صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

هيچ حاجتمندي را مايوس باز نمي‌گرداند

زيرا مامون پس از شنيدن اينکه او را در بغداد از خلافت خلع کردند و با ابراهيم بن المهدي بيعت کردند، دريافت که يکي از علل عمده مخالفت بزرگان و دست‌اندرکاران بغداد با خلافت او همين ولايتعهدي حضرت امام رضا(ع) است و خواست به هر نحوي که شده است خود را از اين گرفتاري که گريبانگير او شده است، نجات دهد.

کد خبر: 651

«هيچ حاجتمندي را مايوس باز نمي‌گرداند» عنوان يادداشت روز روزنامه فرهيختگان به قلم حميدرضا صفاکيش (عضو هيات‌علمي دانشگاه آزاد اسلامي) است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

ابوالحسن علي بن موسي(ع) ملقب به رضا، امام هشتم از ائمه اثني‌عشر(ع) و دهمين از چهارده معصوم(ع) است. کنيه آن حضرت ابوالحسن بوده و چون حضرت امير(ع) نيز مکني به ابوالحسن بوده است، حضرت رضا را ابوالحسن ثاني گفته‌اند. مشهورترين لقب ايشان «رضا » بوده است که بنا بر روايتي در عيون اخبار الرضا علت ملقب بودن آن حضرت به رضا اين بوده است که هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق به ولايتعهدي او رضايت دادند و چنين چيزي براي هيچ يک از پدران او دست نداده بود. از اين رو در ميان ايشان تنها آن حضرت «رضا » ناميده شد. اما به روايت طبري (وقايع سال 201) مامون آن حضرت را «الرضي من آل محمد» ناميد و صدوق هم بنا به روايتي در عيون اخبار الرضا (2/147) گفته است که داعيان و مبلغان بني‌عباس در اواخر عهد بني‌اميه مردم را دعوت مي‌کردند که با «رضا آل محمد» بيعت کنند. يعني بي‌آنکه از کسي نام ببرند مي‌گفتند چون خلافت بني‌اميه درست نيست بايد به کسي از خاندان محمد(ص) که مورد رضايت همه باشد بيعت کنند. چون مامون خود از بني‌عباس بود (بني‌عباس با خلافت آل‌علي(ع) مخالف بودند) حضرت علي بن موسي الرضا را به ولايتعهدي برگزيد.
همه از مخالف و موافق به ايشان راضي شدند و مصداق «رضا من آل‌محمد» در حق آن حضرت صادق آمد و به آن لقب مشهور شدند.
شخصيت ملکوتي و مقام شامخ علمي و زهد و اخلاق حضرت رضا(ع) و اعتقاد شيعيان به ايشان سبب شد که نه تنها در مدينه، بلکه در سراسر دنياي اسلام به عنوان بزرگ‌ترين و محبوب‌ترين فرد خاندان رسول اکرم(ص) مورد قبول عامه باشد و مسلمانان ايشان را بزرگ‌ترين پيشواي دين بشناسند و نام‌شان را با صلوات و تقديس ببرند. بيست و چند سال بيش نداشتند که در مسجد رسول الله(ص) به فتوي مي‌نشستند. علمش بيکران و رفتارشان پيامبرگونه و حلم و رافت و احسان‌شان شامل خاص و عام مي‌شد. کسي را با عمل و سخن خود نمي‌آزردند و تا حرف مخاطب تمام نمي‌شد، سخنش را قطع نمي‌کردند. هيچ حاجتمندي را مايوس باز نمي‌گرداندند و در حضور ميهمان به پشتي تکيه نمي‌دادند.
هرگز به غلامان و خدمه دشنام ندادند و با آنان مي‌نشستند و غذا مي‌خوردند. شب‌ها کم مي‌خوابيدند و قرآن بسيار مي‌خواندند. شب‌هاي تاريک در مدينه مي‌گشتند و مستمندان را کمک و ياري مي‌کردند. در تابستان بر حصير و در زمستان بر پلاس زندگي مي‌کردند. نظافت را در هر حال رعايت مي‌فرمودند و عطر و بخور بسيار به کار مي‌بردند. به‌طور معمول جامه ارزان و خشن مي‌پوشيدند ولي در مجالس و براي ملاقات‌هاي عمومي و پذيرايي‌ها لباس فاخر در بر مي‌کردند. غذا را اندک مي‌خوردند، سفره‌شان رنگين نبود و در هر فرصت مقتضي مردم مسلمان را به وظايف خود آگاه مي‌کردند.
براي خنثي کردن توطئه‌هاي مامون و اطرافيان او مراقبتي هوشيارانه داشتند. يکي از توطئه‌هايي که امام(ع) آن را به شکست کشاندند، موضوع نماز عيد فطر رمضان سال 202قمري بود.
مامون براي تظاهر به مردم و اينکه امام(ع) کاملا در اختيار و طرفدار خلافت اوست، از ايشان خواست که نماز عيد فطر را با مردم بگزارند و امام(ع) امتناع فرمودند و براثر اصرار مامون فرمودند همان گونه که پيامبر اسلام نماز عيد را برگزار مي‌کردند، اجرا خواهد کرد. مامون ناچار اين شرط را پذيرفت و فرماندهان سپاه قضات، علما و دانشمندان به دستور مامون به در منزل امام(ع) رفتند، منتظر خروج ايشان براي حرکت به محل نماز ايستادند و همين که آفتاب سر زد، امام(ع) که خود را شستشو داده بودند غسل کرده و معطر ساخته بودند، جامه‌اي ساده ولي پاکيزه پوشيده، عمامه‌اي سفيد بر سر نهاده، همراه با همراهان منزل در حالي که او را حلقه‌وار در بر گرفته بودند به راه افتادند. درحالي که همه تکبير مي‌گفتند، ايشان سر به آسمان برداشتند و با صدايي نافذ، چهار تکبير گفتند که گويي هوا و زمين و همه موجودات تکبير او را پاسخ گفتند. چون فرماندهان و درباريان که خود را آراسته و آماده و منتظر امام(ع) ايستاده بودند با چنين صحنه‌اي مواجه شدند، بلافاصله از مرکب‌ها به زير آمدند و کفش‌ها و چکمه‌ها از پاي به در آوردند. امام پس از لحظه‌اي توقف اين جملات را بر زبان جاري ساخت:
«الله اکبر، الله اکبر علي ما هدانا. الله اکبر علي ما رزقنا من بهيمه الانعام. والحمد لله علي ما اولانا».
امام به سوي مصلي حرکت کردند ولي هر 10 قدمي که پيش رفتند، مي‌ايستادند و چهار تکبير مي‌گفتند.
تمام کوچه‌ها و خيابان‌هاي شهر مرو از جمعيت مملو شد. همه با اشتياق گرد آمدند و ناظر حرکت پيامبرگونه امام بودند. گزارش اين صحنه‌هاي مهيج به گوش مامون مي‌رسيد تا آنجا که بر اثر القاي اطرافيان تاب ادامه برنامه را نياورده، دستور داد امام از ميان راه برگردد و امام نيز چنين کرد و مردم آشفته‌خاطر و خشمناک پراکنده شدند و صفوف نماز ديگر به نظم نپيوست و توطئه مامون با شکست مواجه شد. (اعيان‌الشيعه، ج2، والکامل ابن اثير 6/119)
مجلسي در بحارالانوار در مورد شهادت امام آورده است: اشهر در ميان شيعيان آن است که آن حضرت به سم مامون شهيد شده است و اين مضمون از سيد بن طاووس از علماي شيعه نيز نقل شده است، ولي درباره مسموم شدن آن حضرت از راه انگور يا انار يا چيز ديگر روايات مختلفي است و آنچه مي‌توان با قطع نظر از جزئيات و تفاصيل گفت اين است که همچنان که انتخاب آن حضرت به ولايتعهدي سياسي بوده است، وفات آن حضرت هم در جوي سياسي صورت گرفته است و به همين جهت احتمال مسموم شدن آن حضرت بيشتر است. زيرا مامون پس از شنيدن اينکه او را در بغداد از خلافت خلع کردند و با ابراهيم بن المهدي بيعت کردند، دريافت که يکي از علل عمده مخالفت بزرگان و دست‌اندرکاران بغداد با خلافت او همين ولايتعهدي حضرت امام رضا(ع) است و خواست به هر نحوي که شده است خود را از اين گرفتاري که گريبانگير او شده است، نجات دهد. اکنون حرم و بارگاه اين امام رئوف در مشهدالرضا(ع)، مأمن و ملجأ ميليون‌ها نفر عاشق حقيقت‌طلب و دردمند شده و بي‌اختيار ذهن و دل و چشم ايشان به زيارت قطعه‌اي از بهشت اقرار مي‌نمايد. عظمت و شکوه صحن و سراي رباني ايشان چشم هر بيننده‌اي اعم از مسلمان و غيرمسلمان را خيره کرده، او را مفتون جلال و آرامش کبريايي‌اش مي‌کند.
از رأفت و کرامت امام است که در قيامت نيز دوستان و زائران خود را تنها نمي‌گذارند و در ميزان و صراط و اخذ نامه اعمال دست‌گير ايشان و فريادرس روز حشرشان خواهند بود. شهادت اين سلاله پاک پيامبر اعظم(ص)، سلطان سرير ارتضا، حضرت علي بن موسي‌الرضا(ع) را به عموم مسلمانان جهان، خاصه شيعيان گرانقدرش و هموطنان عزيز تسليت عرض مي‌کنم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر