صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

ایرادات بودجه نویسی در ایران چیست ؟‬

چرا دولت‌ها به بودجه‌ریزی عملیاتی بهایی نمی‌دهند؟

هرساله به‌رغم انتقادات فراوان کارشناسان مبنی بر تغییر نظام بودجه‌ریزی، همچنان بودجه‌ریزی به روش برنامه‌ای صورت می‌گیرد. اما چرا دولت‌ها توجهی برای این نوع بودجه‌ریزی ندارند؟ آثار بودجه‌ریزی برنامه‌ای بر اقتصاد چیست؟ چالش‌های اجرای بودجه‌ریزی عملیاتی چیست؟

کد خبر: 1364

مطابق برنامه‌ی پنجم توسعه (1390-1394)، دولت موظف بود بودجه‌ی سال سوم این برنامه، یعنی سال 93 را مبتنی بر «بودجه‌ریزی عملیاتی» به مجلس ارائه دهد[1] که فرصت انجام این کار به‌صورت کامل برای دولت فراهم نشد و تنها در چند قسمت بودجه، آن را به‌صورت پایلوت دنبال کردند، ولی امسال دولت اعلام کرده است که بودجه‌ی 94 را به‌صورت کاملاً عملیاتی تنظیم کرده است.[2]

 
بودجه‌ریزی به دو شیوه می‌تواند انجام گیرد:
1. بودجه‌ریزی برنامه‌ای
2. بودجه‌ریزی عملیاتی (یا مبتنی بر عملکرد)
بودجه‌ریزی برنامه‌ای همانی است که تا الآن در کشور ما اجرا می‌شده است که در نیمه‌ی دوم سال، از طریق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، به تمامی نهادها بخشنامه‌ای صادر می‌شود و در آن فهمانده می‌شود که وضعیت چراغ قرمز، زرد یا سبز است و متناسب با آن، سازمان‌ها و نهادها باید بودجه‌ریزی خود را اعلام کنند. (چراغ قرمز به معنای بودجه‌ی انقباضی و اتمام کارهای انجام‌شده، چراغ زرد به معنای تمام کردن پروژه‌های ناتمام، چراغ سبز به معنای بودجه‌ی انبساطی و شروع پروژه‌های جدید است.)
 
در بودجه‌ی دستگاه‌های دولتی ایران، استمرار حیات دستگاه‌ها مطرح است، نه ضرورت واقعی جامعه. به این امر توجه نمی‌شود که باید واحد کار تعریف شود و برحسب آن، عملکرد دستگاه به عدد و رقم تبدیل گردد و هزینه‌های واقعی ناشی از هر واحد کار آن دستگاه مورد محاسبه قرار گیرد.
 
در این شیوه‌ی بودجه‌ریزی در دستگاه‌های دولتی ایران، هر دستگاه بودجه‌ی سال جاری خود را معیار قرار می‌دهد و سپس بدون انجام هرگونه ارزیابی از عملکرد خود، اینکه هزینه‌ی واقعی هر واحد از تولید کالا و خدمات آن عملاً چقدر تمام می‌شود یا در نظر گرفتن نرخ تورم در کشور و سایر متغیرهای احتمالی در هزینه‌ها، درصدی را به درآمدها و هزینه‌های سال جاری اضافه می‌کند و به‌عنوان پیش‌بینی بودجه‌ی سال آینده‌ی خود به دولت ارائه می‌دهد. در بودجه‌ی دستگاه‌های دولتی ایران، استمرار حیات دستگاه‌ها مطرح است، نه ضرورت واقعی جامعه. به این امر توجه نمی‌شود که باید واحد کار تعریف شود و برحسب آن، عملکرد دستگاه به عدد و رقم تبدیل گردد و هزینه‌های واقعی ناشی از هر واحد کار آن دستگاه مورد محاسبه قرار گیرد. هرگز به اینکه اگر بخش خصوصی می‌تواند همین خدمات را با کیفیت بهتر و با هزینه‌ی کمتری ارائه دهد، پس آن را جانشین دستگاه دولتی کنند تا از منابع ملی بهتر استفاده شود، بهایی داده نمی‌شود. (مهدوی، 1386)
 
در این نوع بودجه‌ریزی، هر شرکت و سازمانی به‌خاطر پرستیژ، قدرت سیاسی، قدرت چانه‌زنی و... می‌خواهد بودجه‌ی بیشتری داشته باشد. از دیگر نقاط ضعف این نوع بودجه‌ریزی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
-        بودجه‌ریزی به‌صورت شفاف انجام نمی‌گیرد.
-        منابع در بسیاری از موارد، خارج از اهداف اصلی دستگاه هزینه می‌گردد.
-        نظارت مؤثر بین بودجه و نتایج عملکرد دستگاه انجام نمی‌شود.
-        برنامه‌ها و فصول هزینه به‌صورت کلی به دستگاه‌ها دیکته می‌شود.
-        چانه زدن بر سر ازدیاد اعتبارات است، نه بر سر ازدیاد عملکرد و فعالیت.
-        در برخی از پرداخت‌ها، از جمله پاداش، دستگاه‌هایی که در پایان سال اعتبار زیادی داشته‌اند، این مورد را پرداخت می‌نمایند.
-        اطلاعات نادرست به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی داده می‌شود.[3]
 
بودجه ریزی بر مبنای عملکرد
 
امروزه در دنیا، کشورها در حال وارد کردن هرچه بیشتر عملکرد در بودجه‌بندی خودشان هستند تا از این طریق، نتایج بهتری به دست آورند، برای پولی که خرج می‌کنند دستاورد بیشتری داشته باشند و شفافیت هزینه‌کردهای خودشان را افزایش دهند. با استفاده از اطلاعات مبتنی بر عملکرد، تصمیم‌گیری بهتری در تخصیص منابع داشته باشند. به‌خاطر اینکه تعیین اولویت‌های بودجه‌ای، تابعی از ارزش‌ها و منافع جایگزین است که بودجه‌ی عملیاتی می‌تواند آگاهی نسبت به آن‌ها را افزایش دهدو در نهایت اینکه شفافیت حاصل از اطلاعات عملکردی، امکان حسابرسی کردن از سازمان‌های دولتی برای خرج‌هایی که داشته‌اند را بیشتر می‌کند. ([4]OECD، 2011)
 
جدول زیر می‌تواند آشنایی خوبی با اطلاعاتی که می‌توان از عملکرد سازمان‌ها در قالب بودجه‌ریزی عملیاتی گرفت ایجاد کند:
 

 

منبع: Hatray (1999)، Hatray, Cowen, Mark, Nayyar-Stone (2002)، به نقل از فرهمند، اعتمادزاده (1386)

 

 
چالش‌های اجرای بودجه‌ریزی عملیاتی
 
1. تعریف فعالیت‌ها برای هر برنامه. برنامه‌ها می‌بایست از حالت کلی درآمده و تا حد فعالیت‌ها مشخص شوند.
2. تعیین هزینه‌ی هر فعالیت. تعیین هزینه‌ی فعالیت پیچیده است و نیازمند حجم بالایی از کار است.
3. آموزش نیروی انسانی و مواجه شدن با مقاومت. مدیران برنامه باید حسابداری هزینه و دیگر اطلاعات مالی را برای اداره‌ی برنامه‌هایشان یاد بگیرند. آن‌ها ممکن است در اجرای این نظام مقاومت کنند.
4. ارتقای سیستم‌های اطلاعاتی. تأمین جریان منظم از اطلاعات به‌روز، صحیح و مفید از عملکرد برنامه در طی سال، حیاتی است.
 
از الزامات بودجه‌ریزی عملیاتی، طراحی شاخص‌های سنجش عملکرد و استاندارد کیفیت برای ارائه‌ی خدمات است. از دیگر الزامات، نظارت داشتن و اطمینان از اطلاعات مرتبط با نتایج و پیامدهاست. لذا منطقی نیست که انتظار داشته باشیم در یکی دو سال، بودجه‌ریزی عملیاتی در دولت تحقق کامل یابد و بایستی افق بلندتری را در نظر داشته باشیم.
 
 ضمن اینکه بودجه‌ریزی عملیاتی نسبت به بودجه‌ریزی برنامه‌ای، نیاز به زحمت بیشتری دارد و کمتر دولتی حاضر است این مقدار به خود زحمت دهد، مگر اینکه ناچار شود. با توجه به اینکه در کشور ما، درآمدهای آسان و بی‌دردسر نفتی وجود دارد، تا زمانی که دسترسی دولت به این درآمدها محدود نشود و کاهش نیابد، کمتر دولتی به‌سراغ درآمدهای مالیاتی می‌رود. وقتی غالب درآمدهای دولت با مالیات‌ها تأمین شد، آن‌وقت خود را در قبال مالیات‌دهندگان جواب‌گو می‌بیند و می‌بایست بودجه‌ی خود را به بهینه‌ترین شکل مصرف نماید. اینجاست که دولت‌ها مضطر به بودجه‌ریزی برمبنای عملکرد می‌شوند.  *
 
 
پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. ماده‌ی 219 قانون برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی پنجم توسعه‌ی جمهوری اسلامی ایران.
[2]. دکتر محمدباقر نوبخت، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور، 19 شهریور 93.
[3]. دکتر عبدالمحمد مهدوی، 1386.
[4]. اگرچه نباید فراموش کرد که تابع عواملی چون عدالت و نیازهای برآورده‌نشده و نقش دولت در پاسخ‌گویی به این نیازها نیز هست.
 
*مرتضی عربلو، کارشناس ارشد اقتصاد/انتهای متن/
برهان/

نظرات بینندگان

ارسال نظر