صفحه نخست >> ازدواج تعداد نظرات: 0

آسيب هاي زنانه طلاق چيست ؟

اکثر کسانيکه طلاق گرفته اند و متارکه کرده اند از نظر روحي و رواني افت شديد مي کنند و توانايي مديريت زندگي خود را ندارند و اعتماد بنفس و اراده خود را نسبت به قبل از دست مي دهند.

کد خبر: 1580

ايران مطلب/ اکثر کسانيکه طلاق گرفته اند و متارکه کرده اند از نظر روحي و رواني افت شديد مي کنند و توانايي مديريت زندگي خود را ندارند و اعتماد بنفس و اراده خود را نسبت به قبل از دست مي دهند.
اگرچه طلاق يک ناهنجاري اجتماعي است اما با گسترده شدن زندگي شهري لزوم پرداختن به مسائل بعد از طلاق و مديريت اتفاقات بعد از آن مخصوصا در ميان جوانان بيش از پيش احساس مي شود. ، آسيب شناسان و روانشناسان اجتماعي معتقدند احساساتي نظير نااميدي، ياس، افسردگي، کاهش اعتماد به نفس، اعتياد، فساد اخلاقي و … مشکلاتي است که ممکن است بعدازطلاق به سراغ زوج هايي بياييد که زندگي مشترک خود را از دست داده اند.
بر اساس مطالعات جامعه شناختي، طلاق فرآيندي است که ابتدا دارد، اما انتهايي ندارد، به اين معنا که طلاق صد درصد اتفاق نمي افتد و صرفا اين مسئله به شکل حقوقي پايان مي پذيرد، اما مسائل عاطفي ناخودآگاه در ذهن طرفين مي ماند.
بسياري از افرادي که متارکه کرده اند خود را فردي ناتوان و فاقد توان کافي براي ازدواج مجدد مي دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشي که در برابر طلاق از خود نشان مي دهند با يکديگر فرق دارند. مردان طلاق را يک حادثه ناگهاني مي دانند و زنان آن را به عنوان نقطه پاياني بر يک فرايند طولاني قلمداد مي کنند . شايد به همين دليل است که زنها کمتر احساسهاي منفي را درباره طلاقشان دارند اما اين اتفاق برايشان تنش زا تر است .

آسيب هاي زنانه طلاق چيست ؟
علي بني اسدي، روانشناس باليني، استاد دانشگاه و مشاور خانواده در يک تقسيم بندي کلي آسيب هاي طلاق را به دو بعد فردي و خانوادگي تقسيم مي کند و به مهر مي گويد: ترس از تنهايي پس از طلاق، احساسي است که زنان بيش از مردان ابراز مي کنند. اين ترس بيشتر ناشي از اين نگراني است که آيا شريک زندگي ديگري خواهند داشت؟ ترس از اين که نتوانند بدون يک مرد زندگي کنند و فرزندان خويش را به تنهايي بزرگ کرده و شغلي بيابند و از نظر مالي خود و فرزندانشان را تامين کنند.اين ترس ها ناشي از نگاه واقع بينانه در زندگي فردي و اجتماعي است.
اين استاد دانشگاه دومين آسيب فردي را احساس گناه مي داند و مي گويد: گاهي زنان مطلقه با احساس گناه زيادي درباره متلاشي شدن خانواده دست به گريبان هستند. به اعتقاد برخي از صاحب نظران مهم ترين احساسي که پس از طلاق در پدر و مادري که متارکه کرده اند پديد مي آيد، احساس گناه و خيانت نسبت به خوشبختي فرزندان است. به علاوه بيم از آينده اي مبهم براي خود و فرزندان، واکنش هاي گوناگوني را در آنان پديد مي آورد و اين وضعيت، احساس گناه را افزايش مي دهد.
اين روان شناس باليني از مشکلات روحي و جسمي، به عنوان سومين آسيب فردي طلاق ياد مي کند و مي گويد: نبود همسر و تنهايي پس از طلاق موجب مي شود که بيشتر زنان پس از جدايي به ناراحتي هاي روحي و جسمي دچار شوند و همچنان نيازهاي عاطفي خود را در شوهر سابق خود جست وجو کنند.
کمبود معاشرت و تفريح ها به علت مسائل شهرنشيني در کلانشهرها، بر مشکلات عاطفي زن مي افزايد. البته مشکلات روحي پس از طلاق به مراتب بيش از صدمات جسماني آن است. زن مطلقه به علت نداشتن استقلال اجتماعي از پايگاه اجتماعي معيني برخوردار نيست و به خانواده پدر يا برادر وابسته است.
اين مشاور خانواده در ادامه مشکل دوگانگي نقش را آسيب ديگري مي داند که بر اثر طلاق به سراغ زنان مي آيد و مي گويد: زنان در ارتباط با فرزندان خود با دوگانگي نقش مواجه مي شوند و حضور نداشتن پدر، فرزندان را دچار مشکل مي کند. زن مطلقه براي فرزندانش هم بايد پدر باشد هم مادر. مرد نيز در صورتي که کودک با او زندگي کند، بايد هم نقش مادر و هم نقش پدر را بر عهده بگيرد.
وي پنجمين آسيب را مشکلات اقتصادي عنوان مي کند و مي گويد: يکي از مهم ترين مشکلات زنان پس از طلاق مسئله اقتصادي است. اين موضوع براي زنان کم سواد و فاقد مهارت به صورت حادتري جلوه مي کند. واکنش اعضاي خانواده نسبت به طلاق و جدايي مختلف است. در برخي موارد آنان نگرانند عضو متارکه کرده خانواده شان ، از نظر اقتصادي و مالي به آن ها وابسته شود. طلاق مي تواند وضعيت اقتصادي اجتماعي فرد مانند شغل او را نيز تحت تأثير قرار دهد. از ديگر مسائل و مشکلات زنان مطلقه، تهيه مسکن و مکاني براي زندگي است.
دايره آسيب هاي فردي طلاق براي زنان بسيار گسترده است، بني اسدي به انزوا و اختلال در هويت اجتماعي به عنوان آسيب ديگر زوج هاي طلاق گرفته اشاره مي کند و مي گويد: طلاق شرايطي ايجاد مي کند که به کاهش نفوذ اجتماعي و حتي تضعيف برخي موقعيت ها و فرصت هاي اجتماعي فرد منجر مي شود.
در برخي مواقع رفتار جامعه با زنان مطلقه به گونه اي است که آن ها احساس مي کنند ديگر جايي در جامعه ندارند. فرد مطلقه نه در مقام يک مجرد است و نه در مقام يک متأهل. جامعه ما تعريف و جايگاه مناسبي را براي وي در نظر نمي گيرد و نگرش منفي نسبت به فرد مطلقه وجود دارد.
مشاور خانواده کاهش فرصت هاي ازدواج براي زنان مطلقه را هم به فهرست اين آسيب ها اضافه مي کند و مي گويد: زنان مطلقه نسبت به مرداني که متارکه کرده اند، کمتر ازدواج مجدد مي کنند. از جمله علل اجتماعي اين وضعيت، وجود فرزندان، سن زن و تمايل نداشتن مردان براي ازدواج با زن مطلقه است.
در فرهنگ ايراني زنان مطلقه براي ازدواج، از اعتبار کمتري برخوردارند و مردي که ازدواج نکرده است کمتر به سراغ آن ها مي رود و در اغلب موارد مرداني که زنان خود را از دست داده يا همسر خود را طلاق داده اند، به خواستگاري آن ها مي روند، در اين شرايط زن مطلقه ديگر نمي تواند آزادانه حق انتخاب داشته باشد و سطح توقعات او از طرف مقابل، بسيار تنزل مي کند و بسياري از شرايط ناگوار را به اجبار پذيرا مي شود؛ زيرا در غير اين صورت براي هميشه تنها خواهد ماند.

آسيب هاي اختصاصي مردان چيست ؟
دکتر پرويز مظاهري عضو انجمن روانپزشکان ايران درباره تاثيرات زيانبار طلاق بر مردان مي گويد: از آنجا که بسياري از مردان توانايي کمتري در کنار آمدن با مشکلات دارند و توانايي رواني زنان در اين گونه مسائل بيشتر و علت آن نيز ترشحات هورمون استروژن است، هنگام متارکه، مردان به دليل وابستگي به همسر از نظر مسائل تربيتي و مسائل حاکم بر زندگي ضربه بيشتري مي بينند.
دوگانگي عاطفي و تغييرات خلقي شديد و افسوس احساسي است که بيشتر مردان با آن درگير مي شوند .
دکتر فربد فدايي، روان پزشک هم در اين رابطه مي گويد: بلافاصله بعد از جدايي، براي بيشتر مردان دوگانگي عاطفي و تغييرات خلقي شديد به وجود مي آيد. تضاد از اين نظر که مردمتارکه کرده هميشه اين ترديد را دارد آيا تصميم اش درست بوده يا نه وهميشه با اين سوال که آيا مي توانسته کار بهتري انجام دهد يا نه مواجه است.

نظرات بینندگان

ارسال نظر