صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

جنگ جهاني نفت !!

توماس فريدمن از روزنامه نيويورک تايمز در مقاله خود در اين باره نوشت: «اين تنها تصورات من است يا جنگ جهاني نفت در حال وقوع است که در آن آمريکا و عربستان سعودي در يک جبهه و روسيه و ايران در جبهه مقابل قرار دارند؟ در حالي که عوامل گوناگوني در اقتصاد جهاني در کاهش بهاي نفت خام موثر بوده اند، هيچ شکي وجود ندارد که هماهنگي واشنگتن با اوپک و عربستان سعودي در زمينه افزايش توليدات به کاهش هرچه بيشتر بهاي نفت منجر شده است.»

کد خبر: 2302

بر خلاف مورالس، مادورو و روحاني، رئيس جمهور روسيه از مقصر دانستن عربستان سعودي و آمريکا در کاهش بهاي نفت خودداري کرده است.
علي النعيمي وزير نفت عربستان سعودي چندي پيش اعلام کرد: «در مورد سياست نفت عربستان سعودي در هفته هاي اخير حدس و گمان هاي بسياري بر پايه اطلاعات نادرست زده شد. ما به دنبال سياسي سازي مسئله نفت نيستيم. مسئله براي ما ميزان عرضه و تقاضا است و مسئله کاملا تجاري است.»
سهيل بن محمد المزروعي وزير نفت امارات متحده عربي در اين باره گفت: «هيچ توطئه چيني وجود نداشته و هيچ کشوري هدف قرار نگرفته است. بازار اينگونه است و بهاي نفت در آن بالا و پايين مي رود.» ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه نيز تصريح کرد: «همه ما شاهد پايين آمدن بهاي نفت هستيم. گفت وگوهاي بسياري در خصوص علل آن صورت گرفته است. آيا پايين آمدن بهاي نفت مي توانسته نتيجه توافق بين عربستان سعودي و آمريکا براي مجازات ايران و تحت تاثير قرار دادن اقتصادهاي روسيه و ونزوئلا باشد؟ احتمالش وجود دارد!!»
اما آيا واقعا پايين آمدن بهاي نفت بخشي از برنامه آمريکا و عربستان سعودي براي آسيب اقتصادي به روسيه، ايران و ونزوئلا بوده است؟ به نظر مي رسد نيکولاس مادورو رئيس جمهور ونزوئلا چنين عقيده اي دارد. وي در مصاحبه اي که توسط رويترز منتشر شد تصريح کرد آمريکا و عربستان سعودي بهاي نفت را براي «آسيب رساندن به روسيه» پايين آوردند.
اوو مورالس رئيس جمهور بوليوي نيز در اين زمينه با مادورو موافق است. وي در گفتگو با خبرنگاران رسانه روسي آر تي اعلام کرد: «کاهش بهاي نفت در پي تحريک آمريکا و با هدف حمله به اقتصادهاي ونزوئلا و روسيه صورت گرفت. اين کشور ها مي بايست در واکنش به چنين حملات سياسي و اقتصادي با يکديگر متحد شوند.»
حسن روحاني رئيس جمهور ايران در اين خصوص گفت: «دليل اصلي (کاهش بهاي نفت خام) توطئه سياسي کشورهايي خاص عليه منافع منطقه و جهان اسلام است. ايران و مردم منطقه چنين خيانتي را عليه منافع جهان اسلام فراموش نخواهند کرد.»
آيا واقعا «خيانت» آمريکا و عربستان سعودي عامل کاهش بهاي نفت بود؟ علي النعيمي وزير نفت عربستان سعودي خلاف اين مسئله را ادعا مي کند. النعيمي مکررا اتهامات در خصوص دست داشتن عربستان سعودي در توطئه چيني براي پايين آوردن بهاي نفت را رد کرده است. به گفته وي، نوسان در بهاي نفت نتيجه «خودداري کشورهاي غير عضو در سازمان اوپک از همکاري، اشاعه اطلاعات نادرست و محتکران حريص» بوده است. به عبارت ديگر، همه در کاهش بهاي نفت مقصر هستند به غير از کشوري که سابقه بالا نگه داشتن قيمت را از طريق کنترل توليدات داشته است.
چنين اظهاراتي چندان با واقعيت همخواني ندارد به ويژه در شرايطي که به گزارش نشريه فايننشال تايمز، رهبر بالفعل اوپک از اجراي «راهبرد هميشگي» اين سازمان خودداري و اعلام کرد حتي اگر بهاي نفت به کمتر از ۲۰ دلار برسد نيز توليدات خود را کاهش نخواهد داد.
اما علت اين اقدام چه مي تواند باشد؟ چرا عربستان سعودي به طور ناگهاني راهبردي را که امکان فروش نفت به قيمتي دو برابر بهاي کنوني را فراهم مي آورد، ناديده گرفت؟ آيا ديگر علاقه اي به کسب درآمد ندارد؟ و چرا نعيمي بايد تا اين اندازه مشتاق کاهش بهاي نفت و سقوط آزاد بازارهاي سهام خاورميانه باشد، کسري بودجه عربستان سعودي را به بالا ترين ميزان در تاريخ اين کشور يعني پنج درصد توليد ناخالص داخلي افزايش دهد و بي ثباتي مالي گسترده ايجاد کند؟ آيا پايين آوردن ارزش سهام بازار واقعا تا اين اندازه اهميت داشت و يا مسئله ديگري پشت پرده است؟
لري اليوت از روزنامه گاردين بر اين باور است که آمريکا و عربستان سعودي در توطئه براي کاهش بهاي نفت خام دست دارند. وي در اين زمينه به ديدار جان کري وزير امور خارجه آمريکا با ملک عبدالله پادشاه عربستان در ماه سپتامبر اشاره کرد؛ مقامات دو کشور در اين ديدار توافق کردند براي آسيب رساندن به ايران و روسيه توليدات نفت خام را افزايش يابد.
اليوت در مقاله خود که تحت عنوان «آمريکا از نفت عليه روسيه و ايران استفاده مي کند»، نوشت: «واشنگتن با کمک متحد سعودي خود سعي دارد با اشباع بازار که از پيش بهاي نفت خام در آن کاهش يافته بود، بهاي نفت را بيش از پيش پايين آورد. در حالي که دولت هاي ايران و روسيه به شدت به صادرات نفت وابسته هستند، فرض بر اين است که پايين آوردن بهاي نفت به تعامل ساده تر با اين دو کشور کمک کند. جان کري احتمالا در ماه سپتامبر با ملک عبدالله توافق کرده است تا عربستان نفت را به قيمتي پايين تر از بهاي بازار به فروش رساند. چنين توافقي مي تواند توضيحي منطقي باشد براي کاهش بهاي نفت آن هم در زماني که با توجه به ناآرامي ها در عراق و سوريه بهاي نفت مي بايست افزايش مي يافت.
عربستان سعودي در ميانه دهه ۱۹۸۰ نيز اقدامي مشابه صورت داده بود. در آن زمان، انگيزه عربستان سعودي در جغرافياي سياسي براي پايين آوردن بهاي نفت خام به کمتر از ده دلار براي هر بشکه، بي ثبات کردن رژيم صدام حسين بود. به گفته کار شناسان منطقه خاورميانه، اين مرتبه انگيزه عربستان تحت فشار گذاشتن ايران و وادار کردن مسکو به خودداري از حمايت از بشار اسد در سوريه است.
اما تئوري اليوت در اين زمينه تا چه اندازه صحيح است؟ ولاديمير پوتين در اين باره چندان مطمئن نيست. بر خلاف مورالس، مادورو و روحاني، رئيس جمهور روسيه از مقصر دانستن عربستان سعودي و آمريکا در کاهش بهاي نفت خودداري کرده است. ايتارتاس در مقاله اي درباره عوامل احتمالي کاهش بهاي نفت به نقل از پوتين نوشت: «صحبت هاي زيادي در اين باره شده است. برخي مي گويند توطئه اي از سوي عربستان سعودي و آمريکا بوده است تا ايران را مجازات کنند و اقتصاد روسيه را تحت فشار گذارند و بر ونزوئلا اعمال نفوذ داشته باشند. ممکن است اين ها واقعيت داشته باشد يا نباشد. همچنين ممکن است علت تقابل ميان نفت خام با نفت شيل باشد. با توجه به شرايط کنوني بازار، توليد نفت و گاز شيل هيچ هزينه عملياتي در بر ندارد.» همانند هميشه، پوتين موضعي ميانه اتخاذ کرد. به عبارت ديگر، ممکن است نقشه اي باشد يا نباشد. پوتين فردي است که از قضاوت بدون داشتن شواهد کافي خودداري مي کند.
در اين حال، کريس موني خبرنگار واشنگتن پست در مقاله اخير خود نظريه همه افرادي که کاهش بهاي نفت را نتيجه توطئه عربستان سعودي و آمريکا مي دانند، رد کرد. وي در مقاله خود در اين باره نوشت: «علت کاهش ناگهاني بهاي نفت به طور دقيق مشخص نيست؛ عواملي همچون ناهماهنگي ميان ميزان عرضه و تقاضا، سرمايه گذاري چندين ساله شرکت هاي نفتي براي استخراج و توليد نفتي که اکنون بازار را اشباع کرده و شايد هماهنگ نبودن و اختلاف ميان اعضاي اوپک در اين زمينه تاثيرگذار بوده اند.» با اين حال، موني در همين مقاله نظريه خود را نقض کرده است: «توليدکنندگان نفت کاملا با يکديگر همکاري مي کنند و از سوي ديگر سازمان اوپک وجود دارد که اعلام کرده ماموريتش همکاري و متحد سازي سياست هاي نفتي است.»
در شفاف سازي نظريه موني مي توان گفت وي از يک سو اوپک را سازمان هماهنگ کننده سياست هاي نفت خام مي داند و از سوي ديگر بر اين باور است زيرساخت هاي بازار به هماهنگي نياز دارد. تناقض در نظريه موني اين است که کارتل نفتي (اوپک به عنوان هماهنگ کننده بازار) در شرايط عادي ميزان عرضه و تقاضا را براي ثابت نگه داشتن قيمت با يکديگر هماهنگ مي سازد و اين مسئله اي است که موني آن را ناديده گرفته است.
مقاله موني به کل بي معني است و به نظر مي رسد وي کل شرايط را اشتباه درک کرده است. مشکل سقوط بهاي نفت زيرساخت هاي بازار نيست، بلکه اعمال نفوذ و دستکاري در بازار است. حال سوال اين است که عربستان سعودي با هدف تاثيرگذاري در سهام بازار ميزان عرضه را تغيير داده و يا براي اين کار دلايل سياسي داشته است؟! به هر صورت اين واقعيت که عربستان سعودي در بازار اعمال نفوذ کرده است تغييري نمي کند. مسئله قابل توجه انگيزه هاي احتمالي عربستان براي چنين اعمال نفوذي است.
به طور قطع تاثيرگذاري بر سهام در بازار يکي از انگيزه هاي اصلي عربستان بوده است. اگر عربستان سعودي براي مدتي طولاني بهاي نفت را در بازار پايين نگه دارد، بسياري از توليدکنندگان نفت خام غيرعضو در اوپک، بهاي پايين نفت خام را دوام نمي آورند و بدين ترتيب سهم بيشتري از بازار نفت به اوپک اختصاص مي يابد و بدين ترتيب اوپک کنترل بيشتري بر بهاي نفت در بازار خواهد داشت.
از سوي ديگر، توماس فريدمن از روزنامه نيويورک تايمز در مقاله خود در اين باره نوشت: «اين تنها تصورات من است يا جنگ جهاني نفت در حال وقوع است که در آن آمريکا و عربستان سعودي در يک جبهه و روسيه و ايران در جبهه مقابل قرار دارند؟»
به نظر مي رسد فريدمن نيز به تئوري توطئه پيوسته است. وي در ادامه مقاله خود مي نويسد: «در حالي که عوامل گوناگوني در اقتصاد جهاني در کاهش بهاي نفت خام موثر بوده اند، هيچ شکي وجود ندارد که هماهنگي واشنگتن با اوپک و عربستان سعودي در زمينه افزايش توليدات به کاهش هرچه بيشتر بهاي نفت منجر شده است.»
هيچ شکي وجود ندارد که عربستان و آمريکا در زمينه کاهش بهاي نفت خام با يکديگر هماهنگ بوده اند. در واقع، عربستان سعودي اقدامات خود را براي کاهش بهاي نفت خام به دستور آمريکا انجام داده است. چنين اقدامي مي تواند به صنعت انرژي آمريکا نيز ضربه وارد کند و اگر رياض بدون هماهنگي با واشنگتن دست به چنين اقدامي زده بود، بدون شک تاکنون با عواقب آن مواجه شده بود.
مخلص کلام اينکه سقوط بهاي نفت و کاهش ارزش روبل مواردي نيستند که به طور اتفاقي در بازار و در نتيجه عدم هماهنگي ميان عرضه و تقاضا روي دهند. در واقع، همه اين موارد بخشي از راهبرد وسيع تر در جغرافياي سياسي است که با هدف ضربه زدن به اقتصاد روسيه و از سوي ديگر سلطه آمريکا بر ميدان هاي نفتي آسيا صورت مي گيرد. شرايط به وجود آمده در اصل بخشي از برنامه واشنگتن براي حفظ موقعيت خود به عنوان قدرت بر تر در جهان بوده است./

ديپلماسي ايراني

نظرات بینندگان

ارسال نظر