صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

«آنا نعمتي»: مي‌ترسم سوار مترو شوم

در گفتگويي به سراغ «آناهيتا نعمتي» رفته ايم و دغدغه‌هاي اجتماعي و محيط‌زيستي او را به بحث گذاشتيم. اين بازيگر سينما و تلويزيون در اين گفت‌وگو از آسيبي که به محيط‌زيست وارد مي‌کند، سخن مي‌گويد که در ادامه مي‌خوانيد:

کد خبر: 4952

روزنامه شهروند/ در گفتگويي به سراغ «آناهيتا نعمتي» رفته ايم و دغدغه‌هاي اجتماعي و محيط‌زيستي او را به بحث گذاشتيم.
اين بازيگر سينما و تلويزيون در اين گفت‌وگو از آسيبي که به محيط‌زيست وارد مي‌کند، سخن مي‌گويد که در ادامه مي‌خوانيد:
در رفت‌وآمد‌هاي روزمره خود به کودکان و زنان دستفروش يا متکديان سر چهارراه‌ها کمک مي‌کنيد؟

يک زماني کمک مي‌کردم اما درحال‌حاضر اين کار را نمي‌کنم.
چرا به اين نتيجه رسيديد که اين کار را نکنيد؟
اوايل تعدادشان کمتر بود و فکر مي‌کردم زناني که تکدي‌گري يا دستفروشي مي‌کنند از روي ناچاري اين کار را مي‌کنند. بعضا پيش مي‌آمد که از آنها محصولات کوچکي که عرضه مي‌کردند را مي‌خريدم. اما بعد ديدم مثلا يک دختربچه ١١، ١٢ ساله بعد‌تر در سن١٣، ١٤ سالگي حامله بود و اين کار را همچنان انجام مي‌داد و بعد باز مشاهده مي‌کردم که همان دختر با بچه‌اي که به‌دنيا آورده، مي‌آيد و همين کار را مي‌کند. بعدها بچه بزرگتر که مي‌شود در خيابان رها مي‌شود که همين کار را انجام دهد و متوجه شدم که اين کار از روي دغدغه نيست و مثل يک شغل شده است و تعداد اين افراد هر روز بيشتر مي‌شود. احساس مي‌کنم که همه مردم تقريبا اين حس را دارند و با موارد مشابه برخورد کرده‌اند. شايد آن نوجوان و جوان‌هايي که در چهارراه‌ها گل مي‌فروشند مي‌توانند بروند در يک کارگاه و حرفه‌اي را ياد بگيرند و کار کنند يا مي‌توانند کشاورزي کنند. احتياجي نيست که حتما در تهران کار کنند، کسي که بخواهد کار کند، کارهاي زيادي است که بتواند انجام دهد.
گاهي در خبرها مي‌شنويم که در امور خيريه مشارکت مي‌کنيد. چه آرماني شما را تشويق به اين قبيل رفتارهاي اجتماعي خيرخواهانه مي کند؟
خيريه‌هايي که معمولا مراجعه مي‌کنم، مراکزي است که بخش خصوصي آنها را اداره مي‌کند و متشکل از تعدادي خانم و آقاياني نيکوکار است که با کمک هم مجمعي را تشکيل داده‌اند و دغدغه آنها سالم است و واقعا بدون چشمداشت براي اين امور تلاش مي‌کنند. من فکر مي‌کنم گرايش به امور خير و جمع‌هاي اينچنيني دغدغه همه است و از گذشته در جامعه ايراني به‌صورت يک فرهنگ دروني درآمده است. مثلا اگر در اطرافشان هم کسي نيازمند کمک باشد، دريغ نمي‌کنند، اين درحالي است که شايد چندان هم آدم‌هاي سرمايه‌داري نباشند. ميل به خيرات، مبرات و مشارکت در امورخيريه در وجود همه، بسته به بضاعت و توانشان وجود دارد؛ در يکي کمتر و در ديگري بيشتر. گاهي بعضي از اين فعاليت‌ها به شکل يک وظيفه انساني است، حالا نه فقط براي من که چهره شناخته‌شده‌اي دارم. افراد زيادي هستند که اصلا کسي آنها را نمي‌شناسد ولي از روي وظيفه انساني، تمام زندگي‌شان را وقف اين کار‌ها مي‌کنند.
آخرين باري که در خيابان زباله ريختيد چه زماني بود؟
بچه بودم پيش مي‌آمد که اين کار را انجام دهم. البته مادرم روي اين کار خيلي حساسيت داشت و يکبار بابت آن تنبيه شدم. مادرم يکبار يکي از کارکنان شهرداري را به من نشان داد که خيلي پير و درحال جارو زدن زمين بود، به من گفت که وقتي تو در خيابان زباله مي‌ريزي در اين هواي سردي که ما داخل ماشين هستيم او بايد اين زباله‌ها را از سطح خيابان جمع کند، اين توضيحي که مادرم به من داد خيلي ناراحتم کرد و باعث شد که هميشه در ذهنم بماند که اين کار را نکنم. اگر هر آدمي بخواهد يک تکه زباله در خيابان پرت کند، اين شهري که مي‌خواهيم از طبيعت و حتي سازه‌هايش لذت ببريم به‌شدت آسيب مي‌بيند.
سهم شما در آلودگي محيط‌زيست چقدر است؟
من نيز از دسته آن خودروهاي تک‌سرنشيني که در سطح شهر تردد مي‌کنند هستم، خودروهاي تک‌سرنشين يکي از آسيب‌هايي هستند که به محيط‌زيست وارد مي‌شود و من هم متاسفانه اين کار را مي‌کنم. اغلب تک‌سرنشين تردد مي‌کنم و اين آلودگي کربن را به ديگر آلودگي‌هاي تهران اضافه مي‌کنم.
از وسايل حمل‌ونقل عمومي استفاده مي‌کنيد؟
از هيچ‌کدام؛ وسايل حمل‌ونقل عمومي ما تبديل به يک فاجعه شده‌اند. حجم آدم‌ها در اتوبوس و متروها به‌حدي زياد است که من حتي نمي‌توانم فکرش را بکنم که يک روز براي رسيدن به جايي از اتوبوس و مترو استفاده کنم.
در مسير رفت‌وآمد روزمره‌تان چه‌چيزي شما را عصباني و گله‌مند مي‌کند؟
ترافيکي که مقابل نمايشگاه بين‌المللي در اتوبان چمران ايجاد مي‌شود. پيشتر در طول سال، چندين نمايشگاه در اين مکان برگزار مي‌شد ولي الان هفته‌اي يک نمايشگاه برگزار مي‌شود و ترافيک سنگيني را در اتوبان چمران به‌وجود مي‌آورد و اين بزرگترين معضل آن منطقه است. در هيچ‌کجاي دنيا نمايشگاه بين‌المللي را وسط شهر و در نقاط پر ترافيک احداث نمي‌کنند. هميشه اين مکان‌ها خارج از شهر است.
من نمي‌گويم که چرا مردم به نمايشگاه مي‌روند؟ به‌هرحال يکي از نيازمندي‌ها و تفريح‌هاي مردم رفتن به نمايشگاه است اما مي‌توانست محل آن، در مناطق اطراف پايتخت باشد. حضور اين نمايشگاه در اين نقطه از شهر باعث مي‌شود تمام اتوبان‌هاي متصل به چمران بسته شود و ساکنان برج‌هاي٢٠، ٣٠ طبقه‌اي منطقه‌هاي يک و ٢ و ٣ که مي‌خواهند به مناطق مرکزي و جنوبي شهر بروند بايد ساعت‌ها در ازدحام اين حجم خودرويي که مي‌خواهند به نمايشگاه بروند قرار بگيرند. گاهي من در اين ترافيک آمبولانس مي‌بينم که مدت زيادي را پشت اين حجم از خودرو‌ها مي‌ايستد و نگران مصدوم يا بيمار داخل آن هستم.
با توجه به دغدغه زيست‌محيطي و البته نارضايتي از وسايل‌نقليه‌عمومي، فکر مي‌کنيد اگر دوچرخه‌سواري در تهران مرسوم شود با اين وسيله رفت‌وآمد مي‌کنيد؟
بله حتما. درحال‌حاضر در بعضي کشورها در سرماي منفي ٧درجه مي‌بينيم که مردم با دوچرخه تردد مي‌کنند. اين موضوعي است که در کشور ما هم خيلي لازم است اجرا شود. اما مهم‌تر از آن مسيري است که براي اين دوچرخه‌سواران بايد مهيا شود. در اتوبان‌ها، چهارراه‌ها و خيابان‌هاي شهرهاي ما فضاي مخصوص دوچرخه‌سواران درنظر گرفته نشده است. به اندازه کافي ما با مشکلاتي که موتورسواران در جامعه به‌وجود مي‌آورند درگير هستيم. درحال‌حاضر تهران امکان رفت‌وآمد با دوچرخه را نمي‌دهد اما اگر شرايط مناسب فراهم شود من استفاده مي‌کنم اما درحال‌حاضر به دليل نا ايمن بودن آن نمي‌توان اين کار را کرد.

پيش آمده که در صف بانک از موقعيت و شهرت‌تان سوءاستفاده کنيد؟ واکنش مردم چه بوده است؟
گاهي پيش آمده که عجله‌ داشته و شايد کار من به اين واسطه انجام شده است. گاهي خود کساني که در صف بوده‌اند خودشان لطف کرده‌ و نوبت‌شان را به من داده‌اند. نه به اين معني که سوءاستفاده‌اي کرده باشم اما برايم پيش آمده است.
موقع جريمه‌شدن چطور؟
اتفاقا در اين مورد مثل اين‌که حساسيت روي ما بيشتر است! بارها پيش آمده که بي‌خود و بي‌جهت جريمه شده‌ام.
 

نظرات بینندگان

ارسال نظر