صفحه نخست >> اجتماعی تعداد نظرات: 0

بهترين مدير هزينه هاي خانواده کيست؟

مديريت درست هزينه ها اگر چه براي همه خانواده ها امري لازم است ولي براي خانواده هاي کم درآمد و متوسط به پايين جامعه ضروري تر به نظر مي رسد. افراد با سطح درآمد بالا اگر در هزينه کردن درآمد، دچار خطا شوند امکان جبران اشتباهات را دارند اما در قشر کم درآمد جبران اشتباه سخت تر است.

کد خبر: 3049

مديريت درست هزينه ها اگر چه براي همه خانواده ها امري لازم است ولي براي خانواده هاي کم درآمد و متوسط به پايين جامعه ضروري تر به نظر مي رسد.
افراد با سطح درآمد بالا اگر در هزينه کردن درآمد، دچار خطا شوند امکان جبران اشتباهات را دارند اما در قشر کم درآمد جبران اشتباه سخت تر است.
در خانواده هاي پردرآمد اين امر باعث تحميل کار بيشتر بر نان آور خانواده مي شود اما در خانواده هاي کم درآمد، مديريت نادرست هزينه ها، گاه زندگي خانوادگي آنان را از هم مي پاشد به طوري که مشکلات اقتصادي يکي از عوامل تاثير گذار بر ميزان گرايش به طلاق در ميان اين خانواده ها است.
از جمله وظايف اقتصادي خانوارها مي توان به تهيه خوراک، پوشاک، تامين امکانات مراقبت از کودک، رفع نيازهاي آموزشي، خريد مسکن مناسب، امکانات اوقات فراغت، ايجاد امکان تحصيلات دانشگاهي، آماده کردن فرزندان براي ترک منزل اشاره کرد.
اين وظايف اقتصادي در طول حيات يک خانواده ثابت نيست و با گذر زمان تغيير مي کند خانواده ايراني در مرحله اي که فرزند بزرگ خانواده به سن جواني پا مي گذارد، با اوج نيازمندي هاي اقتصادي خود مواجه مي شود و اينجاست که فشار بيشتري به پدر و مادر براي تامين درآمد و مديريت مخارج خانه وارد مي شود.
با همه اين موارد بايد تاثير بحران هاي اقتصادي را نيز اضافه کرد که معمولا با کاهش قدرت خريد خانواده و افزايش حجم مطالبات فرزندان همراه است، اگر اين بحران ها به درستي مديريت نشوند به تدريج به بحران هاي رواني و بروز اختلاف هاي خانوادگي مي انجامند.
در اين مرحله خانواده به ساخت سنتي خود نزديک مي شود پدر به سمت کسب درآمد بيشتر مي رود و مادر در مرکزيت عاطفي خانواده قرار مي گيرد.
از آنجا که اقتصاد ضامن بقاي خانواده است، عمدتا ساير جنبه هاي زندگي خانواده فداي بعد اقتصادي آن مي شود و اين مهمترين خطر براي خانواده هاي امروزي است.
يکي از اعضاي هيات علمي دانشگاه ايلام گفت: اقتصاد يک هنر است، فقط کسب درآمد نمي تواند به رشد و پيشرفت آن کمک کند بلکه چگونگي مصرف شدن درآمد، سرمايه گذاري و مديريت تقسيم آن به خانواده فرصتي براي بهبود موقعيت اقتصادي و اجتماعي مي دهد.
باقر درويشي اظهار کرد: مهمتر از اين موضوع، بحث آموزش اقتصادي به افراد است که جاي آن در نهادهاي آموزشي خالي است و با بيشتر شدن مشکلات اقتصادي، نداشتن اين مهارت مي تواند مشکلات بي شماري به وجود آورد، تا جايي که بسياري از مشکلات خانوادگي ريشه در مسايل اقتصادي و ناتواني در حل آنها دارد.
وي ادامه داد: در پاسخ به اين سووال که چه کسي بايد مديريت اقتصاد خانواده را بر عهده بگيرد؟ مي توان گفت در جامعه ما بسياري از زنان و مردان در محيط بيرون مديران خوبي هستند اما در خانواده نمي توانند مديريت مطلوب و قوي داشته باشند.
وي اضافه کرد: در اين خانواده ها فرزندان هم مهارت لازم براي مديريت اقتصادي را به دست نمي آورند و اصلا نمي دانند چگونه بايد طبق درآمد خانواده هزينه کنند و اين موضوع منجر به بروز اختلاف در خانواده و در برخي موارد تشديد آن باعث از بين رفتن احساس رضايت افراد از يکديگر، از بين رفتن احساس آرامش و درگيري بين اعضا و در نهايت طلاق عاطفي زن و مرد و دور شدن اعضاي خانوده از هم مي شود.
درويشي افزود: اگر افراد خانواده بخصوص پدر و مادر، مهارت مديريت اقتصادي را کسب کنند و وظايف خود را به درستي انجام دهند، مي توانند به نوعي در پيشبرد وضعيت اقتصادي خانواده گام بردارند که اين امر باعث بالا رفتن احساس رضايتمندي در افراد و کاهش پرخاشگري و اضطراب مي شود.
وي تاکيد کرد: اگر خانواده بتواند هماهنگي لازم را در اين زمينه ميان اعضا بوجود آورد و مديريت اقتصادي را به کسي بسپارد که شايستگي بيشتري دارد، به سطح رفاه بالاتري مي رسد و مي تواند زمينه سرمايه گذاري مطلوبتري را براي آينده فراهم کند، در هنگام وقوع هزينه هاي پيش بيني نشده خانواده دچار بحران و مشکل نمي شود و هنگام نياز حياتي به منابع مالي مجبور به فروش دارايي هاي درآمد زاي خانواده نمي شود.
وي گفت: حال اين سوال مطرح است که براي برآورده کردن اهداف مذکور مديريت اقتصادي خانواده بايد به چه کسي واگذار شود؟
وي ادامه داد: دوره اي که دخل و خرج خانه به عهده مرد بود و زن ها نگاهشان به دست شوهرانشان، ديگر سر آمده و اين روزها در بعضي موارد مي بينيم که انگار برعکس شده موقع خريد اتومبيل، خرج هاي پيش بيني نشده و حتي موقع خريد خانه، چشم مرد ها به دست زن هاست تا با سحر و جادوي هميشگي شان، از همان گنجشک روزي اي که روي طاقچه يا توي بانک برايشان گذاشته بودند، پس اندازي رو کنند تا اين مشکل خانواده هم حل شود.
به گفته وي، بر اساس داستان هاي طنز و حتي برنامه هاي تلويزيوني چنين تصور مي شود که خانم ها پرخرج و بي مبالات هستند و حساب و کتاب مالي نمي دانند، اما واقعيت چيز ديگري است.
اين اقتصاددان اظهار کرد: طبق تحقيقات يک سايت اقتصادي در آمريکا نيمي از مردان اعتراف کرده اند پرداخت به موقع صورتحساب هايشان را فراموش مي کنند و در پايان ماه هم فهرست مشخصي از ميزان خرج هايشان ندارند، اما اين حالت فقط در 17 درصد خانم ها ديده مي شود.
وي يادآور شد: اين سايت در نهايت اين طور نتيجه گرفته که زنان مديريت مالي منسجم تر و منظم تري دارند و امور مالي خانه را بهتر کنترل مي کنند و کمتر ممکن است بدهي بار بياورند.
وي اضافه کرد: به علاوه ريسک پذيري بيشتر مردان در امور مالي باعث بالاتر رفتن ميزان بدهي هاي خانواده هايي مي شود که مديريت مالي شان به عهده مرد است به عنوان مثال مديريت امور اقتصادي خانه در کشور ژاپن با زنان است، در يک خانواده ژاپني خانم خانه درآمد خانواده را جمع آوري و درباره سرمايه گذاري اقتصادي، هزينه ها و مصارف تصميم مي گيرد اين مورد هيچ ربطي به شاغل بودن يا نبودن او ندارد.
درويشي گفت: به طور خلاصه مي توان گفت که در مورد مديريت هزينه هاي خانوار بهتر است در درجه اول، مسووليت به عهده کسي باشد که مديريت بهتري دارد.
وي افزود: اگر هر دو (زن و مرد) اين ويژگي را داشته باشند، باز هم بهتر است مديريت اقتصادي خانه به دست خانم ها باشد زيرا آنها اشراف بهتري به جزييات مخارج و اصولا آينده نگري بيشتري دارند، نياز افراد را بهتر مي شناسند و به نوعي فراغ بال بيشتري هم براي رسيدگي به اين امور دارند.
وي خاطر نشان کرد: نمي توانيم براي مديريت اقتصادي خانواده ها به دنبال فرمول و يا مدل هاي پيچيده باشيم، گاهي افراد عادي آن چنان مديريت اقتصادي را در خانواده اعمال مي کنند که برخي فارغ التحصيلان رشته هاي مالي توانايي آن را ندارند.
وي ادامه داد: درک موقعيت خانواده، تشخيص منابع و چگونگي تامين آنها و شناخت نيازهاي ضروري، مديريت صحيح مي طلبد که نبايد از آن غفلت کرد در اين ميان اهميت بهره وري را هم نبايد ناديده گرفت زيرا که بهره وري در اقتصاد خانواده نقش اساسي دارد.
درويشي تاکيد کرد: براي مديريت بودجه خانوار ها نسخه واحد و مشخصي وجود ندارد که بتوان با ارايه اين نسخه نحوه تخصيص درآمد همه خانوار ها را بهبود بخشيد. زيرا اولاً نياز خانوارها و اولويت هاي هرکدام متفاوت از ديگري است و دوم اين که حتي اين نياز ها و اولوليت ها در طي زمان براي يک خانوار مشخص تغيير مي کند.
به گفته وي، در علم اقتصاد مساله چشم و هم چشمي در مصرف مساله مهمي است بر اساس نظريات اقتصادي فرد زماني احساس رفاه يا برخورداري از جايگاه اجتماعي مي کند که بتواند به ميزان متوسط جامعه يا بالاتر مصرف کند با اين حال توجه به نکات زير در اين زمينه لازم است شکل دهي مصرف مبتني بر چشم و هم چشمي ممکن است منجر به يکسري هزينه هاي اضافي و غير ضروري شود.
وي مي گويد: در زندگي بايد بر مبناي نيازهاي ضروري خود برنامه ريزي کنيم، مساله نگران کننده اين است که کالاهايي در سبد هزينه خانوار است که هيچ ضرورتي ندارد و اين کالاها از روي تفنن، چشم و هم چشمي و تحت تاثير زرق و برق جايگزين شده و کل درآمد خانواده را تحت تاثير قرار داده است.
درويشي گفت: براي حل اين مساله بايد علم، کمالات، شعور و درک خود را با افراد بالاتر از خود و شرايط زندگي را با افراد پايين تر از خود مقايسه کنيم. در غير اين صورت ما همواره نگرانيم و خود را با ديگران در اين باره که مثلا چه خانه لوکسي دارند، چه ماشيني سوار مي شوند و نظاير آن مقايسه مي کنيم وقتي اين فراموشي اتفاق مي افتد ما تا انتها در زندگي مشکل داريم و راه بسيار سختي را بايد طي کنيم.
وي تاکيد کرد: در بحث هزينه و مديريت آن اول بايد به جيبمان نگاه کنيم و ببينيم افراد با درآمد کمتر از ما چگونه زندگي مي کنند، حسن اين نوع نگاه و بينش اين است که ما از چگونگي زندگي ديگران مطلع مي شويم و راحت تر مي توانيم امور زندگي خود را براساس واقعيت هايي که براي ما متصور است پيش ببريم.

ايرنا/

نظرات بینندگان

ارسال نظر