صفحه نخست >> اقتصادی تعداد نظرات: 0

چند پیشنهاد به تیم اقتصادی دولت یازدهم

کاهش قیمت نفت در اقتصاد ایران فرصت یا تهدید؟

محمد جواد صدیقی پاشاکی

چرا کاهش قیمت خیلی هم برای اقتصاد ایران بد نیست؟ / مدتی است که امریکا به همراه متحدانش در منطقه تصمیم گرفتند با کاهش دادن قیمت نفت ضربه سنگینی به اقتصاد ایران وارد کنند اما ناگفته نماند که این شرایط منفی نمی تواند مدت زیادی پایدار بماند و در بلندمدت امریکا و متحدان اروپائی­اش از این سیاست زیان خواهند دید

کد خبر: 1362

از ماه ژوئن سال جاری میلادی، قیمت نفت خام بیش از چهل درصد در هر بشکه کاهش یافته است. قیمت حاضر برای نفت خام کمترین مقدار آن پس از رکود سال 2009 می‌باشد. این کاهش قیمت نفت فراتر از یک کاهش موقتی و نوسانات دوره‌ای است. برخی پیش‌بینی ها قیمت جهانی نفت را در سال 2015 پایین تر از 40 دلار می‌دانند. این مقدار برای قیمت نفت در طول رکود سال‌های 2008-2009 اتفاق افتاد.

چند سوال با کاهش قیمت نفت پیش ‌می‌آید:
 
1- کاهش قیمت نفت چه تاثیری بر اقتصاد جهانی خواهد داشت؟
 2- چه تاثیری بر اقتصاد ایران خواهد داشت؟
 
اقتصاد جهانی پیش از این در یک رکود عمیق که با عدم ثبات دربازارهای مالی همراه بود، به سر می‌برد. در مقابل این رکود، کاهش قیمت نفت به عنوان عامل مثبت برای توسعه اقتصادی کشورهای پیشرفته و برای اقتصاد های نوظهور تلقی می‌شود.
 
اقتصاد دانان ، مطبوعات اقتصادی و دولت‌ها در اقتصادهای پیشرفته همگی بر تاثیر مثبت کاهش قیمت نفت تاکید دارند. به این دلیل که کاهش قیمت نفت برای مصرف کننده و صاحبان مشاغل به مفهوم کاهش هزینه ها می‌باشد. قیمت پایین تر نفت به معنی قیمت پایین تر بنزین است که منابع بیشتری برای مصرف کننده و خانوار برای مصرف باقی می‌گذارد. هزینه کمتر نفت سرمایه گذاری و مصرف را تحریک می‌کند و نهایتا منجر به افزایش نرخ رشد خواهد شد. اما این دیدگاه ساده می‌تواند نادرست باشد و کاهش قیمت نفت نه تنها برای کشورهای پیشرفته بلکه برای اقتصادهای نوظهور نیز مضر خواهد بود. تاثیرات منفی ناشی از کاهش قیمت نفت می‌تواند اثرات مثبت آن را از بین ببرد.
کاهش قیمت نفت به صورت بالقوه از 3 طریق می‌تواند بر اقتصاد جهانی موثر باشد که پیش از این بعضی از آنها آشکار شده است.
 
اول: افزایش سریع دلار آمریکا، و به همراه آن کاهش نسبی در ارزهای رایج در اقتصادهای نوظهور به خصوص کشورهایی که متکی بر صادرات کالا هستند.علاوه بر این کشورهایی که قسمت قابل توجهی از صادرات آن ها را نفت تشکیل می‌دهد این کاهش نرخ ارز بیشتر قابل توجه است. یک رابطه تاریخی و معنی دار بین افت قیمت نفت و افزایش نرخ دلار وجود دارد. بنابراین کاهش قیمت نفت به معنی افزایش نرخ دلار نیز می باشد. البته این افزایش ارزش دلار به دلیل کاهش سیاست‌های پولی فدرال رزرو و افزایش نرخ بهره در آمریکا نیز می‌باشد.
 
دوم: دلیل دومی که برای ایجاد عدم ثبات در اقتصاد وجود دارد، اثر کاهش قیمت نفت بر رکود در اقتصاد اروپا و ژاپن می‌باشد. با توجه به اینکه اقتصاد این کشورها در رکود به سر می‌برند، در ماه‌های اخیر میلیاردها دلار نقدینگی به وسیله بانک‌های مرکزی این کشورها تزریق شده است.سطح قیمت‌ها در اقتصادهای مذکور نزدیک به صفر است و کاهش قیمت نفت اثر رکودی بر اقتصاد اروپا و ژاپن خواهد داشت که منجر به افت سطح قیمت‌ها به صفر و حتی زیر صفر خواهد شد. این امر موجب خواهد شد تا بانک‌های مرکزی نقدینگی بیشتری را به اقتصاد تزریق کنند که به حباب در بازارهای مالی منجر خواهد شد.
 
دلیل سوم: بی‌ثباتی بازارهای مالی به دلیل کاهش قیمت نفت می‌باشد. درواقع کاهش قیمت نفت کاهش بسیاری از دارایی‌های مالی ازجمله اوراق مشتقه نفتی را به دنبال دارد. که این کاهش از طریق یک رابطه زنجیره‌ای می تواند سایر اوراق بهادار مالی را نیز متاثر کند.
 
تاثیر کاهش قیمت نفت بر اقتصادهای نو ظهور
 
ادامه کاهش جهانی نفت از ماه ژوئن باعث افزایش اثرات گسترده در اقتصادهای نوظهور شده است، مخصوصا آن کشورهایی که به صادرات کالا متکی هستند، مانند برزیل، شیلی، آرژانتین و آفریقای جنوبی.همچنین کشورهایی که درآمد آنها مبتنی بر صادرات نفت است مانند ایران، ونزوئلا، روسیه و نیجریه بیشتر دچار کاهش نرخ ارز خواهند شد.
تاثیر منفی اولیه که در مورد این اقتصادها رخ خواهد داد، کاهش نرخ ارز آن‌ها است. از زمان کاهش نفت تا کنون ارزش روبل در روسیه 40 درصد کاهش یافته است. بولیوار ونزووئلا 45 درصد و حتی کشورهایی مانند نروژ که جزء کشورهای توسعه یافته می‌باشد چیزی حدود 17 درصد کاهش یافته است. این کاهش ارز در کشورهایی که مبتنی بر صادرات نفت بوده بیشتر از سایر کشورهاست.
 
با کاهش قیمت نفت، قیمت اکثر کالاها نیز کاهش می‌یابد. کاهش قیمت نفت به مفهوم کاهش قیمت‌های فروش سایر کالاها نیزمی‌باشد. بسیاری از فلزات اساسی مانند مس، طلا، و سایر فلزهای صنعتی و همچنین کالاهای اساسی از این کاهش مستثنی نیستند.بنابر گزارش بلومبرگ شاخص کالاهای اساسی نسبت به سال 2009 ،22 درصد کاهش داشته است. بر همین اساس رئال برزیل در ماه های اخیر 15 درصد کاهش ارزش داشته است. همچنین دلار استرالیا نیز شامل 12 درصد کاهش شده است. کاهش شدید قیمت ارز باعث خروج دارایی از این کشورها شده است.سرمایه گذاران خارجی و داخلی سرمایه های خود را به دلار تبدیل کرده و دارایی‌هایی همچون اوراق بهادار امریکا را خریداری خواهند کرد. خروج سرمایه از این کشورها کاهش قیمت‌های سهام رابه دنبال خواهد داشت و نرخ بهره اوراق قرضه دولتی را افزایش خواهد داد.
 
تاثیر کاهش نفت در اقتصاد اروپا
 
با توجه به اینکه نرخ تورم این کشورها نزدیک صفر می‌باشد و سیاست بانک‌ مرکزی بر این است که با تزریق نقدینگی موجبات افزایش تورم را فراهم آورد، کاهش قیمت نفت باعث کاهش قیمت‌ تمام شده کالاها و خدمات در این منطقه شده است. یک تحلیل این است که کاهش هزینه تمام شده در این منطقه باعث افزایش قدرت خرید مردم می‌شود. بنابراین مخارج افراد بیشتر خواهد شد و به تبع آن سرمایه‌گذای بیشتر می‌شود. اما بهتر است از سمت دیگر نیز به این قضیه نگاه کرد. کاهش قیمت کالاها و خدمات در این منطقه میتواند سبب شکل‌گیری انتظار کاهش قیمت بیشتر در مردم شده و متعاقبا کاهش قیمت‌ها و رکود بیشتر خواهد شد. عدم اطمینان نسبت به ثبات قیمت‌ها پدیده خطرناکی برای این کشورها خواهد بود. بنابراین بانک مرکزی اروپا مجبور به تزریق بیشتر پول خواهد شد و این تزریق پول برخلاف تصوری که در ذهن اکثریت اقتصاددانان وجود دارد که سبب رشد خواهد شد، سبب نوسانات و بی ثباتی‌ها در بازار سرمایه خواهد شد.
 
شاید کاهش قیمت نفت و تقویت دلار در کوتاه مدت برای اقتصاد امریکا اثرات مثبت بیشتری داشته باشد، اما در میان مدت و بلند مدت باعث کاهش رشد اقتصادی آن خواهد شد و همچنین می‌تواند تبعات خطرناک همانند سال 2007 را به دنبال داشته باشد.
 
تاثیر کاهش قیمت نفت در امریکا
 
 
از آنجا که کاهش قیمت نفت باعث کاهش هزینه‌ها برای خانوارها و فعالان کسب و کارها خواهد شد بنابراین آن‌ها درآمد بیشتری برای خرج کردن خواهند داشت. اما باید توجه داشت که این افزایش مخارج با افزایش قیمت کالا و خدمات پس از مدتی از بین خواهد رفت. از طرف دیگر تمایل برای نگه داشتن دارایی‌های دلاری موجب افزایش بیشتر ارزش دلار خواهد شد که این امر باعث کاهش صادرات امریکا خواهد شد. از طرف دیگر از آنجا که اقتصادهای دیگر همانطور که بیان شد بیشتر از پیش ضعیف شده قدرت تقاضای سایر کشورها نیز کاهش می‌یابد.
 
همچنین کمپانی‌های بزرگ نفتی در امریکا همچون شیل، با کاهش قیمت نفت قدرت رقابتی خود را از دست داده و به شدت زیان ده خواهند شد.
در نهایت شاید کاهش قیمت نفت و تقویت دلار در کوتاه مدت برای اقتصاد امریکا اثرات مثبت بیشتری داشته باشد، اما در میان مدت و بلند مدت باعث کاهش رشد اقتصادی آن خواهد شد و همچنین می‌تواند تبعات خطرناک همانند سال 2007 را به دنبال داشته باشد.
 
کاهش قیمت نفت در اقتصاد ایران فرصت یا تهدید؟
 
با توجه به مطالبی که بیان شد کاهش قیمت نفت در کل می‌تواند منجر به یک رکود در اقتصاد جهانی شود و در کل تبعات منفی آن شامل همه کشورها شود. اما باید توجه شود که ایران بخش عمده‌ای از درآمدهای خود را از نفت به دست می‌آورد و این پدیده تاثیر بسزایی بر اقتصاد آن می‌تواند داشته باشد. البته با کاهش قیمت کالاهای اساسی و افزایش قدرت دلار قدرت خرید درآمدهای به دست آمده نیز افزایش می‌یابد اما قطعا در مجموع درآمدهای کشور کاهش می‌یابد. از منظر اقتصاد کاهش درآمدهای نفتی به مفهوم باریک شدن جریان درآمد برای دولت است.
 
همچنین افزایش ارزش دلار موجب کاهش ارزش ریال می‌شود که خود پدیده افزایش قیمت در داخل را به دنبال خواهد داشت. دولت دو راه برای مقابله با این کاهش درآمد دارد. اول کاهش هزینه‌های خود و ثانیا کسب درآمد از مکان‌های دیگر. به نظر می‌رسد دولت برای کاهش هزینه‌های خود کمی دچار مشکل شود، زیرا بخش اعظمی از اقتصاد ایران را شرکت‌های دولتی و سایر موارد مربوط به آن تشکیل می‌دهد. با این وجود از طریق مشارکت عمومی و خصوصی می‌تواند بخشی از بار هزینه‌ای خود را به بخش خصوصی انتقال دهد. دولت باید بتواند درآمدهای خود را از محل مالیات افزایش دهد. افزایش درآمدهای مالیاتی برای دولت تنها از مسیر شفاف سازی درآمدهای عاملان اقتصادی، شفاف سازی در امور گمرکی و سازمان‌هایی نظیر اینها ممکن می‌باشد. شفاف سازی نیز از طریق ایجاد بستر نرم افزاری دقیق و گسترده فراهم می‌شود.
 
به عنوان مطلب پایانی می‌توان گفت، گرچه عربستان سعودی و متحدان آن‌ها به خوبی توانسته‌اند راه جدیدی برای ضربه به اقتصاد ایران پیدا کنند تا بتوانند در مذاکرات ایران را بیشتر تحت فشار قرار دهند، اما با توجه به ایجاد شرایط منفی برای تمام کشورها این وضعیت مدت زیادی نمی‌تواند پایدار بماند. زیرا متحدان اروپایی امریکا و در نهایت نیز بر اساس قاعده انتقال زنجیری، خود آمریکا از این سیاست زیان خواهند دید. جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از این شرایط به عنوان فرصت نگاه کند. فرصت تمرین برای اقتصاد مقاومتی و اقتصاد بدون نفت. قطعا مشکلات فراوانی در این مسیر وجود خواهد داشت اما این امر امکان پذیر خواهد بود. لازمه آن نیز سیستم اقتصادی شفاف و نظام مند، نظام بانکی پویا با ساختار جدید که مبتنی بر واقعیات قانون بانکداری بدون ربا باشد، ارزش نهادن به دانش و افراد توانا و ایده‌های خلاقانه و ... همگی در کنار هم خواهند توانست مارا به اقتصاد بدون نفت برسانند.*
 
*محمد جواد صدیقی پاشاکی/ دانشجوی دکتری اقتصاد
برهان

نظرات بینندگان

ارسال نظر