صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

مهدی مطهرنیا

تعامل جمعی، راهکار مقابله با ناهنجاری‌های اجتماعی

نخستین مفهومی که به‌عنوان ساختار بنیادین و به‌عنوان واژه کلیدی در ادبیات علوم‌اجتماعی باید به آن توجه کرد، «تعامل اجتماعی»، یا همان اصطلاح «برهم کنش اجتماعی» است. «برهم کنش اجتماعی» به ارتباط متقابل بین رفتارهای تو در تویی، اشاره دارد که بر اثر ارتباطات خاص به وجود می‌آید و...

کد خبر: 419

نخستین مفهومی که به‌عنوان ساختار بنیادین و به‌عنوان واژه کلیدی در ادبیات علوم‌اجتماعی باید به آن توجه کرد، «تعامل  اجتماعی»، یا همان اصطلاح «برهم کنش اجتماعی» است.  «برهم کنش اجتماعی» به ارتباط متقابل بین رفتارهای تو در تویی،  اشاره دارد که بر اثر ارتباطات خاص به وجود می‌آید و به بیان رفتار کنشگران می‌پردازد. از این‌رو، وقتی گفته می‌شود، «برهم کنش اجتماعی» آنچه که مدنظر است، نه رفتار در حوزه فردی و شخصی، بلکه کنش و اعمال در حوزه اجتماعی را مورد توجه خاص قرار می‌دهد. در کنار کنش یا عمل باید به رفتار توجه داشت. رفتار، به مجموعه‌ای از کنش‌ها و فعالیت‌های آشکار و پنهان موجودات زنده گفته می‌شود که از محرک‌های درونی و بیرونی نشأت می‌گیرد. این رفتارها هستند که تصویر فردی و شخصیت اجتماعی فرد را شکل و محتوا می‌بخشند و فرد و شخصیت فردی در جامعه و در ارتباط با افراد و اشخاص دیگر از حوزه رفتار به حوزه اعمال یا کنش‌ها منتقل می‌شود. این‌گونه رفتار «بازتابشگر» شخصیت فردی افراد است که کنش «بازتابشگر» توان شخصیتی فرد را در ارتباط با افراد دیگر نشان می‌دهد. رفتار فرد در کناکنش یا کنش و واکنش متقابل با رفتار دیگران به محیط فعالیت جمعی یا برهم کنش اجتماعی وارد می‌شود. این در حالی است که ارتباط فردی در چارچوب شکل‌دادن به شخصیت معنا می‌یابد. کنش یا عمل، تحرکی هدفمند است که دارای انگیزه‌های معنادار و تعریفی مفهومی در گستره عقلانیت جمعی خواهد بود. ارتباط در حوزه حیات اجتماعی و عرصه روابط فردیت افراد دیگر و در پهنای باند حیات جمعی معناپذیر می‌شود. بدین ترتیب کنش‌اجتماعی واحد اساسی و بنیادین مطالعات اجتماعی است. به واسطه همین تاثیر از کنش است که می‌توان مرجع یا «پی‌بن» حیات جمعی را برهم کنش اجتماعی انسان دانست. اندیشه اساسی برهم کنش اجتماعی بر این نکته استوار است که عمل انسان فقط برحسب برنامه‌ها و نیات خود فرد انجام نمی‌گیرد، بلکه باید برنامه‌ها، نیت‌ها، کنش‌ها و واکنش‌های اجتماعی افراد وگروه‌های دیگر نیز مورد بررسی قرار گیرد.
مفهوم «برهم کنش اجتماعی» نقطه شروعی بر نظریه‌ها یا پنداشته‌هایی است که مبتنی بر فرآیند الگوی « بده – بستان» یا الگوی «پینگ‌پنگی» در صحنه حیات اجتماعی است. «برهم کنش اجتماعی» که به نوعی مهارت اجتماعی نیز اطلاق می‌شود،  متکی بر مفهوم ارتباط است. به هر نحوی که به «برهم کنش اجتماعی» بنگریم، یک کارکرد مهم دارد و آن تبادل اطلاعات است. این تبادل اطلاعات، بیشتر به قصد دگرگونی در برداشت‌ها و رفتارهای طرف مقابل صورت می‌پذیرد. در این معنا و تصویر، باید بین برقرار کننده ارتباط و گیرنده پیام به رمزگان پیام نیز توجه کرد و نحوه انتقال پیام را مورد توجه ویژه قرار داد. چنین مفهومی برای ارتباط به نظرات اندیشمند معاصر «هابرماس» و مفهوم جهان زیست او باز می‌گردد که بیشتر به مفهوم «تعامل» مشابهت دارد. بر همین اساس، «برهم کنش» تصویرگر تبادل اطلاعات است. این تبادل اطلاعات در تعریف عملیاتی با غلبه‌ صرف همراه نیست و ضرورتا باعث تغییر و دگرگونی برداشت‌ها و رفتارها به‌صورت یک سویه نخواهد شد. همان‌گونه که فرستنده پیام، خواهان تغییر در برداشت‌ها و دگرگونی رفتار مخاطب است،  مخاطب نیز یا مقاومت می‌کند یا بر آن می‌شود تا از این انتقال اطلاعات به صورت فرصت استفاده ‌کند و فرستنده‌ پیام را در چنبره در خواست‌های خود قرار دهد. شکل بخشیدن به هنجارها یا نرم‌ها، براساس اثرگذاری انواع قدرت در دستور کار قرار می‌گیرد. هنجارها برمبنای یک معیار یا دستورالعمل رفتاری تلقی شده و تلاش دارند تا برداشت‌های ارزشی موجود در جامعه را به شیوه‌های از پیش تعیین شده مدیریت کنند.
هنجارها، گاه اجباری هستند؛ و عمل نکردن به آنها یا رفتار نکردن به آنها براساس این نوع هنجارها، زمینه‌های مجازات را به همراه دارد. از این‌رو هنجارهای اجباری، دارای ضمانت اجرایی هستند. در این حالت است که پاداش‌ها و مجازات‌ها به‌عنوان دو اصل موجود و قدرت سخت به میدان عمل اجتماعی می‌آیند. در قدرت سخت، تنبیه و تشویق دو مولفه غالب هستند و تسلط را به دنبال دارند این زمانی است که هنجارها در چارچوب قدرت سخت تحکیم می‌یابند. اما رعایت هنجارها، همیشه با قدرت سخت همراه نیست، بلکه بیشتر در گرو حضور قدرت نرم خواهد بود.
به عبارتی؛ باید دو عنصر جذابیت و اقناع با یکدیگر جمع شوند تا بتوانند به هنجارها مشروعیت ببخشند. بدین ترتیب، هرچه هنجارها متکی بر جذابیت بیشتر و اقناع‌گری فزون‌تری باشند،  شبکه به هم پیوسته‌ای از کنش‌های متکی بر هنجارها را به وجود می‌آورند که توسعه صوری و اجباری را از متن به حاشیه برده و به ژرفای عملیاتی و پهنای اجرایی بیشتر نزدیکتر می‌سازند. از این‌رو باید «برهم کنش اجتماعی» را از آنچه که تحت عنوان «انحراف» از آن یاد می‌شود، مصون داشت. برای این مهم باید نخست «برهم کنش اجتماعی» را برهنجارها و قدرت نرم متکی کرد. در گام دوم، شایسته است که واعظان و رسولان اخلاق، خود عالم، عامل و عاشق نسبت به هنجارهای جمعی بوده و در ساحت «برهم کنش‌های اجتماعی» رفتار و کنش‌های خود را برهنجارهای پذیرفته شده جمعی متکی سازند و خود بیش از همگان عامل به آنها باشند. از اینرو راهکار اساسی تاکید بر گسترش هنجارهایی است که ضمن اتکای حداقلی بر قدرت سخت، بر قدرت نرم حداکثری استقرار یافته و با استفاده از «قدرت هوشمندانه، قدرت هوشیارانه و قدرت هنرمندانه» گسترش آن را در باند پر پهنای حیات اجتماعی با هزینه‌های کمتر و بهره‌وری بیشتر امکان‌پذیر کند. هرکدام از این قدرت‌ها در چارچوب و قالب خود قابل بررسی است و توضیح آن در این مجال نمی‌گنجد و فراموش نکنیم، گروه‌های اجتماعی عامل بنیادی‌ترین جایگاه در کنش و عمل جمعی هستند و کناکنش‌های جمعی آنهاست که تحرکات اجتماعی را شکل و محتوا می‌بخشد. هر چقدر تبادل اطلاعات این گروه‌ها با یکدیگر مبتنی‌بر هنجارهای مطلوب و ادبیات فاخر باشد؛  تعامل اجتماعی نیز فاخرانه‌تر و ارزشمدارتر خواهد بود. این ادبیات فاخرانه است که تاثیر افکار و رفتار بر حوزه اجتماعی را نشان می‌دهد. به همان صورت هم نظارت بر عدم بروز انحراف در مسیر کنش جمعی را در قالب همین ادبیات فاخرانه معناپذیر می‌کند. این «برتابشگر»؛ مفهومی اجتماعی به نام «ادبیات معیار» می‌یابد و همین «ادبیات معیار» است که زایشگر کنشی موثر تحت عنوان «همنوایی اجتماعی» می‌شود. نتیجه این ادبیات معیار و تاکید نظری و عملی بر آن است که ارتقای مطلوب و مشروع رفتار اجتماعی را به دنبال دارد. این «همنوایی اجتماعی» متکی بر قدرت نرم به صورت «هوشمندانه، هوشیارانه و هنرمندانه» زمینه‌پرور حیات سالم در تعامل یا برهم کنش اجتماعی خواهد بود. «همنوایی» نوعی رفتار است که در آن برهم کنش جمعی در بستر همنشینی با برهم کنش اجتماعی مطلوب و متکی بر«ادبیات معیار» دنبال خواهد شد. در اینجاست که ۴ حرف «ه» پارسونزی به کار می‌آید: «برهم کنش‌های اجتماعی» بر همفکری، همگامی و همدلی استوار شده و به همبختی افراد منتهی می‌شود.  این نوع رفتار در ارتباط با دیگران با برداشتی که سایرین از رفتار بهنجار دارند، تطبیق می‌یابد و می‌تواند با در نظر داشتن انتظارات اجتماعی و انطباق آنها با یکدیگر به «همنوایی اجتماعی» ختم شود. این «همنوایی» مثبت بوده و باید ۵ «ه» را همواره در نظر داشته باشد که شامل همنشینی، همفکری، همگامی، همدلی و در نهایت همبختی می‌شود. این ۵ عامل وحدت ملی را مستحکم می‌سازد و «برهم کنش‌های» مثبت جمعی را در جامعه تسری می‌بخشد. آنچه برای مردم جذاب، مشارکت‌خیز و قابل انتقال از نسلی به نسل دیگر باشد، باعث پذیرش مثبت و منطقی رفتارهای جمعی خواهد شد و در نهایت با پوشش منطقی بدون مقاومت عمومی به یک جریان مثبت جمعی بدل خواهد شد. اما اگر هنجارها، فاقد جذابیت جمعی و اغنای عمومی باشند، مقاومت‌برانگیز و «لجبازخیز» می‌شوند، به‌گونه‌ای که گاه به انحرافات عمومی از هنجارهای ارزشی جامعه می‌انجامد و به بیان دیگر «لجبازی عمومی» در برابر هنجارهای جمعی را نمایان می‌سازد. عکس‌العمل‌ها به صورت نقطه تلاقی، انحراف در همیاری عمومی است که به نظر صاحب‌نظران به‌عنوان مقاومت جمعی مثبت و منفی از آنها یاد می‌شود. به‌عنوان مثال، مسأله نوع حجاب و برخورد با آن، با گذشت ٣ دهه از انقلاب ارزشی و فرهنگی ما، همچنان موضوع بحث محافل مختلف است. تمام عناصر موجود در ساختار قدرت، برای به فعلیت در آوردن آن با تمام قوا فعالیت می‌کند، اما به همان میزان هم در لایه‌هایی از ساحت جامعه در برابر آن، مقاومت می‌شود. مسأله حجاب را باید در چارچوب «برهم کنش اجتماعی» مطالعه و چگونگی مدیریت آن را در این قالب بازآفرینی کرد. برای ایجاد اجتماعی که در آن «برهم کنش‌های جمعی» متکی بر هنجارهای ارزشی و آیینی پذیرفته شده است، نیازمند بهره‌برداری از قدرت هوشیارانه و هنرمندانه در ایجاد فضای آزاد است تا با آزاداندیشی و خرد جمعی، به اثرگذاری بیشتر در «برهم کنش‌های اجتماعی» منتهی شود.

منبع:شهروند

نظرات بینندگان

ارسال نظر