صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

راهبرد وحدت حوزه و دانشگاه

بیست و هفتم آذرماه، یادآور عروج سرخِ مجاهدی خستگی ناپذیر و عالمی ربانی، آیت اللّه مفتح، است که از پیشروان اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه بود. این شهید والامقام در راه تحقق این اندیشه و آرمان بلند که از اندیشه بلند امام راحل رحمه الله برخاسته بود، تلاش های بی وقفه ای انجام داد. به پاس فعالیت های چشم گیر شهید مفتح در راه تحقق وحدت حوزه و دانشگاه لزوم ارتباط، همکاری و هم فکری این دو قشر اندیشمند، روز ۲۷ آذر ـ که سالروز شهادت دکتر مفتح نیز می باشد ـ

کد خبر: 84

بیست و هفتم آذرماه، یادآور عروج سرخِ مجاهدی خستگی ناپذیر و عالمی ربانی، آیت اللّه مفتح، است که از پیشروان اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه بود. این شهید والامقام در راه تحقق این اندیشه و آرمان بلند که از اندیشه بلند امام راحل رحمه الله برخاسته بود، تلاش های بی وقفه ای انجام داد. به پاس فعالیت های چشم گیر شهید مفتح در راه تحقق وحدت حوزه و دانشگاه لزوم ارتباط، همکاری و هم فکری این دو قشر اندیشمند، روز ۲۷ آذر ـ که سالروز شهادت دکتر مفتح نیز می باشد ـ روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گذاری شده است.یکی از بحث های چالش برانگیز که همواره در سال های اخیر میان حوزویان و دانشگاهیان مطرح بوده و هست، بحث وحدت این دو نهاد می باشد دو نهادی که در اصل پایه های فکری و سازندگی جامعه را تشکیل می دهند دانشگاهیان از بعد علمی و حوزویان از بعد معرفتی و دینی .البته این بدین معنا نیست که در دانشگاه ها بعد مذهبی و در حوزه بعد علمی وجود ندارد، هر چند وجود این دو عنصر نسبت به نهاد اصلی خود کم رنگ تر است. اهمیت خاص وحدت حوزه و دانشگاه از آنجا ناشی می شود که اندیشه ها و مواضع و عملکردها و تدبیر و مدیریت های سرچشمه یافته از این دو مرکز با سرنوشت جامعه و سرزمین اسلامی پیوند و ارتباط پیدا می کند و « استقلال سیاسی » و « استقلال فرهنگی » کشور رامحقق می گرداند.هر نوع اتحاد و همبستگی دانشگاهیان و حوزویان به سرعت و با وسعت به جامعه سرایت می کند و زمینه ساز یکپارچگی و اتحاد ملت می شود و در نقطه مقابل بروز ناپیوستگی و چنددستگی در میان این دو مرکز بزرگ به جامعه اسلامی راه می یابد و آثار خطرناک و مخوفی برجای می نهد .پس از گذشت سال ها از شهادت دکتر مفتح، هر ساله با فرا رسیدن ۲۷ آذرماه سمینارها و کنفرانس های متعدد برگزار و مقاله های متعددی درباره راهکارهای وحدت حوزه و دانشگاه و چالش های میان آنها نوشته و ارائه می شود. اما به نظر می رسد دامنه بحث چنان گسترده است که در طول این سال ها که بحث های فراوانی مطرح شده با این حال هنوز نا گفته هایی وجود دارد که می تواند به پیشبرد هدف وحدت حوزه و دانشگاه کمک کند.

بطور کلی صاحب نظرانی که در این عرصه به بحث و چالش های فکری پرداخته اند به گروه های ذیل تقسیم می گردند:
الف: گروهی که معتقدند این وحدت هم اکنون شکل گرفته و روند رو به رشدی طی می کند اما روند آن سرعت ندارد و به دلایلی دچار کندی شده اما نسبت به آن امیدوار هستند که در آینده این روند سرعت یافته و مشکلات آن برطرف می گردد.
ب: گروه دوم به اصل وحدت می اندیشند اما در چگونگی تحقق آن ملاحظاتی جدی دارند و از جمله معتقدند که غالباً با گنجانیدن چند درس معارف اسلامی، اخلاق اسلامی، متون اسلامی و… در دروس دانشگاهی نمی توان از آن به عنوان وحدت این دو نام برد و گفت که وحدت شکل گرفته است چرا که اساسا این گروه معتقدند که وحدت حوزه و دانشگاه چیزی فراتر از گنجاندن درس اسلامی در میان درس های دانشگاهی می باشد.
ج: گروهی نیز به طور کلی اعتقاد دارند اساساً این دو نهاد بسان دو خط موازی بوده و هیچ گاه به هم نخواهند رسید و با یکدیگر منقطع نمی گردند و آنچه که هم اکنون در خصوص انتظار وحدت حوزه و دانشگاه بیان می شود، در حقیقت بحثی آرمانگرایانه است که عینیت نخواهد یافت. استدلال این گروه بر این اساس است که در دانشگاه هیچ پدیده ای اعتقادی، باوری، اندیشه ای، فکری، نظریه ای و معرفتی مطلق نیست و اعتقاد و معرفت در دانشگاه قابل نقد است در حالی که در حوزه دقیقاً نقطه مقابل این ها وجود دارد که بسیاری از معرفتها یقینی است و در حوزه حتی بسیاری از باورها قدسی است.این گروه همچنین معتقدند که در مورد موانع وحدت مواردی از این دست وجوددارند که اساساً حوزویان خود را بالاتر از دانشگاهیان می دانند و انتظار دارند دانشگاهیان به سراغ آنها بروند در حالی که حوزویان در این مورد باید پیغمبر گونه عمل نموده و آنها باید به سراغ دانشگاهیان بروند.
به هرحال وجود همین چند گروه نشانگر نوعی شکاف در دو نهاد است که نیاز به ترمیم رابطه و اعتماد سازی را دو چندان می سازد. بسیاری از اندیشمندان اسلامی معتقدند که یکی از مشکلات جامعه شکاف میان این دو نهاد است و اگر علم و دین درهم ادغام شوند و در اصل وحدت یابند و متحد شوند، بسیاری از مشکلات امروزه قابل حل می باشد زیرا علم بدون دین و معرفت ناقص بوده و دین بدون علم و پیشرفت هم محل پیشرفت ندارد.اینان اعتقاد دارند که دانشمند بدون ایمان برای جامعه مضر بوده و عالم دینی بدون علوم روز جای پیشرفت ندارد و برای جامعه سودمند نمی باشد در هر صورت وحدت حوزه و دانشگاه یکی از پیچیده ترین مباحث در این حوزه است که نیازمند مطالعه و بررسی در کار گروه های تخصصی و علمی است تا مبانی و اصول وحدت اندیشی به روشنی تبیین و با شناخت آفت ها و آسیب ها، زمینه ها و بسترهای لازم برای عینیت بخشیدن به این هدف متعالی فراهم گردد با این امید به بررسی نگرش ها و بینش ها پیرامون این موضوع می پردازیم.
پیشینه تفکر وحدت اندیشی
امام خمینی، درسال ۴۶ که هنوز کمترین نشانه ای از تحولات بعدی و شکوفایی نهضت اسلام خواهی ملت ایران متصور نبود در پاسخ به پیام دانشجویان مسلمان اروپا از پیوستگی دانشجویان مدارس قدیم و دانشگاهها، احساس سر بلندی و مسرت نمود و فرمودند: از اینکه احساس می کنم طبقات جوانان غیور و دانشجوی قدیم و جدید داخل کشور و خارج و روشن ضمیران سایرطبقات ملت شریف و مسلمان از خواب گران بیدار شده و در فکر چاره هستند احساس مسرت و سر بلندی می کنم.امام به خوبی می دانست که اگر روحانیت معظم اسلام نتواندفهم خود از اسلام را با مقتضای زمان پیوند دهند، و اگر نتوانند با کاروان عظیم دانش بشری که محمل و مجرای کنونی آن بیشتر دانشگاهیان کشور هستند ارتباط همدلانه داشته و با منطق جذب با آنان برخورد ننمایند، اعتقاد و ایمان نسل آینده را با مخاطره جدی روبرو می سازد و رسالت خود را ناتمام و عقیم خواهد گذاشت.با این نگرش بود که از یکسو با اندیشه اسلام منهای روحانیت، بشدت برخورد می کرد و عالمان و دانشگاهیان متعهد در حقیقت جوّ را برای درک درستی مبانی اندیشه دینی و انسان شناسی غیر مادی و اومانیستی، به حوزه ها و عالمان وارسته آن ارجاع می داد و از سوی دیگر با اندیشه حق انحصاری مجتهدین در تشخیص امور سیاسی برخورد می کردو آن را از اندیشه تفکیک دین و سیاست خطرناکتر می دانست. از یکسو با خطر تحجر و برداشت های صورت گرایانه از دین بی مهابا برخورد می کرد و اعتبار و حیثیت علمی و قداست معنوی خود را به قربانگاه جهاد با متحجرین آورد و از سویی دیگر به جوان دانشگاهی و مسلمان تحصیل کرده هشدارمی داد که هرگز خود را بی نیاز از هدایت و روشنگری های روحانیت نیابند.
وحدت حوزه و دانشگاه و تحقق امنیت ملی
یکی از مهمترین راهبردهای تهاجمی دیپلماسی امنیتی آمریکا، رژیم صیهونیستی و متحدانشان در سطح جهانی، ایجاد و گسترش اختلاف افکنی میان امت اسلامی و در حوزه امنیت ملی بهره برداری از ناتوی فرهنگی و گفتمانهای نرم افزار گرایانه؛ مانند حمایت از لیبرال دموکراسی و تخریب بنیانهای حقوق بشر اسلامی با هدف تسریع براندازی نرم از طریق گسترش ناامنی اجتماعی، به ویژه تنش های دانشجویی است.در این راستا حوزه های علمیه به دلیل نقش محوری که در تقویت روشنفکری دینی، رفع خلأهای ایدئولوژیک دانشجویی سکولاریسم، غرب گرا(لیبرال دموکرات) و چپ گرا( مارکسیسم) دارند، از رویکرد امنیت ملی به صورت مستقیم ظرفیت نظام مقدس ج.ا.ایران برای مقابله با تهدیدات نرم را افزایش می دهند.
جایگاه حوزه
حوزه های علمیه در جامعه دینی و نظام ما دارای جایگاهی بس مهم و والا هستند. نقش حوزه ها در حرکت اسلامی و تربیت جامعه بسیار حساس و سرنوشت ساز است. با نگاهی به تاریخ پرفراز و نشیب کشورمان در می یابیم که عالمان دینی همواره سرپرستی و هدایت جامعه را بر عهده داشته و در حوادث و به ویژه مبارزات مردم علیه طاغوت و حکومت های جائز زمان خویش، پیشاپیش مردم به قیام برخاسته اند. با پیروزی انقلاب و تشکیل حکومت اسلامی، و پدید آمدن افق های تازه، مسئولیت سنگین تری بر عهده حوزویان قرار گرفته است.
جایگاه دانشگاه
دانشگاه همواره جایگاه آموزش و کاوش در حوزه اندیشه های علمی بوده است و رسالت بلند آنان سوق دادن جامعه به سوی مقاصد بلند فرهنگی و اجتماعی است. دانشگاهیان به عنوان روشن فکرانی که از افق بالاتری به جامعه می نگرند، می توانند در پیشبرد جامعه به سوی رشد و تعالی نقش بسیار مهمی ایفا نمایند.
نقش خطیر روحانی و دانشجو
در نظام گذشته تلاش های بسیاری برای منزوی کردن روحانیت و از سوی دیگر غربی کردن کشور و نهادهای فرهنگی و آموزشی، به ویژه دانشگاه ها، صورت پذیرفت. با پیروزی انقلاب و در سایه رهبری امام رحمه الله دو قشر روحانی و دانشجو برای پیروزی انقلاب اسلامی پیشگام گردیدند. روحانی و دانشجو با درک موقعیت حساس و مهم خود همواره نقش خود را در انقلاب حفظ کردند و پیشاپیش سایر اقشار برای ایفای مسئولیت های خویش وارد عمل شده اند. به دلیل اهمیت نقش این دو قشر در هدایت جامعه است که وحدت میان آنها همواره مدّ نظر امام راحل رحمه الله و مقام معظم رهبری امام خامنه ای (مدظله العالی) بوده و هست.
وحدت حوزه و دانشگاه در کلام امام رحمه الله
امام خمینی رحمه الله ، رهبر کبیر انقلاب، درباره ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه در بیاناتی فرموده اند:«امروز یکی از ضروری ترین تشکل ها بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند. فرزندان بسیجی ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییر ناپذیر نه شرقی نه غربی باشند، امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند».
همکاری در راه تحقق اسلام ناب
وحدت حوزه و دانشگاه راه برد اساسی امام خمینی رحمه الله برای تحقق اسلام ناب محمدی است و بدون این وحدت، انقلاب اسلامی کم فروغ است. هم چنین وحدت و همکاری این دو پایگاه فکری ـ فرهنگی جامعه، برای حفظ فرهنگی اصیل، در مقابل هجوم ارزش های غربی، ضروری می باشد. وحدت و همکاری میان این دو نهاد، نه یک وحدت فیزیکی و شکلی، بلکه تقارب و یکی شدن در مبانی معرفت شناختی، ارزش های فرهنگی و دغدغه ها و حساسیت های سیاسی ـ اجتماعی است؛ و همین حالت است که هر یک از این دو قشر را در جایگاه واقعی خود قرار داده است.
دشمنان وحدت
اگرچه در راه وحدت حوزه و دانشگاه تلاش های بسیاری صورت گرفته، اما کارشکنی های متعددی نیز در راه مقابله با این هدف شکل گرفته است. بدون شک هستند کسانی که می خواهند بار دیگر بین این دو مرکزِ ارزشمند و میان این دو قشر مهم و تأثیرگذار جدایی افکنند. کسانی که دشمنان نظام اسلامی را می شناسند نباید اجازه دهند تا غبار کدورت، فضای آکنده از مهر و و جوّ و سالم علمی کشور را تیره و بیمار سازد. روز وحدت حوزه و دانشگاه فرصت خوبی است برای طرح مجدّد و عالمانه این موضوع و آسیب شناسی و آفت زدایی از این شجره طیبه و تحکیم یکی از بزرگ ترین آرمان های انقلاب اسلامی.
وحدت حوزه و دانشگاه؛ وصیت کلیدی امام خمینی(ره)
امام خمینی رحمه الله در وصیت نامه سیاسی ـ الهی خویش، وحدت حوزه و دانشگاه را خواستار می شود و می نویسد: «توصیه این جانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی، پیوند دوستی و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود، درصدد است بذر نفاق بین آنان افکند، او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نکرد، از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند که سرچشمه را به آسانی می توان گرفت. مخصوصا اگر در اساتید کسی پیدا شد که می خواهد انحراف ایجاد کند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و کلاس خود طرد کنند و این توصیه بیشتر متوجه روحانیون و محصلین علوم دینی است و توطئه ها در دانشگاه ها از عمق ویژه ای برخوردار است و هر دو قشر محترم که مغز متفکر جامعه هستند، باید مواظب توطئه ها باشند.»
وحدت حوزه و دانشگاه در کلام رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای
مقام معظم رهبری(دام عزه)، راه کارهای وحدت حوزه و دانشگاه را این چنین تبین کرده اند:«در نظام اسلامی، علم و دین پابه پا باید حرکت کند. وحدت حوزه و دانشگاه یعنی این. وحدت حوزه و دانشگاه معنایش این نیست که حتما بایستی تخصص های حوزه ای در دانشگاه و تخصص های دانشگاهی در حوزه دنبال بشود نه، لزومی ندارد. اگر حوزه و دانشگاه به هم وصل و خوش بین باشند و به هم کمک بکنند و با یکدیگر همکاری نمایند، دو شعبه از یک مؤسّسه علم و دین هستند. این مؤسسه دو شعبه دارد: یک شعبه، حوزه های علمیه و شعبه دیگر، دانشگاه ها هستند … طلاب و دانشجویان قدر یکدیگر را بدانند، با یکدیگر آشنا و مرتبط باشند، احساس بیگانگی نکنند. احساس خویشاوندی و برادری را حفظ کنند و روحانیون در دانشگاه ها عملاً کوشش کنند که نمونه های کامل عالم دین و طلبه علوم دینی را به طلاب و دانشجویان و دانشگاهیان ارایه بدهند و نشان دهند که هر دو، نسبت به یکدیگر، با حساسیت مثبت و با علاقه همکاری می کنند. این، همکاری و وحدت حوزه و دانشگاه است. البته برای این کار باید برنامه ریزی و سازمان دهی بشود».
حوزه و دانشگاه، مکمّل یکدیگر
حوزه و دانشگاه با توجه به رسالتی که بر دوش دارند، به منزله دو بال علم و فرهنگ کشور هستند که نبود هر یک می تواند موجب ناکارآمدی نسبی دیگری شود؛ چرا که حوزه و دانشگاه مکمّل یکدیگرند؛ بدین معنا که کارکرد هر کدام می تواند به افزایش توان مندی دیگری بینجامد. حضرت امام خمینی رحمه الله در بخشی از سخنرانی خود در ۲۷ آذر ۱۳۵۹ و در سالگرد شهادت منادی وحدت حوزه و دانشگاه، شهید دکتر محمد مفتح فرمود: «این دو مرکز (حوزه و دانشگاه)، باید با هم باشند و این دو مرکز باید علم و عمل و تهذیب را به منزله دو بالی بدانند که با یکی نمی توان پرید».
وحدت حوزه و دانشگاه در مقابله با تهاجم فرهنگی
یکی از نتایج وحدت حوزه و دانشگاه، تلاش و همدلی آنها در راه مبارزه با تهاجم فرهنگی است. این تهاجم که به صورت نامحسوس و بی سروصدا روی می دهد، نیازمند هم یاری اندیشمندان و نخبگان است تا با بررسی جنبه ها و ریشه های آن، نسخه مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن را به جامعه عرضه کنند.در این زمینه حوزه های علمیه می توانند با نقش آفرینی در محورهایی چون تبیین همه جابنه اسلام و آموزه های آن به زبان امروزی، ترسیم پایه های تفکر اسلامی در قالب رشته های علوم انسانی، گسترش معنویت و تغذیه کردن تمام جامعه از این نظر، اهمیت بیشتر به تبلیغ در راستای ترویج دین و معرفی الگوی مناسب عملی برای سبک زندگی به مردم، به رسالت خود عمل کنند. در آن سو، دانشگاهیان نیز با بهره مندی از علم روز دنیا و شناخت پدیده های اجتماعی و فرهنگی، می توانند به اهداف دشمن در تهاجم فرهنگی پی برند و از این راه، به استخراج شیوه های تازه و کارآمد در برخورد با چنین جنگ نابرابری بپردازند. بی گمان، هیچ یک از این دو نهاد، بدون تعامل هدفمند با دیگری، نمی تواند از رویارویی با ستیز فرهنگی دشمن، سربلند بیرون آید.
جنبش نرم افزاری و ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه
رهبر معظم انقلاب در تاریخ نهم اسفند سال ۱۳۷۹درباره نواندیشی علمی، خطاب به دانشگاهیان فرمود: «یکی از وظایف مهم دانشگاه ها، عبارت است از نواندیشی علمی. باید توجه داشت که مسئله تحجر فقط بلای محیط های دینی و افکار دینی نیست. در همه محیط ها، تحجر، ایستایی و پای بند بودن به جزمی گرایی هایی که بر انسان تحمیل شده ـ بدون اینکه متعلق درستی به دنبال باشد ـ یک بلاست. آنچه برای یک محیط علمی و دانشگاهی، وظیفه آرمانی محسوب می شود، این است که در زمینه مسائل علمی نواندیش باشد».ایشان همچنین در پانزدهم مهرماه همان سال خطاب به حوزویان می فرماید: «بدون تحقیق، بدون نوآوری، بدون ژرف یابی، انسان در هیچ مقوله ای نمی تواند به هدف های والا دست پیدا کند. اگر این نوآوری دینی، این ژرف یابی و تحقیق و پژوهش نباشد، نتیجه همان یک جا ایستادن و درجا زدن و با دنیای پیرامون خود به تدریج بیگانه تر شدن خواهد شد».
اهمیت خاص وحدت حوزه و دانشگاه
اهمیت خاص وحدت حوزه و دانشگاه از آنجا ناشی می شود که اندیشه ها و مواضع و عملکردها و تدبیر و مدیریت های سرچشمه یافته از این دو مرکز با سرنوشت جامعه و سرزمین اسلامی پیوند و ارتباط پیدا می کند و « استقلال سیاسی » و « استقلال فرهنگی » کشور رامحقق می گرداند.هر نوع اتحاد و همبستگی دانشگاهیان و حوزویان به سرعت و با وسعت به جامعه سرایت می کند و زمینه ساز یکپارچگی و اتحاد ملت می شود و در نقطه مقابل بروز ناپیوستگی و چنددستگی در میان این دو مرکز بزرگ به جامعه اسلامی راه می یابد و آثار خطرناک و مخوفی برجای می نهد .هر نوع نگرش سطحی و ظاهری به موضوع وحدت حوزه و دانشگاه ما را در « کلیشه » و « تکرار » محصور می کند و به انجام حرکاتی بی اثر و به صورت « رفع تکلیف » ترغیب می نماید .باید از « حرف » و « شعار » به « عمل » و « رفتار » رسید و وحدت حوزه و دانشگاه را در عینیت جامعه به نظاره نشست . باید تعامل نزدیک و صمیمی و موثر و مفید حوزویان و دانشگاهیان را دید و نه فقط شنید. و نیز باید این وحدت و همبستگی را باور کرد و یافت ونه فقط تمنا کرد و خواست !
تعریف وحدت حوزه و دانشگاه:
هنگامی که به بحث تعریف وحدت حوزه و دانشگاه می‌رسیم، با سه دیدگاه روبه‌رو می‌شویم: دیدگاه حداکثری، دیدگاه حداقلی و دیدگاه متعادل.
الف-دیدگاه حداکثری: در این دیدگاه، وحدت دو نهاد معرفتی در تمام شئون موردتوجه قرار می‌گیرد و عنوان می‌شود که هرگاه دو یا چند نهاد اجتماعی در یک جامعه، کارکردها و وظایف مشترکی برعهده داشته باشند، بین آنها در انجام وظایف رقابت و اختلاف پیش می‌آید و این وضع تا زمانی ادامه می‌یابد که یک نهاد در انجام وظیفه بر دیگری برتری یابد و انجام آن وظیفه را برعهده گیرد.به هر تقدیر تصور حداکثری از وحدت حوزه و دانشگاه که در پی وحدت مطلق دو نهاد در همه شئون، اعم از اهداف،‌مسائل، روش‌ها، نظام آموزشی و پژوهشی است؛ در عمل به نفی هویت حوزه و دانشگاه می‌انجامد و چنین رویکرد تندی نمی‌تواند پذیرش اجتماعی داشته باشد و تحقق خارجی بیابد.
ب- دیدگاه حداقلی، در تعریف حداقلی از وحدت حوزه و دانشگاه، هویت کنونی هر دو نهاد به طور کامل پذیرفته و تنها بر این نکته تأکید می‌شود که هر دو به نیروهای خود فرصت دهند از هم بیاموزند، جای اظهارنظر را برای یکدیگر تنگ نکنند، در کنار هم به بررسی مسائل علمی و اجتماعی بپردازند و بالاخره در راه گسترش فرهنگ و تکامل جامعه اسلامی به‌طور مستقل بکوشند.براین‌اساس، در این سال‌های پس از انقلاب اسلامی،‌ زمینه‌هایی فراهم آمد تا دانشگاهیان در طول دوران تحصیل تا حدودی با معارف، اخلاق و متون اسلامی آشنا شوند و حوزویان نیز با علوم جدید، به‌ویژه علوم انسانی و اجتماعی، آشنا شوند و این هدف بیشتر از راه حضور برخی نیروهای حوزوی در محیط دانشگاهی و به عکس دنبال شد پیشینه این دیدگاه حداقلی در طول سه دهه گذشته نشان می‌دهد که هرچند آشنایی با علوم دو طرف و ارتباط با هم برای ایجاد وحدت ضروری است؛ اما این میزان تعامل به هیچ وجه کافی نیست و به بیان دیگر تعریف حداقلی به دلیل ناکارآمدی در حل مسائل کشور، به‌ویژه نیازها، مشکلات و مسائل متنوع و پیچیده کنونی،‌نمی‌تواند رهیافت و برداشت درستی شناخته شود.
ج- تعریف مناسب و کارآمد، رویکرد واقع‌گرایانه در موضوع وحدت باید دو ویژگی داشته باشد:۱- امکان تحقق خارجی داشته باشد، ۲- بتواند به نیازهای گوناگون جامعه اسلامی، در همه ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، دینی، علمی و … در عرصه ملی، منطقه‌ای و جهانی پاسخ مناسب بدهد.حاصل سخن اینکه مقصود از وحدت در تعریف ما این است که اهداف مشخصی، حوزه و دانگشاه را به نقطه‌ای مشترک بشکانند و در سایه آن وحدت آرمانی، به همکاری و هماهنگی برسند. البته وحدت در حوزه آرمان‌ها، همان یگانگی و رسیدن به آرمان‌های کلی و مشترک است و پایین‌تر از آن و در ساختار آموزشی و روشی، وحدت و یکی شدن وجود ندارد. پس منظور از وحدت حوزه و دانشگاه،‌ وحدت در عرصه فعالیت‌های علمی، سیاسی و اجتماعی با حفظ هویت هر یک از دو نهاد است. برای تحقق این وحدت باید وحدت در اهداف و آرمان‌های کلان را که نظام فرهنگی و اسلامی جامعه ارائه کرده است، در نظر گرفت و در سایه رعایت اخلاق و ادب علمی و اسلامی برای رسیدن به توافق در مبانی علمی، مسائل سیاسی و اجتماعی در حدی که کشور اسلامی ما به آن نیاز دارد، فعالیت کنیم.
احیای تمدن اسلامی از اهداف مهم وحدت حوزه و دانشگاه:
بی شک مجریان و طراحان «وحدت» با درایت و شناخت به عنوان یک راهبرد کلان و بنیادی به این مسأله نگریسته­اند. در اینجا بعضی از مهم­ترین اهداف وحدت حوزه و دانشگاه را مرور می­کنیم:

الف) احیای تمدن اسلامی: تمدن سرزمین­های گوناگون و کشورهای اسلامی نقش بسیار مهمی در شکوفایی فکر، اندیشه و تمدن بشری داشته است. بنابر این باید این جایگاه عالی را احیا کنیم؛ البته چنین بازسازی به تدبیر، طرح، اندیشه و برنامه­ریزی بیشتری از سوی جهان اسلام و به کارگیری همه امکانات و استعدادها نیاز دارد.گرایش­های متنوعی برای بازسازی تمدن اسلامی در جهان اسلام بوده است که معمولاً بین افراط و تفریط دور می­زند، گرایش­هایی که اسلام و تمدن اسلامی را در ذوب شدن در تمدن غربی می­دانستند!؟ و گرایش­های که به تجارب دنیای امروز غرب بی­اعتنا بودند. ما برای رسیدن به نقطه مطلوب در احیای تمدن اسلامی نیازمندیم که بر میراث و اصالت خودمان اعتماد کنیم و نیز به تجارب مثبت بشری توجه داشته باشیم.انقلاب اسلامی نخستین گام برای ایجاد تمدن در دنیای جدید است. سردادن شعارهایی نو همچون دفاع از کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و … در عرصه جهانی و تغییر ادبیات سیاسی، بین­المللی و میدان دادن به واژگانی چون مستضعف و مستکبر، تغییر نظام حساسیت­های یک ملت و آفرینش روحیه ایثار و شهادت و … گویای ساختارشکنی سیاسی این نهضت الهی، در سطوح خرد و کلان است؛ اما این همه را تنها می­توان گام نخست ایجاد تمدن اسلامی دانست. گام بعدی، راه انداختن انقلاب فرهنگی متناسب با انقلاب است و ما به حرکت و پایه­ریزی جنبش علمی و نهضت تولید علم نیاز داریم.
ب: گسترش مرزهای دانش برای تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت: نخبگان حوزوی و دانشگاهی در دهه چهارم انقلاب اسلامی باید با حرکت به سوی وحدت آرمانی، در اندیشه بنیادی­ترین سطح وحدت حوزه و دانشگاه باشند و از این راه به انتظارات برحق جامعه از دو نهاد معرفتی تأثیرگذار در شئون مختلف اجتماعی پاسخ دهند.
ج: تحقق مبانی و اهداف نظام اسلامی: از مهم­ترین اهداف طراحان وحدت حوزه و دانشگاه رسیدن به هماهنگی و همکاری حوزویان و دانشگاهیان برای پیاده­کردن اهداف، مبانی، آرمان­ها و مسائل کلی جامعه اسلامی است.براین اساس، منظور حضرت امام خمینی «ره» نیز این بود که اندیشمندان هر دو نهاد که در شئون مختلف اجتماعی تأثیرگذارند، در مورد مسائل کلان جامعه، چاره­اندیشی کنند و برای نهادینه کردن ارزش­ها، هنجارها و اهداف متعالی نظام اسلامی، آستین همت را بالا بزنند تا اهدافی را که نظام اسلامی برای خود درنظر گرفته است، از چالش­های فرارو برهانند و به مقصد برسانند.
د: ایجاد دانشگاهی اسلامی: ارزیابی روند اسلامی کردن دانشگاه­ها اهمیت زیادی دارد؛ بنابر این پرسش مهمی که مطرح می­شود، این است: آیا اصلاً اسلامی کردن دانشگاه­ها ضرورت دارد؟شک نیست که دانشگاه­ها و نظام­های تعلیم و تربیت در سرتاسر جهان دچار نقایص جدی و نابسامانی و کمبودهای فراوانی­اند. در همه جوامع شرقی بویژه جوامع اسلامی از جمله ایران، رویارویی فرهنگی بومی و ایرانی- اسلامی) و فرهنگ جدید غربی از چالش­های عمده دویست سال اخیر است. جنبش­های ایرانی همچون جنبش تنباکو، انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت، قیام پانزده خرداد و انقلاب اسلامی همه در مقابله با استعمار خارجی مشترک هستند و اسلامی شدن دانشگاه­ها یکی از ثمرات قطع رگ­ حیات غرب در این کشور است.
شهادت آیت‌الله مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه
شهید آیت‌الله دکتر محمد مفتح در سال ۱۳۰۷، در خانواده‌ای روحانی در همدان متولد شد. پس از فراگیری مقدمات، راهی قم شد و در محضر بزرگانی چون امام خمینی، علامه طباطبایی و .. استفاده نموده و خود مدرسی بزرگ در حوزه گردید. ایشان در حالیکه استادی بزرگ در قم بودند، پا به عرصه دانشگاه گذاشته و تا درجه دکترا ادامه تحصیل دادند. شهید مفتح که توطئه استعمار در جدا نگاه داشتن دو قشر دانشگاهی و روحانی، از هم را با تمام وجود احساس کرده بود، ایجاد وحدت میان این دو قشر مهم جامعه را وجهه همت خود قرار داد و در کنار آموزش و تدریس و تربیت نیروهای جوان به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخت. در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۴۲، سخنرانی‌های او در شهرهای مختلف در روشن ساختن مواضع نهضت اسلامی و افشای چهره رژیم پهلوی بسیار مؤثر بود که با آگاهی ساواک این جلسات تعطیل و ایشان دستگیر و مورد آزار و اذیت ساواک قرار گرفت. محبوبیت و مقبولیت شهید مفتح در میان طلاب و دانش‌آموزان موجب شد که او را از آموزش و پرورش اخراج و در سال ۱۳۴۷، به نواحی بدآب و هوای جنوبی ایران تبعید کنند و بعد از سپری شدن مدت تبعید نیز از ورود ایشان به قم جلوگیری به عمل آمد و ایشان با اقامت در تهران به تدریس از دانشکده الهیات مشغول شد. ایشان به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان امامت جماعت مسجد دانشگاه را عهده‌دار شد. سخنرانی‌های ایشان در مسجد دانشگاه در ترغیب نسل روشنفکر و تحصیل کرده به اسلام اثر بسزایی داشت. شهید مفتح همچنین در حسینیه ارشاد نیز به فعالیت‌های تبلیغی و علمی می‌پرداخت و پس از تعطیلی این حسینیه بوسیله ساواک، ایشان با قبول امامت مسجد جاوید در سال ۱۳۵۲، هسته دیگری از دانشجویان و روشنفکران را به دور خود جمع نمود. در آذر ۱۳۵۳ مسجد جاوید مورد هجوم ساواک قرار گرفت و شهید مفتح نیز دستگیر و زندانی شد. یاد و خاطره نماز عید فطر سال ۱۳۵۷ که در قیطریه تهران و با استقبال بی‌نظیر مردم تهران به امامت شهید مفتح انجام شد در تاریخ انقلاب همیشه می‌درخشد. در خطبه‌های این نماز، شهید مفتح برای اولین بار نام امام خمینی را آشکارا بر زبان جاری و رهبری امام را مورد تأکید قرار داد و روز پنجشنبه ۱۶ شهریور را به عنوان تجلیل از شهدای نهضت تعطیل اعلام کرد که زمینه‌ساز راهپیمایی ۱۷ شهریور و وقایع جمعه سیاه گردید. شهید مفتح با تشکیل شورای انقلاب از سوی امام به عضویت این شورا درآمد. سرانجام این شهید بزرگوار در روز ۲۷ آذر ۱۳۵۸، هنگام ورود به دانشکده الهیات،‌ توسط گروهک فرقان هدف گلوله قرار گرفت و به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
وحدت حوزه و دانشگاه در کلام شهید مفتح
شهید مفتح را نماد وحدت حوزه و دانشگاه می دانند؛ چه آنکه او که خود از دو تفکر حوزوی و دانشگاهی تأثیر پذیرفته بود، در نزدیک کردن این دو نهاد علمی کوشش ها کرد. او معتقد بود که دانشگاهیان، با فراگیری علوم اسلامی و ایجاد روح زهد و تقوا در میان دانشگاه ها می توانند در راه ایجاد محیطی آماده که به تربیت متخصصان همت می گمارد، تلاش کنند. وی همچنین معتقد بود حوزویان باید به علوم روز مسلط شوند و از این راه در راه تبلیغ معارف الهی، گام بردارند.شهید مفتح خود در جایی می گوید: «اگر بین دو قشر روحانی و دانشگاهی اختلافی پدید آمد و قشر روشن فکر برای خود راهی پیش گرفت و قشر مذهبی راهی دیگر، مطمئن باشید اولین مرحله شکست و عقب نشینی و بدبختی همین جاست.  مقاله آن شهید بزرگوار با عنوان «وحدت مسجد و دانشگاه» که در حدود سال های ۱۳۴۰ در نشریه مکتب اسلام چاپ شده، به خوبی از اندیشه و تلاش علمی او در کنار تلاش های عملی اش در زمینه ایجاد چنین وحدتی و تأکید بر ضرورت وجودی آن خبر می دهد.
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با طلاب و دانشجویان ۲۸/۹/۶۹
مرحوم شهید مفتح، علاوه بر این‌که یک روحانی برجسته و فداکار و روشنفکر و آشنای به نیاز زمان بود، خصوصیتی داشت که در تعداد معدودی از فضلای آن زمان این خصوصیت وجود داشت؛ و آن قدرت ارتباط‌گیری با نسل جوان و دانشجویان و کسانی که مایل بودند پیام دین را با زبان روز از یک روحانی و یک عالم به دین بشنوند … تصادفی هم نیست که روز اتحاد دانشجو و روحانی، یا حوزه و دانشگاه روز شهادت ایشان قرار داده شده است، چون انصافا حلقه وصلی بود متناسب با چنین خصوصیتی. خدای متعال پاداش این شهید عزیز را داد و آن شهادت بود. شهادت پاداش بزرگ و اجر عظیمی است و خدای متعال بندگان صالح خود – از جمله این بنده صالح – را از این اجر محروم نکرد؛ امیدواریم درجاتش روزبه‌روز عالی باشد.
خطبه نماز جمعه ۲۶/۹/۷۸
وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در هدف، و هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه اسلامی پیشرفته مستقل، جامعه امام، جامعه پیشاهنگ، جامعه الگو حرکت نمایند.
از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از طلاب حوزه‌های علمیه و دانشجویان دانشگاه را به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه ۲۸/۹/۶۹
طلّاب جوان و عزیز و زحمتکش و قانع و مومن در حوزه‌های علمیه و نیز دانشجویان عزیز، این جوانان، این فرزندان و این جگرگوشه‌های ملت، این بهترین و پاکترین عناصر جامعه ما در دانشگاهها؛ باید در خط اسلام و در جهت عظمت کشور و بلند کردن پرچم اسلام و بیدار کردن ملتهای عالم و روح بخشیدن به این دنیای مرده بوسیله دستهای استکباری، درس بخوانند و کار و تلاش کنند تا مطمئن شوند که فردای ایران اسلامی، به مراتب از امروز بهتر خواهد بود. این هدف شماست. این هدف وحدت حوزه و دانشگاه است.
از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان و طلاب ۲۸/۹/۶۹
گرامی باد یاد شهید گرامی و عزیزمان مرحوم دکتر مفتح. حلقه اتصال حوزه و دانشگاه
۲۹/۹/۶۸
وحدت حوزه و دانشگاه، یعنی حرکت پابه‌پای علم و دین
۲۹/۹/۶۸
طلّاب و دانشجویان قدر یکدیگر را بدانند، با یکدیگر آشنا و مرتبط باشند، احساس بیگانگی نکنند، احساس خویشاوندی و برادری را حفظ کنند و روحانیون در دانشگاهها عملاً – قبل از قولاً – کوشش کنند که نمونه‌های کامل عالم دین و طلبه علوم دینی را به طلّاب و دانشجویان ارایه بدهند و نشان بدهند که هر دو نسبت به یکدیگر؛ با حساسیت مثبت و با علاقه همکاری می‌کنند، این همکاری و وحدت حوزه و دانشگاه است.
از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از دانشگاهیان و طلّاب ۲۹/۹/۶۸

یاد امام، یاد پیشروان انقلاب، یاد شهدای بزرگوار و یاد صحنه‌های پرشور انقلاب و جنگ تحمیلی را چه در دانشگاه، چه در حوزه و چه در محیطهای کار و زندگی، زنده نگه دارید.
از بیانات مقام معظم رهبری در روز ملی مبارزه با استکبار ۱۱/۸/۷۳
ما دو نهاد اصیل دانشجویی داریم. یکی متوجه به کسب علوم مربوط به فهم و تبلیغ دین و نوآوری در مباحث دینی و نوآوری در فهم مسایل روز و حادث شونده در زندگی است که این حوزه است و کارش عبارت است از تحقیق در مسایل دینی و فراگرفتن احکام الهی در همه شؤون زندگی، آن هم نه فقط در آنچه که مربوط به کُنج محراب یا خانه است بلکه در قلمرو وسیع زندگی بشر، این گروه این را باید یاد بگیرند، احکام جدیدش را تحقیق کنند، ناخالصی‌ها و ناسره‌ها را از آن بزدایند و آن را با زبان مناسب در هر جامعه‌ای و هر زمانی و هر مخاطبی به رساترین شکل ممکن به مخاطبین برساند. این وظیفه آن نهاد حوزه‌ای است و اسمش حوزه علمیه است. یک نهاد دانشجویی دیگر داریم که این نهاد ناظر است به اداره امور زندگی مردم منهای مسایل مربوط به دین، مردم معاش دارند، کسب دارند، راه دارند، ساختمان دارند، جسم دارند، شناسایی‌های گوناگون لازم است. تحقیق در امور زندگی مردم لازم است علوم مختلف و انواع و اقسام دانشها، برای بهتر کردن و راه انداختن زندگی مردم، وجود دارد. این نهاد هم مشغول فراگیری این دانشهاست که اینها را فرا بگیرد… و آنها را برای پیاده شدن در جامعه آماده کند. تحقیقات نو، دنیایی را جذب کند و خودش به نوبه خود، تازه‌هایی در این دانشها بیافریند و به بشریت عرضه کند. این هم یک نهاد دانشجویی دیگر. حالا اگر هر دوی این نهادهای دانشجویی خوب کار کنند و با هم رابطه متقابل دوستانه و از خود دانستن یکدیگر داشته باشند معنایش این خواهد شد که این جامعه، هم دینش، هم دنیایش آباد خواهد شد. آنها جهتگیری زندگی او را تصحیح میکنند و اینها حرکات زندگی او را تسهیل می‌کنند. آنها فکر و ذهن و روح او را آنچنان که از زشتی‌ها و نادرستی‌ها می‌آلایند که بفهمد به کجا باید حرکت کند و اینها وسیله این حرکت را به دست او می‌دهند تا حرکت کند.
از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان (روز وحدت حوزه و دانشگاه) ۲۴/۹/۷۲
در نظام اسلامی، علم و دین پابه‌پا حرکت کنند. هدف حوزه دانشگاه یعنی این. … دو شعبه از یک مؤسسه علم و دین. مؤسسه علم و دین یک مؤسسه است و علم و دین با همند. این مؤسسه دو شعبه دارد، یک شعبه حوزه‌های علمیه و شعبه دیگر دانشگاه‌ها. باید این دو با هم مرتبط و خوشبین باشند، با هم کار کنند از همدیگر جدا نشوند و از یکدیگر استفاده کنند.
از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با طلاب و دانشجویان ۲۹/۹/۶۸

منبع:تسنیم

نظرات بینندگان

ارسال نظر