صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

مصاحبه با کوچکترين پدر ايران+عکس

بهزاد آريش، کمي بيشتر ‌از دوهفته است که پدر شده. همسرش زينب ١٥سال دارد و خودش ١٣سال. از عمر ازدواجشان دوسال مي‌گذرد. سواد ندارد و نمي‌تواند تخمين بزند همسرش فرزند چندم خانواده است يا متولد چه ساليست.

کد خبر: 3878

شرق/ بهزاد آريش، کمي بيشتر ‌از دوهفته است که پدر شده. همسرش زينب ١٥سال دارد و خودش ١٣سال. از عمر ازدواجشان دوسال مي‌گذرد. سواد ندارد و نمي‌تواند تخمين بزند همسرش فرزند چندم خانواده است يا متولد چه ساليست.
در ميدان شهر محل زندگي‌اش کارگري مي‌کند. مرتب در طول گفت‌وگو تکرار مي‌کند که زندگي سخت است و خرج،‌ گران و از مسوولان کمک مي‌خواهد. پاسخ خيلي از سوا‌ل‌هايم را با «قسمت است و قسمت بود» مي‌دهد. از روزگارش مي‌پرسم و آرزوها و حسرت‌هايش. از او که انتشار عکسش به‌عنوان جوان‌ترين پدر ايراني در فضاي مجازي بحث‌هاي مفصلي درباره سن ازدواج، رعايت حقوق کودکان و آزادي‌هاي فردي به‌راه انداخت.
مصاحبه «شرق» با «پدري که در کودکي پدري مي‌کند» را در ادامه مي‌خوانيد:
‌چند سال داري؟
١٣سال
‌همسرت چند ساله است؟
١٥سال.
‌فرزندتان دختر است يا پسر؟
پسر است.
‌چند روزه است؟
١٧‌روزه.
‌اسمش چيست؟
اميرصادق.
‌چند وقت است که ازدواج کرده‌اي؟
دو‌سال.
‌خودت مي‌خواستي ازدواج کني يا با اصرار خانواده ازدواج کردي؟
هر دو، هم خودمان خواستيم و هم خانواده گفتند. دختر عمو پسرعموييم.
‌اسمت چيست؟
بهزاد آريش.
‌اسم همسرت چيست؟
زينب [...].
‌مگر دخترعمو پسرعمو نيستيد؟ چرا نام خانوادگي‌تان فرق دارد؟
پدرم عوضش کرده است.
‌درس خوانده‌اي؟
نه، بي‌سوادم.
‌همسرت چطور؟ درس خوانده؟
نهضت [سوادآموزي] مي‌رفت.
‌الان چطور؟
نه الان نمي‌رود.
‌همسرت مي‌تواند از نوزادتان نگهداري کند؟
نه مادرخانمم جورش را مي‌کشد. تميزش مي‌کند. مي‌شويدش و... .
‌شغلت چيست؟
کارگرم.
‌کجا کار مي‌کني؟
سر ميدان مي‌ايستم.
‌خرج زندگيتان درمي‌آيد؟
خدا بزرگ است و کمک مي‌کند، زندگي مان مي‌چرخد.
‌کجا زندگي مي‌کنيد؟
خانه مادر زنم. در پول آب و گاز و برق کمک مي‌کنم اما بايد اتاق اجاره کنيم. چون پدر زنم فوت کرده و پنج تا بچه‌اند. آنها هم چيزي ندارند.
‌ديگر فرزندان مادر زنت چند ساله‌اند؟ آنها هم ازدواج کرده‌اند؟
١٣ساله، ١٤ساله، ١٢ساله، ١٨ساله و ٢٠ساله. دوتا از دامادها هم با ما زندگي مي‌کنند.
‌همسرت فرزند چندم است؟
پنجم.
‌اما توکه گفتي خواهر و برادر ١٢و١٣ساله دارد. يعني آنها کوچکترند؟
نمي‌دانم.
‌پدرو مادرت به شما کمک مي‌کنند؟
کمک خرج عروسي مان را دادند، ديگر خودتان مي‌دانيد گراني است.
‌پدرت چکاره است؟
پدرم ٦٠سالش است. شغلي ندارد. قبلا فرش و قاليچه مي‌فروخت اما حالا ناتوان شده و مستمري مي‌گيرد و خرج مي‌کند.
‌شما چندتا بچه هستيد؟
بابايم دوتا زن دارد. از زن اول پنج تا پسر و يک دختر دارد. مادر من زن دوم است و همين يکي هستم. خواهر و برادرهايم همه ازدواج کرده‌اند.
‌مادرت چندسال دارد؟
٣٥‌سال.
‌کجا زندگي مي‌کنيد؟
کرمان، {...... }.
‌براي عقدتان مشکلي پيش نيامد؟ چون سن تو کم است، نيازي به مجوز گرفتن نداشتي؟
نه راحت عقد کرديم. کسي چيزي نگفت.
‌سخت نبود برايت با اين سن کم ازدواج کني؟ ‌
چرا اما فکر کردم بهتر از اين است که معتاد شوم. «ول» شوم. آخر همه جوان‌ها اينجا معتاد هستند. گفتم بروم دنبال زندگي‌ام و سر و سامان بگيرم. کار کنم.
درآمدت ماهانه چقدر است؟
ماهانه نيست. روزي است. روزي ٣٠هزارتومان اما يک روز است، ١٠روز نيست.
‌با اين درآمد مي‌تواني هزينه‌هاي پسرت را تامين کني؟
کم است اما پدر و مادرم کمک مي‌کنند، مادر خانمم مستمري مي‌گيرد.
‌مادر خانمت خرجي از کجا مي‌آورد؟
پدرخانمم عمل قلب باز کرد اما فوت کرد. برج هشت. مادرخانمم دنبال کارهاي مستمري است اما هنوز هيچي بهش ندادند.
‌پدر خانمت چه کاره بود؟
او هم کارگر بود. دوتا زن و ده تا بچه دارد. آنها هم زندگي شان پر از مشکل است. همه در زندگي شان مشکل دارند.
‌همسر دوم عمويتان چند ساله است؟
٣٢ سال. سه دختر دارد. آنها شيراز زندگي مي‌کنند.
‌عمويت که بيمار بود و خرج زندگي‌اش درنمي‌آيد چطور دوبار ازدواج کرد؟ آن‌هم در شيراز؟
قسمت خدا بود خانم. هيچ‌کس نمي‌تواند جلوي قسمت را بگيرد. هيچ‌کس نمي‌داند.
‌از زندگي چه مي‌خواهي؟
اينکه ناني دربياورم و با زن و بچه‌ام بخورم. بتوانم خانه بخرم. همين.
‌دوست‌داري بچه‌ات چه کاره شود؟
دوست دارم باسواد شود. کاري کند که به او افتخار کنم.
‌مي‌خواهي چندتا بچه داشته باشي؟
با اين وضعيت خرج و گراني، همين يکي را بزرگ کنم به سرانجام برسانم بس است. خيلي مشکل داريم. حس مي‌کنم سخت است؛ زندگي سخت است. بچه کوچک و مريضي و بدبختي. خانه مي‌خواهيم. آواره‌ايم. کمک مي‌خواهيم اگر مسوولان کمک کنند ممنونشان هستيم. چشم ما به دست آنهاست و دست آنها در دست خداست. کمک کنند خانه‌اي بسازيم و زندگي‌اي به هم بزنيم.
‌خانه خانواده خانمتان کجاست؟
خانواده خانمم در يک پارکينگ زندگي مي‌کنند.
‌وسايل گرم‌کننده و سرد‌کننده داريد؟
بخاري نداريم. يک اجاق گاز است که هميشه وسط اتاق روشن است.
‌وسايل خانه چطور؟ يخچال؟ تلويزيون و...؟
يخچال داريم اما تلويزيون نه.
‌چند نفر در آن پارکينگ زندگي مي‌کنند؟
هشت نفر خودمانيم، سه تا داماد و سه تا دختربچه يکي از دامادها.
‌متولد چه سالي هستي؟
نمي‌دانم به خدا متولد چه سالي هستم.
‌همسن و سال‌ها و دوستانت تو را مي‌بينند چه مي‌گويند؟ چه کار مي‌کنند؟
همسن‌و‌سال‌هايم بازي مي‌کنند. مدرسه مي‌روند. هيچي نمي‌گويند. خدا قسمت کند موفق شوند. اگر هم چيزي بگويند مي‌گويم قسمت بود. قسمت بود زود عروسي کنم و خدا زود بهم بچه بدهد.
‌دوست داشتي الان مدرسه مي‌رفتي؟
بله، دوست داشتم باسواد بودم، اما چون زير دست نامادري بوديم مارا مدرسه نگذاشتند.
‌مادرت کجاست؟
مادرم طلاق گرفت و رفت. آنها پير بودند. در روستا زندگي مي‌کردند. امکانات نبود. حالا چندسالي‌است آمديم شهر و امکانات هست.

نظرات بینندگان

ارسال نظر