صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

امروز 6 دیماه 93

چادر مشکي خارجي هر قواره چند ؟

چادرهاي مشکي موجود در بازار هيچ کدام ايراني نيست، در دهه 1330 شمسي که اولين چادر مشکي جايگزين چادرهاي رنگي در فرهنگ اسلامي ـ ايراني شد، اولين پارچه هاي چادري از سوئيس و آمريکا به ايران آمده اند، پارچه هاي چادري کرپ کيفي و کرپ نازي از معروف ترين پارچه هاي مشکي موجود در بازار بود.

کد خبر: 1382

جام جم/ چادرهاي مشکي موجود در بازار هيچ کدام ايراني نيست، در دهه 1330 شمسي که اولين چادر مشکي جايگزين چادرهاي رنگي در فرهنگ اسلامي ـ ايراني شد، اولين پارچه هاي چادري از سوئيس و آمريکا به ايران آمده اند، پارچه هاي چادري کرپ کيفي و کرپ نازي از معروف ترين پارچه هاي مشکي موجود در بازار بود.

نزديک به 60 سال پيش فقط سه نوع چادر مشکي ساده در بازار بود که يکي کرپ کيفي سوئيسي بود که جنسش پلي استر ساده است و ديگري کرپ نازي آمريکايي و آن يکي هم کرپ پشم. اولي چون حالت پفکي داشت و خانم ها راحت تايش مي کردند و در کيفشان جا مي شد، به کرپ کيفي شهرت پيدا کرد، دومي هم چون جنسش لطيف تر از ديگري بود اسمش را گذاشتند نازي و آن ديگري هم چون از پشم بود و گرم، شد کرپ پشمي.

همين سه نوع چادر سال هاي سال وارد ايران مي شد و خانم هاي ايراني استفاده مي کردند تا اين که نزديک به 30 سال پيش، شرکت ژاپني ميتسوبيشي در کنار توليد کشتي، خودرو و لواز خانگي وارد عرصه پارچه بافي هم شد و بهترين پارچه هاي مشکي را روانه بازار کرد.

يک کارخانه سوئيسي هم بعد از دو دهه، تنوع پارچه هاي مشکي چادري خود را افزايش مي دهد و «کلوکه» را به شکل انبوه توليد مي کند که مورد استقبال قرار مي گيرد، اين پارچه نيز تا اواخر دهه 50 طرفداران زيادي در بين خانم هاي ايراني پيدا مي کند تا اين که کارخانه ميتسوبيشي وارد اين عرصه شده و گوي سبقت را از رقيبان سوئيسي و آمريکايي خود مي گيرد.

طي سه دهه اخير ژاپن، کره جنوبي، اندونزي و چين به ترتيب کشورهايي است که پارچه هاي مشکي چادري را در برندهاي مختلف توليد و به بازار کشورهاي اسلامي بويژه ايران وارد مي کنند.

«الان اگر بخواهم بگويم که برند پارچه هاي چادري کدام کشور از بقيه بهتر است، بدون شک مي گويم ژاپن و در بين آنها هم ساولون ميتسوبيشي. بعد از آن هم پارچه هاي کره اي خوب است که از لحاظ قيمت هم به صرفه تر است.»

کاتالوگ پارچه ها را يکي يکي ورق مي زنم؛ پورشه، الگانس، ليموزين، شنل و... زرکوب شده است روي نمونه پارچه هاي مشکي که بافت و ميزان سياهي شان با هم متفاوت است. اين مارک ها همه تقلبي است، غير از همان يک کارخانه معروف ژاپني، هيچ شرکت خودروسازي پارچه چادري توليد نمي کند ولي چون همان يک مارک معروف شده و خانم ها دنبال برندهاي معروف هستند واردکنندگان اسم هاي تقلبي را روي پارچه شرکت هاي فرعي و معمولي زرکوب مي کنند و با قيمت هاي بالايي هم مي فروشند.

«چرا چادر ايراني نداريم؟» آقا مجتبي اين جمله به يکباره و پر از علامت سوال من را با لبخند نصفه و نيمه بي حوصله اي جواب مي دهد و مي گويد: چون هيچ وقت به فرمول توليد پارچه مشکي دست پيدا نکرديم. بعد هم وارد کردن پارچه مشکي ظاهرا سود کلاني دارد که براي عده اي خوش نمي آيد خط توليدش راه بيفتد. قبل از انقلاب کارخانه نساجي مازندران کارش خيلي خوب پيش مي رفت که با سنگ اندازي واردکننده هاي بزرگ ورشکسته شد يا همين کارخانه چيت که در خيابان شهيد رجايي تهران کلي کارگر و دستگاه هاي نساجي داشت هم همين طور. در عرض چند سال مجبور شد همه کارگرها را مرخص کند و کارخانه را تعطيل.

ياد حرف هاي مديرکل صنايع نساجي و پوشاک وزارت صنعت مي افتم که شهريور امسال گفته بود: قرار است براي اولين بار واحد توليد چادر مشکي در شهرکرد افتتاح شود. کارخانه اي که ظاهرا توليدکننده کره اي از آن حمايت مي کند و بنا دارد ده ميليون متر چادر هر سال در آن توليد شود. يعني مي شود؟

خدا کند که اين اتفاق بيفتد، ايران بزرگ ترين کشور مصرف کننده پارچه هاي مشکي چادري است، کشورهاي عربي هم به اندازه ما مصرف ندارند، شما نگاه کنيد فقط زنان ايراني هستند که چادرهاي مشکي گلدار و طرح دار سرشان مي کنند، زنان ديگر در کشورهاي عربي فقط از پارچه هاي ساده استفاده مي کنند و حتي فروشگاه هاي عربي در مکه و مدينه و کربلا هم پارچه هاي طرح دار را براي خانم هاي ايراني وارد مي کنند که به عنوان سوغاتي مي خرند. چه چيزي بهتر از اين که يک شرکت داخلي بتواند پارچه هاي چادري مشکي مرغوب توليد کند؟

يک قواره چادر چند؟
دختر جواني که خانم چادري رو گرفتهِ همراهش يکي در ميان به او مي گويد «عروسم» چشم هاي متعجبش را دوخته به طاقه هاي پارچه داخل قفسه و سرگردان و حيران به آنها نگاه مي کند، آقا مجتبي مي رود جلو تا در انتخاب راحت تر به عروس خانم کمک کند. توضيح مي دهد که طرح پارچه هاي قفسه روبه رو همه لمه دار است و تازه دو هفته است وارد بازار شده و بافت آن برجسته است، به همين دليل هم گران تر از طرح هاي گلدار ساده آب مي خورد.

يک قواره 4.5 متري اين پارچه هاي لمه دار نزديک 480 هزار تومن در مي آيد، اين يکي ها که ساده گلدار است هم نزديک 350 هزار تومن، پارچه هاي حرير کن کن نزديک 210 هزار تومان مي شود و يک قواره چادري کرپ معمولي رو هم صد هزار تومان براتون حساب مي کنم. آقا مجتبي طاقه هاي پارچه لمه دار را يکي يکي باز مي کند و عروس خانم روي سرش مي اندازد و مادر شوهرش نظر مي دهد همين خوبه، نه اون يکي بهتره، به نظرم اين يکي که برق مي زنه رو بردار.

پارچه هاي چادري مشکي در ايران به دو دسته ساده و گلدار تقسيم مي شود که پارچه هاي چادري ساده را که حرير و کرپ است خانم هاي کارمند و دختران جوان انتخاب مي کنند و چادرهاي گلدار نيز بيشتر براي خانم هاي ميانسال و بالاتر و البته براي مراسم رسمي استفاده مي شود.

بيشتر کساني که مي خواهند چادرهاي مدل دار مثل عربي، ملي و دانشجويي بدوزند، پارچه هاي چادري ساده مي خرند چون تقريبا هيچ کدام از اين چادرها با پارچه هاي طرح دار زيبا نمي شود، قيمت اين پارچه ها هم از 70 هزار تومان تا 250هزار تومان است. پارچه هاي گلدار هم که بيشتر خانم هاي 30 سال به بالا مشتري آن هستند براي مراسم رسمي استفاده مي شود که در عموم خانم ها به چادر مجلسي مصطلح شده است.

چادر ساده يا مدل دار؟
مانکن باريک و قد بلند حجره روبه رويي با آن چشم و ابروي کشيده و دماغ عروسکي اش، يک چادر قجري سرش کرده و طوري دم در مغازه ايستاده انگار منتظر کسي است، آستين بالاي چادرش عبايي است و از کمر به پايين شبيه يک دامن راسته ساده شده، مانکن روبه رويش هم يک چادر دانشجويي ساده به سر دارد و روي دوشش کيفي با بند بلند افتاده، خانم مانکن قيافه اش هيچ جور شبيه دانشجوها نيست.

آقا مجتبي برايمان يک بروشور پر از مدل هاي چادر مي آورد که خيلي هايشان به اسم يک خانم ثبت ملي شده، چادر دانشجويي، عربي مصري و لبناني و عراقي و..، جلبي، قجري، شال دار و ملي مدل هاي جديدي است که از ده سال پيش وارد بازار ايران شده و بين خانم هاي جوان بسيار طرفدار دارد.

قبلا فقط خانم ها چادر ساده سر مي کردند که الان هم هنوز تعدادشان زياد است بويژه در ميان خانم هاي مسن و ميانسال، بعد هم تک و توکي چادر عربي بود که از عربستان يا عراق سوغاتي مي آوردند اما نزديک به ده سال پيش چادر ملي را يک خياط ايراني دوخت که چون آستين داشت و روي سرش کش مي خورد، خيلي مورد استقبال خانم ها قرار گرفت، بعد از آن هم به ترتيب چادرهاي دانشجويي، جلبي و شالدار طراحي شد که خانم هاي جوان بشدت خريدار آن هستند، شايد يکي ديگر از علت هاي پرفروش بودن اين نوع چادرها جنس سبک آنها باشد که از حرير الاسود يا کن کن است و بيشتر از 400 گرم نمي شود.

روي شناسنامه پارچه هاي چادري ميزان مواد استفاده شده در هر متر چادر آمده است که وزن تقريبي هر قواره چادر مشکي را مشخص مي کند. قواره هاي چادري هم بسته به قد افراد و اندازه شانه هايشان از 3.5 متر براي کوتاه قدها شروع و تا 5.5 متر تمام مي شود.

يک قواره چادر کرپ که از بقيه جنسش سنگين تر است نزديک يک کيلو و 200 گرم مي شود و چادرهاي حرير هم نزديک 400 گرم وزن دارد که خيلي سبک و براي خانم هاي کارمند مناسب و راحت است.

خريد عروس خانم تمام شده و آدرس يک خياط خوب را از شاگرد آقا مجتبي مي پرسد، چند خانم کارمند هم که بتازگي وارد مغازه شده اند، تصميم شان را بين حرير کن کن و کرپ ساده گرفته اند و سر متراژ و قيمت با فروشنده جوان بحث مي کنند. قيمت ها واقعا بالاست، تا همين دو سال پيش با 150 تا 200 هزار تومان مي توانستيم دو قواره چادري خوب براي يک سالمان بخريم اما الان پولمان به يک قواره هم نمي رسد.

«چادرت آماده شده دخترم» صداي ظريف و مادرانه اعظم خانم از پشت پيامک تک جمله اي ا ش بيرون مي پرد و در گوشم مي پيچد و باز هم پشتم به اوست و رويم به آينه. من مي چرخم و او از همان پشت ميز چرخ خياطي پر سر و صدايش و از بالاي عينک نزديک بين اش بالا تا پايين چادر را ورانداز مي کند. با شامپو بشور، با پودر رختشويي نشور، با دست بشوري بهتره، تو ماشين خواستي بندازي مرتب تاش کن بعد بنداز، آبت ولرم باشه، اتوش نکن، بافت چادر رو اين طرف اون طرف مي کشه و خرابش مي کنه و.... مبارکت باشه، درست جمعش کن زمين رو جارو نکني.

نظرات بینندگان

ارسال نظر