سفارش‌هاي شبانه اجراي حکم را به تعويق انداخت.

اما اين بار معاون قضايي ديوان عدالت اداري نيز تأکيد کرده بود که حکم تخريب پاساژ علاء الدين قطعي است و حتي بيشتر از آن عواملي که باعث ناامني ساختمان شده نيز بايد برطرف شود.

اکنون حکم اجرا شده و يک روز پس از تخريب، علاء‌الدين حال و هواي متفاوتي دارد.

ساعت 9 صبح که پاساژ هنوز بيدار نشده، آسانسور از طبقه اول به سمت طبقه ششم به سرعت پر و خالي مي‌شود. ديگر دکمه 7 آسانسور کار مي‌نمي‌کند. همچنان که آسانسور به طبقه شش نزديک مي‌شود، صدايي در آسانسور مي‌پرسد: کي بود مي‌گفت خراب نمي‌کنند؟

در طبقه ششم جماعتي اغلب جوان تجمع کرده‌اند. فروشندگان طبقه هفتم و برخي مشتري‌هاي آنها در راه روها منتظر تعيين تکليف‌اند. تازه واردان به طبقه ششم از سر کنجکاوي به نوبت پله‌هاي برقي طبقه 6 به 7 را بالا مي‌روند؛ به مغازه‌هاي پلمپ شده و شيشه‌هاي خورد شده نگاهي مي‌اندازند و چند عکسي مي‌گيرند.

ورودي‌هاي طبقه هفتم با آهن‌هاي جوش داده شده مسدود است. مغازه‌ها از داخل تخريب شده‌ و سپس کرکره‌ها پايين کشيده شده‌اند. مغازه‌ها پيش از تخريب خالي شده‌ است و برخي فروشنده‌ها کالاي‌هاي خود را به طبقه ششم آورده‌اند. اجازه پيش روي بيش از اين نيست.

گفت‌وگوهاي جمع‌هاي چند نفره، حول محور تخريب و آينده شغلي‌شان مي‌چرخد. آنها منتظر تعيين تکليف هستند و نمي‌دانند چه اتفاقي در انتظارشان است. جوان‌هاي اين بازار به تبعيت از روحيه جواني، راحت‌تر برخورد مي‌کنند اما آنها که کهنه‌کار اين بازار و علاء الديني شده‌اند ميانه خوبي با خبرنگاران ندارند؛ زيرا طبق رويه برخي مشاغل خاص، خبرنگاران را سبب آجر شدن نان‌شان مي‌دانند.

در شرايط سخت پيش آمده، رفتار برخي فروشنده‌هاي طبقه ششم از رفتار عصبي ساکنان طبقه هفتم که رسانه‌ها را يکي از دلايل اين اتفاق مي‌دانند، قابل تحمل تر است. يکي از آنها همچنان که مغازه‌اش را باز کرده و روز کاريش آغاز شده، مي‌گويد: اين مغازه‌ها ديگر باز شدني نيستند. اگر قرار به باز شدن بود کار به تخريب نمي‌رسيد.

روايات و شايعات زياد است. يکي ديگر از فروشندگان تعريف مي‌کند که «شهرداري 30 ميليارد خواسته بود». نفر سوم ادامه مي‌دهد: «حاجي پيش از تخريب حتي حاضر شده 200 ميليارد تومان به شهرداري بدهد اما شهرداري موافقت نکرده و به همين دليل تخريب شروع شده. طبقه هفتم ديگه باز نمي شه».

در ميان فروشنده‌هاي منتظر در طبقه ششم تعدادي مشتري نيز به چشم مي‌خورد. يکي از آنها پول واريز کرده و اکنون نمي‌داند که بايد به کجا مراجعه کند، ديگري يک گوشي براي تعمير داده بود و شخص سومي نيز يک گوشي گرويي داشت. آنها منتظر بودند تا فروشنده‌ها بيايند.

يکي از فروشنده‌ها از گرفتاري‌هاي دوستش ياد مي‌کند که دفعه قبل مغازه‌اش آتش گرفته و اين بار تخريب شده است و به اين ترتيب ديگر بدبخت شده است.

در ميان فروشنده‌ها پيچيده که «حاجي» قول داده تا دوشنبه پول‌ها را تسويه کند. مي‌گويند: اغلب مغازه‌ها فروخته شده است.

يکي از مغازه‌دارها نظر مخالفي دارد. او مي‌گويد ديگر به کسي پول نمي‌دهند، پولي که داده شده ديگر باز نمي‌گردد. پاساژ مغازه خالي ندارد؛ احتمالا حاجي بايد بعضي از مغازه‌هاي خود را که در اجاره هستند تخليه کند و به مالکان طبقه هفتم بدهد. يک سري ديگر بيکار مي‌شوند؛ يا احتمالا در پاساژ علاء‌الدين 2 به بعضي‌ها مغازه مي‌دهد.

يکي از مغازه‌هاي طبقه دوم ماجراي طبقه بالا را تمام شده مي‌بيند و البته روزهاي پررونقي را براي طبقات بالا پيش‌بيني مي‌کند. او مي‌گويد: طبقه‌هاي پايين که کاسبي خود را دارند اما از امروز به بعد کار در طبقات بالا هر قيمتي بخواهند مي‌فروشند.

دفتر ساختمان که در طبقه هفتم بود اکنون ديگر تخريب شده و فعلا آدرس‌ها به نشاني دفتر نيم‌پله ختم مي‌شود. اکنون که قانون بر قدرت غلبه کرده، ميهمانان فعلي طبقه ششم نگران آينده‌اند و به چک‌هاي در دست مردم و جنس‌هاي در انبار مانده‌ اند که هر روز معطلي آنها ضرر است، فکر مي‌کنند.

نظرات بینندگان

ارسال نظر