صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

آيا «يزد» به ثبت جهاني مي‌رسد؟

چندي است که زمزمه‌هاي ثبت جهاني بافت تاريخي شهر يزد از سرگرفته شده است. بي‌شک دياري که پشتوانه مردمي اصيل همچو مردم يزد را در خود دارد، غني تر از آن است که مقوله ثبت جهاني بتواند بر ارزش آن بيافزايد يا بکاهد. در واقع، ثبت جهاني يک شهر معرفي آن ديار براي جهانيان است.

کد خبر: 4707

فرارو/ چندي است که زمزمه‌هاي ثبت جهاني بافت تاريخي شهر يزد از سرگرفته شده است. بي‌شک دياري که پشتوانه مردمي اصيل همچو مردم يزد را در خود دارد، غني تر از آن است که مقوله ثبت جهاني بتواند بر ارزش آن بيافزايد يا بکاهد. در واقع، ثبت جهاني يک شهر معرفي آن ديار براي جهانيان است.
گفتن و نوشتن درباره شهري که پشتوانه چند صد ساله دارد، آسان نيست. يزد شهر مردماني ست که به قناعت، مقاومت و دينداري معروف‌اند. بنابراين مي‌توان بافت تاريخي شهر يزد را، سند اصالت زندگي مردمان اين ديار برشمرد. سندي که تا به امروز با تمام ناملايمت­ها و تنگناها پابرجا مانده است.
مردم و زندگي در اين بافت تارهاي اين بافته و بناها و کوچه‌هايش، پودهاي آن‌اند. در طول تاريخ همواره استعمارگران و يورشگران علاوه بر قتل و غارت، کالبدهاي ارزنده شهرها را نيز ويران مي‌کردند. اين موضوع امروز نيز حتي با تغيير استراتژي دشمن و جنگ نرم، پابرجاست. به طوري که مشهود است، وهابيون و صهيونيست‌ها در جهت تخريب بافت‌ها و بناهاي تاريخي شهرهاي اسلامي تلاش و تبليغ زيادي مي‌کنند. چرا که با از بين رفتن اين بافت‌ها ايجاد گسست و تفرقه در ميان مردم نيز آسان‌تر مي‌شود. نمونه اين مسئله را به روشني مي‌توان در بافت جديد شهر يزد با اختلاف طبقاتي متمولين و قشر متوسط در قسمت‌هاي مختلف شهر و از بين رفتن ارزش‌هاي اسلامي همچون احترام و محرميت در بناها به ويژه خانه‌ها، مشاهده کرد. در صورتي که در بافت تاريخي هنوز هم مي‌توان همنشيني فقير و غني را در يک کوچه و محله ديد.
چندي است که زمزمه‌هاي ثبت جهاني بافت تاريخي شهر يزد از سرگرفته شده است. بي‌شک دياري که پشتوانه مردمي اصيل همچو مردم يزد را در خود دارد، غني تر از آن است که مقوله ثبت جهاني بتواند بر ارزش آن بيافزايد يا بکاهد. در واقع، ثبت جهاني يک شهر معرفي آن ديار براي جهانيان است. کمترين دانش و شناخت از موضوع ثبت جهاني يک شهر، به درستي اين موضوع را آشکار مي‌کند تنها کالبد را نمي‌توان ثبت کرد. ثبت يک شهر فراتر از ثبت يک يا چند اثر باارزش است، بلکه همراه با کالبد آن، مردم و فرهنگ آن شهر نيز ثبت و به جهانيان عرضه مي‌گردد. بدين شرح که از زبان و گويش مردم گرفته تا دين و اعتقادات مردم آن ديار به دنيا معرفي مي‌گردد. پس اولين مشخصه ثبت جهاني يزد، معرفي يک شهر اسلامي با مردمان مسلمان و خصوصيت‌هاي زندگي ديندارانه است.
برخي از آن ويژگي‌ها نسبت به ساير شهرهاي تاريخي برجسته‌تر و آشکارتر است. بنابر همين امر امکان ثبت را فراهم خواهد ساخت:
باب اول
بافت تاريخي شهر يزد به يکباره خلق نشده، اين شهر حاصل ذوق و هنر مردماني ست که به ‌رغم مصائب و سخت‌گيري‌هاي طبيعت، آن را براي زندگي برگزيده‌اند. اهميت اين موضوع از آن جهت است که برخلاف بسياري از شهرهاي ايراني که از هسته يک روستا يا آبادي آغاز شده اند، يزد از ابتدا با ساختار شهري طرح اندازي گرديده است. لذا از اين باب يزد به عنوان يک شهر کويري شاهکار ثبت خواهد شد
باب دوم
شهر يزد برخلاف ساير شهرهاي تاريخي معروف ايران، همچو اصفهان که به بناهاي صفوي مشهور و يا شيراز که به بناهاي زنديه معروف شده است، پوسته نمايشي تک بناهاي دوره خاصي از تاريخ نيست. بنابراين مي‌توان يزد را گاه‌شمار تقويم تاريخ ايران به حساب آورد، چرا که در آن از بناهاي قرون 2 و 3 هجري گرفته تا معاصر مانند دانه‌هاي تسبيح در کنار هم قرارگرفته و کوچه‌ها و گذرها همچون نخي آن‌ها را به هم متصل کرده است.
روند تغيير و تکامل تاريخ معماري ايران را به خوبي مي‌توان در اين بافت مطالعه کرد. از اين باب است که يزد مورد اقبال گردشگران از جمله گردشگران خارجي و دوستداران تاريخ و تمدن ايران قرار گرفته است.
در اين باب يزد به عنوان شهري با بناهايي از دوره‌هاي مختلف تاريخ ثبت مي‌شود.
باب سوم
از منظري ديگر يزد در ميان شهرهاي تاريخي ايران، کمترين دست‌خوردگي را داراست. اين موضوع را با نگاهي به تاريخ، مي‌توان حاصل خواست مردمان اين ديار دانست. از جمله موارد آن مي‌توان به مقاومت مردم بومي بافت در برابر تخريب تکيه امير چخماق (1336) ممانعت از تعريض و تخريب گذر يوزداران (دهه چهل) و در اين اواخر عکس‌العمل و مخالفت شديد مردم در تخريب بناهاي اطراف امامزاده جعفر و محله مصلا را نام برد. تجربه‌هاي تخريب بافت تاريخي چه در يزد و يا ساير شهرها با بافت تاريخي نشان مي‌دهد که جايگزيي بنا و بافت‌هاي جديد شهري به جاي بافت تاريخي تنها کارکرد آن را مناسب تر نکرده بلکه تغييرات به خصوص تعريض‌هاي گذرها، موجبات از بين رفتن منظر فرهنگي شهر و روح زندگي در کالبد شهرها را فراهم آورده است.
در اکثر موارد اين تخريب‌ها و تجديد بناهاي ناهمگون و با تراکم بالا، موجبات تبديل بافت‌هايي با مقياس انساني و اولويت تردد پياده به سواره رو و بدون مقياس قابل‌درک را رقم زده است. اين آشفتگي و بي‌نظمي غيرقابل‌جبران را چه کسي پاسخ گو خواهد بود؟!
باب چهارم
حضور مردم بومي و حاکم بودن فرهنگي بومي يزد در اين محدوده، مهم‌ترين موضوع ثبت و گسترش اين بافت عظيم تاريخي است. شهرهاي تاريخي معروف در دنيا وجود دارند که امروزه به موزه‌هايي مجسمه وار تبديل گرديده‌اند. بدون آنکه روح زندگي و فرهنگ در آن‌ها جاري باشد؛ اما يزد به ‌رغم تاريخي بودن، به سبب حضور مردم و ساکنين بومي هنوز زنده است، برپايي باشکوه آيين عزاداري امام حسين(ع) روشن‌ترين سند تاريخي اصالت مردمان و آيين اين خطه است. موضوعي که در مکان‌هاي جديد الساخت همين شهر امروز کم رنگ تر شده و ديگر با رنگ بوي اصيل خود نمانده است. هر ساله شاهد دسته‌هاي بزرگ سينه‌زني با سبک و سياق اصيل و ديرينه اين شهر در دل محلات همين بافت بوده‌ايم. به راستي اين مشارکت عظيم مردمي را مهم‌ترين سند تأثير متقابل کالبد و اصالت مردمان شهر يزد دانست. نبودن نظام طبقاتي و همنشيني فقير و غني، يکدستي و اتحاد مردم، احترام و حفظ ارزش‌هاي به خصوص ديني و ... از جمله جلوه‌هاي مردمي بارز محلات اين بافت است که به مذاق بسياري ازجمله فرقه‌هاي بابي و بهائيت و ... پذيرا نبوده و براي تخريب و از هم گسيختن اين‌گونه بافت‌ها تلاش‌هاي زيادي داشته‌اند.
در نتيجه آنچه عنوان شد، بايد گفت؛ ثبت جهاني بافت تاريخي شهر يزد پايان يک راه يا نهايت هدف نيست، بلکه بهانه‌اي براي سامان دادن وضعيت موجود، برنامه‌ريزي براي آينده آن و انتخاب راهکارهاي مناسب محافظت از آن است. تهيه پرونده ثبت جهاني و نقشه راه حفظ اين بافت مگر با مشارکت و همياري ارگان­هاي متولي اين بافت ميسر نخواهد گشت. ثبت جهاني بافت تاريخي شهر يزد، ثبت يک شهر اسلامي با سبک زندگي مردمي ساده‌زيست و خلاق است. پس بر يکا يک ماست که در جهت حفظ اصالت و ارزش‌هاي زندگي ديني امان به نوبه خود تلاش کنيم نه آنکه در پس تخريب و ايجاد تزلزل در پايه‌هاي کالبد و زندگي اسلامي امان برآييم.

نظرات بینندگان

ارسال نظر